تاریخ درج خبر : 1392/06/06
کد خبر : ۶۸۰۹۶
+ تغییر اندازه نوشته -

محرومیت استان و منشا آن

سایت استان: سیدعلی تفضلی
در ایران همانند همه دیگر کشورها توزیع امور مطلوب و نایاب نابرابر است.نابرابری موجود تا حدودی ناشی از طبیعت جامعه است.چون همه جوامع دارای نظام هستند.و نظام هم یعنی ترتیب و تمایز. به بیان جامعه شناسانه تمایز ذاتی نظام اجتماعی است.جامعه هم بدون نظام اجتماعی قابلیت وجود وتداوم ندارد.پس تمایز ذاتی جامعه است.یکی از وجوه تمایز نظام اجتماعی تمایز در برخورداری از امور مطلوب(ثروت،قدرت،اطلاعات و احترام) است.تمایز تا جایی که به تعادل و تداوم جامعه کمک کند و به همبستگی اجتماعی صدمه نزند و موجب تضاد و کشمکش نباشد، امری پذیرفتنی است.به بیان دیگر تمایزهای مورد توافق آحاد جامعه از این حیث که مورد توافق است مخل نظم اجتماعی نیست.اما اگر تمایزها مورد توافق نباشند از منظر مخالفان تبعیض تلقی می شود.و تبعیض سرآغازتضاد و کشمکش اجتماعی است.تبعیض یعنی ترجیح بلامرجح بعضی بر بعضی دیگردر برخورداری از امور مطلوب.عدم توافق بر تمایزدر برخورداری از امور مطلوب، به ایجاد پدیده اجتماعی دیگری منجر می شود که در قاموس جامعه شناسی”انسداد اجتماعی”نام دارد.انسداد اجتماعی پاسخ کسانی است که از امور مطلوب سهم بیشتری دارند،سهمی که از نظر مخالفین تبعیض محسوب می شود.
اگر کشور ایران را بر اساس تقسسم بندی وزارت کشور در قالب استانها تعریف کنیم و میزان برخورداری استانها از امور مطلوب را محاسبه کنیم.معلوم خواهد شد که همان نابرابری که در سطح خرد و میانه وجود داشت در این سطح هم وجود دارد.بخشی از این نابرابری ناشی از وجود نظام اجتماعی کشور است.بنابراین امری طبیعی است.کسی هم ظاهرا مخالفتی با این میزان نابرابری و نوع آن ندارد.به نظر می رسد بخشی از این نابرابری طبیعی نیست.و چون غیرطبیعی است غیر قابل قبول هم هست و چون غیر قابل قبول است مورد اعتراض است و به همین دلیل تبعیض محسوب می شود.
برپایه اطلاعات پژوهشی راقم این سطور،وضع استانهای کشور، از حیث میزان برخورداری از امور مطلوب،در سه مقوله برخوردار،محروم و بسیار محروم معنادار و واقعی است.بر اساس این تقسیم بندی استان کهکیلویه و بویر احمد در مقوله سوم قراردارد.بطور کلی استانهایی که در دامنه جنوبی زاگرس قرار دارند استانهای محروم هستند.اما استان کهکیلویه و بویر احمد به دلیل برخورداری از منابع گاز و نفت و سابقه تولید و عرضه این منابع،جایگاهش غیر قابل توجیه است.
به باور اصحاب دانش توسعه و علم جامعه شناسی و به حکم تجربی معتبر،وطبق “مدل تحلیلی سیستمیک”برخلاف عقیده رایج و غالب در ایران منشا مشکلات اجتماعی،سیاسی و اقتصادی در هر سطحی(خرد،میانه و کلان)اولا،اساسا و اصولا دردرون جامعه مورد مطالعه است.حتی اگر جامعه مورد مطالعه یک روستا باشد.متاسفانه هنگام تبیین پدیده ها و جستجوی راهکار رهایی از معضلات،در ایران امروزی بیش از پیش، بر عوامل بیرونی تاکید و متوسل می شوند.علی رغم عقیم بودن این روش مکرر به آن ارجاع می دهند و نتیجه هم حاصل نمی شود.طبیعی و قابل درک است که سرآمدان هر استانی،حتی در صورتی که منافع استانی ذیل منافع ملی و تابع آن باشد،تلاش خواهند کرد که وضع زندگی در استان خویش را بهبود بخشیده و میزان برخورداری مردم استان خویش رااز امور مطلوب افزایش دهند.این تلاش تا جایی ادامه دارد که ضمن حفظ منافع ملی، جایی که تضاد منافع بین استانها ایجاد شود،وارد این نوع تقابل و تضادها شده و منافع استان خود را با تاکتیک ها و استراتژیک های بهینه تامین می کنند.
هراستانی که نخبگانش، مستقل از قدرت مرکزی و البته در پیوندی عقلانی با آن منافع مردم استان خویش را تعقیب کنند موفق تر خواهند بود و از این طریق است که می توان جایگاه استان خویش را از حیث برخورداری از امور مطلوب ارتقا دهند.بیماری عجیبی که در استانهای محروم شایع تر است این است که به محض اینکه بر محرومیت استان خویش آگاه می شوند چشم امید و ارزوی خویش را به قدرت مرکزی چرخانده و تمنای یاری از آن را دارند.البته چنین تمنایی تماما نابجا نیست،اما درد آن جاست که تماما همین تمنا را حلال مشکلات خویش می پندارند.پنداری که حاصلش سرابی بیش نیست.
باری اگر افکار عمومی در استان را به مسیری هدایت کنید که مردم مانند جوجه های نشسته در لانه به گاه نیاز دهان بگشایند و منتظرریختن غذادر حلقوم خویش باشند این بدترین خیانت به آنان است.چرا؟چون آنان هرکدام خود استعدادها و توانایی هایی دارند که در صورت ایجاد انگیزه لازم توان اداره صدها نفر را دارند.
پس نخبگان کهکیلویه و بویر احمد (نه الزاما و فقط آنان که مسئولتی دولتی دارند)اگر دل در گرو بهبود زندگی مردم دیار خویش دارند،باید روی نیروی انسانی استان خویش متمرکز شوند.توسعه نیروی انسانی اگر با نگاهی عمیق و دقیق تعقیب شود نتایج پرباری خواهد داشت.این را هم بگویم که توسعه نیروی انسانی بیش از همه چیز متکی به خود نیروی انسانی است.تسیهل شرایط اجتماعی و انسانی بسیار مهمتر و کار آمد تر از تسهیل منابع اقتصادی است.حتی اگر شرایط اجتماعی و فرهنگی لازم فراهم نباشد فراهم کردن شرایط اقتصادی مساوی با تلف کردن منابع انسانی و اجتماعی و اقتصادی است.پدیده ای که امروز با چشم سر هم قابل رویت است.چه ارزشهایی که از دم تیغ تسهیلات اقتصادی ذبح نشدند.حسادت های هستی سوز کینه توزی های معنا ستیزرقابت های تضاد آمیز ارزش گریز،صدماتی بر پیکر فرهنگ و نظامات اجتماعی همیاری و همکاری وارد کرده که مسلم از کمتر دشمنی بر می آمد.این تلخکامی هنگامی شایع تر شد که در پرتو رانتهای سیاسی – اقتصادی ماخوذ از مرکز،روحیه تملق و ریا ونیرنگ بر شئون فردی و جمعی زندگی غالب شد.
اولین گام توجه به نیروی انسانی استان و فعال کردن آن کاستن امید به مرکز قدرت است. اگر رابطه با نهادهای قدرت مرکزی را رابطه مرید و مرادی یا رابطه تابع و متبوع تعریف کنید امید به رهایی از محرومیت استان اگر بی راهه نباشد کوره راهی است که که تنها برای مبادله بنجل ها (از هرنوعی)مفید است.با این ریش به تجریش هم نمی شود رفت.
این رابطه باید رابطه ای باشد با موقعیت برابر طرفین رابطه.برابری طرفین هم مستلزم سازمانهای مطالبه گر و نیروهای انسانی صاحب نظر و کارشناس است.
گام دوم اقدامات فرا قومی و تدابیر خردمحورانه است.رنگ لعابهای قبیله ای در استان کهکیلویه و بویر احمد به مثابه غل و زنجیر، نا و توان استعدادها و توانمندی های نیروی انسانی را نابود می کند.این تعلقات که از گذشته به جا مانده بی شک واقعیتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت اما اگر بنا بر رفع محرومیت استان باشد نباید در دام آن فروغلتید.این تعلقات دیر یا زود کم رنگ تر خواهد شد.اما اگر نمی توان در زدودن رنگ آن کاری کرد،که می توان کرد،نباید در خُم آن گرفتار شد.استراتژی و فنونی برای رهایی از این وضع وجود دارد.اولین و دم دست ترین آنها این است که با تکیه بر اندیشه های جامعه شناختی و روانشناختی اجتماعی پایه و ساختمایه “مای وحدت یافته” را تاسیس کنید.دوگانه ما و دیگری را به جای این که برقامت قبایل و اقوام بکشیم، بر قامت محرومیت و برخورداربیاویزید.به تعبیر جامعه شناختی یک ایدئولوژی استان محور تدارک ببینید که هویت مخدوش و افتاده شما را بر کشد.به این ترتیب تضادهای قبیله ای و قومی تا جایی میدان جولان خواهن یافت که به این “مای وحدت یافته استان محور”صدمه نزنند.
گام دوم رهایی از فرقه گرایی است.فرقه گرایی آنگاه که با قبیله گرایی در آمیزد معجون عجیب و غریبی تولید می کند که مدام شکافی بر شکافهای موجود می افزاید.مردم استان کهکیلویه و بویر احمد به واسطه وضع فرهنگی خویش و دگرگونی های سریع و اختلال در فرایندهای جامعه پذیری و نظارت اجتماعی،استعداد بالایی درگرایش به فرقه گرایی دارند.بویژه که تعداد قابل توجهی از جوانان و نوجوانان اعم از دختر و پسر با پایگاه اجتماعی قبیله ای وروستایی در این استان در به تحصیلات علوم دینی روی آورده اند.
گام سوم تاسیس سازمان های مدنی است.بی شک بار عمده توسعه در جوامع بر دوش سازمان های مدنی است.تاسیس این سازمان ها اگر با هدف توسعه و پیشرفت و محرومیت زدایی باشد نیروی بسیار موثر و مفید برای ارتقا فرهنگ و بهبود اخلاق و نیزبرای تاثیر گذاری بر تصمیمات حاکمیتی خواهد بود و از این طریق منافع استان را تا حدود زیادی می توان تامین کرد.
نتیجه اصلی:اگر می خواهید بدانید چرا جزو استانهای محروم هستید به وضیت درون استان خود توجه کنید.علل اصلی این امر علل درونی است یعنی برخاسته از شرایط ساختاری و فرهنگی درون استان است.ا
اگر می خواهید از محرومیت رها شوید عامل رهایی از محرومیت نیز درونی است به اطراف خود نگاه کنید و انچه که مانع کار است را از میان بردارید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • قائدرحمت می‌گه:

    جالبه! روی کامنت بالای که کلیک می کنی به منبع دیگری می رود، در آن جا هنوز غلط های املایی هستند. شما صلاح کرده اید ولی آنجا هنوز هست:
    http://sobhedena.com/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7-%d8%a2%d9%86/

  • قائدرحمت می‌گه:

    هنوز هم در کامنت شماره 1 0بالای کامنت من اینجور آمده: محرمیت استان و منشا آن – صبح دنا | مرکز اخبار و نیازمندیهای استان کهگیلویه و بویراحمد | sobhedena.com می‌گه:

    ۱۳۹۲/۰۶/۰۶ در ۱۶:۰۹

    […] سایت استان کهگیلویه و بویراحمد […]

    پاسخ دادن

  • قائدرحمت می‌گه:

    سلام… جناب تفضلی شاید شما دیر مطلب را دیده اید، در تیتر و در چند جای مطلب به جای محرومیت آمده بود: محرمیت!!!!! اۀان اصلاح شده، شاید کار همکارانتان بوده.

    • تفضلی می‌گه:

      باسلام:از لطف شما سپاسگذارم.حق با شماست.اشتباه تایپی از بنده بوده،دوستان متولی سایت قول ویرایش صوری متن را داده بودند.اما من دونسخه برای سایت ارسال کردم.احتمالا آولی را بدون ویرایش روی ساست گذاشته بودند.
      درهرحال از نگاه دقیق شما ممنونم.

    • ناشناس می‌گه:

      همه لازم است در نوشتن دقت کافی به کار برند که قصد خویش را به درستی به فهم مخاطب بنشانند. قائدرحمت گرامی، شما نیز به جای الآن نوشته اید اۀان

  • قائدرحمت می‌گه:

    شمردم هفت بار (از جمله در تیتر) کلمه ی محرومیت را غلط نوشته اید زیبنده نیست اصلاح فرمایید

    • تفضلی می‌گه:

      درستش را شما می نوشتید.چرا غلط است.آنچه ما آموخته ایم همین است. در همه فرهنگ لغات هم محرومیت به همین شکلی که ما نوشته ایم آمده،اگرنظرتان را مستدل یا مستند بنویسید مفید است.درغیر این صورت نوشته شما فایده ای ندارد.

200x208
200x208