تاریخ درج خبر : 1392/06/06
کد خبر : ۶۸۰۲۰
+ تغییر اندازه نوشته -

اعتدال، مطالبه ملی یا طلب روحانی؟

سایت استان: هادی وکیلی
هر گاه سخن از رویکرد جدید دولتها در ایران می‌شود و شعار محوری، جریان پیروز طنین انداز می‌گردد، پیچ مهره‌های جامعه اتوماتیک به صورت موقت با آن تنظیم می‌شود ولی مرور زمان و گرفتاریهای اجرایی منادیان شعار، موجب می‌شود تا رقیبان دست به کار شوند و آنرا به دلخواه تفسیر و به نفع خود مصادره نمایند. همه مفاهیم محوری در طول بیست سال گذشته، عمری کوتاه داشته اند و در سن نوجوانی به کمای تحریف رفتند. اصلاحات به عنوان مهمترین شعار دوران دوم خرداد به سرعت تبدیل به گفتمان عمومی گردید و رنگ مطالبه ملی پیدا کرد ولی اجراء زدگی معماران و مهندسی رقیبان موجب شد تا طفل اصلاحات به مرور دچار سوء هاضمه و سوء تغذیه گردد و از رشد موزون و کامل باز بماند. اصولگرایان نیز با تکیه بر موقعیت ممتاز خود در قدرت، تلاش کردند تا شاید گفتمان خود را به مطالبه ملی تبدیل نمایند ولی به دلیل ناکارآمدی، پس زده شدند و طفل اصولگرایی سقط جنین شد. حال نوبت اعتدال فرا رسیده است. دولتمردان اعتدال گرا چند روزی است که بر کرسی وزارت تکیه زده اند و ساز نظام اجرایی را با ریتم اعتدال کوک کرده اند و سرود اعتدال نواخته اند. اعتدال روزهای طفولیت خویش را سپری می‌کند. طفل اعتدال آنچنان زیبا و دلربا می‌باشد که به سرعت به مطالبه ملی تبدیل شده است. همه جا سخن از اعتدال است. افراطیون که نانشان در افراط و تندروی و تندخویی بود نیز خود را پشت سپر اعتدال پنهان کرده اند و تلاش می‌کنند با تعارف آبنبات، طفل اعتدال را به دامن خود بکشانند. تفاوت اعتدال با اصلاحات و اصولگرایی در این است که اصلاحات خواست الیت روشنفکر بود و با پذیرش طبقه متوسط تبدیل به گفتمان فراگیر این طبقه گردید و به مرور با قدرت تئوریک رهبران آن به لایه‌های اجتماعی راه پیدا کرد. اصولگرایی هیچگاه از ویترین بیرون نیامده و محصور به خواست سیاسی شد و تبدیل به مطالبه اجتماعی نگردید ولی اعتدال پیش از آنکه رویکرد دولت جدید و مطالبه دکتر حسن روحانی باشد، خواست نانوشته آحاد مردم بود. مردم اگر چه این خواست ایجابی نبود ولی به صورت سلبی مطالبه اش را داشتند. توده مردم از افراط و تفریط به تنگ آمده و نسبت به آن تنفر پیدا کرده اند. مردم در این انتخابات نه بزرگ به افراط گفتند و به دنبال راه و چاه برای برون رفت کشور از ورطه افراطیون بودند. حال خواستشان با شعار اعتدال دکتر روحانی منطبق افتاده است ولی همچنان اعتدال دارای ابهام است.اعتدالی که پوسته نباشد و گوهرش با خواست مردم تطابق یابد، نیازمند باز تعریف است. گفتمان اعتدال مورد پذیرش همگان و مقبولیتش، مخالفین را نیز وادار به تغییر روش کرده است. ولی اضلاع این گفتمان می‌بایست تبیین و آنگاه به مطالبه ملی تبدیل شود. خاستگاه اعتدال باید تبیین، اردوگاه آن می‌بایست مشخص گردد. یکی از دلایل مهم شکست و ناکامی احمدی نژاد این بود که خاستگاه او تا نیمه راه آیت ا… مصباح و جریان ایشان بود. وظیفه موسسه امام خمینی ( ره ) به ریاست آیت ا… مصباح تبیین گفتمان احمدی نژاد بود. در نیمه راه این مشائی بود که خاستگاه احمدی نژاد را تغییر داد. احمدی نژاد تلاش داشت تا با پول یارانه‌ها، برای گفتمان خود اردوگاه مشخص نماید. اما سرعت تورم و کاهش ارزش پول ملی موجب گردید تا اردوگاه مورد نظرش خالی از سکنه گردد و در نهایت چوب اصولگرایی به دولت اعتدال گرایی روحانی سپرده شد. اکنون طفل اعتدال نباید به دایه‌های کاذب سپرده شود. روز مرگی و درگیری‌های اجرایی دولت نبایست موجب غفلت از تربیت صحیح این طفل شود. اعتدال نباید تفسیر سیاسی شود. اعتدال روش بهبود زندگی و کارآمدی مدیریتی است. همه مردم باید راه سعادت، توسعه و آرامش خود را در پرتو اعتدال ببینند. اگر اعتدال گرایی تبدیل به خون در رگهای جامعه شد، افراطیون هم تمکین خواهند کرد. خاستگاه اعتدال نباید دچار تغییر موقعیت شود. اردوگاه اعتدالیون نیز نبایست گرفتار جابجایی طبقاتی شود. همه مردم اعم از توده متوسط، روشنفکر و غیره خواست خود را در متن رفتار اعتدالی می‌جویند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208