تاریخ درج خبر : 1392/06/04
کد خبر : ۶۶۹۹۲
+ تغییر اندازه نوشته -

آرامشی که در طوفان سیاسیون و جوسازان عرصه سلامت محو می‌شود

سایت استان: حکایت فشارها و بی‌انصافی‌های اخیر علیه مجموعه مدیریتی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، انسان را یاد حکایت مورچه‌ای می‌اندازد که قطره شبنم چکیده از برگ گیاه کِناری خود را سیل می‌بیند و فریاد “وای سیل وای سیل” سر می‌دهد.

205

کودکی دوران خاطره هاست؛ دوران ماندگاری بعضی نام‌ها و واژه ها! از جمله این نام‌ها “پزشکان هندی” است. به خاطر دارم که در دهدشت یکی از همین پزشکان هندی در همسایگی ما زندگی می‌کرد، ارتباطات ما با واژه‌های دست و پا شکسته‌ای بود که بعضی را او درک می‌کرد و تعدادی را هم ما متوجه می‌شدیم.

در سال‌های اخیر اما دولت‌مردان عرصه سلامت کشورمان، آستین همت بالا زده، پزشکان جوانی تربیت کرده و به جای جای این کشور محبوب از جمله استان محروم و کمتر توسعه‌یافته کهگیلویه و بویراحمد فرستادند.

تعدادی از این پزشکان جوان بعد‌ها ازدواج و در این استان ماندگار شدند و تعدادی نیز با خاطره‌های تلخ و شیرین سرزمین مادری‌امان را ترک کردند؛ هر جا هستند برایشان آرزوی سربلندی و سرافرازی داریم.

اما در این میان تعدادی نیز پس از ادامه تحصیل تا سطح تخصص دوباره به مناطق دورافتاده این استان برگشته و به ارائه خدمت مشغول هستند.

فضای آرام سلامت بازیچه دست سودجویان/مصلحت مردم مهم است یا منفعت منفعت‌طلبان؟

وقتی به دلایل شغل خبری با تعدادی از آنان در خارج از استان و یا در زمان ارائه خدمت در بیمارستان‌ها، همکلام می‌شدیم، خاطرات شیرین آنان جذاب می‌نمود و تلخی‌های مانده در ذهنشان نیز تأسفمان را بیشتر می‌کرد.

تا اینکه روز گذشته مطلبی تحت عنوان” آیا مدیریت دانشگاه علوم پزشکی استان همچنان در چنبره نیروهای استان فارس خواهد ماند!؟” را به قلم فردی که هویت خود را مشخص نکرده بود و ظاهر” از کارکنان این دانشگاه بود، توجهم را جلب کرد! مرورش کردم. بارهای بار! بعد از آن در یکی دو رسانه دیگر هم آن نوشته را خواندم. باز هم بحث کهنه و فرسوده بومی و غیر بومی!

باز هم دامن‌زدن به مسائل قومیتی برای رسیدن به اهدافی که معمولا در زمان تغییر نگرش دولت‌ها آغاز می‌‌شود و افرادی با نظرات و ایده‌های خاص کاسه داغ‌تر از آش می‌شوند و چنان بر طبل تفرقه و اختلاف می‌کوبند که ظاهرا” سال‌ها خدمات آنان در این جامعه برای عام و خاص مشخص و مشهود است!

این روزها در استان کهگیلویه و بویراحمد فضا به سمتی می‌رود که گویا هیچ چیز برای بعضی‌ها، مهم‌تر از انتخاب رئیس دانشگاهی “بومی” برای علوم پزشکی نیست؛ ظاهرا کانون‌های قدرت و ثروت با زیرکی، به برخی رسانه‌های محلی نزدیک شده اند و تلاش می‌کنند که از این دوره گذار، نهایت بهره را برده و با کمک رسانه به منافع و مطامع خود برسند.

در این وادی ذکر برخی نکات برای روشن کردن اذهان ضروری به نظر می‌رسد.

معاونان غیربومی دانشگاه یکی لرتبار و دیگر داماد لرها است/ به بحث‌های قومیت‌گرایی دامن نزنید

در استان کهگیلویه و بویراحمد روزی حتی یک پزشک هم نبود، در آن روزها همین پزشکان به اصطلاح غیر بومی آمدند و سنگرهای سلامت مردم را خالی نگذاشتند. بدون شک فراموش ناشدنی هستند پزشکانی که در دل روستاهای محروم، سرمای سوزان زمستان را بدون بخاری و آنرا تحمل نموده آنگونه که در این شرایط هم طبابت می‌کردند و هم از کمک‌های انسانی خود در تأمین کیف و کفش بچه‌های روستا دریغ نمی‌کردند؛ این‌ها غیر بومی‌هایی هستند که امروز برخی از ماها می‌خواهیم برای تخریب آن‌ها از هر شیوه‌ای استفاده کنیم و هیچ وقت آنان را از خود ندانستیم به گونه ای که حتی یک بار حاصل خدماتشان را در سایت ها و خبرگزاری هایمان ارج نگذاشتیم.

باید بپذیریم که در عصر برادری و مدرنیته، حرف زدن از قومیت و بومی و غیر بومی بودن افراد بدون در نظر گرفتن صلاحیت آن‌ها، حماقتی است که چوب آن را مردم و جامعه می‌خورند.

در محافل و رسانه‌ها نقل می‌کنند که دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در چنبره استان فارسی‌ها است! ولی با کمی تحقیق و بررسی، بسیار متعجب شدیم که چرا بعضی رسانه ها باید خود را در اختیار مطامع و منافع دیگران قرار دهد.

در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، هفت معاونت وجود دارد که تنها دو مورد آن‌ها یعنی معاونت درمان و معاونت پژوهشی غیر بومی هستند و معاونت های پشتیبانی، آموزش، غذا و دارو (با اهلیت شهرستان بویراحمد)، فرهنگی و امور دانشجویی(با اهلیت شهرستان باشت)، بهداشت( اهل شهرستان کهگیلویه) همگی بومی هستند. از طرف دیگر اکثر مدیران میانی و ستادی دانشگاه نیز بومی استان کهگیلویه و بویراحمد هستند که درج این اتهام، تنها این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که به دست آوردن یک مسئولیت چقدر ارزش دارد که به هر شیوه‌ای بخواهیم خدمت رسانی در عرصه سلامت را زیر فشارهای بی‌انصافانه خود قرار دهیم.

آیا وجود دو معاون غیر بومی (که یک نفر از آنان اصالتا” لُر تبار و دیگری داماد لُرهاست) در دانشگاه عریض و طویل علوم پزشکی عجیب است که برخی محافل، افراد و گروه‌ها که این روزها به تکاپو افتادند تا بیشترین بهره برداری را از فضای موجود ببرند، آن را به همه بدنه دانشگاه تعمیم داده و دانشگاه را در چنبره غیربومی‌ها می بینند؟!

حکایت فشارها و بی‌انصافی‌های اخیر علیه مجموعه مدیریتی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، انسان را یاد حکایت مورچه‌ای می‌اندازد که قطره شبنم چکیده از برگ گیاه کِناری خود را سیل می‌بیند و فریاد “وای سیل وای سیل” سر می‌دهد.

از سایت‌های محلی انتظار می‌رود که کمی پخته‌ عمل کنند و به جای نقد اهلیت افراد و بومی بودن و غیر بومی بودن آن‌ها، عملکرد افراد را بررسی کنند و از دامن زدن به مسائلی می تواند مانع توسعه استان شود، پرهیز نمایند.

سال‌هایی که در عنفوان جوانی صرف خدمت به استانی محروم شد

بالاخره هر مدیری آمدن و رفتنی دارد! ولی اینگونه بی‌انصافی کردن در حق مدیران غیر بومی که هر کدام از آن‌ها شاید منتظر چنین فرصتی برای رفتن باشند، دور از اخلاق و عقلانیت است و در واقع بدترین بدرقه از مدیرانی است که جوانی و تخصص خود را در این استان گذرانیده و به زعم عمده رسانه‌ها جهش قابل ملاحظه‌ای در این چهار سال مدیریت دکتر نبوی‌زاده و تیم همکار او در عرصه سلامت داشته‌ایم و در یکی دو سال آینده نیز نتیجه برخی از سرمایه‌گذاری‌ها و اقدامات زیرساختی در این حوزه برای مردم ملموس‌تر خواهد شد.

206

نتایجی که بسیاری آن را به انقلاب در حوزه بهداشت و درمان تعبیر می‌کنند؛ به هر حال در یک دوره چهار ساله انتظاراتی بیش از پیشرفت‌های اخیر با توجه به شرایط بد اقتصادی و تحریم‌ها کمی دور از انصاف است؛ از طرفی نقیصه در مدیریت هر مسئولی نیز امری طبیعی است و باید مدیر عملکرد خود را پاسخگو باشد که این مهم در رفتار مجموعه سلامت استان تا حدود زیادی دیده می‌شود؛ نمونه بارز تلاش در راستای فرهنگ‌سازی سلامت با راه‌اندازی پایگاه خبری و اطلاع رسانی وب‌ ویژه سلامت برای نخستین بار در استان بوده است که اخبار علمی مرتبط با این حوزه مورد استقبال مردم و فعالان عرصه خبر قرار گرفته است.

بسیاری از پزشکان غیر بومی ما تخصص و سال‌های جوانی خود را در دل روستاهی محرومی چون زیلایی و دیشموک گذرانیدند و آن‌قدر در این سنگرهای طبابت ماندند که بیشتر بومی تلقی می شوند تا غیر بومی.

اما در مورد دو مدیری غیربومی که این‌روزها تخریب‌هایی صورت گرفته است، باید بگوییم،

دکتر سید حسام‌الدین نبوی‌زاده بیش از 15 سال است که در این استان مشغول به خدمت است. سال‌هایی دقیقا” مصادف است با سال‌های جوانی‌اش؛ وی نخستین فوق تخصص آسم و آلرژی است که پا به استان کهگیلویه و بویراحمد گذاشته است.

دکتر اورنگ ایلامی نیز نخستین متخصص عفونی است که حاضر شد در این استان خدمت کند و بیش از سه سال تنها متخصص عفونی بود که در این استان با کمترین امکانات مشغول به خدمت بود و هم اکنون نیز هر دوی این پزشکان متخصص در کلینیک و بیمارستان دولتی به طبابت مشغولند.

این دو مدیر غیر بومی دقیقا”‌در موقعی که قانون به آن‌ها اجازه می‌داد در بخش خصوصی کار کنند ولی درآمدهای بسیار بالای بخش خصوصی را به کار و خدمت برای اقشار کم‌درآمد در بخش دولتی ترجیح ندادند و حاضر شدند در بیمارستان‌ها و بخش دولتی با درآمد کمتری به این مردم خدمت کنند.

از طرفی نیز ورود چنین متخصصانی که البته کم نیستند و نام بردن از دو نفر از آن‌ها برای هجمه‌ها و تخریب‌های اخیر علیه آن دو نفر بوده، جای هیچ پزشک بومی را تنگ نکرده است.

سوال اینجاست؛ آیا ما حاضر هستیم که با فرزندان بومی خود در دیگر استان‌ها اینچنین برخورد شود و با چوب احمقانه قومیت‌گرایی و بومی‌گرایی از پیشرفت و ترقی باز بمانند؟! اگر امروز که فرزندان برومند و متخصص بومی در استان‌های برخوردار، صاحب نام و نان هستند؛ بخواهند برای خدمت به استان مادری‌اشان برگردند، جا برای خدمت آن‌ها نیست؟!

چرا باید چنین فرهنگی مذمومی را باب کنیم تا پزشکان غیربومی و متخصص ما فرار را بر قرار ترجیح دهند؟!

مگر نه این است که یکی از بیشترین انتقادات به عرصه درمان این استان، نبود پزشک است؛ باید بپذیریم و بدانیم که این نقیصه بزرگ حاصل چنین تفکراتی است که این روزها برای به دست آوردن یک پست و مقام در گوشه و کنار و محافل سیاسی شاهد آن هستیم.

آیا به لحاظ عقلی و وجدانی، پزشکان و مدیران غیر بومی عرصه سلامت که تخصص و جوانی خود را بیش از 15 سال برای این استان خرج کرده‌اند، امروز شایسته این برخوردها هستند؟!

شما از کدام دانشگاه حرف می‌زنید که در چنبره استان فارسی‌ها است؟!مگر همه این دانشگاه و عرصه بزرگ سلامت در کهگیلویه و بویراحمد، تنها دو معاونت این دانشگاه است که همان‌گونه که اشاره شد، یکی لُر تبار و دیگری داماد لُرهاست؟!

به هر حال باید بپذیریم، بسیاری از این پزشکان غیر بومی و مسئولان دانشگاه علوم پزشکی که امروزه به جرم غیربومی بودن متهم هستند، زبان لری را بهتر از ماها حرف می‌زنند؛ در کنار ما و همرزم سربازان و افسران سنگرهای سلامتند و اینگونه خطاب قراردادن آن‌ها، دودی را بلند خواهد کرد که بدون شک به چشم مردم و ولی‌نعمتان انقلاب و نظام خواهد رفت.

تفکیک قومیتی و مرزبندی‌های بومی بودن یا نبودن آنقدر مذموم هست که باید این‌روزها برخی سایت‌های محلی را برای دامن زدن به این تفکر پوسیده مورد عتاب و سرزنش قرار داد.

باید از خود بپرسیم که عملکرد و تفکرات ماها چه بلایی بر سر پزشکان غیربومی آورده است که یکی از مهم‌ترین مشکلات کنونی عرصه سلامت کهگیلویه و بویراحمد و مراجعات به سایر استان‌ها عدم ماندگاری پزشکان و متخصصان و فراری دادن آن‌ها شده است! و علی‌رغم همه تلاش‌ها تاکنون میزان ماندگاری آنان در شهرستان های این استان چندان افزایش و بهبودی را نشان نمی‌دهد.

اینکه چشم از همه پیشرفت‌های چند ساله دانشگاه علوم پزشکی یاسوج بپوشانیم و تنها چند مدیر غیربومی را ببینیم کاملا” دور از اخلاق و عقل است و بدون شک مطامع و منافعی پشت این‌گونه برخوردها و ترویج چنین تفکراتی در فضای رسانه‌ای استان نهفته است که سودی به حال سلامتی مردم نخواهد داشت.

اجرای بیش از 55 پروژه عمرانی و درمانی، بهره‌برداری از هشت مرکز بستر درمانی شبانه روزی، احداث بیش از 100 خانه بهداشت، احداث چندین بخش بیمارستانی از جمله بخش جراحی 2، اتفاقات بیمارستان امام سجاد (ع) و اتفاقات نوزادان، احداث بیش از 9 پایگاه اورژانس115، اضافه شدن بیش از 27 کد رشته جدید، تأسیس برخی رشته‌ها دانشگاهی در مقاطع کارشناسی ارشد و تخصص و موارد زیادی از این دست، تنها بخشی از عملکرد این مدیران به اصطلاح غیربومی است.

نگذارید صفت “خوش استقبال و بد بدرقه” را به ما بچسبانند/ زحمت‌کشان عرصه سلامت شایسته این برخوردها نیستند

امروز در برخی استان‌ها، گزینه‌های اصلی دانشگاه علوم پزشکی آنها، فردی کهگیلویه و بویراحمدی است. آیا در آنجا هم باید چنین مسائلی مطرح شود؟! این استان فرزندان نامداری در عرصه پزشکی در سطح کشور دارد که بدون شک اگر پای منافع سودجویان در میان باشد با همین پزشکان بومی نیز چنین برخوردهایی می‌شود و اینجا دیگر به بومی بودن و نبودن کاری ندارند زیرا منافع خودشان از هر چیز دیگری برایشان مهم‌تر است.

به هر حال در روزهای تغییر دولت بدون در نظر گرفتن ماندن یا رفتن ریاست کنونی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج و یا هر فرد جایگزین باید گفت: که این برخوردها بدترین نوع بدرقه از سوی سودجویانی است که متأسفانه به اسم مردمانی تمام می‌شود که به مهمان‌نوازی و صداقت شهره هستند.

وزیر کاری و جدی بهداشت این امید را ایجاد کرده که میدان از برخی سودجویان طمع‌کار گرفته شود تا سیاست‌زدگی از عرصه سلامت رخت ببندد و رأس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در دست یک چهره علمی بماند یا به یک چهره علمی دیگر واگذار شود.

باید یادمان نرود که ریاست دانشگاه علوم پزشکی از محافل علمی و تخصصی بیرون می‌آید نه از محافل سیاسی و مخفیانه شبانه! که در این مدت با تشکیل جلسات شبانه و مکرر و با هویت افرادی نامشخص تلاش می کنند عرصه را بر بخش بهداشت و درمان چنان تنگ نمایند که هر آنچه خود خواهند اتفاق افتد!

باور داشته باشیم همانگونه که وزیر بهداشت نیز تاکید نموده است، عرصه سلامت این روزها بیش از هر زمان دیگری به یک فضای آرام نیاز دارد و تلاش در راستای تقویت این فضا از وظایف اصلی رسانه هاست.

متأسفانه برخی کانون‌های قدرت و ثروت با زیرکی خود را به برخی رسانه‌های محلی نزدیک کردند و تلاش می‌کنند که در این دوره گذار در تغییر دولت نهایت بهره را ببرند و با کمک رسانه به منافع و مطامع خود برسند.

جای بسیار تأسف است که رسانه‌های ما تا این حد شأن خود را پایین آورده و برای دنیای دیگران قلم بزنند و قدرت خود را در مسیر قدرت قدرتمندان و ثروت ثروتمندان قرار دهند.

شکی وجود ندارد که همین محافلی که در گوشه و کنار برای رسیدن به یک گزینه دلخواه در مسئولیت رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج انجام می‌شود به کمک همین پیوند نامبارک رسانه‌ها و کانون‌های قدرت و ثروت است و این‌ها هستند که چنین محافلی را راه می‌اندازند و خود نیز از آن بهره‌برداری سیاسی می‌کنند.

در عصر متمدن و مدرن امروزی از قومیت و اهلیت افراد می‌گویند و با چماق قومی‌گرایی و طناب پوسیده بومی و غیربومی بودن سعی در تخریب شخصیت مسئولانی می‌کنند که از توانایی آن‌ها هراس دارند.

آنچه که مهم است قدردانی از زحمات همه پزشکانی است که برای نجات جان مردم و افزایش سلامتی آنان تلاش می‌کنند چه بومی باشند و چه غیر بومی. روزتان مبارک….

منبع:فارس – کریم بنام

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • کارشناس ارشد بهداشت می‌گه:

    من هم با عضو محترم هیات علمی موافقم چه خوب بود اگر کسانی هم بودند تا در گذشته از مدیران شایسته بومی اینگونه دفاع می کردند که نویسنده مطالب (( آرامشی که در طوفان……)) از مدیران کنونی دفاع می کند.

  • عضو هیئت علمی می‌گه:

    دادن این نسبت های ناروا به کسانی که خواهان تغییرات اساسی در مدیریت دانشگاه علوم پزشکی هستند کار درستی نیست. در این شرایط امروزی جامعه و دانشگاه استفاده از نیروهای نخبه اعم از بومی یا غیر بومی و البته دارای تجربه و هم جهت با گرایش حاکم که مقبولیت اکثریت را دارد امری پسندیده و قابل دفاع است. بالاخره باید ضرورت تغییر را بپذیریم و نیروهای آزرده خاطر بومی را با مدیریت استان آشتی دهیم چرا که همیشه آسیب ها و نقدها و اعتراضات و دردسرها برای مدیران بومی بیشتر بوده و خواهد بود متاسفانه ما قدر نیروهای بومی را هر چند توانمند باشند کمتر می دانیم و اهل سیاست حرمت و جایگاه متخصصین بومی را کمتر رعایت می کنند… پس باید منصف بود و یک جانبه نباید قضاوت کرد!

  • ناشناس می‌گه:

    واقعا بر این سایت مزخرف متاسفم در علو پزشکی نیستی تا ببینی چخ ظلمی میشه

  • از ياسوج می‌گه:

    همینه …. هستی که دفاع میکنی از دارو دسته ….

200x208
200x208