تاریخ درج خبر : 1392/06/04
کد خبر : ۶۶۹۹۸
+ تغییر اندازه نوشته -

در هویت عکس ها…

سایت استان: عبدالرسول شریفی
طبیعت و پیرامون در نظر همواره برای هنرمند بویژه نقاشان و عکاسان منبع بی پایان الهام و شگفتی بوده و هست و در این میان هنرمندان تماماً در صدد آن بوده اند که با رجوع و تعمق در این مسیر و به مدد شناخت و آگاهی تکنیکی روح سرشار از هیجان و زندگی را در قاب تصویر خود ثبت و با این زبان با مخاطب خود ( جامعه ) ارتباطی تنگاتنگ را رقم زنند. جان سارکوفسکی خصوصیات اصلی این سنت عکاسی ( طبیعت پردازی ) را چنین جمع بندی می کند« عشق به کمال و بلاغت عکاسی، حساسیتی فوق العاده نسبت به محتوای عرفانی مناظر طبیعی، اعتقاد به وجود یک زبان صورتگر ایانه جهانی و حداقل توجه نسبت به انسان به عنوان موجودی اجتماعی است»

210101
تنوع نگاه در حوادث پیرامون ما توسط هنرمندان بسیار زیبا و قابل اعتناست بعنوان مثال ویلیام کلیفتز از همان سرزمینهایی دیدن کرد که آنسل آدامز به آنها پای نهاده بود ولی برخلاف او که عوامل تداعی کننده حضور انسانی را به حداقل رسانده بود کلینفتز بسیاری از مناظر باشکوهش از غرب را با تصویر جاده های کثیف و حصارها و سیمهای خاردار و تاثیر نامطلوب انسانی به ثبت رساند. تقلیل دادن یا ندادن این عوامل چقدر بر میزان اثربخشی یک اثر می افزاید و یا می کاهد؟ آیا اساساً نقش و عملکرد انسان در محیط باید توسط هنرمند و در اثر آن مفهوم و جایگاهی داشته باشد یا نه؟ تامل به این گونه پرسشها بهانه بسیار خوبی است برای پرداخت به نمایشگاه عکسی با عنوان « انعکاس صدای طبیعت » مجموعه آثار عکاسی از طبیعت سید محمد حسینی.
آنچه از پوستر این نمایشگاه ادراک می گردد بیش از هر چیز دیگر اینکه ایشان بیشترین موضوع مورد مطالعه خود را در دنیای عکاسی، عکاسی از طبیعت شرح داده است. طبیعت به شیوه واقعگرایانه در عموم آثار ایشان به چشم می آید و این ویژگی متاسفانه در لحظه و برخورد اول با پوستر نمایشگاه کمی با تعارض همراه است چرا که می بایست پوستر نمایشگاه نیز در همین مسیر طراحی می شد و با دیگر آثار نمایشگاه هم صدا می گشت!
عکاسی در خیل آثار خود کادر مربع را انتخاب نموده که چنانچه این انتخاب از روی آگاهی شکل یافته باشد بایستی نکاتی در ذیل این انتخاب مورد توجه قرار می گرفت. در علم طراحی و گرافیک قرار گرفتن هر شکل و فرم، معنای ویژه ای را القاء می کند. آشنا بودن به خواص شکلها، باعث خواهد شد معنا و مفهومی که طراح و یا عکاس از طریق زبان تصویر و هنرهای تجسمی قصد بیان آنرا داشته، را بهتر به مخاطب ارجاع دهد. مربع یکی از اشکال هندسی است که بیش از هر شکل دیگر و به عنوان جهانی ترین صورت در زبان نمادها بکار گرفته شده است. این شکل می تواند نماینده وحدت گونه ها و نشان دهنده برابری یک چیز با خودش و به نحوی نامتناهی باشد و نتیجتاً می تواند نمادی از عدالت قانون تلقی شود که همه را به یک چشم می نگرد. در تعریفی دیگر مربع نماینده هماهنگی است که عالی ترین فضیلت بشمار می آید. و در پی این شناخت شخص می تواند از طریق آن به حقیقت مطلق دست یابد ( افلاطون )
همه جدا شود کارکرد کادر یا محدوده چقدر بر توان و اثر بخشی ما در ارائه یک اثر می تواند مفید واقع شود. بطوریکه تاثیر شایانی بر عناصر و کیفیات نیروهای بصری در درون خود بهمراه دارد. « بخش ملموس و بخش کیفیات بصری» که خرد شدن در آن به این کلام نمی انجامد. در کنار این مهم به نکته دیگری خواهم پرداخت تا شاید تصور ما را از حادث شدن یک اثر هنری روشنتر سازد. خاطرم هست دوستی در تقابل با آثار نقاشی حقیر به نکته ای اشاره داشت که روایتش در این جا خالی از لطف نیست. ایشان پس از لطف فرمودند تفاوتِ دیدن و هنرمندانه دیدن چیست؟
این پرسش می تواند به خیلی از چرایی های ما پاسخ دهد و شاید اندکی ملاحظه در اذهان ما بوجود بیاورد.
مارک جانستون درباره عکسهای رنگی ریچارد میسراچ از بیابان می نویسد: که این تصاویر گذشته از آنکه راجع به مکان به ما چیزی می گویند، این مفهوم نیز بیان میدارد که چگونه می تواند تجربیات هستی را در قالب عکس دگرگون ساخت. این اهمیت که بقول جانستون درباره عکسهای رنگی ریچارد میسراچ از بیابان می نویسد: که این تصاویر گذشته از آنکه راجع به مکان به ما چیزی می گویند، این مفهوم نیز بیان میدارد که چگونه می تواند تجربیات هستی را در قالب عکس دگرگون ساخت. این اهمیت که بقول جانستون یک عملکرد ویژه در ساخت و خروجی یک اثر هنری است متاسفانه کمتر در آثار این نمایشگاه به چشم خورد که شاید دلیل آنرا در مسیر گزینش و انتخاب بعضی از مولفه ها بتوان دید که می توان به برخی از آنها نیز اشاره کرد: 1 – توجه نداشتن به دامنه تونهای سیاه و سفید 2 – کنتراست موضوع 3 – کنتراست کاغذ 4 – نقطه دید 5 – کادر و لبه 6 – عمق میدان مناسب 7 – درجه وضوح که اصول طرح نیز نامیده می شود را نام برد. ادواردوستون در این باره می گوید: عکاس هنگام عکسبرداری دست به گزینش و استفاده از برخی عناصر صوری می زند با تغییر دادن وضعیت دوربین – زاویه دوربین یا فاصله کانونی عدسی – عکاسی کمپوزسیونهای بی شماری را از یک موضوع معین بدست می آورد که این مهم نیز در این نمایشگاه کمتر مورد توجه عکاس قرار گرفته بود نکته مهم دیگری که نیز موجب گردید وحدت آثار به چشم نیاید کم بینی در فرم و موضوع بود که دامنه محتوارا در آثار متأسفانه در حد بسیار بالایی تنزل داده بود که امید می رود در آثار بعدی عنایت و تأویل به این عناصر سه گانه بیشتر مورد توجه عکاس عزیز قرار گیرد .
همه میدانیم که در معرفی و کارکرد یک مدل در اثر هنری، هنرمند باید بتواند از تمهیداتی که در وجود خویش دارد به مدلهایش عزت و متانت ببخشد و هرگز بعبارتی سوژه را تاحد یک شی تقلیل ندهد. چنانچه هنرمند عزیز آقای حسینی به نکاتی همچون زمینه درونی و برونی عنایتی ویژه می داشت قطعاً آثاری قابل توجه در این نمایشگاه عرضه می شد. در پایان برای ایشان توفیقات بی شماری آرزومندم.
انشاالله

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • عکاس نامعتبر می‌گه:

    جناب آقای شریفی نقد جالبی بود و خوشحالم که در شهر کوچکی چون یاسوج منتقدی هنری با دقت تمام نظرات خود را با استناد به نظریات سایر هنرمندان برجسته به رشته تحریر درآورده است. نقد عکسهای جناب آقای حسینی عکاس خوب هم استانی ، میتواند محرکی برای ارتقائ کارهای ایشان و سایر هنرمندان باشد. امیدوارم بتوانم نقد شما در باره نماشگاه عکس جدید عکاسان و شرایط حاکم برآن به خصوص دسته بندی خاص موجود ببینیم.

200x208
200x208