تاریخ درج خبر : 1392/06/06
کد خبر : ۶۸۰۷۳
+ تغییر اندازه نوشته -

درباره ى غضنفر علیجانی؛ هنرِ احمد خاکیان!

سایت استان: دکتر مهدی غفاری

١. بسیارى از ما با نام ” احمد خاکیان ” خالقِ آثار هنرىِ و طنز با عنوان ” غضنفر ” آشناییم. تا کنون چند شماره از این مجموعه به بازار عرضه شده است؛ مجموعه اى که توانسته در دلِ مخاطبان راهى بیابد و لبخند را بر لبِ بسیارى بنشانَد. نوشته ى زیر پیرامونِ این آثار به پاسِ هنرمندىِ احمد خاکیان به او تقدیم مى شود.

22

٢. از همان ابتداىِ کار با نشرِ غیرِ رسمىِ نخستین مجموعه ى ” غضنفر ” مى شد حدس زد که آفریننده ى آن به زودى در کارى که کلید زده و راهى که آغاز کرده به کامیابى هایى قابل انتظار دست خواهد یافت و دیرى نگذشت که این پیش بینى محقّق شد. هرچند نخستین مجموعه از لحاظِ کیفى با کم و کاستى هایى در محتوا و نحوه ى ارائه همراه بود اما هنرمندىِ ذاتىِ خاکیان در کنار انتخابِ مضمون هایى به روز و اغلب موردِ بحث و کنکاشِ مردم همینطور به کارگیرىِ گویشِ فاخرِ لُرى در طرحِ این مضامین چنان بود که عیب و ایرادها را پوشاند و فارغ از همه ى کاستى ها لبخند را در عینِ تأمّل بر لبها نشاند و موجى از احساسات را آنچنان که شایسته بود در تحسینِ هنرمند برانگیخت.

٣. چندسال پیش از این، دوستى که دستى در نواختنِ ساز داشت و و نه تنها آهنگ مى نواخت بلکه موسیقى مى ساخت از من پرسید؛
– نظرت درباره ى کارى محلّى و بومى که به تازگى از من شنیدى چیست؟
میانِ ما تعارفى نبود. گفتم؛
– نه آن چیزى بود که انتظار مى رفت.
پرسید؛
– چه انتظارى از یک اثرِ هنرى دارى که کار من آن انتظار را برآورده نکرد؟
مى توانستم از همه ى آن اندکى که در فلسفه ى هنر و زیبایى شناسى مى دانستم این پرسش را پاسخ دهم امّا این ” ما و مَن ” ى رها کردم و حسّى جواب دادم؛
– اثر و کارى چنان توانمند و قدرتمند و اثرگذار که تا لب بگشاید یا خود را عرضه کند، بیشترِ هوش و حواسِ آدم را از دیگر کارها و مشغولیّت ها برگیرد و به خود معطوف و مشغول کند. اگر اثرى حماسى ست باید خون را در رگ به جوش آورد، اگر غمگنانه است باید موجى از اشک را در چشم برانگیزد، اگر شادى و طَرَب است باید دست و پا را به رقص وادارد، اگر عاشقانه است باید دل و جان را بر سرِ ذوق و شوق آورَد و اگر طنز است باید خنده اى از تهِ دل بر لب برویانَد.
بلافاصله گفت؛
– مثلاً؟
و بی درنگ جواب شنید؛
– مثل برخى شعرهاى حماسى و عاشقانه ى ” احمد انصارى فهلیانى ” / مثل ساز و نقاره اى که هنرمندِ فقید ” شنبه شعبانى ” نواخته است / مثل برخى ترانه هاى بویراحمدى با کمانچه ى ” سعید اسلامى ” و صداىِ ” سهراب شفیعى و ایرج موسوى ” / مانند بعضى عکس هاى مردم نگارانه ى ” حسن غفارى ” / مانند برخى شعرهاى کوتاه اما سرشار از مفهوم ” حسین پناهى ” / مثل نواىِ کهن امّا با حسّ و حال ” احمد احمدى ” یا دلِ گورو دار با صداى ” شیخ على مراد ” یا داینى داینىِ ” کوروش رضوانى ” / مانند برخى کاریکاتورهاى ” احسان گنجى ” / … و مثلِ طنزِ فاخر غضنفر از ” احمد خاکیان “.

hassan-fatahian-66
نمى دانم آن دوستِ عزیز از قضاوتِ من در موردِ کارِ هنرىِ خود مجاب شد یا نه امّا مى دانم که با من درباره ى آنچه که گفتم و نمونه هایى که آوردم ( و بسیار بیش از این بود که اینجا گفته شد ) نه تنها موافق که آتشش از من هم تندتر بود.

۴. امّا سخنى کوتاه و اشاره وار درباره ىِ ویژگى هایى که از مجموعه آثارِ غضنفر ( و از همه اساسى تر؛ غضنفرِ ٣) چیزى ساخته اند که سزاوارِ طرح و یادآورى اند و سازندهِ شان را لایقِ درود و دست مریزاد نموده اند؛

یکم؛

بیشترِ مضمون هاى انتخابى من درآوردى و خیالى و ذهنى نیستند و درست همان چیزهایى هستند که در جامعه و زندگىِ روزانه ى مردم نمود دارند. از آن جمله مى توان به نمونه اى از این موارد در حوزه هاى متعددِ اجتماعى، فرهنگى و معیشتى اشاره کرد؛
محورِ عمده ى حوزه ى اجتماعى در این مجموعه آثار دو چیز است؛ نخست، خانواده و دوم، رویارویىِ سنّت و تجدّد. برخى مصداق هاى این حوزه از این جمله اند؛عشق ورزى، چند همسرىِ مردان، بوالهوسى ها و خیانت هاى عشقى، ناسازگارى هاى فرهنگى، مردسالارى، خشونت و چماق و سیاستِ شَشپَر، انفجار جمعیت و ناهنجارى هاى اجتماعى.
در حوزه ى فرهنگ بحث ها حولِ محورى مى چرخد که ” جدال میان خیر و شر، تقابل هنجار با ناهنجارى و اخلاق در برابرِ بد اخلاقى ” را به تصویر مى کشد.
” شاخ و شانه کشیدنِ بیداد در برابرِ داد ” و مصداق هاى عینىِ آن در جامعه همچون بیکارى، تورم، دلالى، گران فروشى، بى انصافى، دزدى و فساد، معامله پنداشتنِ همه چیز و فقدانِ رحم و مروّت در همین معاملات، وجهِ غالبِ این طنز در حوزه ى معیشت را شکل مى دهند.
در حوزه ى سلامت آنچه که از نگاهِ غضنفر نادیده گرفته نشده ” ایدز “، ” نرخِ بالاىِ خدمات پزشکى “، ” معامله گرى برخى پزشکان ” و ” نادیده گرفتن ساز و کارهاى بهداشت و سلامت ” است.
و بالاخره اینکه طنزِ غضنفر از نگاهِ روان شناسانه با روانکاوى و رفتارشناسىِ شخصیت هایى که هر کدام نماد و نمودى از انسان هایى متفاوت اما واقعى در جامعه ى معاصر مى باشند، حرفهاى بسیارى براى گفتن دارد.

دوم؛

وجهِ بارزِ غضنفر در طرح هر یک از مواردِ فوق رعایتِ سه گانه ى مهّمِ ” طنز، نقد و آموزش ” است. در مجموعه آثارِ غضنفر بیشترِ این مضامین از هر سه ى این زوایا طرح و ارائه شده اند. یعنى هر مورد هم در قالبِ طنز، هم به شیوه اى نقّادانه و هم با ارائه ى راه حل و پیشنهادى منطقى و خردپسند به مخاطب عرضه شده است. به دیگر زبان آنکه غضنفر هم با تازیانه ى نقد ” بدى ” ها را مى کوبد، هم با قندِ طنز مزاج ها را شیرین مى کند و هم با چراغِ روشنى که در دست دارد راهى به سوىِ ” خوبى ” پیشِ پاها مى گذارد.

سوم؛

طنزِ غضنفر با هنرمندىِ قابل پذیرشى ارائه شده که از این ویژگى ها برخوردار است؛
١)
این مجموعه آثار در کلیات و بخشِ عمده اى از جزئیاتِ خود از جمله آثارِ بومىِ اثرگذار محسوب مى شود. طنزش، اغلب فاخر و مرزبندى اش با هجو و هزل و لودِگى که اغلب هیاهویى بسیار براى هیچ اند، کاملاً مشخص است. نقدش نقد است نه نسیه و نفى، پس زننده و آزاردهنده نیست. آموزشى که مى دهد نیز پند و نصیحت و شعار نیست که به جاى پذیرش، موضع گیرى و تقابل را در مخاطب بازآفریند. هرجا که این اثر توانسته سه گانه ى فوق را به تمامى و با هنرمندى ارائه کند، بیشترین جلب و جذبِ نظر را سبب شده است.( اوجِ ارائه ى این سه گانه را در نمونه هایى چون ” شبِ زفافِ عروس و داماد با سخنانِ کنایى اما حکیمانه ى غضنفر در بابِ شیوه ى درستِ عشق ورزى ” همچنین ” گپ و گفتِ غضنفر و یکى از شخصیت ها درباره ى ایدز ” به روشنى مى توان دید. )
٢)
در طنزِ غضنفر گویشِ لُرى به جا و مناسب و واقعى ست. استفاده از این گویش اگرچه نفوذِ این اثرِ هنرى را به زیست بومِ لُرنشین محدود کرده، براى مخاطبِ محلّى رنگ و بویى انسانى و باورپذیرتر به آن داده است. بر خلافِ گویشِ لرىِ صدا و سیما که بیشتر ” مَن در آوردى ” و ” فارسى زده ” و ” تمسخرآمیز ” است و براى لُرها ” دل آزار “، در غضنفر این گویش با لهجه اى شیرین و شنیدنى و قابلِ احترام به مخاطب ارائه شده است و هر جا که ریزه کاریهاى این گویش با مَثَل همراه مى شود یا در مواجهه با زبانِ فارسى به واژه سازى دست مى زند و مى کوشد تا علیرغمِ حفظِ اصالت از فرهنگِ غالبِ زمانه عقب نمانَد، شنیدنى تر مى شود.
٣)
به کارگیرىِ روشِ ارائه ى غیرمستقیم / پرهیز از شعارهاى صد مَن یک غاز / استفاده ى به جا و تأثیرگذار از زبانِ ادبى، کنایى و استعارى / احترام به شعورِ مخاطبان و دستِ کم نگرفتن آنان / توجه به جزئیات در کنارِ پیوستگىِ کلیات / خلاقیت در به کارگیرىِ ایده هاى تازه / گریز از تکرارهاى ملال آور / رعایتِ ایجاز و نکته سنجى / پرداختِ کار در قالبِ گپ و گفت به جاى تک گویى و یکسونگرى / و شخصیت پردازى هاى قابلِ فهم و باورپذیر از جمله ویژگى هاى برجسته در این اثر هنرى اند. در مجموعه ى طنزِ غضنفر هر جا که این ویژگى ها رعایت نشده اند کار از اوج و فراز به شیب و فرود نزدیک شده است.
۴)
موفقیّت و کامیابىِ این اثرِ هنرى در نشاندنِ گُلِ خنده بر لبِ مردم را باید از ویژگى هاى درونىِ آن و هنرمندىِ آفریننده اش برشمرد. یک هدفِ طنزى فاخر از این دست این است که حتى اگر نتواند ” درد و رنجى ” را درمان و برطرف کند با فراهم کردن لحظاتى از طَرَب و خنده و خرسندى، شدت و حدّتِ آن درد و رنج را بکاهد و تحملش را آسان تر نماید و آدمى را براى درمانش شکیباتر و مصمم تر سازد. اگر چنین است و چنان هنرمندى هایى توانسته باشند به طرزى نامحسوس اما اثرگذار این هدف را محقّق کنند، باید به آن هنرمند و هنرش درودى به سزا تقدیم کرد.

چهارم؛

غضنفرِ علیجانى شخصیتِ محورىِ این طنز است. بدونِ تردید ساخت و پرداختِ این شخصیت با مجموعه ویژگى هاى پندارى- گفتارى و رفتارى اش که گاه با هم جور و هماهنگ و متناسب و گاه ناجور و ناهماهنگ و متناقض اند، شاهکارِ خاکیان به شمار مى رود. شخصیتى با باورهاى جور به جور که گاهى عاقل و واقع گراست و گاهى متوهّم و خیال پرداز. زمانى آنقدر بیچاره و بدبخت که دل آدم برایش کباب مى شود و زمانى چنان زورگو و زیرِ بار مرو که حالِ آدم را مى گیرد. بهترین حرف ها را نکته وار و گزیده چنان مى گوید که به دل ها مى نشیند اما همین آدم جایى که باید مراقب باشد تا دلى را نیازارد، آگاهانه و به عمد آن را زیر پا مى گذارد. هم اخلاقى و مدافعِ راستى و منادىِ خیر و خوبى ست و هم گاه و بى گاه ریاکار و دروغگو و گزافه گوست. مى توان دوستش نداشت اما نادیده اش نیز نمى توان گرفت. در بسیارى اوقات حرفها و کارهاى او آیینه اى تمام نما و بازتابِ بى برو برگردِ رفتارهایى ست که افراد در برخورد با ” خود، دیگران و جامعه ” از خویش بروز مى دهند؛ درست با همان گرایش ها، سردرگمى ها و قضاوت ها و حتى گاهى با همان راه و روش ها. ( نقدِ این شخصیت به ویژه از منظر ” جامعه شناسىِ خودمانى ” که در پىِ یافتنِ علتى براى توسعه نیافتگى و عقب ماندگىِ جامعه است نکات بسیارى براى گفتن و آموختن دارد که از حوصله ى این نوشته بیرون است ).

پنجم؛

تا اینجاى کار، طنزِ غضنفر همچون راهى مى مانَد که تازه گشوده شده و به این زودى ها به انتها نمى رسد و این از دیگر نقاطِ برجسته ى آن است. کم نیستند سوژه هایى که تاکنون تنها در حدِّ اشاره اى طرح شده و جاى کار بسیار دارند یا شخصیت هایى که در آینده مى توانند بال و پرَ بیشترى بگیرند و به اوج برسند. از این جمله مى توان به شخصیتِ ” گِشمِرد ” اشاره کرد. این شخصیت به نوعى از نسلِ جوانِ تازه به دوران رسیده با مجموعه ویژگى هایى منحصر به فرد پرده بر مى دارد که اگر در کارهاى آتى، هنرمندانه پرداخت شود، مى تواند حلقه ى گُلِ دیگرى به گردن مجموعه ى غضنفر بیاندازد.

۵. چه نقدى بر مجموعه ى غضنفر مى توان داشت؟ فارغ از مسائلِ تکنیکى در ضبطِ کار، گزیده و نکته وار به بخشى از این انتقادات اشاره مى کنم؛
الف؛ اگر بنا به آنچه پیش از این گفته شد اوجِ هنرمندىِ خاکیان در ارائه ى کارى با مجموعه ویژگى هاى برشمرده ى فوق است، بر تمامىِ قسمت هایى که کار او از این ویژگى ها برخوردار نیست مى توان تازیانه ى نقد را فرو آورد.
ب؛ حاشیه هاى زاید و نارسایى که در برخى قسمت ها برجسته شده اند از نقاطِ ضعفِ این مجموعه هستند؛ خنده هاى مصنوعى، سر و صداهاى غیر واقعى، لهجه هاى بعضاً تمسخر آمیز، تکرار نامناسبِ قالب هایى چون مرغ و خروس، برخى شخصیت هاى خام و نَپُخته در حاشیه و زمزمه هاى مبهمى که گاهى در پس زمینه به گوش مى رسند اما به درستى قابلِ فهم نیستند از این جمله اند.
پ؛ جاى خالىِ شخصیتى زنانه به ویژه از آن دسته که طیفِ سنتى محسوب مى شوند همینطور دسته اى که شخصیت شان در مرحله ى گذارِ از سنت به تجدد شکل گرفته و عمده ى جمعیت امروز را شامل مى شوند در این مجموعه به شدت خالی ست. جا دارد که ” زن ” نه به عنوان موضوعى موردِ بحث از زاویه اى مردسالار و به صورتِ حاشیه اى بر متن بلکه به عنوانِ بخشى از متن، جایگاهِ واقعىِ خود را در این طنز پیدا کند.
ت؛ عدم تناسب میانِ مجموعه ویژگى هایى که در کنارِ هم یک شخصیت را شکل مى دهند در برخى شخصیت ها سببِ نَچَسبىِ آنها و خستگىِ مخاطب مى شود. به عنوان نمونه و در مقایسه با شخصیت هاى بامزه و خنده آورى چون ” ببراس ” و ” تیمور “، شخصیتِ مردِ مجنون یا همان ” کَلو ” با آن لهجه ى کِشدار و کُلُفت و سختَش نه آن است که انتظار مى رود. به نظر مى رسد که هنرمندِ محترم، این شخصیت را آنچنان که می بایست با قلمِ تیزبین و باریک اندیشِ خود نیاراسته و با تیشه ىِ هنرش نتراشیده است.
ث؛ از سیاست و مضمون هاى سیاسى در مجموعه ى غضنفر خبرى نیست اگر هم گاهى چیزى در این باره به گوش مى خورد یا ناشى از برداشت هاى شخصى ست یا به شیوه اى غیر مستقیم و مبهم و سربسته طرح شده است. این مسئله ممکن است نزدِ بسیارى یک نقطه ى قوّت به شمار آید اما از آنجایى که در جامعه ى ما سیاست در همه چیز و بر همه کس اثر مى گذارد و در یک کلام تعیین کننده ترین نقش را در زندگى ها ایفا مى کند، منِ مخاطب این فقدان را یک جاىِ خالىِ قابلِ نقد مى دانم. البته از یاد نمى برم که طرحِ مستقیمِ طنزِ سیاسى آنهم در جامعه ى ما و فارغ از خودسانسورى، جدا از علاقه مندىِ هنرمند به این حوزه، توانایىِ عبور از هفت خانى را مى طلبد که به این سادگى ها امکان پذیر نیست. ” آزادى بیان ” و مهم تر از آن ” آزادى پس از بیان ” دو شرطِ لازم براى خلقِ اثرگذارِ طنزِ سیاسى ست. اگر احمد خاکیان به این حوزه علاقه مند باشد و فضاىِ حاکم بر جامعه نیز بازتر از این باشد که هست، شاید بتوان چشم به راهِ این نوع طنز در آثارِ بعدىِ او بود.
ح؛ در ترکیبِ متن با موسیقى نیز به نظر مى رسد که علیرغم نقاطِ قوت و ضعف در برخى قسمت ها، این مجموعه هنوز تا رسیدن به یک ترکیبِ آرمانى فاصله ى قابل توجهى دارد.

۶. آفرینش آثارِ فاخرِ هنرى به ویژه طنز در جغرافیاى بومى و با گویشِ محلّى براى مخاطبانى که هم مشکل پسنداند، هم به خرده فرهنگِ محلّىِ خود عاقلانه تعصّب مى ورزند و هم بسیارى شان خود را وکیل مدافعِ گویش و پویشِ زیست بوم شان مى دانند، درست مانندِ راه رفتن روىِ لبه ى تیغ بسیار سخت و دشوار است. کسى را که بتواند از عهده ى چنین کارى برآید به راستى مى توان هنرمند نامید. نامى که برازنده ى خالقِ غضنفر یعنى ” احمد خاکیان ” است و همین نکته ( در کنارِ احساسِ مسئولیت مخاطبان براى حمایت هاى مادى و معنوى از هنرمند به ویژه از منظر عدم کپى بردارى از آثارش ) از یکسو مایه ى تشویقِ او براى ارائه ى کارهایى دیگر از این مجموعه و از سویى دیگر باعث افزایشِ وسواس و دقتِ نظر در تولید اثرى با کیفیتى به مراتب بهتر و اثرگذارتر است. تا نظرِ دیگر مخاطبان چه باشد؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208