تاریخ درج خبر : 1392/06/11
کد خبر : ۷۱۶۹۱
+ تغییر اندازه نوشته -

و امروز ما اینچنین نیستیم

همواره در روزنامه های مختلف پیرامون مسائل سیاسی و اجتماعی مطالبی را می نوشتم ولی هیچ وقت به طور مستقیم کسی را مخاطب قرار نمی دادم. چرا که مسائل سیاسی اجتماعی بطور تسلسل وار به هم وابسته بوده و نمی توان یک فرد و یا گروه خاص را عامل انحراف و یا حتی بهبود شرایط دانست. به مناسبت نطق مبتدیانه و سراسر اتهام و توهین و هتاکی نماینده کهگیلویه در جلسه بررسی صلاحیت وزرای دولت نهم، مطلبی را بر حسب وظیفه(از منظر منطقه، لهجه و ضرورت دفاع از حیثت خود و قوم لر) نوشتم که در همین سایت اطلاع رسانی شد. در بسیاری از کامنت ها خواهان انتشار مطلب در مورد بهزیستی بودند. لذا ابتدا عرض می کنم که سازمان بهزیستی به واسطه نوع حمایت های مالی که بصورت فوری و بدون واسطه دارد، همیشه مورد توجه و نظر نمایندگان و سیاسیون بوده است. نمی خواهم از گروه بندی های سیاسی استان فقط انتقاد بکنم . چون تمام  بی عدالتی ها، سوگیری ها و تاراج خدمات و کمک های ملی مستمر و غیر مستمر و واگذاری مراکز غیر دولتی بدون حساب و کتاب و همه آنچه را که می دانید یا ما نمی گویم، نتیجه دخالت های این معامله گران سیاسی است، دو گروه نقش مؤثر دارند اول، نمایندگان ادوار مختلف استان و مدیرانی که با دلال بازی و معامله گری تحمیل کرده اند، چطور؟ اولاً سازمانی که نظامی حاکمیتی دارد، یعنی بیشتر خدماتش را باید تمامی مردم بدون در نظر گرفتن قوم و قبیله و نژاد و ملیت و دین و… از آن استفاده کنند و دوماً افراد مستأصل، تهیدست، معلول، از کارافتاده و بی سرپرست را زیر چتر حمایت خود دارد، چرا باید مدیرش فقط و فقط از زاویه سیاسی و معامله گری نماینده با مجراهای مختلف قومی و قبیله ای و دارو دسته ای انتخاب شود؟ در جواب این سؤال ترجیح می دهم نتیجه مدیرانی که در سالهای قبیل اینگونه انتخاب شدند را عرض کنم. 1- این مدیران مجبور بودند در سازمان بهزیستی، فقط از تیم فکری خود که معمولا فاقد فکر علمی و تخصصی بودند، استفاده کنند و نتیجه دلخوشی این گروهها خون دل خوردن جامعه هدف را به دنبال داشت. 2- تا این مدیران درب و دیوار بهزیستی را یاد می گرفتند حداقل یکسال گذشته بود و آدم های درون بهزیستی که چیزی به غیر از انفکاک و ستیز با همکاران خود را به خورد مدیر نداده بودند و مدیر هم چیزی به جز رهبری این تام و جری بازی درون دستگاه را در چنته نداشتند، خیری از این مدیریت به جامعه هدف نمی رسید. 3- هرکس در موقعیت خود، مبرا از هرگونه کم کاری و بی مدیریتی بود تا زمانی که مدیر همفکرش حضور داشت ولی در اواخر عمر مدیریت، ادعا می شد که هیچ یک از برنامه ها و توانمندی هایش را نگذاشتند اجرا کنند و مدیری را که خارج از مجموعه بود، بر او تحمیل کرده و هیچ یک هم نمی گفتند که چقدر در حق جامعه هدف خیانت شده است. 4- در این سالها، خیلی از افراد بدون آزمون و رویه معمول استخدامی وارد سازمان شدند، خیلی از طرح های حمایتی و توانبخشی و پیشگیری بدون ملاحظه سازمان و جامعه هدف و نتیجه گیری از این طرح ها و بررسی نقشی که این طرح ها در تغییر، بهبود و تعالی شرایط زندگی مددجویان داشته باشد، به هر کس که شمع محفلشان بود، واگذار گردید، بسیاری از موقعیت های مناسب برای خدمت به جامعه هدف، به کسانی واگذار شد که تنها دلخوش به مقام بودند و در سایه سیاست بازی نمایندگان، تنها خدمتشان، رنجش خاطر ایتام و تحقیر شخصیت معلولان و ایجاد شکاف عمیق بین سازمان بهزیستی از منظر بنیانگذاران و سازمان بهزیستی در شرایط حال بود، واگذاری مراکز غیر دولتی در سازمان بهزیستی در تمامی حوزه های تخصصی به نحوی بوده که اگر در این مملکت، زمانی هر چند طولانی، از طرف هر گروه، جناح و دسته ای، کسی پیدا شد که بخواهد  به عنوان ناظر  و برای تنها یک مقصود و آنهم تقسیم عادلانه خدمت برای مخدومین محتاج، نیازمند و وابسته، در هر شهرستانی، دادخواهی جامعه هدفمان باشد، بلا درنگ پایش روی دم مافیایی در خود بهزیستی خواهد افتاد. در سازمان بهزیستی و در جایی که خدمت کردن را نوعی عبادت می دانند و افرادی چشم انتظار خدمات ما هستند که از بینواترین افراد و کم توقع ترین انسانها هستند، استمرار در پاسخگویی و اعلام عملکردها، کمترین لطفی است که ما و رسانه ها باید در حقشان داشته باشیم. در این دنیایی که ما بهزیستی ها زندگی می کنیم، متخلص به خصلت مددکاری هستیم. مددکاری که برگرفته از اکرام امام حسن مجتبی(ع)، یتیم داری و مظلوم نوازی امام علی (ع) و سفارش اکید پیامبر رحمت و عظمت حضرت محمد(ص) است که می فرماید، در بهشت خانه من و کسی که به یتیم پناه دهد، در کنار هم است. دومین گروهی که در این بی عدالتی ها نقش بدتر از گروه اول دارند، آن دسته از کارکنان سازمان است(بدون توجه به زمانی خاص و یا گروهی مورد نظر) که خود را به بهای اندک(قبول شرایط خدمت بدون در نظر داشتن مسائل سیاسی) در اختیار فکر و مدیریت مدیران معامله شده و دلالان بیرون از سازمان، می دهند. به این کاری ندارم که شاید در مقطعی( مثل حالا) به انحاء مختلف نخواهیم این اطلاع رسانی و بازگویی عملکردها، وجود داشته باشد، لیکن احساس می کنم رسالت رسانه ها در این است که به منویات مقام معظم رهبری جامعه عمل پوشانده و دستگاههای دولتی را ملزم به انتشار عملکردشان نمایند. چه دلیلی دارد که با برخوردهای غیر معقول و غیرمنطقی برخی مدیران که واقعاً شرایط احراز پست های محول شده را ندارند، خدمت رسانی راکد و خدمتگذاران(کسانی که در حوزه های مختلف و علیرغم توان تخصصی و درایتشان به جرم حضور در تیم رقیب کنار گذاشته می شوند) از صحنه خارج شوند؟(  تا کی باید روزمرگی در انجام امور و ناتوانی در برنامه ریزی را با سیاسی نگری و خلاف گویی های منطقه ای و قبیله ای بپوشانیم و دغدغه های نیازمندان را با معامله گری های سیاسیون نادیده بگیریم؟ در نتیجه اعتراض های مکرر نسبت به این وضعیت اسفبار، و متأسفانه در سطح کلان نیز این جمله شنیده می شود که« نباید نبش قبر کنیم». در پاسخ این افراد باید بگویم زمانی حکم به نبش قبر داده می شود که یا مرده متهم است و یا به اتهامی غیر از آنچه دلیل فوتش بوده، مرحوم شده است. بنابراین سازمان بهزیستی مرده ای است که اگر نبش قبر نشود، هر مصلی از ورودی آن وارد شود، بدون شک در خروجی آن وارد دوزخی می شود که ایادی ماقبلشان همین یک مسیر را طراحی کرده بودند. بهتر بگویم تنها خروجی بهزیستی برای دلالان و مدیران سیاسی و سیاسی کاران ناشی، جهنم دنیوی و انشاءالله اخروی است. خوشبختانه مردم فهیم و علاقمند به نظام، اسلام و رهبری، هوشمندانه این افراد را رصد کرده و به موقع پاسخ میدهند. اما آنچه تغییر نمی کند، ویژگی افرادی است که به محض کنار گذاشتن هر مسئولی توسط مردم، با شعبده بازی و تردستی خود، چهره ای معصومانه و ناجی گرایانه ای درست کرده و به میان مردم آمده و از ناگفته هایی می گویند که عمر نوح و گنج قارون و تمدنی هزاران ساله هم نمی تواند زمان مناسبی برای به انجام رساندن وعده هایشان باشد. اینجاست که باید رسانه ها با روشنگری رسانه ای خود و جلوتر از عوام، چهره ها را معرفی و نگاه مردم را به سمت امید و آینده ای روشن، رهنمون نمایند. خوب می دانید که در رویه ای بسیار نامعقول و غیر منطقی، در زمان شروع بکار نمایندگان استان(در همه ی ادوار)، ادارات دولتی بین آنها تقسیم تا مسئولین شان را انتخاب نمایند. این گام اول خیانت به مردم و دروغ در عدالت نگری است. مستحضرید که نمایندگان از بین دوستان و اطرافیان خود، بدون بررسی صلاحیت علمی و عملی افراد، مدیران را معرفی می کنند. این هم یعنی اینکه بیت المال و منابع دستگاه ها در اختیار نماینده و اطرافیانش است. اطلاع دارید که وظیفه خطیر نمایندگان، نظارت بر استان و مدیران استان است لیکن این مهم به هیچ عنوان انجام نمی گیرد و هیچگاه گزارشی از عملکرد دستگاهها را مطالبه نمی کنند. چون مدیران به شرحی که گفتم انتخاب شده اند، پس همه شمع جمع یک محفلند و یعنی اینکه هیچ کس به دخل و خرج شخصی خود کاری ندارد. موافق هستید که تنها استاندار استان هست که ملحوظ نظر نمایندگان است و آن هم به دلیل چالش هایی است که در عزل و نصب ها درست می کنند. پس رسانه ها باید به موقع گوشزد نمایند که قطار مدیریت استان در مسیر مسابقه توسعه و پیشرفت نیست. همیشه گفته ام که نمایندگانی که آراء آنچنانی را صاحب می شوند، تنها 6 ماه در دل طرفداران خود جای دارند. مصداق گفته ام را در کامنت ها و مطالب نشر شده در سایت هایی استانی می بینید. حالا نتیجه بی توجهی و غفلت ناظران مدیریت استان و عدم اطلاع رسانی رسانه ها این می شود که گاهی مدیری سکان را بدست می گیرد و نارضایتی را بوجود می آورد و مردم صبور و بی همنوای استان، باید میهمان نوازی، سعه صدر، ولایت مداری، ایثارگریشان را هزینه این بی تدبیری ها نمایند. استان کهگیلویه و بویراحمد در میان استانهای برخوردار فارس، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، بوشهر و خوزستان، با ناتوانی خیلی از مدیرانش و بی کفایتی مسئولین نظارتی اش، پسرفت های پر جهشی را تجربه می کند. نه اینکه از خدمات 35 ساله جمهوری اسلامی ناامید هستم، بلکه به نسبت توانمندی هایی از جمله، نیروی انسانی مستعد و پر تلاش ولی مستمند و بی پشتوانه، رشادتها و ایثارگری ها( شهیدان- جانبازان- آزادگان و بسیجیان قهرمان) منابع بکر طبیعی و جنگل های خرم و شاداب، نفت و گاز خدادادی، آب ها و سدها و سرچشمه های خروشان، منابع معدنی و ده ها سرمایه بالقوه در کنار عنایت رهبری و مسئولین نظام در ادوار مختلف، باید حداقل سیل ترانزیت های اقتصادی استانهای همجوار به سمت ما بود. مدیری که از فلاش و میکروفن صدا و سیما وحشت دارد، کجا می تواند خدمتگذاری در شأن این مردم باشد؟ امروز هم که اصلاح طلب و اصول گرا به دنبال سهم خواهی از رئیس جمهور ملت هستند. در این مدت با تشکیل جلسات و تقدیر از حضور مردم و درک بالایشان در انتخاب رئیس جمهور محبوب(به تعبیر خودشان) صف بندی برای دریافت کوپن مسند و اریکه ای برای قدرت نمایی هر هفته صورت می گیرد. در سایت های مختلف هم افرادی از این منفعت طلبان در لیست مدیران دولت یازدهم معرفی می شوند. ولی همه می دانیم که این بویی که مشام حضرات را نوازش کرده، بوی کباب نیست. پس مرحمت کرده بی جهت دم از خدمت و توسعه استان نزنید، خدمت برخی دوستانی که می گویند شجاعت بیان مصائب بهزیستی را ندارم عرض کنم که، مصحلی نمی بینم که غم دل بگویم. تاکنون هم با هیچ مدیر و نماینده ای، نه هم دست شدم و نه از بیان واقعیت ها و انتقاد سازنده، اغماز کرده ام. وقتی به نماینده ای یا مرجع نظارتی(استان یا کشور)، مشکلات سازمان و جامعه هدف را می گویم و در انتخاب مدیر، اظهار بی اطلاعی، و علی الظاهر تنفر نشان میدهد، ولی روز بعد، آن تعداد از بستگان و اطرافیانش را برای معامله گری به مدیر تحمیل می کند(اگر دستگاه های نظارتی خواستند، لیست کاملشان موجود است)، مگه می توان شکایت خدا را به پیغمبر خدا بکنم. هیچ انسانی بدون عیب و ایراد نیست و لی هیچ انسانی هم نمی تواند عیب و نقص ها را نایده بگیرد. ای کاش به جایی برسیم که وقتی از ما ایراد می گیرند، ابتدا به ساکن به فکر جوابی کوبنده نباشیم بلکه تا مدتها خود و عملکردمان را مورد سنجش قرار دهیم و سپس به فکر پاسخ به منتقد باشیم. آنوقت نگاه ما به جلو بوده و توسعه، دورنمای دست یافتنی خواهد بود. کلام آخر اینکه سازمان بهزیستی می تواند مبنایی برای عدالت اقتصادی  و توجه به زندگی مردمی باشد که متأهلینش یا نیازمند و سالمند و بی سرپرست هستند و مجردینش هم معلولان و بیماران اعصاب و روان و … هستند که برای مدیریت سازمان و رسیدگی به بهبود معیشت شان باید برنامه داشت و برنامه نیاز به تحصیلات آکادمیک دارد( یعنی از دیپلم به بالا) و تحصیلات علمی باید برای تخصصی نگری در خدمات باشد. و  امروز ما این چنین نیستیم.

*(انتشار این مطلب نظر شخصی نویسنده است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از مطلب نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • یک بیسواد می‌گه:

    مدیر سایت استان، واقعاً برای شما متأسفم که در دام دلال بازی مدیر بهزیستی گرفتار شدی و ابتدا کل مطلب را حذف کردی و سپس کامنت هایی را در مخالفت با محدث منتشر کردی. با این کار واقیحانه ات واقعا اف بر کسی که بخواهد این سایت رامشاهده کند.

  • ياسوجي می‌گه:

    علم دین،بام گلشن جان است نردبان،عقل وحس انسان است برادر از جای تهمت زده پرهیز کن واز یار بد اندیش وبدآموز بگریز. داد ده تاداد یابی .خوب گوی تا خوب شنوی.اکر طالب علم باشی،پرهیزگار وقانع باش وعلم دوست وبردبار وکمسخن ودور اندیش .
    درنامه ات نمایندگان مجلس را دلال باز ومعامله گر ومدیران را بی سواد وغیر تخصصی پنداشتی .اگر منظورت مدیرن بهزیستی بود مگه همه پزشک نبودند،مگه دکتر موسوی بعد یاسوج به مدت چهار سال مدیرکل استان خوزستان نبود ،مگه دکتر نظری پزشک وجانباز نبود ،مگه دکتر جاودان سیرت پزشک وباسواد نبود مگه میشری پزشک وخانواده شهید وشما در زمان ایشان مسئولیت نداشتی ،مگه اتابک خانواده شهید و27 سال تجربه کاری در بهزیستی ندارد.در خصوص طرحهای توانبخشی،پیشگیری،اجتماعی زمانی که خودت مسئولیت داشتی چکار کردی تا چه اندازه مانع شدی ؟آیادر جهنم بهزیستی شما هم نقش داشته هی یه نه ؟در نامه ات بویر احمد را جزء استانهای برخوردار و کهگیلویه را جزء استانهای غیر برخوردار نوشتی آیا این دامن زدن به همان شعار غلط نیست در زمانیکه استاندار بومی که درد ومشکلات مردم را بهتر در ک می کند مطرحه می کنی ؟آیا اگر استاندار ارزشمند استان در انتخاب مدیران با نماینده گان محترم استان هماهنگی کنند ایشان را معامله گری نام می بری؟

  • همکاران می‌گه:

    برادرم محدث شما که تند میروی چرا قبلا که مدیر در هفته حداقل دو روز محل کار حاضر نمی شد وشما هم شرعا مسئولیت داشتی وگویا با مدیران کشوری ارتبات داشتی(باتوجه به اینکه خودت در عریضه هت نوشتی)گزارش ندادی روزقیامت باید پاسخگوی همین مددجویانی که امروز سنگ شون به سینه می زنی باشی …..نکند مددجویان بهانه باشند برای دفاع از خودت…نکند عدم شکایت از مدیر قبلی یکه تازی خودت بود که جاسات کوچک را تبدیل به همایش مکردی و در هتل ازادی هزینه های هنگفت را از اعتبارات همین مددجویان هپلی هپو می کردی وان مدیر بدبخت هم از هیچ چیز سر در نمی آورد…
    در خصوص مراکز خصوصی حداقل مجتمع سرفاریاب در زمان مسئولیت خودت در صدور پروانه ها واگذار گردید لطفا توضیح دهید طبق کدوم قانون یا ازمون واگذار گردید
    توضیح دهید شما که اینقدر مظلوم نمایی می کنید چرا در طول کمتر از دوسالی که از دادگستری اومدید بهزیستی چرا اینقدر هی جابه جا می شدید-

  • همکاران می‌گه:

    دراینکه جناب محدث فردی فردی توانمند بوده یا نبوده ،حرف زدن وسخن گفتن کاری بس بیهوده بوده چراکه ایشان اولا شخصیت سیاسی ثانیا شخصیت اداری ثابتی نداشته وادم در دوبرخوردجداگانه با ایشان عمیقا متوجه این مطلب می باشد وبه یقین کنا گذاشتن فردیکه این همه تزلزل داشت خدمت به بهزیستی ،جامه هدف وکارکنان این دستگا می باشد.اما در جواب ناسپاسیهای ایشان که ناجوانمردانه ومذبوحانه به اقای اتابک تاخت ذکر چند نکته را لازم می دانم:
    1-انسان بایستی وفا رااز …. بیاموزد چرا وقتی تکه نانی را جلو او می اندازند به نشانه سپاس …. تکان می دهد نه مثل این دوست که از محبت ها والطاف بی شائبه ایشان برخوردار بود و…. در اورد
    2-توانمندی افرادبه سلامت نفس ،عزت و محبوبیت انهاست نه به چگونگی ادای الفاظ وتسلط بر زبان فارسی
    3-برادرم اینکه ازقول دوست اصفهانی یا همکار دادگستری خودت کامنت بزنی مردانگی نیست چون همه وضعیت تورادر دادگستری می دانند که گزینش تایید نکرد

  • مراکز خصوصي می‌گه:

    برادر محدث اینقدر دور برندار چندوقتی که صدور پروانه بودی چقدر خیانت کردی غیرقانونی به بعضی مراکز فشار میاوردی بعضی ها را تهدید می کردی از بعضی ها باج می خواستی بعضی ها را یه جور دیگه داشتی بعضی پرسنل بخش خصوصی را کارمند اداری کردی آخه به چه دلیل؟؟؟؟؟؟در بعضی جاها مخصوصا قرار داد ها کلاه سر مدیر گذاشتی؟کی باید جواب این تخلفات رابدی؟

  • حسيني می‌گه:

    جناب محدث ایا بی تدبیری شما نبود که خرداد 91 مجوز 40 نفردادندتا از نیروهای قراردادی از طریق ازمون بکار گرفته شوند ولی نه شما نه هیچ یک از مسئولین سازمان پاسخگو نبودید تااینکه همین اقای اتابک در سال 92 تیرماه پیگیری کردند تا اینکه سهمیه را دستگاههای دیگر جذب کردند.پاسخگوی این همه نیروهای متاهل دارای زن و بچه کی باید باشد؟

  • بويراحمدي می‌گه:

    در پاسخ به نامه ی اقای محدث به استحضارمیرساند عالی جناب همین اتابک بود تورا از ان منجلاب ی کی برای خودت در بهمئی بوجود اوردی نجات داد مگه مشکلاتی که در حوزه مهدکودک های بویراحمد وصدور پروانه های سازمان برای خودت وهمکاران همان حوزه ها بوجود اوردی فراموش شدنی است اگه دستکاه پیگیری نکرد مگه ازخاطرات ذهنی همکاران فراموش می شود مگه قرار نشد یکسال ازمایشی دادگستری باشی اگه تایید کردن بمانی ،پس مشکل چه بود که حقوق دو برابر را ول کردی و برگشتی بهزیستی ایا این باعقل جور در میاد که بگی من در دادگستری با بگیر وببند مخالفم روح من لطیف است ،ایا روح لطیف شما باان بگیر وببندی که در زمان امور اداری بوجود اوردی سازگار بود ؟ایا روح لطیف شما با این گذارشات سراسر کذب ودروغ سازگار بود ؟یا به بن بست رسیدی

  • محدث می‌گه:

    در پاسخ به گرمسیری محترم : دوست خوبم کسی نیست که مخالف نیرویی از بدنه سازمان برای پست مدیریت باشه، خودم از فرد درون سازمان حمایت می کنم و وقتی مسئولین سازمان در این مورد از بنده سوال کردند، موافقت خودم را اعلام کردم. ولی اگه واقعا از همکاران باشی می دونی که سازمان بهزیستی در واحد تخصصی تقریبا با یک مرکز دانشگاهی برابری می کنه. یعنی باید کسی در این سمت قرار بگیره که بتواند با ابتدایی ترین واژه های علمی و تخصصی سازمان آگاهی داشته باشه. خداشاهده همان روزی که ایشان را انتخاب کردند، یکی از همان مسئولین سازمان به من گفت، اتابک را آوردند استان شما ولی اگه انصاف باشه باید اتابک حداکثر پست …. یه استان را داشته باشه نه بیشتر. دوست عزیز، بیش از 50 نفر از بچه های سازمان دارای تحصیلات دانشگاهی در رشته های مختلف و در مقاطع کارشناسی و ارشد هستند، از طرفی در طیف های مختلف سیاسی فعالیت جدی دارند، بسیار آدم های نجیب، متعهد و باشرافت بوده که می توانند در اعتلای سازمان موفقیت های بسیاری را بدست آورند. ولی این مدیر چون هوش …….. و …….. بسیار خوبی داره، دوباره برگشت. ضمن اینکه این بار نیومد که مدیریت کنه، همان موقع به همه دوستان گفتم که ایشان نه تخصص داره و نه چهره موجهی است، بلکه با این رایزنی ها آمده که 5 هدف را پیگیری کنه و همانطور هم شد. متأسانه آدم …….. مثل بزرگواری وقتی نماینده باشه باید این آقا بتونه دورش بزنه. قبل از دکتر مبشری وقتی آقای هدایت خواه فهمید که اتابک مدیر شده با بدترین الفاظ آقای دکتر فقیه را ملزم به برداشتن اتابک کرد و دیدید که بدون جلسه تودیع در دفتر مدیر بود که عزلش کردند. شما فکر میکنی که خیلی ما خوشجال به مدیر خارج از سازمان هستیم. اولین کسی که به آقای دکتر مبشری به خاطر نیروی های خارج از مجموعه مخالفت کرد من بودم. از طرفی حتما همکار نیستی یا نمی خواهی منصفانه حرف بزنی که در مورد نوع کار کردن من فکر می کنی که فقط با افراد خارج از بهزیستی خوب کار می کنم. دوست خوبم، اگر در ابتدای آمدن اتابک خیلی کار می کردم، چون نیت اتابک را می دیدم، نمی خواستم اجازه بدهم امثال جنابعالی تحقیر و تخریب بشوید. …… ایشان تا حدی بود که تمام اختیارات معاون پشتیبانی را خود به عهده گرفت تا راحت تر کارهاش را انجام بدهد. حراست را سلب مسئولیت نمود تا نظارتی بر او نباشد. آوردن آقای پایانی و استعفای کمتر از سه ماه مسئولیت ایشان، و قبل از آنها استعفای بنده، واقعیت را برای خیلی از کارکنان استان و بهزیستی ستاد مرکزی روشن کرد. اشناءالله شما هم بیداری خواهی شد ولی آن زمان یا سرت به سنگ خواهد خورد یا سنگی از کنار گوشت رد خواهد شد.

  • مش غضنفر می‌گه:

    همکار بیچاره، تو شک نکن اگر ……. هم مشکل داشته بیی، اتابک و اتابکل کسی نیسن که کمک کسی کنن. خیلی ادمل دنبال درست کردن مشکل بیین. اما محدث کسی نبی که بهله امثال دار و دسته اتابک مشکلش حل کنن. و ایما ایخاسن که علیه محدث حرف بزنیم و نامه بنویسیم.ولی محدث بعد از یک هفته مأموریت اومه بهمئی و چنان مثل شیر غرش کرد که همه افتاسن معذرت خواهی و غلط کردم و هرکی سوراخ مشکه یک میلیون ایخریش.چیره نژاد، شاپور بهمئی و ظهرابی بخشدار و اتابک.ایما سر کلاس کانون بییم که محدث اومه من اداره تا اصلا بیخیال حرفل ای آقایونه، ولی امثال ایشا خیلی دوست دارین محدث یه ضربه ای بخره ولی به امید خدا مثل همیشه پاکه و سربلند و هیچ کمبودی هم نیاره.مثل شیر حرفش ایزنه و ایشا نامردل همیشه روسیاه دنیاییت.

  • همکار می‌گه:

    بو بومی …. چقد اساس ….. تا کی بیچاره همین اتابک زمانی که مسول حراست بهزیستی استان بود به دلیل مشکلاتی که داشتی تورا نجات داد حالا افتادی دنبالش

  • گرمسیر می‌گه:

    اقای محدث لطفا بگید که اتابک را کدام یک از نمایندگان حمایت کردند همه کارکنان سازمان قبلا میگفتند که مدیر بهزیستی باید از بدنه سازمان باشد حالا که اینجور شده افراد …. مثل شما کار را خراب خواهد کرد و نهایتایک نفر مجددا از بیرون خواهدامد که مطمئن هستم دران زمان هم ….. شما مجددا در مورد او هم فعال خواهد شد به نظر من بهتر است بری دنبال …. خودت اینجوری هم کمتر به خودت اسیب میرسانی هم به …..

  • یار دیرین می‌گه:

    شب نامه محرتم:
    آنکس که نداند و نداند که نداند** تا ابدالدهر در جهل مرکب بماند.
    وقتی به این میگی ……، باید برای نام بردن از دیگران و مدیران قبلی اول دهانت را طاهر کنی سپس افاضه بفرمایی.

  • محدث می‌گه:

    قراردادی محترم از گچساران، اگر شما ثابت کردی که فقط برای یک نفر مجوز آمد و عمل نشد، حاضرم به همه آنچه را به قول شما، ادعای مومنی کرده ام، پشت پا بزنم. من روزی که آمدم به امور اداری نسبت به چگونگی بکارگیری امثال جنابعالی که بدون آزمون، گزینش، شایستگی، رقابت و صلاحیت علمی و عملی وارد بهزیستی شدید اعتراض داشتم.همانطور که یکی از شروط قبولی پست نیروی انسانی استان، حذف نیروهایی بود که چند روزی قبل از شروع بکارم، به عنوان کلینیکی مشغول کرده بودند. گرچه بعضی از آنها را در این روزها با همان شیوه ای که شما آمدید، آورند و مشغول کردند، ولی اگر حقی برای شما هست، بنده آنرا اثبات کردم. نمونه اش بخشنامه برابری استفاده از خدمات و مزایا برای تمامی کارکنان شاغل. اعم از قراردادی، شرکتی(که دیگه نیستند) رسمی، رسمی کارگری، و غیره. این 49 نفر را بنده تا مراحل اعلام اسامی برای گزینش و نحوه تبدیل وضعیت نیز بردم ، حتی به این نشون که مدتی بعد از استعفای من، نامه ای برای استانداری با 9 پیوست قبلی زمان خودم، نوشتند ولی چون بلد نبودند که با معاونت توسعه نیروی انسانی استانداری فارسی حرف بزنند، قضیه شما کم لن یکن ماند. لیکن چون همه دروغ می گفتند و مثل جنابعالی بی انصافی میکردند، خودتان هم شاهد بودید که عطای این دروغ بازی ها را به لقایش بخشیدم و رفتم.امیدوارم از شرایط فعلی، بکارگیری هرکی به هرکی و نتیجه گیری از شرایط کارتون رضایتمند باشید.

  • شب نامه می‌گه:

    حق داری علیه مدیر کل مطلب بنویسی چون ادوار گذشته بیش از حد به شما لطف کرد جناب محدث در مورد نمک نشناسی هم مطلب بنویس …. اخ بر این روزگار

  • قرارداد ي می‌گه:

    من یکی از نیروهای قراردادی بهزیستی گچسارن کارشناس هستم و با چند سال سابقه اهای مردم و خوانندگان عزیز این اقایی که ادعای مومنی میکنی و دم از بی عدالتی و حق کشی میکنه در زمان مدیر کل قبلی که ایشان امور اداری کار میکردند شنیدیم سازمان بهزیستی کشور مجوز استخدام 49 نفر از نیروهای قراردادی کارشناس شاغل در بهزیستی را صادر کرد که این اغا و مسولین قبلی قضیه را مخفی و لفتش دادند تا اب از اسیاب بیفته و …. جناب محدث شما حق این نیروها و خانواده انان را خوردید بعد میای فیلم بازی میکنی و دیگران را متهم میکنی

  • ليكك می‌گه:

    من خانمی هستم از لیکک بهمیی اقای محدث فردی است پاک و با صداقت و شجاع که رک حرف میزند و درست / که من شجاعتش را چند سال پیش در لیکک دیدم

  • مدیر مرکز گرمسیری می‌گه:

    دفتر 1-2، من حرفم رو مسئله ای بود که به آقای محدث ربط دادی و من گرچه اوایل فکر می کردم برخوردهای آقای محدث برخوردهای سیاسی است ولی بعد دیدم نه، خیلی مردتر از این حرف هاست، برخود لازم دیدم که از ایشان دفاع کنم.بعد حرفای بی ربطی زدی که مربوط به زمان آقای محدث و نماینده فعلی کهگیلویه نبود، جوابتو دادم. ولی تا زمانی که آقای ….. مدیر هست که مرکز خودش مرتباً یارانه هاش پرداخت میشه و حتی بلاعوض هم پرداخت میشه، قطعا شش ماه که سهله بلکه اگر تو دو سال چیزی به ما بدهند، جای شگرش باقیه. حالا اگه اسم منو میخوای بدونی ، گچساران در خدمتم ولی چون فعلا … و …. و ….، همه دنبال زیرآب زنی و جاسوسی هستند، به موقع می گویم کی هستم. با اون ….. شما هم کاملا آشنا هستم.خدایی وقتی از برنامه های کشوریش حرفی میزنی، خندم میگیره. بدبخت

  • ناشناس می‌گه:

    مدیری که چند بار مسولیت کلیدی در بهزیستی گرفته و ناتوان از عهده کار بوده چرا باز اورا مدیر کردند ؟ مدیری که خود صاحب مرکز خصوصی است چگونه میتواند مدیریت کند؟ بهزیستی استان علیرغم وجود نیروهای علمی ومتعهد و مجرب صرفا به دلیل ضعف مدیریت در انجام امور محوله مشکل فراوان دارد

  • دفتر1-2 می‌گه:

    من گفتم همکارت حرفای شما را قبول دارن 2-این شش ماه اول پولتو گرفتی 3- شما وموحدومحدث وهر شخص دیگری برنامه سیا سیتون به خودتون مربوطه ولی مژ دهی پور مدیر کشوری است که برنامه هاش قابل اجرا در تمام وزارت هاست شما از چیزی خبر ندارید برادر من در مورد همه شخص نظر نده من می گم شجاعت داشته باش بگو سازمان بهزیستی خیلی ها را بدبخت کرد ولی شما حتی اسمتونو نکفتین به رای بذاریم ببینیم همکارات حرف کی را قبول دارند

  • مدير مركز گرمسيري می‌گه:

    دفتر 1-2 و2-2، اولاً قبل از نمایندگی آقای بزرگواری باید بژرسی که رئیس بهزیستی و مدیر کل بهزیستی که بودند؟ دوماً باید بپرسی که چه کسانی و به امید چه برنامه هایی ما را بیرون کردند و بار خودشان را بستند و رفتند. سوماً شما آقای محدث را خطاب قرار دادی و بعد میگی منظورم کس دیگری بوده. ضمن اینکه بعد از این سالها آنقدر قانون مندی و ضابطه مندی از آقای محدث دیدم که خداوکیلی باید انصاف را رعایت کرد، آخرش نفهمیدم که کی فامیلش هست و کی دوستش. یعنی به غیر از قانون و اعتبار بخشیدن به کارها، ماری به دیگران و نمایندگان و رفیق بازی های درون بهزیستی نداشت. تازه اگه توانستی کی از نقاط برجسته مژدهی که عامل پیشرفتش بوده را برای ما هم بگو. عزیزم، همه می دونند که اگه موحد نبوده برای امثال این آقایان کسی تره هم خورد نمی کرد؟ تا کی باید نادیده و نفهمیده حرف بزنید؟نمی دانم چرا مدیر این سایت با خود آقای محدث مصاحبه نمی کنه تا حقیقت واگذاری مراکز را فاش کنه؟

  • دفتر2-2 می‌گه:

    صبا من حاضرم با شما در هر جایی درمرد دکتر مژ دهی پور ومدیری که شما از ایشان برتر می دانیدحرف بزنیم به طور عامیا نه تمام ار نشینان پایتخت به دکتر مژ دهی پور افتخار می کنند مدیر توانمند کشوری .دکتر مژ دهی پور مدیون تلاش وکوشش خودش است نه مدیون شخص خاصی شما ازروی تعصب داری حرف می زنی .

  • دفتر1-2 می‌گه:

    اقای مدیر مجتمع گرمسیری شما نمی دونید که موحد نماینده کهگلویه نبود ونماینده بهبهان بودن .شما وقتی نمی دونیند در زمان کدوم نماینده از کار بیکار شدین دیگه هم صحبت شدن با شما جای سوال داره من به طور مستقیم با اقای محد ث نبودم گفته بودم دوستان شما چون اقای محدث کارمند بهزیستی هستند منظور سازمان بهزیستی بوده نه شخص محدث هدف ما گفتن واقعیت در مورد بهزیستی بوده حالا جای اقای محدث یکی دیگه از کارکنان سازمان بهزیستی باشد خطاب من به سازمان ومدیریت غلطه وگرنه من به شخصه محدث را ادم با خدا واهل اقلم می دونم در مورد موحد من هیچ وقت مدیریت ایشان را قبول نداشتم ولی در دوران این اقا یه طایفه به طور کامل به بقیه طوایف حاکم نبوده درمورد مدیر توانای کشوری مردی الگو برای تمام جوانان دکتر مژدهی پور بی انصافی نکنیم شما مجتمع دار گرمسیری ای همه طرفداری از بهزیستی لا اقل بگو هر شش ماه که پول مجتمع داران پرداخت می کردین ما راضی هستیم هر یک سالش کنید .حرف اخر شما اسمتونو بگین ببینیم چند نفر از همکاران شما موافق وچند نفر مخالف هستند

  • یک بدبخت می‌گه:

    آیت الله ملک حسینی، آقا دکتر صابری، نمایندگان استان در مجلس، نیروهای امنیتی، ای خدا، پیر، پیغمبر:
    حضرات یا این حرف ها دروغ است که نویسنده باید اعدام شود ولی اگر راست گفته – که خداوکیلی به عنوان یک بدبخت و بیچاره 16 سال تحت پوشش حرف دلم را گفته ولی بازهم کم گفته – پس کمک کنید تا این ….، مدیرکل بهزیستی، ……. برداره و بره؟ می دونم نمی تونید محاکمه اش کنید چون ……………، حداقل با حفظ کردنش شما دیگه تو سر ما نزنید؟ وقتی کلماتی مثل دلال بازی و معامله گری را در این مقاله خواندم فهمیدم که کسی هست که با جرأت بگوید چه بالایایی بر سر ما می آید. خدا خیرش بده.

  • صبا می‌گه:

    در پاسخ به دفتر باید بگم که اگه قرار بود کهگیلویه و بویراحمد را کسی مثل م……… نجات بده که تاکنون آب برده بودش. ایشان باید تا هست مدیون موحدتان باشد.ای کاش ………. آنقدر پاک بشه که هرکسی نتواند با بی صلاحیتی رشد کند. شما هم که حسابی خودته به خواب زدی. فعلا بخواب هروقت ……… مدیر توانمند شد بیدارت می کنم.

  • مدیر مجتمع از گرمسیر می‌گه:

    دفتر محترم، بنده از مرکز داران هستم. خیلی بی انصاف و معلومه که خیلی بی اطلاع هستی. زمانی که ما این مراکز را تحویل گرفتم، ایشان کارمند دادگستری بودند و حاج آقای شما(موحد) سایه … بر کهگیلویه بود. اگه می خواستی جوابی داده باشی میتوانستی موضوع بهتری را بهانه می کردید. اتفاقا در زمانی که آقای محدث آمدند بهزیستی و مسئول نظارت بر مراکز شدند، هرچند خود من را ملزم به انجام خیلی نواقصات قبلی کرد، ولی خداوکیلی مراکز ما ابهت و رسمیت قانونی و شخصیت مدیریتی گرفت. اگر در مورد کس دیگری می گفتی، هرچند داری دروغ میگی، شاید شک میکردم، ولی در مورد این آقا، باید خدایی حرف بزنی. نمی دانم چوب کدام خدا صدا نداره؟ اون خدایی که اینجوری داری با بی انصافی کسی را که دوست و دشمن تو کارش و مدیریتش قبولش دارند، تخریب میکنی، حتما جواب بداخلاقی های تو و …..و ……. را خواهد داد. با این جانبداری از نماینده رد صلاحیت شده و …… در سازمان تعزیرات حکومتی، برای ما گرمسیری ها این تعصبات و بی دینی ها دیگه رنگی ندارند.

  • دفتر می‌گه:

    اقای محدث من حاضر م با مدر ک واسناد مستند ثابت کنم شما ودوستانتان دراین چند ساله که خودتون اشاره کردین چه کارهای غیره قانونی انجام دادین کارشناسان بهزیستی را با چندین سال سابقه کاری فرستادین دنبال نخود سیاه یا به قول معروف مجتمع بعدا نیروی صفر کیلومتر استخدام کردین یکی از نیرو هاتون پسر ……………………… سازمانتون بود پوست این مجتمع داران بدبخت را کندین نه از خدا می ترسین نه از خلق خدا نه چرا از خلق خدا می ترسین اگه من مجتمع دار بودم بعدا متوجه می شدین شماها ثابت کردین که ظرفیت ندارین 20سال موحد نماینده بود از تمان نخبه های شهرستان استفاده کرد ولی شما ها حتی توان نگاه کردن به بقیه طوایف را نداشتین تاریخ کهگلویه پاینده است وکارهای شما …… ها را ثبت کرده فقط بدانید چوب خدا بی صدا است با ارزوی اینکه مدیری توانا مثل مژدهی پور پیدا شود وکهگلویه را نجات دهد یا علی

  • همكاري از دادگستري استان می‌گه:

    دوست خوبم از دهدشت، ای کاش می دونستم کی هستی تا خیلی از واقعیت ها را به شما می گفتم. بخدا من قریب 2 سال نیروی آقای محدث در دادسرای استان بودم. اولا تا بحال نبوده که کسی را به این سابقه کم و رشته تحصیلی غیر مرتبط به عنوان مدیر اجرای احکام کیفری بگذارند.دوماً کاش جدیت، خلاقیت و مدیریت ایشان را می دیدی. یقینا یا با قاطعیت ایشان نتوانستی به هدفت برسی و یا جایی حساس جلوی تخلفت را گرفته که اینگونه سوزناک شدی. بیا اینجا تا نشونت بدم که برای اولین در دادگستری ابلاغ های با فرمت جدید، نحوه دسترسی به متهمین، برخورد بازدارنده با متهمین، به نتیجه رساندن پروندها و چندین شاهکار ایشان را جلو روت بگذارم. فکر کنم اگر یه ذره انصاف داشته باشی برای عاقبت به خیری خودت باید دست و پای ایشان را ببوسی.

  • یاسوج می‌گه:

    چقدر برا خودت ارزش قایلی …. فکر کنم در اون حد نباشی که بخوای با مدیر مدیر و مسوولی همدست بشی ….

  • همکار می‌گه:

    خوب حالا مگه چه اشکالی بر این مدیر وارده؟بنده خدا تواناییش همینه،اصلاً مگه مدرکش چیه که شما اینقد توقع دارید؟با دیپلم بخوای سازمان به این بزرگی با متخصص ترین نیروها را مدیریت بکنی واقعاً اوج هنرمندی را میرسونه.تازه مگه چندتا نیرو آورده؟کلاً70نیرو آورده که هیچ ایرادی ندارد جزء یک ایراد خیلی کوچک که بدون هرگونه آزمون اومدن و50 درصدشون هم دیپلم و رشته های غیر مرتبط هستند.پس دوست عزیز خواهشاً شما شلوغش نکنید چون دستگاه های نظارتی هم اصلاً کار ندارند. یا شاید هم با هماهنگی همین………………. این همه اشتغال زایی صورت گرفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • همکاری دیگر می‌گه:

      خوب مثل اینکه شما قضیه کارت هدیه مدیر عزیز را خبر نداری! و اینکه واقعاً چرا آقای مسئول حراست بهزیستی که دو ماه از معارفه اش توسط مدیر نمیگذرد استعفا دادند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کاش یکی پیدا میشد جواب میداد.

  • دهدشتي ساكن اصفهان می‌گه:

    مدیر محترم از بس ساسنورش کردید خیلی از مطالب بدن فعل شده. کاش کاملتر بود

  • ......... می‌گه:

    در پاسخ به دهدشتی، میتونی بری از هر کدوم از مدیران دادگستری که دوست داشتی بپرسی؟ همچنین بپرسی که چرا تا ماهها بعد از انتقال به بهزیستی چرا با انتقال دائم موافقت نمی کردند.

  • دهدشت می‌گه:

    ما نمیدونیم این اقا چه عقده ای از بهزیستی داره که هر جا میرسه مطلب مینویسه چطور مدتی قبل که خودت مسولیت داشتی هیچی نمیگفتی راستی چرا دادگستری تو را به رسمیت نشناخت و گفت برگرد خانه اولت

  • یک دوست می‌گه:

    البته دوست قدیمی احساس نمیکنید بهزیستی بیشتر گدا پروری رو رواج میده تا تکیه بر روی مسایلی که وظیفه اون هست؟

200x208
200x208