تاریخ درج خبر : 1392/06/05
کد خبر : ۶۷۷۶۱
+ تغییر اندازه نوشته -

در حاشیه دیدار موحد با هاشمی

دیدار آقای موحد با هاشمی ، مجددا نام موحد را برزبانها جاری کرد.افرادی نقد کردند. عده ای حمله نمودند.برخی هم دفاع نمودندند.
برخی از دوستان از ما هم می پرسیدند که نظر شما در این خصوص چیست. من هم بنا به دلایل روحی که البته با فرمول های امروزی ضعف شدید است سالهاست ارتباط ارگانیک خود را با سیاستمداران استانی به حداقل رساندم ولی لازم دیدم برای دفاع از اقدام ایشان ، تاکید می کنم اقدام ایشان چند جمله ای بنویسیم..
در یکی از سایت های استان با جهت گیری خاصی تا کنون چند مقاله در نقد موحد و دیدار وی با هاشمی نوشته شده است.

صرف نظر از جهت گیری های و انگیزه های سیاسی و اجتماعی این عده ، محور عمده انتقادات این عده در موارد زیر خلاصه می شود..
الف: عمده انتقادات به همراهان و ملازمان موحد بوده است. تحصیلات و جایگاههای اجتماعی و عقاید سیاسی و حتی شغل و پیشه این ملازمان مورد سوال خوانندگان و نقادان قرار گرفته بود.
ب: برخی از مقالات به اندیشه و جهت گیری سیاسی موحد مربوط می شود.
که چرا در فلان انتخابات چنین و در فلان انتخابات چنان کرده است. به سهم خویش ، به عنوان یک فردی که در فضای مجازی حضور دارد لازم است دو گزاره فوق را به نقد و نقادی بکشانم.
در رابطه با همراهان موحد، لازم است موحد را عمیق تر مطالعه نمایید. من برخی از آقایان را نمی شناسم .
ولی در خصوص افرادی که در مقاله ها به نقد آنها اشاره شده بود ، جناب اقای دولت موجه ترین و نزدیک ترین به جناب موحد است.
ایشان از فرهنگیان بازنشسته و خوشنام شهرستان کهگیلویه هستندو در بسیاری از جلسات ملی سیاسی ، حضور فعال دارند .
فرد دیگری که زیاد مورد هجمه قرار گرفت جناب راد بوده است. ایشان مدیر مخابرات شهرستان کهگیلویه بوده اند .
ایشان هم یک فرد بیسواد و کم بنیه هم نبوده اند . اینکه سرمایه موحد را به این عده محدود کنید ، خطایی بزرگ و توهین به بدنه بزرگ طرفداران ایشان است. ولی اینکه چرا موحد فقط این عده را به دیدار هاشمی برده اند ، سوالی است که باید به شکلی دیگر مطرح شود نه به آن شیوه که انگار موحد مشتی افراد کم بنیه را به به عنوان مشاوران و سرمایه های خود به دیدار هاشمی برده اند و از هاشمی در خواست کرد که به این افراد پست وزارت و وکالت عطا فرمایید.
همه شما می دانید که برخی از این افراد همیشه و همه جا همراه موحد هستند . کاری هم غیر این ندارند. موحد دفتر ندارد و لی اینان همانند کارمندان دفتری موحد عمل می کنند.
حال شما یکی را به عنوان مسئول دفتر ، دیگری را به عنوان معاون و ……محسوب نمایید.
موحد به دیدار هاشمی برود ، خاتمی راببیند، به دیدار زنگنه برود ، ویا شما به دیدن موحد بروید، همین افراد را می بینید.
پس برای کسانی که با روحیات و زندگی موحد آشنایی دارند حضور این عده در دیدار با هاشمی نه به دلیلی نخبگی و انتخاب بوده است .
این ها چون همیشه همراه موحد هستند پس در دیدار هاشمی هم باید باشند. خود این عده هم می دانند که موحد در بسیاری از جهت گیری های سیاسی ، از کسی در سطح استان مشورت نمی گیرد.
حتی عکس این قضیه هم در برخی موارد صادق است.
به شخصه تاکنون کسی را ندیدم که بتوان شهرت مشاوره به موحد را داشته باشد. پس خبر هم این است و لا غیر.
موحد به دیدار هاشمی رفت و باوی دیدار و گفتگو کرد. قطعا در هر دیداری افرادی هم حضور دارند.اینکه چرا این عده باوی رفتند صرفا به منظور زیر سوال بردن اصل ملاقات است.والا اینها بهانه بنی اسراییلی است.
در رابطه با جهت گیری های سیاسی موحد ، قطعا غیر از خود ایشان ، هیچ سندی قبول نیست. استناد به سخنان یکی از همراهان موحد هیچ ربطی به موحد ندارد. تا جایی که من سراغ دارم فرد مورد نظر از طرفداران سرسخت روحانی بوده است . موحد در انتخابات سال 1384 به عنوان مسئول ستاد هاشمی بوده است . این را که نمی توان کتمان کرد. تا آخرین لحظه انتخابات هم وفادار بود.
حداقل بنده به عنوان یکی از مسولین ستاد هاشمی در استان تا آخرین لحظه هم با وی ارتباط و خبر رجعت وی به سمت احمدی نزاد را نشنیدم. ولی در آخرین تماسی که با ایشان داشتم نظر کارشناسی شان قبولی احمدی نژاد بود نه طرفداری.
برخورد دارودسته احمدی نژاد با اطرافیان موحد موید همین نکته است. انتخابات اخیر را من اطلاع دقیق ندارم ، ولی آن چه معلوم بود ایشان نه طرفدار قالیباف بود و نه جلیلی ،بسیاری از همراهانش از جمله اکثر افراد رویت شده در عکس دیدار با هاشمی ، از طرفداران روحانی بودند.
برادران منتقد ،جنتی وزیر فرهنگ دولت ، فرند جنتی ، معاون سیاسی وزارت کشور احمدی نژاد بوده است ،جناب نهاوندیان مگر مسئول اصلی ستاد ولایتی نبود و حتی ولایتی از وی نیز درمصاحبه ها نام می برند ایشان الان عضو ارشد کابینه و بر کار همه وزرا نظارت دارند.
فضلی طرفدار کی بود. پورمحمدی به چه کسی گرایش داشت.و……
شما یا روحانی و ولایتی را نمی شناسید و یا از هاشمی خبر ندارید یا هنوز در هوای سیاسی عصر تندروها به سرمی برید.
کمی تعقل در تحلیل های سیاسی ، واجب عینی است. برادران محترم ، موحد یک سرمایه است با انتقادات فراوان . مثل همه ماهها ، مثل همه مسئولین ، موحد خود به همه مدارج رسیده است . هیچ چیزی کم ندارد. موحد سالهاست خود و خانه و خانواده اش را فدای پیگیری کارهای مردم شهرستان کرده است.
هر چند در این پیگیریها هم احتمالا 5 اشتباه هم وجود دارد ولی قبول کنید که 15 پیگیری آن هم درست است و باطل نیست.حتی اگر این تناسب هم برعکس شود بپذیریم که ایشان فرد بانفوذی است و از نفوذ خویش برای حل مشکلات مردم استفاده می کند تاکنون هم مشکلات عده زیادی را هم حل نموده است.
این عده هرکس می خواهند باشند افرادی هستند که هم استانی ما و هم شهرستانی ما هستند. موحد یک شخصیت عمل گراست. توانسته است با عمل گراییش ، با طیف هاشمی کارکند .
در عصر خاتمی ،علیرغم نقش بسیار بارز وی در استضاح وزیر کشورش ، با خاتمی و معاونین و وزرایش کار کند.وحتی با آنها دیدار خانوادگی هم داشته باشد. آنقدر دارای برش شخصیتی بود که توانست درحکم استانداری جناب حسینی که احمدی نژاد مهم ترین مخالفش بود نقش بسیار بارزی و اصلی را داشته اند.
وی را به استانداری استان برساند.ایشان هم وقتی به مقام رسید هرچه شمشیر و نیزه داشت به شکم و قلب نیروهای معقول و مومن و متدین اطرافیان موحد و عقلای جناح های دیگرمی نماید و تنها به حلقه بسیار بسته و تنگ اطرافیان سابق خویش فکر می کرد و لا غیر.
برای نمونه یکی از افتخارات جناب آقای حسینی استاندار ، حذف مساعده 100هزارتومانی مرحوم حسین پناهی بوده است که برای دفاع از بیت المال مسلمین ، انجام داده است. باز هم می گویم موحد یک مردم داری است که برای انجام امور مردم شیوه خاص خود را دارد.
با تئوری های اصول گرایی بسته و اصلاح طلبی باز ، قابل مطالعه نیست. این ویژگیها به معنی دورویی و نفاق و…. نیست. این نوعی دیپلماسی است که بتوانی در دایره جمهوری اسلامی ایران ، با دولتمردان آن کار بنمایی و گره از مشکلات مردم برداری.
اینکه چقدر این شیوه موفق بود یا نبود بماند، ولی قبول کنید که شیوه های دیگری که برخی ها پیشه کردند ، جز پرت کردن کلید قفل های بسیار زیاد توسعه استانی ،نتیجه ای در بر نداشته و ندارد.
ما اگر به موحد انتقاد داریم به دنبال آلترناتیو قوی تری باید بگردیم .آلترناتیوی که بتواند خود را به صف مسئولین تراز اول مملکت برساندو نظریه بدهد و نیرو بکارد و اعتبارات کلان را توزیع کنید. فعلا که نداریم.پس به حکم عقل فعلا به ایشان سلام می نماییم.


برادران محترم. اگر خدای ناکرده فردا زلزله ای بیاید و شهر و دیار ما را به ویرانه ای تبدیل نماید ما می گوییم موحد فلان است و تاجگردون بهمان و زارع و بزرگواری بیسار هستند . یا در آن موقع همه ناخودآگاه به کمک می ایند. استان ما امروز در شرایط پسا زلزلزله است. مخروبه است ، توسعه نیافته است ، عقب افتاده است ، فقر بیداد می کند ، بیکاری نابود می کند ،اعتیاد ویران می کند ،جاده ها مرتبا آدم می بلعند، مزارع ما ضرر می دهند،منابع ما بلا استفاده اند ،دانشگاههای ما لیسانس تربیت می کنند ، مدارس ما از دانش آموزان مواظبت می کنند ،وسیاسیون به فکر کدخدایی بر این مردمان محروم و عقب نگه داشته شده اند.
ای سیاسیون متنفذ: ، موحد ، تقوی ، ملک حسینی ، سید باقر موسوی ، بزرگواری ، هدایت خواه ، زارع ، کریمیان ،مندنی پور ،لاهوتی ،منطقیان ،شیخ دانش ،غلام تاجگردون ، بهرام تاجگردون ، سید قدرت حسینی،عدل هاشمی، باور کنید که استان در شرایط بحرانی محرومیت و فقر قرار دارد. متحد شوید. به جای اینکه همدیگر را می کوبید و به همدیگر حمله می کنید به هم استانی هایتان کمک نمایید.
یکی ، دوتا و سه تا و بیشتر و بیشتر . اگر سیاست برادرانه شما در این دنیا جواب ندهد در آخرت به کارتان خواهد آمد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • میرباقر می‌گه:

    سلام وخسته نباشید دکترجان. متعجبم با اینکه جامعه شناسی خواندید درعالم تعصبات غرقید. البته از قبل موحد …. و حق هم دارید. باید علم و کتل برایش بردارید

  • یوسف می‌گه:

    ……. کیه که باید مطالعه بشه ^کتابش 16صفحه داره 16 سال بی خاصیت

  • حکیم می‌گه:

    به نظر خودت به این چی میگن چاپلوسی تملق چی خجالت اور اقای محترم از چی داری دفاع می کنی

  • حسینی سوق می‌گه:

    سید بزرگوار
    بر خلاف قولم مجددا به شما سلام می کنم . چون لحن شما را اندکی مناسب تر دیدم. اگر به جوابیه من نگاه کنی من ابتدا به حرفهای مستدل شما جواب دادم.
    سپس اوج عصبانیتم را از استخدام واژه های نا به جا به شما نشان دادم که این واژه ها از عدل سیادتی به دور است.
    من وشما در فضای مجازی با هم صحبت می کنیم . همدیگر را نقد می کنیم ولی توهین شایسته نیست.برای ما و هرکسی که قلم می زند و کتاب می خواند اخلاق اصل اول است.اگر قلم بدستان حرمت هم را حفظ نکنند انتظار دارید بقیه چه برخوردهایی داشته باشند.
    کل حرف من دعوت شما به نسبی گرایی است. قبول کن که شما موحد را خان فیلم سفر سنگ می دانی که هم فلج بود و هم کچل بود و هم ظالم بود و هم فاسد بود و….
    حرف من به شمااین است که موحد کارهای خوبی هم انجام داده است . از نظر من نسبت کارهای خوب او به بد های آن بیشتر است.حتی گفتم اگر این نسبت هم برعکس شود موحد را باید شخصیت قابل احترامی بدانیم.
    نظریه من هم هم کاملا واضح بود. حرکت به جلو . نه حرکت به عقب. من گفتم و معتقدم که با این شرایط فعلا ،فعلا ، موحد خیرالموجودین است.این یعنی ایستایی بهتر از رجعت و عقب گرد است. این را هم منطق ریاضی به ما می گوید.
    چرا شما همین حرف من را انتخاب نمی کنید و برای دوران عبور از موحد فکری نمی کنید.فردی که حسنات ایشان را داشته باشد و از طرفی توان تنه زدن به بزرگان را هم در خود ببیند.
    بزرگوارا ، تمام سرمایه ذهنی من ، و همه ارزشها و هنجارهای من ، بر مدار میراث بچه هایی می چرخد که اگر زنده بودند بهتر از همه ماهاا این استان را اداره می کردند.بلایی برسر ما آمده است که به حداقل ها قانعیم. والا فاصله همه این سیاستمداران با آرمانها و ارزشها بسیار بسیار زیاد است.
    خوب است در بیان وضع موجود برای شما تمثیلی عرض نمایم:
    گویند فردی اعیانی در اطراف شهری از سرما به خود می پیچید . به منزلی مراجعه کرددرخواست لحاف و پتو وزیرانداز و.. کرد.
    صاحب منزل گفت من هیچ کدام از این ها را به شما نمی دهم ، فقط یک زیلوی کهنه و کثیفی در اختیار دارم می توانید به عنوان پتو استفاده کنید.
    آن مرد با عصبانیت شدید ، تشر زنان به جایگاه برگشت که این ننگ را قبول نمی کنم.سرما را تحمل می کنم ومی خوابم.
    مقداری طاقت کرد.دید فایده ای ندارد به درب منزل مراجعه کرد و گفت لطفا همان را به من عطا کنید ولی اسم اصلیش را نگویید ، بگویید پتو و…..

  • قابل توجه کت شلواری هایی که پشت سر چماق بدستان حمله به اداره برق بودند می‌گه:

    احسنت بر دودوست عزیزم جناب حسینی ومسعودی
    انصافا این یعنی رفتن به فضای تغیر رفتار تعصبی ونقد یکی از خواسته یا ناخواسته مفاخر کهگیلویه توسط خود بچه های کهگیلویه این نشان دهنده ذوب شدن یخ های جمود تعصب وتفکر امیدوارم به جاهای دیگر استان سرایت کند نه با مهندس دوباره حمله به اداراتآن را احیا وتوسط جناب بزرگواری در ادبیات مان بکار ببریم

  • بی غرض می‌گه:

    اقای حسینی
    اون یکی مقاله شما راخوندم خواستم بیخیال بگذرم اما با دیدن این یکی نشد.
    یادتونه اقای موحد برای اقای احمدی نژاد دردهدشت در انتخابات دهم سخنرانی کرد؟؟؟؟؟
    ایا اعوان و اصحاب موحد چندتا نام ببرم که لیدر بزرگواری بودندوهستند( نظام …وووو)
    سیاست و فعالیت حزبی یعنی چه ؟
    اون موقع موحد منافع خودش در دولت احمدی نژاد دید و الا جبهه پایداری و موحد!!الان هم منافع احتمالی در دولت یازدهم
    و نکته مهمتر
    ارتباط موحد با سیاستمداران و رجال به نفع کل استان است و مردم منطقه است شکی نیست .
    اما ایا به صلاح بود این یاران دیرینه خود فقط به صرف یاری وفارغ از مدرک و تخصص همراه ببرد؟؟
    چه مقام و منصبی به فرد پنجم ابتدایی باید داد؟
    باید یه لیست از دوستان خود که دارای تحصیلات عالیه داشتن ارایه می نمود

  • سید می‌گه:

    آقای حسینی عزیزم سلام. خیلی ناراحت شدید و از کوره به در رفتید! دکتر جان، ورود به صحنۀ تضارب آرا ظرفیت زیادی می طلبد! عزیز دل، اولاً اینجانب سیاسی کارکشته نیستم، و اگر هم می بودم، فکر کنم یک حسن بود و نه جرمی که به خاطر آن مستحق این مجازات باشم که حتی از سلام شما هم محروم بشوم! شما اگر نتوانی به سیاسیهای کارکشته سلام کنی،عملاً فقط میتوانی با سیاسیهای آماتور همدم بشوی و تنها در همان سطح به تعامل بپردازی! ثانیاً سیادت در مرتبۀ نخست، یک نسب است و منصبی نیست که کسی بتواند دیگری را از آن خلع کند حتی اگر سیدی در موردی از جادۀ عدالت خارج شده باشد! وانگهی طبق کدام مبنای حقوقی و شرعی، شخصی حتی اگر دکتر علوم اجتماعی باشد، میتواند در چنین مواردی خود قضاوت کند و خود حکم کند و خود هم آن را اجرا کند!؟ از کجا معلوم که خود در اشباه نباشد؟ دکتر عزیز، اندکی تأمل بفرما که اگر هر کس از کس دیگری بیعدالتی دید، حکم صادر کرده و دیگر او را سید نداند، حوض علی هم نمی ماند!
    همچنین، سید را متهم به نشناختن واژه های علمی و داشتن دید تنگ و درگیر شدن افکار او در یک قانون ویران کننده(که متأسفانه نام آن قانون را نگفتید!) کردید، و مواردی چون مطلق گرایی و جزمیت را به او نسبت دادید و شیوۀ ایشان را به آقای احمدی نژاد تشبیه کردید و علاوه برآن، مقوله هایی چون: فسیلیسم ، توجیه گری ،القائات حریصانه، منافع شخصی و باندی، جهالت و بی تعهدی را مقوله هایی کوچه بازاری پنداشتید و…. اما اینجانب همۀ اینها را ناشی از عصبانیت شما دانسته و از پاسخ علمی و تحلیلی به آنها صرفنظر میکنم؛ زیرا از یکسو واکنش افراد را به هنگام عجز در پاسخگویی درک میکنم، و از سوی دیگر، اخلاقاً از اینکه روشن شود چه کسی احتمالاً آشنایی کمتری با واژه های علمی دارد، چندان خشنود نخواهم شد. همۀ ما انسانیم و هر کدام از ما چیزهایی را میدانیم و چیزهایی را نه.
    سر انجام اینکه دکتر جان، من اگر چه توفیق زیارت شما را نداشتم، اما به خوبی شما را میشناسم و بیشتر نکاتی را که در بارۀ زندگی خودتان گفتید تأیید میکنم. من هم از ذکر این چند مطلب قصدم این نبود که به آقایان موحد و بزرگواری بپردازم و آنها را سیاه یا سفید مطلق معرفی کنم. بن مایۀ نوشته های من متوجه رسالت و مسئولیت شما به عنوان یک برادر تحصیلکرده برای عبور دادن جامعه از وضع موجود به وضع مناسبتر بود. سئوالهایی که از شما داشتم و متأسفانه بی پاسخ ماندند، نیز ناظر به چنین انتظاری از امثال شما بود. حال اگر شما خود را در چنبی مسیری تعریف میکنید، الحمدلله؛ و اگر میخواهید در همین حدی که در این نوشته ها ظاهر شدید، بمانید و همۀ توان علمی و تحلیلی خود را صرف این کنید که آخر سر به هر حال، نتجۀ آن این باشد که باید همین گربه روی چهار پای خودش به زمین بیفتد و جامعه همچنان در سطح مدیریت همین افراد اداره شود؛ معلوم میشود انتظار اینجانب از جنابعالی نابجا بود!
    در پایان خالی از لطف نیست که یکی دو نکتۀ ادبی را خدمتتان یادآوری کنم؛ یکی اینکه در مقاله نوشتید:”این نوعی دیپلماسی است که بتوانی در دایره جمهوری اسلامی ایران ، با دولتمردان آن کار بنمایی و گره از مشکلات مردم برداری”. خواستم عرض کنم که کار”بنمایی” غلط است و کار “بکنی” درست است. همچنین در همین کامنت اخیر نوشتید:”…که عمرشان دولت مستاجل بود”. در حالیکه “مستعجل” درست است. والعاقبت للمتقین.

  • حسینی سوق می‌گه:

    lمسعودی عزیز:
    به نظر آدم با اطلاعاتی هستی ، مگر منصوری فرماندار اصلاحات بود .منصوری در زمان سازندگی به فرمانداری رسید. در عصر اصلاحات ابتدا برادر عزیزمان رضاتوفیقی و سپس فکر کنم رمضانی نامی از گچساران فرماندار شد.
    اطلاعاتی که شما دارید مربوط به دوران سازندگی است. احود زاده فرماندار گچساران ، منصوری فرماندار دهدشت بود.تاجگردون رد صلاحیت می شود . کانیدای بچه های حزب جناب محقق بود.نماینده گچساران و کهگیلویه یک نفر بود. تاجگردون و کل بچه های چپ ، از محقق کاندیدای راست و حزب الله حمایت می کنند.
    من هم شایعه ای که شما فرمودید را شنیدم ولی تکذیبیه شدید آن را هم شنیدم.الله اعلم.
    کاش روزی داشجویان کارشناسی ارشد ما به جای رفتن سراغ پایان نامه های ابتر به سراغ این وقایع بروند.
    پس: درگیریهای شهر دهدشت مربوط به به دوران لصلاحات بود نه فرمانداری منصوری .
    تنها فرمانداری که موحد توانست منصوب نماید همین منصوری بود آن هم در عهد سازندگی .

  • مسعودی3 می‌گه:

    دکترعزیز سلام-1- دفاع محرض است 2-تحویل گرفتن خاتمی بعد از استیضاح ( سرودهایی) که منافع داران موحد آنرا میگویند. 3- موحد شخصیتی چند گانه کاریزمات دارد شما نمیتوانید بگویید که موحد .جز کدام گروه ودسته است. اگر اورا ازدرب بیرون کنند از پنجره داخل میشود. اما فرمانداران آیا منصوری اصلاحاتی بود؟ درست است دردوره خاتمی براثر همان سیاست نزدیک کردن خود بخاتمی بود که فرمانداران را هم مشخص میکرد . حتی در آنزمان شایع کردند که خاتمی به خانه موحد آمد. ولی در دولت احمدی نژاد دیگر شناخته شده بود.وحتی باید اینرا بدانی که منصور ی به منزل محقق رفت وچون میخواست حلالیت بطلبد ومحقق به او گفت برو از رای دهندگان حلالیت بطلب.امیدوارم آنطور که شما میگویید باشد . و اینر بدان که هرچیزی نسبی است هیچ کس مطلق گرا و مطلق اندیش نیست بنده که میگویم یکزمانی به اصلا حات رای دادم هم همین طور وچون شما را میشناسم که آدم آزاده ای هستیی قطعا” هم نه مطلق گرا هستی ونه مطلق اندیش ولی انسانها با توجه به آیه (والعصر ) ماهمه درخسرانیم ومطلق نیستم بجز ائمه بهر صورت خداوند همه مارا به صراط مستقیم هدایت کند واز گناهان ما درگذرد.

  • مسعودی می‌گه:

    دکترعزیز سلام-1- دفاع محرض است 2-تحویل گرفتن خاتمی بعد از استیضاح ( سرودهایی) که منافع داران موحد آنرا میگویند. 3- موحد شخصیتی چند گانه کاریزمات دارد شما نمیتوانید بگویید که موحد .جز کدام گروه ودسته است. اگر اورا ازدرب بیرون کنند از پنجره داخل میشود. اما فرمانداران آیا منصوری اصلاحاتی بود؟ درست است دردوره خاتمی براثر همان سیاست نزدیک کردن خود بخاتمی بود که فرمانداران را هم مشخص میکرد . حتی در آنزمان شایع کردند که خاتمی به خانه موحد آمد. ولی در دولت احمدی نژاد دیگر شناخته شده بود.وحتی باید اینرا بدانی که منصور ی به منزل محقق رفت وچون میخواست حلالیت بطلبد ومحقق به او گفت برو از رای دهندگان حلالیت بطلب.امیدوارم آنطور که شما میگویید باشد . و اینر بدان که هرچیزی نسبی است هیچ کس مطلق گرا و مطلق اندیش نیست بنده که میگویم یکزمانی به اصلا حات رای دادم هم همین طور وچون شما را میشناسم که آدم آزاده ای هستیی قطعا” هم نه مطلق گرا هستی ونه مطلق اندیش ولی انسانها با توجه به آیه (والعصر ) ماهمه درخسرانیم ومطلق نیستم بجز ائمه بهر صورت خداوند همه مارا به صراط مستقیم هدایت کند واز گناهان ما درگذرد.

  • مسعودی می‌گه:

    دکترعزیز سلام-1- دفاع محرض است 2-تحویل گرفتن خاتمی بعد از استیضاح ( سرودهایی) که منافع داران موحد آنرا میگویند. 3- موحد شخصیتی چند گانه کاریزمات دارد شما نمیتوانید بگویید که موحد .جز کدام گروه ودسته است. اگر اورا ازدرب بیرون کنند از پنجره داخل میشود. اما فرمانداران آیا منصوری اصلاحاتی بود؟ درست است دردوره خاتمی براثر همان سیاست نزدیک کردن خود بخاتمی بود که فرمانداران را هم مشخص میکرد . حتی در آنزمان شایع کردند که خاتمی به خانه موحد آمد. ولی در دولت احمدی نژاد دیگر شناخته شده بود.وحتی باید اینرا بدانی که منصور ی به منزل محقق رفت وچون میخواست حلالیت بطلبد ومحقق به گفت برو از رای دهندگان حلالیت بطلب.امیدوارم آنطر که شما میگویید باشد . و اینر بدان که هرچیزی نسبی است هیچ کس مطلق گرا و مطلق اندیش نیست بنده که میگویم یکزمانی به اصلا حات رای دادم هم همین طور وچون شما را میشناسم که آدم آزاده ای هستیی قطعا” هم نه مطلق گرا هستی ونه مطلق اندیش ولی انسانها با توجه به آیه (والعصر ) ماهمه درخسرانیم ومطلق نیستم بجز ائمه بهر صورت خداوند همه مارا به صراط مستقیم هدایت کند واز گناهان ما درگذرد.

  • حسینی سوق می‌گه:

    اشکال شما در این است که متاسفانه وازه های علمی را نمی نشناسید و افکار شما درگیر یک قانون ویران کننده ای است که توان رویت واقعیات را از شما زدوده است. اشکال امثال شما این است که به جای استخدام واقعیت ها ، فلسفه گویی و کلی گویی می کنید.
    من بر خلاف دید تنگ جنابعالی حداقل در این مقاله در دفاع از اقدامات موحد نبوده ام. برخلاف تفکرات مطلق گرای شماها ، معتقدم اگر فرصتی فراهم شود باید اقدامات ایشان و حتی بقیه نقدجدی شوند.
    نقد من با تخریب تفاوت دارد. منطق نقد نسبی گرایی است. اگر روزی کسی را دیدید که به طور مطلق کسی را آماج حمله قرار دهد بدانید که در دام دگماتیزمی گرفتار شده است که به این زودی ها از آن رها نخواهد نشد.
    اگر هم کسی را دیدید که یکسره و مطلق از کسی دفاع می کند ، مطمئن باشید که که از دایره روشنفکری و علم اندیشی خارج شده است.
    نقد یعنی دیدن خطا و صواب ، نقد یعنی گفتن خوبی ها و زشتی ها ، نقد یعنی بیان واقعیت ها
    من در ابتدا مقاله ام صرفا از این اقدام موحد دفاع کردم.وبه برادری که چند آدرس غلط داده بود یادآور شدم که موحد همواره در دایره ای مشخص حرکت می کرد.
    من بر خلاف شما به یاد دارم که موحد در ماجرای استیضاح ، همه فرصت های خود را در عصر اصلاحات سوزاند ولی شما می فرمایید ایشان فرصت طلب بود.
    این جمله موحد را در رمصاحبه با هفته نامه زاگرس آن زمان من هنوز به یاد دارم که گفته بود من پیام دوم خرداد را درک نکردم، شما بفرمایید این فرصت طلبی است یا عکسش.
    قلع و قمع موحد توسط جناب حسینی و انصارش ، فرصت طلبی است یا التماس های سیاسی موحد به جناب احمدی نژاد برای انتصاب یک استاندار ناتوان .
    در عصر کارگزاران هم اطلاعات من بسیار دقیق تر از شماها ست موحد موفق به چینش حتی یک مدیرکل در سطح استان نشد.در اواخر حکومت رجا استاندار وقت بود که دوپست دقیقه نودی به ایشان عطا می کند که عمرشان دولت مستاجل بود و با طوفان دوم خرداد هم محو شده اند.
    .سید محرم بیایید به افکار عمومی خیانت نکنیم وازه ها را به دقت استخدام نماییم. شما همانند فیلسوفان دگماتیزم و جزم اندیش به من می فرمایید همه افراد در محافل عمومی و خصوصی و…. ایشان را فرصت طلب می شناسندو با منطق احمدی نزادی می فرمایید خرد جمعی هم همین را می گوید. حضرت عباسی خودت یه این جمله خودت خنده ات نمی گیرد که من را به محافلی ارجاع می دهی که غیر قابل رویت و واکاوی هستند. برادر محترم ، تورا به جدت حضرت زهرا ، حداقل بنویس بخشی از مردم ، بنویس عده ای از متفکران ، بنویس برخی از اصول گرایان . تفاوت من شما فقط در همین وازه است که شما آن برخی را همه فرض می کنید و حکم می زپرانید.
    حرمت قلم هم قطعا برای شما جزم اندیشان ، همیشه صفر بوده است. شما یکبار دیگر به وازه های بی ریشه و ادبیات کوچه بازاری خویش نگاه کنید: فسیلیسم ، توجیه گری ،القائات حریصانه مشاوران ،منفع شخصی و باندی ،جهالت ، بی تعهدی .
    این واژه های ناپسند و غیر اخلاقی مبارک همین قلم هایی است که با اسم مستعار ، و ناشناس به افرادی وصل می کنند که تاکنون علیرغم آن سابقه جبهه و عضویت در محافل فرهنگی و پزوهشی ،تحصیل در بهترین دانشگاههای ایران ، وشاگردی در کلاس های بهترین اساتید ایران ، از هیچ سیاستمداری درخواست شخصی و سیاسی نداشته ام. به هیچ کدام وابستگی ندارم.
    محض اطلاع حضرتعالی به همان اندازه که چنین حضرتعالی بیرحمانه ترین واژه ها را نصیبم کردی در نقد چماق بزرگواری هم مطلبی نوشتم . همین مشاورانی که به قول شما به من القا می کنند به من زنگ زدند که شما چرا نوشتی بزرگواری جبهه رفته است ، چرا نوشتی بزرگواری کتاب نوشته است ، چرا نوشتی بزرگواری قبلا دارای مواضع معتدل تری بودو……. ایشان هم مثل شما گفته است همه ، همه بچه ها و فرهنگیان و… از این مقاله شما ناراحت شدند.پس این واژه همه و کل اندیشی فقط مخصوص شما نیست همه کسانی که سیاسی کارند همین فکر را دارند.
    اجازه دهید که از این مرحله به بعد دیگر شما را سید خطاب نکنم چون از دایره عدل سیادت خارج شدی . شما من را می شناسید ولی من شما را نمی شناسم.خوب هم می دانی که این جانب نه ازموحد علیرغم داشتن رابطه قدیمی و نسبی ، و نه از بزرگواری به واسطه دوستی فرهنگی در ماقبل نمایندگی ، نه ازهدایت خواه علیرغم ارتباط کاری و قلبی در دوران ماقبل نمایندگی ، نه ازجناب تاجگردون علیرغم رابطه برادرانه مان در عصر دانشجویی ،نه حتی زارع عزیز به واسطه سلام و علیک کاری و…….درخواست شخصی و سیاسی و حتی اخذ وام خرید خودرو هم نداشتم تنها کسی هستم که در طول 31 سال خدمت فرهنگی ام تنها وام درج شده در حقوق سالیانه ام وام قرض الحسنه اداره و بالاترین مقام سیاسی ام تدریس بوده است.
    دیگر به شما هم سلام نخواهم کرد چون من خیال کردم که شما یک فرهنگی هستید و لی ظاهرا یک سیاسی کار کشته.

  • حسینی سوق می‌گه:

    سید بزرگوار:
    اشکال شما در این است که متاسفانه وازه های علمی را نمی نشناسید و افکار شما درگیر یک قانون ویران کننده ای است که توان رویت واقعیات را از شما زدوده است. اشکال امثال شما این است که به جای استخدام واقعیت ها ، فلسفه گویی و کلی گویی می کنید.
    من بر خلاف دید تنگ جنابعالی حداقل در این مقاله در دفاع از اقدامات موحد نبوده ام. برخلاف تفکرات مطلق گرای شماها ، معتقدم اگر فرصتی فراهم شود باید اقدامات ایشان و حتی بقیه نقدجدی شوند.
    نقد من با تخریب تفاوت دارد. منطق نقد نسبی گرایی است. اگر روزی کسی را دیدید که به طور مطلق کسی را آماج حمله قرار دهد بدانید که در دام دگماتیزمی گرفتار شده است که به این زودی ها از آن رها نخواهد نشد.
    اگر هم کسی را دیدید که یکسره و مطلق از کسی دفاع می کند ، مطمئن باشید که که از دایره روشنفکری و علم اندیشی خارج شده است.
    نقد یعنی دیدن خطا و صواب ، نقد یعنی گفتن خوبی ها و زشتی ها ، نقد یعنی بیان واقعیت ها
    من در ابتدا مقاله ام صرفا از این اقدام موحد دفاع کردم.وبه برادری که چند آدرس غلط داده بود یادآور شدم که موحد همواره در دایره ای مشخص حرکت می کرد.
    من بر خلاف شما به یاد دارم که موحد در ماجرای استیضاح ، همه فرصت های خود را در عصر اصلاحات سوزاند ولی شما می فرمایید ایشان فرصت طلب بود.
    این جمله موحد را در رمصاحبه با هفته نامه زاگرس آن زمان من هنوز به یاد دارم که گفته بود من پیام دوم خرداد را درک نکردم، شما بفرمایید این فرصت طلبی است یا عکسش.
    قلع و قمع موحد توسط جناب حسینی و انصارش ، فرصت طلبی است یا التماس های سیاسی موحد به جناب احمدی نژاد برای انتصاب یک استاندار ناتوان .
    در عصر کارگزاران هم اطلاعات من بسیار دقیق تر از شماها ست موحد موفق به چینش حتی یک مدیرکل در سطح استان نشد.در اواخر حکومت رجا استاندار وقت بود که دوپست دقیقه نودی به ایشان عطا می کند که عمرشان دولت مستاجل بود و با طوفان دوم خرداد هم محو شده اند.
    .سید محرم بیایید به افکار عمومی خیانت نکنیم وازه ها را به دقت استخدام نماییم. شما همانند فیلسوفان دگماتیزم و جزم اندیش به من می فرمایید همه افراد در محافل عمومی و خصوصی و…. ایشان را فرصت طلب می شناسندو با منطق احمدی نزادی می فرمایید خرد جمعی هم همین را می گوید. حضرت عباسی خودت یه این جمله خودت خنده ات نمی گیرد که من را به محافلی ارجاع می دهی که غیر قابل رویت و واکاوی هستند. برادر محترم ، تورا به جدت حضرت زهرا ، حداقل بنویس بخشی از مردم ، بنویس عده ای از متفکران ، بنویس برخی از اصول گرایان . تفاوت من شما فقط در همین وازه است که شما آن برخی را همه فرض می کنید و حکم می زپرانید.
    حرمت قلم هم قطعا برای شما جزم اندیشان ، همیشه صفر بوده است. شما یکبار دیگر به وازه های بی ریشه و ادبیات کوچه بازاری خویش نگاه کنید: فسیلیسم ، توجیه گری ،القائات حریصانه مشاوران ،منفع شخصی و باندی ،جهالت ، بی تعهدی .
    این واژه های ناپسند و غیر اخلاقی مبارک همین قلم هایی است که با اسم مستعار ، و ناشناس به افرادی وصل می کنند که تاکنون علیرغم آن سابقه جبهه و عضویت در محافل فرهنگی و پزوهشی ،تحصیل در بهترین دانشگاههای ایران ، وشاگردی در کلاس های بهترین اساتید ایران ، از هیچ سیاستمداری درخواست شخصی و سیاسی نداشته ام. به هیچ کدام وابستگی ندارم.
    محض اطلاع حضرتعالی به همان اندازه که چنین حضرتعالی بیرحمانه ترین واژه ها را نصیبم کردی در نقد چماق بزرگواری هم مطلبی نوشتم . همین مشاورانی که به قول شما به من القا می کنند به من زنگ زدند که شما چرا نوشتی بزرگواری جبهه رفته است ، چرا نوشتی بزرگواری کتاب نوشته است ، چرا نوشتی بزرگواری قبلا دارای مواضع معتدل تری بودو……. ایشان هم مثل شما گفته است همه ، همه بچه ها و فرهنگیان و… از این مقاله شما ناراحت شدند.پس این واژه همه و کل اندیشی فقط مخصوص شما نیست همه کسانی که سیاسی کارند همین فکر را دارند.
    اجازه دهید که از این مرحله به بعد دیگر شما را سید خطاب نکنم چون از دایره عدل سیادت خارج شدی . شما من را می شناسید ولی من شما را نمی شناسم.خوب هم می دانی که این جانب نه ازموحد علیرغم داشتن رابطه قدیمی و نسبی ، و نه از بزرگواری به واسطه دوستی فرهنگی در ماقبل نمایندگی ، نه ازهدایت خواه علیرغم ارتباط کاری و قلبی در دوران ماقبل نمایندگی ، نه ازجناب تاجگردون علیرغم رابطه برادرانه مان در عصر دانشجویی ،نه حتی زارع عزیز به واسطه سلام و علیک کاری و…….درخواست شخصی و سیاسی و حتی اخذ وام خرید خودرو هم نداشتم تنها کسی هستم که در طول 31 سال خدمت فرهنگی ام تنها وام درج شده در حقوق سالیانه ام وام قرض الحسنه اداره و بالاترین مقام سیاسی ام تدریس بوده است.
    دیگر به شما هم سلام نخواهم کرد چون من خیال کردم که شما یک فرهنگی هستید و لی ظاهرا یک سیاسی کار کشته.

  • سید می‌گه:

    حسینی جان، آقای موحد و دیدار او اهمیتی نداشت، همان طور که نتیجه ای هم نخواهد داشت. به همین گونه، آقای بزرگواری و سخن جنجالی او نبز ارزش طرح و بحث نداشته و ندارند. تنها ارزش این اتفاقات به این است که دستاویز شده و زمینه ای را فراهم میکنند تا حقایقی بیان شوند.
    ولی دکتر عزیز! عملگرایی و فرصت طلبی و …، مقوله هایی علمی هستند و شما خوب میدانید که تبیین آنها نیازمند رویکرد علمی و به کار گیری روش شناسی علمی و اجتناب از همۀ آفتهای شناخت است. مطمئناّ تا هنگامی که تشخیص و بینش شما این باشد که به هر علت بخواهید رفتار شخصی مثل آقای موحد را عملگرایی تعریف کنید، قادر به درک علمی مفهوم فرصت طلبی نخواهید شد! شما از چند شخصیت سیاسی اسم بردید و تغییر و انعطاف رفنار آنها را دستاویز و دستمایۀ توجیه رفتار آقای موحد قرار دادید تا ایشان را همچون آنان عملگرا معرفی کنید. اینجانب از شما پرسیدم که اگر رفتار آقای موحد و افراد نام برده دارای یک ماهیت بوده و همگی در قاموس عملگرایی معنا می یابند؛ پس “علتش چیست که نه در محافل عمومی و نه در محافل خصوصی و حتی نه در محافل مخالفانشان، هیچکس اینها را به عنوان فرصت طلب نمیداند، اما هم در محافل عمومی و هم در محافل خصوصی و حتی در محافل موافقان و دوستان و حتی اصولگرایان تهران،این رفیقمون را فردی فرصت طلب و… میشناسند!!! و رفتار او را عملگرایی و نوعی دیپلماسی!! نمیدانند!؟” آیا خرد جمعی و اکثریت اشتباه میکنند!؟ آیا این همه هیچکدامشان تفاوت میان دو مفهوم عملگرایی و فرصت طلبی را نمی فهمند و بدون دلیل، آنان را عملگرا و این روحانی اخلاقی! را فرصت طلب میخوانند؟ به نظر می رسد حتماً در بینش و روش آنان چیزهایی وجود دارد که در بینش و روش این رفیقمون وجود ندارد، و یا بر عکس. اگر جنابعالی به خود زحمت میدادید و در بارۀ این تفاوتها( که البته فکر نکنم شما و حتی نزدیکترین دوستان و بستگان آقای موحد از آنها بی خبر باشند) مطالعه و تأمل بیشتری می کردید، مطمئناً قادر به تفکیک عملگرایی از فرصت طلبی، و تفاوت آن اشخاص با آقای موحد، و در نتیجه، قادر به درک علت قضاوت عمومی متفاوت در این باره می شدید و از این خلط و مغلطۀ توجیه گرانه رهایی می یافتید.
    ضمن اینکه من پاسخ این سئوال خود را از شما دریافت نکردم که آیا واقعاً آلترناتیوهای قوی تری وجود ندارند!؟(که نمی توان گفت وجود ندارند) و دکتر عزیز ما برای عبور از امثال آقایان موحد و بزرگواری و رساندن جامعه به آن آلترناتیوها(که نیاز حیاتی جامعۀ ما است) چه تلاشهایی کردند و چه اقداماتی را در کارنامۀ خود دارند؟ آرزو دارم که کارنامۀ جنابعالی عکس این را ثابت نکند!
    در پایان اینکه از مطالعۀ کامنتها متوجه شدم بد جوری زیر هشتی توجیه آقای موحد گیر افتادی! و در پاسخ به اینجانب و آقایان مسعودی و ناشناس، به نوعی پریشان گویی افتادید که به علت نداشتن وقت و عدم امکان طرح همۀ مطالب، از ذکر موارد و تحلیل آنها می گذرم و بنا به ضرورت و اهمیت، تنها به تذکر کلّی یک مورد آن بسنده میکنم، و آن اینکه اگر درک جنابعالی از جریان شناسی سیاسی ایران و حلقۀ قدرت در کشور و فلسفه و علت ورود و خروج افرادی امثال آقایان بهرام تاجگردون، هدایتخواه، سید باقر موسوی، سید قدرت حسینی و …. همین باشدکه در اینجا مطرح کردید، بدون تردید شما در این امور نیاز به مطالعۀ بیشتری دارید.
    سر انجام اینکه به رغم تفاوت دیدگاهمان، شما را دوست دارم وخیر دنیا و آخرت شما را در رهایی از فسیلیسم و توجیه گری، و عبو ر از امثال آقایان موحد و بزرگواری و کمک به جامعه برای رسیدن به آلترناتیو شایسته ای که به گقتۀ درست خودتان، “بتواند خود را به صف مسئولین تراز اول مملکت برساند و نظریه بدهد و نیرو بکارد و اعتبارات کلان را توزیع کنید”، می دانم. این است خدمت بنیادین به استان. افراد به اندازۀ آگاهیشان در پیشگاه خداوند مسئولند و آن علیم بالذات را هم نمی توان با توجیهات ناشی از علایق حسبی و نسبی اغوا کرد! بدون تردید، آقای موحد، هر چه بود، گذشت. حساب او با خداوند است و او احکم الحاکمین و خیرالحاکمین بوده و به حب و بغض های خودمان کاری ندارد.
    اکنون مهم این است که دکتری مثل شما در دام القائات حریصانه و بی پایۀ او و مشاورینش! که سرنوشت جامعه را قربانی منافع شخصی و باندی خود می کنند، نیفتد و به رسالت واقعی خود عمل کند. القائاتی مبنی بر اینکه ایشان باز خواهد گشت و بدینگونه تا دقیقۀ 90 فرصت تصمیم را از جامعه می گیرند و عاقبت، نه او میتواند بیاید و نخواهند گذاشت فرد مفیدی بیاید و نتیجه همین میشود که هست! منظور این رفیقمون این است که یا خودش باشد و یا در غیر اینصورت، افرادی ضعیف و ناکارآمد حضور پیدا کنند. ایشان این را هم برای خودش بُرد میداند. و این تنها یکی از صدها نشانۀ تقوا و تدین و تعهد و عملگرایی! و دلسوزی این بندۀ خدا برای مردم استان است! در این باره سخن بسیار است که میگذارم و میگذرم، ولی اگر کسی از این امر واضح، بی خبر باشد، و به آن دل ببندد، یا واقعاً بی خبر است یا خودش جزء بازی است. در هر دو صورت، صلاحیت روشنفکری و دکتری جامعه شناسی را نخواهد داشت؛ یا به علت جهالت، یا به علت بی تعهدی! امیدوارم رفتار آیندۀ جنابعالی در خور عنوانتان باشد.

  • حسینی سوق می‌گه:

    جناب ناشناس:
    اولا تاجایی که می دانم هدایت خواه ، دکتر مندنی پور،لاهوتی ،غلام تاجگردون ،از چهره های دانشگاهی هستند، بقیه دانشگاهیانی که به مدد موحد وبزرگواری و هدایتخواه نیم قدرتی را کسب کردندهم عملکردشان را دیدیم . بسیاری از این عزیزان حتی وقتی به مدیریت دانشگاههای استان رسیدند آنچنان خون جگر به دل و دیده تحصیل کردگان مومن و شاید غیر همسو نمودند که هیچگاه فراموش نمی شود.نمونه دانشگاه یاسوج.
    این عده را که می بینیم باید صد رحمت بفرستیم به چهره های غیر دانشگاهی.حداقل انصاف آنها بیشتر از این عده بود.
    ثانیا ، در دنیای امروز ، به لحظ سیطره کامل ، شی سروری و پول مرکزی و سرمایه مداری ،نه شما ونه هیچ چهره دانشگاهی غیر سیاسی امکان تحرک اجتماعی نداشته و ندارند.
    من هم وزن این دیدار را چندان سنگین نمی دیدیم . ولی وقتی دیدم یکی از سایت ها ی استانی به همان اندازه که از چماق دفاع نمود به همان میزان به این دیدار حمله کرد ،سکوت را جایز ندانستم.

  • حسینی سوق می‌گه:

    جناب آقای ناشناس مطلع ،
    کرونوگرافی اطلاعات شما ، بدجوری هنگ کرده است. موحد در کدام انتخابات به نفع ایشان سخنرانی کرده است.1384 را با 1388 قاطی نکن . من از 1384 صحبت کردم لطفا از اطلاعات دقیقت ، محل و جای سخنرانی ایشان را در سال 1384 به ما نشان بدهید.اول فکر ، بعد دقت ، بعد نوشتن

  • ناشناس می‌گه:

    جناب سید نورمحمد حسینی سلام و عرض ادب
    -اولا بیشتر و بهتر از هر کسی میدانی که نه شخص موحد ، نه عملکرد موحد ، نه شخصیت موحد هرگز و با حداقل معیار عقلی و منطقی و شرعی و عرفی قابل کمترین دفاع نمی باشد.
    -دوما دیدار با هاشمی رفسنجانی که اینچنین شما را دست پاچه نموده است از آنچنان اهمیتی برخوردار نیست که احساس کنید اتفاق خارقالعاده ای افتاده است.
    -سوما کهگیلویه مظلوم را تماشا کن.چهره شهر و روستایش و شهری و روستاییش خود گواه زحمات بی شایبه موحد و تاجگردون و بزرگواری دوست شماست که به یقین تاوان ندانم کاری و حق کشی این جماعت و مدافعان قلم به مزدشان را در روز واپسین خواهند داد.
    اخوی گرام توصیه می شود بجای دفاع از امثال این آدمهای بی سواد و خودخواه و بی اطلاع و مغرور که نامشان ا برده اید از جامعه گمنام دانشگاهی و هم شان خود استمداد طلبیده تا بیایند و نگذارند امثال موحد و تاج و حسینی و بزرگواری و هدایت خواه بار دیگر استانداری با مشخصات مسعود حسینی بر این استان بگمارند که پس از چهار سال تکیه بر مسند اول اجرایی استان بودن و نبودنش علی اسویه باشد و به قول یکی از نشریات استانی آنروز “درس بزرگ استانار شدن حسینی این بود که اگر چها سال استان بدون استاندار باشد آب از آب تکان نخواهد خورد”

  • ناشناس می‌گه:

    اقای حسینی اقای موحد به حمایت از احمدی نپاد سخنرانی کرد سیاسی بدون اطلاعات

  • حسینی سوق می‌گه:

    lمسعودی عزیز:
    اولا: اگرمقاله من را به دقت مطالعه کرده باشید من گفتم که به دفاع از اقدام موحد در زمینه دیدار با هاشمی ، و تکرار کردم اقدام موحد این مقاله را نوشتم. هیچگاه و هیچ زمانی در دفاع از اقداماتی که شما هم به آنها انتقاد داشتید قلم نمی زنم.
    ثانیا: پس از موضع گیری های موحد بر علیه عبدالله نوری خاتمی موحد را بسیار بیشتر از روسای جمهور تحویل گرفت. من در این خصوص نه دفاعی داشتم و نه حمله . حالا اینکه شما خاتمی تر از خاتمی هستید قضیه دیگری است.
    مسعودی بزرگوار: اگر استان ما به قول شما بدبخت و فلاکت زده است محصول حاکمیت 8سال حکومت سازندگی ، 8سال حکومت یک دست اصلاح طلبان و 8 سال حامکیت بی در و پیکر اصول گرایان بود. از این بیست و چهارسال ، قبول دارم که موحد هم در دوران سازندگی نفوذ استانی قوی داشت ، در دوران اصلاحات ایشان حتی یک بخشدار هم نداشت ، در عصر اصول گرایان هم که ایشان در بهبهان بودند. پس من باید به لیست شما افراد زیادی را اضافه کرد.سهم موحد را هم در این تتسیم اضافه نمایید.
    ثالثا: دو دوره انتخابات را که موحد برنده شد عصر اصلاحات بود . فرمانداران دوم خردادی ، عجبا شما فرماندار و استاندار اصلاح طلبان را متهم به تقلب برای کسی می نمایی که در میان اصلاح طلبان استانی حتی یک رای هم نداشت.قلم شما بوی اصلاح طلبی می دهد ، در مطلب شما این عبارت شما کاملا اشتباه و با منطق دموکراتیک اصلاح طلبی منافات دارد.
    در رابطه با بقیه صحبت های شما حرفی ندارم.خداوند این قدرت را به من داده است که به هیچ سیاستمداری ، دلبستگی و شیفتگی پیدا نکنم.به جز امام زمان عج در روی کره زمین همه افراد را با منطق نسبی گرایی تحلیل نمایم تا از مطلق گرایی و مطلق اندیشی بپرهیزم
    موحد باشد منطقیان باشد بزرگواری و…..

  • پی گیر می‌گه:

    سلام بر آقای آرام
    چرا اون قسمت آخر مطلب سید را که اشتباه ادبی آقای نورمحمد حسینی را ذکر کرده بود، خذف کردید؟ نکتۀ مفیدی بود و غیر اخلاقی هم نبود. لطفاً آن را منتشر کنید.

  • اصلاح طلب می‌گه:

    بنگروی عزیز، چون خودم سید نیستم راحت تر میتوانم بگویم که به قول مولوی:
    فلسفی مر دیو را منکر شود در همان دم سخرۀ دیوی بود
    شما سادت سیدمحمود را متهم به تعصب کردید، در حالیکه نوشتۀ شما که نشانۀ بینش و نگاه شما است، غیرواقع بینانه و بسیار متعصبانه تر به نظر می رسد. درمجموع اگر چه مدعی اصلاح طلبی هستید، اما متأسفانه از اندیشۀ اصلاح طلبانه بی بهره اید.اصلاح طلب واقعی کسی است که اگر دیگران تعصب بورزند، او در عمل مروّج مدنیّت باشد نه چون شما که شعله های کینه از کلامتان فوّاره می کشد و کلوخ انداز را سنگ پاداش میدهی!
    در ضمن، اولاً کدام طایفه و عشیره را سراغ دارید که تعصب نداشته باشد؟ ثانیاً به دلایل و شواهد و قراین متعدد، که بحث و اثبات و ذکر مصادیق و مقایسه اش در اینجا مناسب نیست، سادات سیدمحمود(رضاتوفیق) از طوایف دیگر کم تعصب ترند. اصلاح طلبی به شعار نبست. این سادات در طول تاریخ منادی اصلاح بودند.

  • حسینی سوق می‌گه:

    سید بزرگوار:
    من نقد شما را خواندم. از شما بینهایت سپاسگزارم.چون دارای ادبیات و نطریه بود جواب می دهم. ولی معنای فرصت طلبی را در متن شما نفهمیدم. اگر موحد فرصت طلب بود می توانست از این فرصت ها در جهت نصب فرمانداران و بخشداران و… استفاده نماید.
    در رابطه با سلام من به موحد : همچنان برسر حرف خویش پایبندم. سیاست کلاس نیست که مدارج آن را طی نمایی ، دانشگاه نیست که در کنکور آن قبول شوید ، کارخانه نیست که که با پول آن را تاسیس نمایید.
    ورود به صحنه سیاست یعنی نفوذ در حلقه قدرت ، آنجا که به قول پاره تو ، شیر می خواهد و یا روباه ، نخبگان سیاسی ایران دارای حلقه بسیار تنگی هستند که حتی هدایت خواه با آن همه نظریه پردازی نتوانست وارد آن گردد و به محض اتمام ماموریت اداریش در مجلس هیچ کسی او را به بازی نگرفت.
    تاجگردون کنار بهشتی بود ،زخمی هفت تیر بود ، مبارز بود ، نظریه پرداز بود ، از امثال بهزاد نبوی ، حجاریان ،فانی و اکرمی قوی تربود ، در هشت سال دولت اصلاحات و الان دوره اعتدال هیچ کس حتی از مدرسه ساده او هم بازدید نکرد.
    چه بلایی برسر سیدباقر آوردند ، او کجاست ، سید قدرت حسینی باشتی کجاست ، تا زمانی که نماینده بود مرتبا به این کشور و آن کشور برده می شد . ولی الآن خبری از او نیست.این سید قدرت را من می شناسم . یکی از بنیانگزاران جامعه اسلامی دانشجویان ، یکی از اولین افرادی که جنبش دانشجویی راستی ها را بنیان نهاد ولی هیچگاه او را وارد بازی نمی کنند چرا؟ من می دانم ولی جای این گفتن ها در فضای مجازی نیست.
    شاید شما در زیر زمین یا بر فراز آسمان ، افرادی را بشناسید.ولی من روی زمین سیاست ایران فرد نظریه پرداز و ذی نفوذی را نمی شناسم.، یعنی در حلقه نخبگان سیاسی ایران در فقر شدید هستیم حال به ظلم یا به حق.
    چه اشکال دارد به مای بی خبر آدرس وزارت خانه ها دانشگاهها،سازمانهایی را که نخبگان استان مان در آن ها نظریه می دهند و اعتبارات توزیع می کنند نشان دهی .
    موحد به بهبهان رفت ،من که هیچگاه توفیق مراجعه به او را نداشتم ولی خبر کامل دارم که از صبح تا شام پذیرای مراجعه کنندگان استانی از سراسر استان بوده است.نمایندگان ما حتی حاضر نبودند در دفتر خویش بنشینند تا مردم به آنها سلا م کنند . می فرمودند ما برعکس موحد به دنبال کارهای کلان هستیم . داریم پتروشیمی دهدشت و کارخانه سیمان و اتوبان های دهدشت ، مترو وسدهای چند گانه استان را پی گیری می کنیم. نتیجه این شد که نه کارهای جزیی مردم پی گیری شد و نه کارخانه ای احداث شد.
    موحد رد صلاحیت شد.نیروهای دگر هم نتوانستند از فاز شورای نگهبان بگذرند. نتیجه هم این است.که می بینید.
    سید محترم : در تداوم این شرایط سیاسی و اجتماعی همه ما مقصر هستیم .من حرف شما را می پذیرم ولی به والله ما به غیر از این قلم بیان هیچ ابزاری در دست نداریم.
    دوای درد این شرایط ، واقع بینی است که در پاراگراف آخر به آن پرداختم.در این پاراگراف من هیجانی نمی بینم . چشم معمولی می خواهد تا واقعیت ها را ببینید.

  • مسعودی2 می‌گه:

    درمحافل خصوصی تاکید میشد به بچه بوراحمدیها که طرفدارشان بودند. مسئولیت درحد رییس یک اداره باشند. وهرگز بالانروند. آقای حسینی بنده اصلاحاتی هستم ونه طرفدار بزرگواریم ونه موحد. شما که بعنوان یک دکتر این جامعه هستید. وآگاه وآزاد آیا عملکردآقای موحد درمجلس درزمان استیضاح آقای عبداله نوری که هیچ کدام از نمایندگان حاضر نشده بودند آن نامه استیضاح را بخوانند وبا شیر کردن موحد که حتی یکبار هم از روی آن نخوانده بود. آنرا قرائت کرد. آیا خجالت آمیز تر ازعمل بزرگواری نبود.اکنون باعملکرد این دونماینده بقیه استانها چه فکری درباره ما میکنند.آقای دکتر چرا هنوز از مهره سوخته ای دفاع میکنید. که شانزده سال بدبختی وفلاکت مردم محروم راندید. دراستان بغلی ما چهارمحال وبختیاری.درزمان دولتهای سازندگی که آقای موحد خود را منتسب به آن میداند.چه شاهرها وتونلها که ساخته نشده اما درشهرستان کهگیلویه چه ؟خدا وکیلی عملکرد سه ساله عدل هاشمی چشمگیر تر است یا شانزده سال وکالت موحد البته بنده طرفدار آقای عدل هاشمی نیستم ونه مورد تایید فقط میخواهم بگویم یک بچه پاسدار درمقابل مردم حداقل احساس مسئولیتی کرد. ونه موحد ونه بزرگواری هیچکدام زخم کهنه این مردو را التیام بخش نیستند . چون اولی شرح وظایفش چیز دیگری بود .وکاری بوکالت مرد م نداشت. ودومی هم نمیداند برای چه به مجلس رفته . اگر آقای موحد . راست میگوید . چرا درزمان صدارت آقای هاشمی به دیدارش نرفت درزمان دولت سازندگی! جز اینکه ایشان به … و…. بازکردن….مشغول بود. آقای دکتر خداوکیلی شانزده سال نمایندگی موحد را میتوان با چهار سال نمایندگی شجاعپوریان مقایسه کرد.چهارسال نمایندگی دفاع از حقوق مرد م با شجاعت وشرافت- اما حذف گروهای سیاسی- چه اصلاحاتی وچه معتدل ومیانه وحتی گروهای تحت عنوان حزب که آقای موحد خود شخصا” به وسیله ایادیش مورد حذف قرارگرفتند.درانتخابات 84نیروهای آقای لاهوتی ومنطقیان ویاران شانرا باتوجه به اینکه منطقیان برنده انتخابات بود به دستور آقای موحد وایادیش شهر را به …. کشیدند. ونیروهای منطقیان ولاهوتی به سلولهای انفرادی و مسلخ بردند بخاطر سرپوشی ازتقلب که چهارسال بعد دربهبهان هم آقای موحد این عمل را انجام داد . گنه کرد در بلخ آهنگری…به شوشتر زدند گردن مسگری وخدا رحمت کند حضرت آیت اله ملک حسینی نماینده محترم ولی فقیه را که اگر ایشان ونیروهای امنیتی نبودند معلوم نبو د برسر آنها چه می آمد.وبرای آنها قرارهای سنگین که از صد میلیون تومان تاپنجاه ملیون قرار بریده شد. ولی دست خدا با لا ی همه دستهاست (( ومکرو مکراله واله خیر الماکرین)) ودیدیم که دست عدالت پروردگار از آستین شورای محترم نگهبان بیرون آمد وانتقام آنهمه بی عدالتی را گرفت ((دیدی بهرام که گور میگرفتی همه وقت …گور چگونه بهرام گرفت))

  • بهلول می‌گه:

    آقای دکتر دلیلی ندارد برای توسعه و پیشرفت استان ، دست هر نامحرمی را فشرد . ما و استان ما داریم چوب نامردیهای آقای موحد را میخوریم . شما موحد را توجیه برای ما موجه جلوه ندهید . همه به خوبی موحد را میشناسند . هم آنهایی که از وجودش بهره مالی و … برده اند هم آنهایی که از وجود موحد آسیب سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برده اند . نقش همراهان موحد در تخریب چهره های محلی و آسیبهای وارده کم نیستند . اینها آدمهای …نبودند و نیستند.

  • مسعودی می‌گه:

    بنام خدا- فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبئون احسنه- آقای حسینی سلام:جای بسی تائسف ودلگیری است . جنابعالی که از افراد عاقل وتحصیل کرده جامعه هستیدوماشما را انسانی معقول می دانیم اما عقل و درایت رانباید فدای وابستگی نسبی کرد.شما خوب میدانید بنده چه میگویم. چطور بعنوان یک انسان متعهد وآگاه ما دم ازدفاع از عملکرد شانزده ساله آقای موحد میزنید. شما خود قاضی در دوران سازندگی و شرایط خوب اقتصادی.دردورانیکه تمام مناطق کشور ازبرکات نظام جمهوری اسلامی بهرمند شدند.دریغ از یک کار عمومی وعام المنفع شانزده سال از عمر این مردم بیهوده بافریب ومعرفی فردی به بانکی برای پرداخت وام ویا بردن فردی زیر پوشش کمیته ویا گرفتن پیمانی ودادن به پیمانکار وکارهای فردی برای اشخاص مورد نظر که برایش بقول لری خودمان( سرو) بگویند آقای حسینی آیا وکالت مردم این است. دفاع از حقوق مردم این است.درکنار ما در استان چهارمحال وبختیاری چند استاندار ومعاون ومدیران کل به استان ما آمدند. آقای موحد کدامیک از بچه های منطقه چه اصلاح طلب وچه نیروهای حزب الهی راگذاشت رشدکنند وهمه جا آنها را سرکوب ودرهمه مجالس ومحافل بابرچسبهای ناچسب ازصحنه بدر کرد. وحساسیتی که نسبت به بویراحمدیها اعم از سادات وغیره داشت ودارد حتی نیروهای طرفدار خودش که بویر احمدی بودند. به آنهااجازه عرض اندام نداد.وهمواره میگفت افرادی که مستقل وبفرمان مانیستند. نباید به آنها رشد داد اما آقای حسینی شما میگوییدآقای موحد از کسی مشورت نمیگرفت. کمی باخودت خلوت کن وخدا را در نظر بگیرباتوجه به شماره گذاری عکسها نام نمیبرم یکی از مشاورانش شماره (1) سیکل بودند وایشان شد مدیر مخابرات شهرستان واکنون از پیمانکارن میلیاردی میباشد .که یکی از مشاورین عزل نسبش بود.عکس (2) مسئول دفتر ومشاور در عزل نسب نیروها عکس 6 که راننده اداره پست بود وبا استعفا به جرگه پیمانکاران میلیاردی پیوست البته ایشان مورد مشورت نیست فقط برای سیاهی لشکر ازوی استفاده میشود. عکس شماره 7سریر دولت که مردم شهرستان کهگیلویه کاملا” او رامیشناسند. مشاور اول آقای موحد. کسی که برادرش کاردان دام داشت . واوراآقای موحد تامقام مسئول گوشت کشور ارتقاداد. عکس شماره 8شخصی که معاون مدیرکل مسکن شهرسازی استان آقای درخشنده پور بود وآن عابروریزی را در مسکن شهرسازی بوجود آوردند. ودوستان دیگرش که معاند هستند .ومرتد . که مردم شهرستانهای کهگیلویه . چرام .بهمئی.ولنده کاملا” آنها را میشناسند. اینها مشاورینش هستند. اگر به هرگس بگویی اینها مشاورین موحد نیستند میخندد.درمحافل خصوصی به بچه بویراحمدیهای

  • بنگرو می‌گه:

    جناب دکتر(البته اگر از رهروان دکتر ….. نباشید)موحد قابل دفاع نیست.ولی شماها سادات سید محمود حتی همان … و……. به اصطلاح اصلاح طلب هم، به جز خودتان کسی را قبول ندارید .تاریخ مصرف موحد تمتم شده ،مگه ما ضربات ایشان به اصلاحات را فراموش میکنیم.بس است دیگه.مگه قحط رجال هست که این فرد …… را مجددا دارید زنده می کنید

  • سید می‌گه:

    تحلیل آقای حسینی در بارۀ همراهان آقای موحد، نسبتاً واقع بینانه بود، اما در بارۀ شخص موحد نه، کاملاً توجیه گرانه بود! عزیز دل برادر، با توجه به آنچه شما در بارۀ رفتار سیاسی افرادی چون نهاوندیان، پورمحمدی، ولایتی، فضلی، جنتی و… گفتید، اما علتش چیست که نه در محافل عمومی و نه در محافل خصوصی و حتی نه در محافل مخالفانشان، هیچکس اینها را به عنوان فرصت طلب نمیداند، اما هم در محافل عمومی و هم در محافل خصوصی و حتی در محافل موافقان و دوستان و حتی اصولگرایان تهران،این رفیقمون را فردی فرصت طلب و… میشناسند!!! و رفتار او را عملگرایی و نوعی دیپلماسی!! نمیدانند!؟
    همچنین، نوشتید:” ما اگر به موحد انتقاد داریم به دنبال آلترناتیو قوی تری باید بگردیم .آلترناتیوی که بتواند خود را به صف مسئولین تراز اول مملکت برساندو نظریه بدهد و نیرو بکارد و اعتبارات کلان را توزیع کنید. فعلا که نداریم.پس به حکم عقل فعلا به ایشان سلام می نماییم.” خوب! نتیجۀ عملی این رهنمود شما چیست؟ آیا جز پاشیدن تخم یأس و اعلام فقر نیروی انسانی و تسلیم شدن به وضع موجود و تن دادن به حضور افراد بی صلاحیتی مثل …..، نتیجۀ ذیگری برای جامعه دارد؟ واقعاً آلترناتیوهای قوی تری وجود ندارند!؟ دکتری و بی خبری!! نداشتیم! متأسفانه شما ادعا میکنید که نداریم و سپس به نمایندگی از طرف عقل بیچاره حکم میکنید که همچنان باید به ایشان سلام کرد!! فکر میکنم عقل از شما شاکی خواهد شد! انتظار این است که یک فرد تحصیلکرده برای برداشتن مانع از سر راه آلترناتیوهای قوی تر، که یکی از مهمترین موانع آنها همین آقای موحد است، تلاش کند نه اینکه با هزار ادا و اطوار بکوشد که حضور چنین افرادی را توجیه کند! برادر جان درسته که شما به علت برخی دلخوریها و یا شاید برخی هماهنگیها به کس دیگری غیر از موحد رأی داده ای(آنهم پس از رفتن اجباری ایشان به بهبهان و رد صلاحیت دور اخیر)، اما هیچوقت ایشان را به خاطر انحصارطلبی و مانع بودن برای رشد نیروهای شایستۀ شهرستان که کم هم نبوده و نیستند به چالش جدّی عملی نکشاندید و متأسفانه همواره از توجیه گران سینه چاک اعمال ایشان بودید و به همان نسبت مقصر وضع موجود( که این همه شعار هیجانی برای نابسامانی آن سر میدهید) هستید. حالا هم بدونید که این شیوه ها دیگر جواب نمی دهد. صادقانه فلک را سقف بگشایید…

  • بارز می‌گه:

    کسانی که دارند از موحد و همراهانش غیر منصفانه انتقاد میکنند سرافکندگان و شرمساران طرفدار بزرگواری هستند که……. است بر تارک تاریخ قم لر …

  • الهی می‌گه:

    جناب دکتر عزیز و گرامی:
    درد ما هم همین ناهماهنگی ها و انتقادهای نابجاست.به امید روزی کا شاهد کهگیلویه و بویراحمدی اصفهان وار باشیم.
    دست به دست هم دهیم به مهر
    استان خویش را کنیم آباد

  • از پشت کوه که آن را مرز می نامند می‌گه:

    احسنت جناب حسینی الحق زیبا نوشتی ومرا به یاد سیاست های زنده یا حاجی غضبان پرهیز انداختید که همیشه سعی در جمع کرده اوضاع داشته که جایش خالی ویادش گرامی باد در تائید فرمایشاتتان دریکی از کامنت ها دیدیم که نوشته بود آیا نمبتوانستند لباس درست بپوشند ؟ گرچه درست به نظر می رسید ولی نشان از غیر مترقبه بودن دیپلماسی موحد واینکه هر وقت بروی همین ها را می بینی .ولی دوست عزیزم جناب حسینی من تاکنون به موحد رای ندادم و همیشه هم در جبهه مخالف ایشان بودم ولی اتصافا همیشه اعتقاد داشتم انسان بزرگ وصادق با دوستانش هست واستثنا از سایر سیاست مداران وهمانگوته که فرمودید اشبیاه هم داشت ودارد ولی این حرکتش تلنگری بود بسیار عالی امیدواریم منبد بادقت تر حرکت نمایید که باعث هزینه کردن افردای امثال شما نیاشیم زیرا ز مجوع قلم بدستانی که دیده ایم جناب انصاف وآینده را در قلم شما دکتر مهدی غفاری ودکتر مردانی دیده ام حق تگهدار

  • فرهاد می‌گه:

    دکتر چه شد که در حمایت از موحد قلم میزنی مگه حمایتت از یزگواری را فراموش کردی اینقدر ذوب در بزرگواری شده بودی که اور فرشته نجات کهگیلویه میدانستی سعی کن دکتر ثابت قدم باش یا زنگی زنگ و یا رومی روم .

200x208
200x208