تاریخ درج خبر : 1391/09/21
کد خبر : ۷۲۱۷
+ تغییر اندازه نوشته -

آیت‌الله ملک‌حسینی فقیهی که جاودانه شد

چهل روز از رحلت آیت الله العظمی ملک حسینی گذشت. فقیه مجاهدی که همیشه زنده است زیرا “هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق” و عشق آن عالم ربانی به ائمه اطهار(ع) و مردم او را جاودانه کرد.

به گزارش سایت استان،‌ آیت الله العظمی سید کرامت الله ملک حسینی فرزند آیت الله سید صدر الدین ملک حسینی معروف به “آصدرا” در سوم مهر 1303 در کنار بارگاه مطهر جدش امامزاده شاه قاسم در روستای “گوشه” از توابع یاسوج چشم به جهان گشود.

خانواده اش چندین قرن در اقلیم عشایر جنوب، پاسدار شرع نبوی ومروج دین و احکام الهی و مربی و در خدمت مردم نجیب و شریف منطقه و مأمن دادخواهان در مقابل ستم و مانع متجاوزین به حریم مظلومان بوده اند.

سید کرامت الله در سن پنج سالگی به دلیل اعزام لشکر رضا شاه به فرماندهی امیر لشکر شیبانی به منطقه به منظور سرکوب و تسلط بر عشایر بویراحمد، با تصمیم پدر به “دژکُرد”عزیمت می کند تا از صدمات قوای رضاشاه در امان باشند. در آنجا در مکتب مردی بنام ملاباقر و همچنین کربلایی جواد خواندن می آموزد.

پس از آنکه مقر حکومت نظامی کهگیلویه و بهبهان در قریه تل خسرو(در نزدیکی یاسوج فعلی) تاسیس می شود و به صورت شهرکی در می آید، او به همراه خانواده به تل خسرو می آید و در آنجا به دبستان می رود.

سید کرامت الله، پس از پایان تحصیلات ابتدایی در تل خسرو در سال1315 به شیراز رفت و ضمن گذراندن کلاس سوم متوسطه، به فراگیری علوم دینی پرداخت.

مقدمه علوم و ادبیات عرب را در خدمت پدرش پی گرفت و سپس تحصیلات حوزوی خود را در مدرسه منصوریه از محضر اساتید مسلمی چون حکیم احمد دارابی و آقامیرزا عبدالکریم یزدی، ادامه داد.

وی از سال 1325 به قم عزیمت کرد و قریب به 16 سال را در محضر استوانه های فقاهت و اساتید مبارز از جمله آیت الله العظمی بروجردی، مرحوم آیت الله آقا سید محمد تقی خوانساری، مرحوم آیت الله حجت کوهکمری و مرحوم آیت الله سید دامادیزدی گذراند و حدود 9 سال در حوزه تدریس امام خمینی از مسجد محمدیه تا مسجد سلماسی،مشغول به تحصیل شد و تقریرات درس او را به رشته تحریر در آورد که بدین دلیل موردعنایت و توجه خاص حضرت امام (ره ) قرار می گرفت.

در سال 1340 به درجه اجتهاد نائل شد و در اواخر عمر با برکت آیت الله العظمی بروجردی به صلاحدید ایشان به شیراز عزیمت کرد و در مدرسه خان به تدریس طلاب علوم دین پرداخت.

از سال 41 پس از خروش و قیام خمینی کبیر (ره ) و به تأسی از استاد خود به صف انقلابیون پیوست و یکی از عوامل اصلی اتصال عشایر جنوب به انقلاب و رهبری آن بود.

وی که یکی از مضروبان حادثه حمله رژیم طاغوت به مدرسه فیضیه قم بود، به موجب بخش به دست آمده از اسناد ساواک، ارگان امنیتی انتظامی سابق به زعم آن ها از جمله خطرناکترین شاگردان امام واز افراطی ترین روحانیون تحت مراقبت بود.

آیت الله ملک حسینی که در حادثه مدرسه فیضیه زخمی شده بود، در خصوص این حادثه گفته بود: “پس از حادثه به مدرسه حجتیه رفتم، خونریزی زخم صورتم تا صبح ادامه داشت اما برایم زشت بود که به بیمارستان بروم.صبح به منزل امام رفتم. سید ریش سفید ومسنی در کنارش بود که وقتی از امام سئوال کردم ایشان کی هستند؟ فرمودند که «اخوی بزرگ ما آقای پسندیده هستند». سپس امام فرمودند: «شما هم زخمی شدید؟» گفتم:”بلاوقتی عمومی باشد گواراست”.

تعقیب مداوم و لحظه به لحظه در مسافرتها و بازدیدها به خصوص هنگام ورود به عرصه ایلات و عشایر، تعرض های مکرر به مدارس و بیت ایشان، متواری بودن هفت ماهه، احضار و بازداشت و بازجوئیهای سخت گیرانه، تعطیل کردن مدرسه علمیه و حوزه تدریس توسط رژیم، همگی نمونه ای از سوابق مبارزاتی اوست.

در چند ماهه آخر حیات رژیم، در تجمعی که به دعوت ایشان و با حضورگسترده مردم در مسجد حبیب شیراز صورت گرفت، در حین سخنرانی تند و انقلابی سخنران مراسم، با یورش وحشیانه عمال رژیم از زمین و هوا که منجر به شهادت و مجروح شدن چندین نفر شد به زندان عادل آباد منتقل گردید که پس از بروز واکنش شدید و اعلان جنگ عشایر بویراحمد به رژیم و اعتراضات آنها از زندان آزاد شد.

آیت الله ملک حسینی در خصوص آن حادثه گفته بود: “بیانیه ای دادم و به مناسبت روز عیدغدیر خم مردم را به مسجد حبیب شیراز دعوت کردم و در ضمن در این بیانیه نوشتم پس از مراسم برای عرض تبریک به ساحت امامزاده احمد بن موسی شاهچراغ (ع) تا بارگاه این امامزاده راهپیمایی می کنیم. پس از این بیانیه تشکیلات دولت سخت به تکاپو افتادند. صبح  نیروهای زیاد رژیم هم به همراه تانک زره پوش از پشت میدان تره بار و پمپ بنزینی که نزدیک مسجد حبیب بود، آمده بودند و مستقر شدند. به یکی از روحانیون به نام “رضوانی” که عضو مبارزی بود گفتم که “شما قدری صحبت کنید و بعد من شروع می کنم” آن شیخ سخنانش را آغاز کرد و سپس مطالبی را علیه خاندان پهلوی گفت. در این هنگام در بیرون مسجد سرهنگ “عطاءالله قاسمی” که خدا عذابش بدهد، آمد و گفت که “این مجلس را چه کسی گرفته است؟”گفتند:”ملک حسینی” و او شروع کرد به فحاشی به من. طلاب به او گفتند” این مراسم به مناسبت روز امامت حضرت علی (ع) که بزرگترین عید مسلمانان است، گرفته شده است”. در این هنگام این سرهنگ ناپاکزاد توهینی به امیرالمومنین (ع) کرد و طلاب به او حمله کردند و یکی از طلاب با چتر، محکم به بناگوش او زد. سرهنگ نیز با مشت به دندانهای شیخ زد و پس از آن عمال رژیم حدود یک ساعت و نیم از زمین و هوا به مردم شلیک کردند که سه نفر شهید و عده ای مجروح شدند. شب سوم پس از حادثه من را به شهربانی بردند و بازداشت کردند. فردا صبح نیز به فرمانداری نظامی بردند. برخی از اعضای شورای تامین استانداری فارس با زندانی کردن من موافق نبودند. اما سر لشکری از تهران آمده بود و گفته بود “فتنه ها از همین سید است و حتما باید زندانی شود و راه دیگری وجود ندارد”. پس از آن من را به زندان عادل آباد بردند.”

پس از آزادی برای تسریع در روند شکل گیری مبارزات مردم غیور استان به یاسوج آمد و به هدایت و پیگیری تظاهرات پرداخت.

برای تحلیلگران تاریخ انقلاب این نکته حقیقتی انکارناپذیر است که حضور غیرتمندانه او موجب اتصال عشایر جنوب به بدنه انقلاب و یکی از عوامل ناکامی رژیم ستم شاهی بود.

به لحاظ سوابق مبارزاتی و علمی و اعتماد کامل حضرت امام به ایشان حدود 20 روز قبل از پیروزی انقلاب حضرت امام از پاریس طی نامه ای وی را مامور حفظ امنیت منطقه و گرفتن بهانه از اشخاص ماجراجو کرد.

حدود شش ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی حضرت امام طی حکمی وی را موظف به تشکیل دادگاه و اجرای حکم شرع و ایجاد آرامش و امنیت به هرنحو که صلاح بداند و جلوگیری از اختلاف و تفرقه و ارشاد مردم و خنثی کردن توطئه های دشمنان اسلام نمود.

نماینده ولی فقیه در یزد در این خصوص می گوید: این شاگرد امام و آیت الله العظمی بروجردی به هیچ کس باج نداد و سرسختانه در مقابل طاغوت ایستادگی کرد.

آیت الله ناصری می افزاید: در سال 42 که امام خمینی را دستگیر کردند، آیت الله ملک حسینی به دستگاه طاغوت پیام داد که اگر امام را آزاد نکنید به عشایر فتوای جهاد می دهم و رژیم از او بسیار حساب می بردند. ایشان علاوه بر اینکه فقیهی مبرز و دانشمند بود، عالمی شجاع و نترس هم بود و از هیچ تهدیدی نترسید و همیشه در مبارزات حرف خودش را می زد.

آیت الله حائری شیرازی هم در خصوص این فقیه مجاهد می نویسد: تقریرات درس امام راحل او از سایر شاگردان ایشان اگر بهتر نبود کمتر نبود. در ترویج از امام راحل از بسیاری از پیشتازان اسبق بود. در وقتیکه مبارزات سیاسی با نظام شاهنشاهی رنگ خون گرفت، آنها که در نبرد عشیره ای با رژیم، رنگ مذهبی و انگیزه دینی را سرآمد قرار دادند، مقتدا و پیشوایشان در اقتدا به امام راحل، او بود. در عشق به امیر المومنین (علیه السلام )همین بس که فرزندان خردسال خود را شعر بلند “سید اسماعیل حمیری” که امام رضا (علیه السلام )به حافظان شعر وعده بهشت داده، تعلیم نمود و آن فرزند که در خردسالی شعر را فراگرفت، در بزرگی به شهادت رسید تا شاهدی بر صدق وعده امام هشتم باشد. در خط، انشاء و نامه نگاری زیبا و روان، آنچنان گیرا و جذاب بود که نامه عادی او یک کاردستی هنری و ماندگار بود.

سرانجام آیت الله العظمی ملک حسینی در بامداد جمعه 12آبانماه 91 و در آستانه عید مولایش امیرالمومنین علی (ع) چشم از جهان فرو بست تا عشایر جنوب را در ماتم خود به سوگ نشاند.

روز وداع همیشگی آن عالم ربانی، بزرگترین تجمع مردمی تاریخ کهگیلویه و بویراحمد شکل گرفت تا باشکوهترین تشییع جنازه پس از تشییع حضرت امام خمینی(ره) لقب گیرد.

مردم عزادار در روز وداعش خدامحوری و مردم مداری او را فریاد زدند و صحنه‌ هایی به یادماندنی از عشق و شور و شعور خلق کردند تا بزرگان کشور زبان به تحسین این حماسه بزرگ بگشایند.

نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی گفت: تشییع با عظمت و اقتدار آفرین پیکرمقدس آیت الله ملک حسینی بزرگداشت مقام والای فقاهت، شجاعت، ایثار و زهد و تقوا بود.

حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی افزود: تشییع کم نظیر پیکر پاک آیت الله ملک حسینی ترجمان ارتباط بدنه اجتماعی با یکدیگر و با یک مرجع علمی و دینی بود و این رمز ماندگاری است.

وی بیان کرد: شخصیت آیت الله ملک حسینی پیش از مقام فقاهت، زهد و مردم دوستی، در بینش و بصیرت سیاسی او و شناخت درست نسبت به نظام سیاسی و رهبری و زعامت دینی او معنا یافت.

ابوترابی اظهار داشت: او دیروز در کنار امام بزرگوار و امروز به عنوان بازوی توانمند مقام معظم رهبری نقش ایفا می کرد و این جایگاهی است که می تواند راه را برای اقتدار یک ملت باز کند.

نماینده ولی فقیه  در خوزستان هم با اشاره به وداع کم نظیر مردم این استان با آیت الله ملک حسینی در مراسم تشییع گفت: تصاویر این مراسم را از تلویزیون دیدم که دریای مواج و عظیم جمعیت آمده بودند تا این سید اولاد پیغمبر را بدرقه کنند.

آیت الله جزایری با تقدیر از این حضور باشکوه تصریح کرد: بدون شک ادای دین و قدردانی از مقام شامخ این عالم ربانی و پدر معنوی این منطقه بدون اجر و پاداش نخواهد ماند.

وی بیان داشت: این ضایعه اسفناک نه تنها این استان را غرق در ماتم و عزا کرد بلکه مردم استانهای همجوار به ویژه خوزستان را هم سوگوار کرده است.

وحال در اربعین آن یار سفرکرده که با آزادگی زیست و همواره یار و یاور مظلومان بود، کهگیلویه و بویراحمد و فارس بازهم به سوگ نشسته، در سوگ بزرگ مردی که بیش از نیم قرن مرجع فکری و دینی مردمی بود که تبلور دین، تجلی فضائل اخلاقی،‌ رحمت و رأفت الهی را در منش و روش او می یافتند.اینک آیت الله ملک حسینی در میان ما نیست اما یاد او همواره در اذهان زنده و جاودانه است.

منبع: مهر / شریف اسلامی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208