تاریخ درج خبر : 1392/06/11
کد خبر : ۷۲۱۴۵
+ تغییر اندازه نوشته -

آرمان و واقعیت

سایت استان: غریب واحدی پور

پسر ده ساله ام که بستنی وکیک را خیلی دوست دارد .وعلاقه مفرطی به اخبار وگزارشات ورزشی وپخش تلویزیونی مسابقات هم دارد .نسبت به افزایش قیمت سبد کالای مصرفی اش از چند ماه قبل حساس شده است ولذا هرچه می خرد با کنجکاوی وحس عجیبی قبل از خوردن قیمت های قبلی وفعلی را مقایسه می کند .
ودر مراحل اولیه انتخابات که با بحث کاندیداتوری رفسنجانی قیمت ارز وطلا کاهش یافته بود .او بسیار شادمان بود که با رئیس جمهور شدن رفسنجانی قیمت بستنی او حتماً کاهش می یابد وبه همین علت رد صلاحیت رفسنجانی نگرانش کرد .لذا در مراحل بعدی واعلام اسامی کاندیداهای نهائی انتخابات وبرنامه های تلویزیونی ومناظره های کاندیداها او به شدت سیاسی شده بود به گونه ای که اگر چه تحت هیچ شرایطی از اخبار ورزشی وتماشای مسابقات فوتبال نمی گذشت لکن هنگام انتخابات از حقش می گذشت واصرار می کرد که ما نیز با پیگیری برنامه های کاندیداها به او کمک کنیم تا کاندید مطلوب خود را شناسائی کند .
روزها گذشت تا اینکه اعلام حمایت رفسنجانی ونیز خاتمی که در دوران ریاست جمهوری اش هم ارزانی اجناس شایع بوداز کاندیداتوری روحانی گرایش قلبی اش رابه روحانی دوچندان کرد و او تحقق رؤیای کودکانه اش را در ریاست جمهوری روحانی یافت .واز اینرو با قطعی شدن پیروزی روحانی در انتخابات از شادی در پوست خود نمی گنجید وحتی به گفته خودش معنای تنفیذ وتحلیف را هم برای اولین بار یاد گرفت و تاریخ وساعت دقیق اجرای این دوبرنامه را از هفته ها قبل می دانست وخلاصه برای ریاست جمهوری روحانی لحظه شماری کرد .
تا اینکه ایام موعود فرا رسیدند وسرانجام با اجرای تشریفات قانونی سکان ریاست جمهوری به روحانی سپرده شد .ودوران آرمانی وخوشی ناشی از عدم اطلاع از واقعیات با سرآمدن ماه عسل رئیس جمهور منتخب هم سرآمد .وفهرست وزرای تدبیر وامید هم رسانه ای شد .وکابینه یازدهم جایگزین کابینه دهم گردید .
واز قضا در همین گیرودار بود که او یک بستنی وکیک خریده بود وهنگامی که در مقایسه با قبل بازمتوجه افزایش زیاد قیمت گردید، برگشت وبه من گفت بابا :”می گویند آمریکا با ما قهر است وبه همین علت چیزها گران شده است واو با زبان کودکانه اش گفت نمی شود.روحانی پیغامی بدهد وآشتی کنند وموقعی که جواب نه مرا شنید گفت یعنی اینقدر شدید است.وادامه داد که با این وجود اگر فقط قیمت ها ثابت بمانند و گرانتر نشوند راضی هستیم .”
ومن دریافتم که کودک ده ساله هم به این نتیجه رسیده است که روحانی به تنهائی قادر به تحقق خواسته های ملت نیست و با خود گفتم که بی جهت نگفته اند “حرف درست را باید از کودکان آموخت”
هدف از این مقدمه نه تبلیغ این است که کلید حل مشکلات رابطه با آمریکا است که برقراری این رابطه هم از توان روحانی خارج است , ونیزنه اصرار بر راضی شدن به وضع موجود بلکه بیان این واقعیت بدیهی است که اولاً کشور رهبر،شورای نگهبان ،مجلس ،قوه قضائیه و…دارد که به صرف آنکه در عنوان رئیس جمهور فرد دوم مملکت است وشخصیت اودر تحقق آمال وآرزوهای ملت مؤثر است لکن تمام عوامل وبخش های مختلف حاکمیت باید بعنوان یک سیستم وبصورت یکپارچه درگیر باشند تا هدف های ملی محقق گردد .وثانیاًمسائل ومشکلات کلان هم چون قهر وآشتی کودکانه نیستند که به سهولت قابل انجام باشند بلکه آنگونه که روحانی صادقانه فرموده اند “فراتر از توان و ظرفیت هر شخص حقیقی است “وتشکیل وراهبری متینگ فکرها واندیشه ها را می طلبد .
با این اوصاف گروههای مرجع برای عدم سلب اعتماد ملت به وعده ها وبرگشتن از صندوق های رأی باید ابتدا خود واقعیت ها رادریابند وبعد به توده نیز یادآوری کنند که :
1- روحانی باید از ماراتن رأی اعتماد مجلسی به اعضای کابینه خود می گذشت که اگر چه اصولگراها ومستقلین منصف در آن کم نیستند ولی تعداد اصلاح طلبان آن شاید با زحمت20نفر باشند.
بنابراین بدیهی است که چیدمان کابینه مطابق با خواست ونظر مطلق او نمی باشد .وبی شک معتمدینی که از سقف اصلاحات به کف آن قانع شدندهم از این نکته غافل نبوده اند .
2- فراموش نکنید که آقای سیاست ایران در رقابت انتخاباتی خود در سال84با تمام سوابق وغرور مثال زدنی اش هیچ اسبابی بهتر از اشک چشم خود نیافت که با آن به ملت از عواقبی بگویدکه با انتخاب نشدن او در انتظار ملک ومیهن بود .ولذا در فیلم تبلیغاتی اش گریست ومتأسفانه تبلیغات وشب نامه های آن روز حتی آن اشک را هم بی اثر کردند
بنابراین،بایداز تاریخ عبرت گرفته و روحانی را مجبور نکنیم که بدون توجه به واقیعت به گونه ای سخن بگوید که حاشیه سازان دوباره بسیج شده وشب نامه ها ودروغ پراکنی ها دوباره حق وحقیقت را مغلوب کنند .وما به حداقل ناچیزی ازکف ،کف خواسته ها هم نرسیم .
3- اعتدال را مطابق با تفسیر کسی بپذیریم که خود بعنوان گفتمان انتخاباتی مطرح کرده واز ملت تأییدیه گرفته است یعنی ” توازن میان آرمان‌ها و واقعیت‌ها، ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی و جناحی ، تأکید بر اجماع ملی، قانونگرایی و بردباری در تعاملات سیاسی .”ومطمئن باشیم که در قاموس مردی که خاضعانه “.
سنگینی بار رای و تنفیذ را حس می‌کند و تنها و تنها به خدا پناه می‌برد و از او خالصانه درخواست می‌کد که از کبر و غرور و بخل و حسد رهایش کندو از استبداد رای، عجله در تصمیم‌گیری و تقدم منافع شخصی بر منافع ملی و بستن دهان رقیبان به خدا پناه می‌برد.و از خداوند متعال می‌خواهد که کمکش کند تا فراموش نکند آنچه را که بر پیشینیان رفته است
و می فرماید” همه آنهایی که به اینجانب رای دادند و دیگرانی که به دیگران رای دادند یا حتی کسانی که پای صندوق‌های رای نیامدند، همه شهروندان ایرانی هستند و از حقوق برابر شهروندی برخوردارند. دولت تدبیر و امید خود را مکلف می‌داند که خواسته‌های قانونی همه آنها را مدنظر قرار دهد”اخلاق ،مردم داری ،راستگوئی وامانتداری موج می زند.ودر دولت او قانون حقوق و آزادی‌های همه شهروندان را تعیین کرده ودر تمام ارکان آن پاسخگوئی شایع شده وآهنگ تغییر و تحول نواخته خواهد شد و جامعه از فقر و تبعیض دور خواهد شد ومردم کرامت یافته ودر فضای آزاد،‌ معنوی و عقلانی زندگی خواهند کرد و جوانان فرصت شکوفایی، کار و ابتکار می یابند. وجایگاه شایسته خود را در میان ملت‌ها باز خواهیم یافت.وصد البته رؤیاهای کودکانمان هم تحقق خواهد یافت .
البته ،ایده ال در طول یک دوره ریاست جمهوری و حتی در طول دوره عمرمعمول انسان هرگز قابل تحقق نخواهد بود
با آن امید که نگاه به واقعیت ها در دولت تدبیر وامید دریچه هائی به سمت وسوی آرمان هایمان بگشاید .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • پاپی می‌گه:

    سلام مهندس عزیز
    خوب بود وآموزنده. موفق باشید

  • ..... می‌گه:

    ای داد

  • آرام - م می‌گه:

    دوستان عزیز چرا مطلب را چاپ نکردید ماواقعیات جامعه کهگیلویه را نوشتیم چیز بدی نگفتیم

  • ..... می‌گه:

    ….

  • آرام - م می‌گه:

    سلام خدمت مهندس عزیز- در متنی که روی سایت آوردی خاطره های مصلحی و آزادگی انسانهای فهیم ودرد رنج کشیده جامعه را ترسیم کردی ومارا یادآور از ابتدای انقلاب در عدالت سخن گفتن ودرد رنج مردم را احساس کردن بازگو نمودی . متائسفانه افکار وعقاید ما مردم کهگیلویه فقط در همین حد است که موحد برود مجلس یا بزرگوای اینکه بفکر سطح کلان جامعه باشیم آب در هاون کوبیدن است مثل اینکه مغزهای ما را طوری شستشو داده اند که بجز اینها چیزی را نمی بینیم شانتاژ های موحد وسیاست زروزور تزویر وی ودوستانش درجامعه وافکارخوارج گونه گروهی تحت عنوان حزبی که جامعه کهگیلویه را به مسلخ برای ذبح کردن برده اند که نه اطراف خود را می بینند . ونه رشد وتوسعه جامعه را در شانزده سال دولتهای سازندگی واصلااحات ودولت بی در پیکر اصولگرایان فقط موحد را دیدیم که وکیل مردم نبود جز برای کسب قدرت وثروت وشرح وظایفش چیز دیگر بود نه وکالت مردم وبزرگواری هم 8 سال نمیداند برای چه به مجلس رفته عدم توسعه یافتن فرهنگی جامعه و استفاده از احساسات پاک مردم دین دار که آمال وآرزوهای خودرا در انتخاب همچو افرادی میبنند – مهندس عزیز تاما دارا ی چنین تفکری هستیم انسانهای خلاق و آگا ودرد رنج کشیده مثل شما را نخواهیم دید. تفکر شما کجا ومن نوعی که فکرم در حد بزرگواری وموحد کجا مارا دیو تاریکی به بند کشیده وکجا رستمی که به هماورن رود ومارا ازدست این افراد رهایی یابد. درهمه استانها به برکات نظام در دور ه های گذشته دراکثر موارد چه سیاسی وچه فرهنگی وچه اجتماعی وسازندگی رشط داشته اند اما استان ما کجا این نمودار قرار دارد. آرام

200x208
200x208