تاریخ درج خبر : 1391/09/26
کد خبر : ۷۶۰۸
+ تغییر اندازه نوشته -

انکار تاریخ خود فریبی است

سرزمین کُهگلو از کوفه سر دارد  / به زیر هر بلوطی نَعش مقتولی به بَر دارد
من فکر میکنم که : تاریخ هر ملت یا قومی با هر شکل و محتوایی برترین داشته اوست و نویسنده ی تاریخ حقیقی، بی شک انسانی شرافتمند و والاست .
لذا باید به استناد حقایق تاریخی ، استان کهگیلویه و بویراحمد اقرار کنیم که آنچه تا به امروز نصیبمان شده، بی ارتباط با بهای خون فرزندان این سرزمین اما به عناوین مختلف و بهانه های متفاوت ، نبوده است .
نه برای جواب مامورین تخریب صمیمیت فی ما بین مردم استان ، که به منظور تَنویر افکار عمومی بخصوص نسل جوان و بعد از وقایع موثر در زندگی امروزمان و در کمتر از یکصد سال اخیر ، اما مستند و به قلم و اقرار دوست و دشمن مینویسم . قضاوت را به شما وامیگذارم .
قسمتی از تاریخ مردم این استان به بزرگترین ایل استان یعنی بویراحمد ، مربوط است که چه بخواهیم و چه چشم بر حقایق ببندیم ونخواهیم مقابله ی دو ایل بویراحمد و بهمئی با سیستم شاهنشاهی بخصوص رژیم پهلوی به دلایل گوناگون حقایق غیر قابل انکار و برای بازماندگانشان حداقل در شکل امروزی ایران ، موجب افتخار است اما مصداق ( گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل ) نباید فراموش شود .
فراموش نکنیم که روزگاری این سرزمین را ( کشور بویر ) نامیده اند (کتاب خواجه تاجدار به قلم ژان کور فرانسوی ) و پس رفت تاریخی و حاصل ناسازگاری مردم استان امروزی ، با حکومت های ادوار گذشته موجبات اصلی تاریخمان را ، پی افکندهِ.
باز در همین کتاب صفحه ی82 آمده است که ( اسیر مزبور به جهانبانی گفت که شنیدم باز هم از سربازان بُویری به کمک خان زند خواهند آمد ، خا نبابا جهانبانی میدانست که سربازان بُویری از دلیر ترین سربازان فارس میباشند و هنوز کسی نتوانسته ولایت آنها را مسخر نماید و هر کَس قدم به سرزمین مسکونی آنان بگذارد شکست میخورد و فقط یک نفر توانست که ولایت بُویر را اشغال کند و او هم تیمور لَنگ بود و با تحمل تلفات سنگین موفق گردید که بُویر را اشغال نماید و هنگامی که وارد آن سرزمین شد سنگهای کوه را بر سر سربازانش باریدند و عده ای از سوارانش را زیر سنگهای گران لِه کردند و داماد تیمور لنگ مجبور شد که در قله ی یک کوه با جنگجویان بُویری پیکار کند و عده ای دیگر از سربازان تیمور در آن پیکار به قتل رسیدند یا از کوه پرت شدند و جسدشان متلاشی گردیده و عاقبت تیمور لَنگ مجبور شد که جنگل انبوه سرزمین بُویر را آتش بزند تا اینکه قشون خود را از خطر تیراندازان بُویری که بالای درختها جا گرفته بودند حفظ نماید. حتی بعد از اینکه تیمور لنگ سرزمین بُویر را اشغال کرد نتوانست در آنجا بماند و مجبور شد که آن منطقه را تخلیه نماید و برگردد . خا نبابا جهانبانی فهمید که الحاق سربازان بُویری به قشون لطفعلی خان زند او را قویتر خواهد کرد. بله:
هجوم بیگانه به ایران اعم ازاعراب ، گورکانیان ، رومیان ( مقدونیه ) مغولان موجبات قضاوت درباره ی تاریخ را به قلم ایرانیان و بیگانگان فراهم نمود که مغرضین مامور تخریب صمیمیت مردم استان امروز و من وما هیچکدام بانی نبوده ایم که بخواهیم نام ونشانی دست و پا کنیم . پس باید از مجموعه ی اطلاعات بدست آمده معدل بگیریم . این هم به قلم یک خارجی است که هیچ تعلقی به بویراحمد نداشته . صرفنظر از اقرار تیمور و اسکندر و و و …
به ابتدای استقرار سلسله ی پهلوی میرویم که امروز معمرین قلیلی هستند که آن روزگاران را تا به امروز به یاد دارند و در بعضی موارد میتوانند اظهار نظر کنند .
فقر آن دوران را در ابعاد مختلف انکار کردن خود فریبی است اما این فقر نسبی در مقابل داشته های امروز یک پدیده ی جهانی و برای ملت ایران ، کشوری ، بوده که ما هم شاید از آن بیشترین بهره را داشته ایم .لذا برای نوشتن تاریخ باید به مستندات مراجعه نمود اما برای قضاوت درباره ی تاریخ سازان باید به آن زمان رفت وبا همه ی داشته هایش آشنا شد و سنجش را در ظرف همان زمان به داوری نشست .
پیدایش نفت و گاز با همه ی ثمراتش برای مردم استان امروزی ما یعنی استان کهگیلویه و بویراحمد نه تنها عرصه ساز بی عدالتی گردید که به حق خانمان سوز هم شد .
طغیان حاصل ندانم کاری به جا مانده از دوران قاجاریه و بی عدالتی نسبی دوران پهلوی و مشاهدات مردم بویراحمد در توجه خاص دولت پهلوی به همسایه ی ما یعنی ایل بختیاری در ان دوران و حداقل بی تفاوتی نسبت به آنچه بر ما میگذشت توان تحمل را از بویراحمدی 1307 سلب و مقدمات برخورد با دولت را بعنوان یک ضرورت فراهم نمود تا جائیکه برابر یادداشت های شخصی شیبانی رضاشاه طی حکمی به این مضمون و مفهوم سرلشکر شیبانی اهل کاشان را روانه ی جنوب میکند ( به اصفهان میروی اصفهان و بختیاری را آرام کن ، سپس به فارس بروید و آنجا را نیز آرام کنید بعد به بویراحمد بروید اما حق صحبت یا مذاکره با احدی از این مردم را ندارید فقط بُکشید ، زیرا این مردم فریب خورده ی بیگانه هستند ) لذا سرلشکر شیبانی که بنا به قضاوت نویسندگان مرتبط مردی فهیم و وطن پرست بوده و کمترین آشنایی را با این دیار نداشته انجام وظیفه میکند و بعد از فارغ شدن از فارس و به تفاهم رسیدن با ایل قشقایی و ایل بختیاری به اتفاق نیروهای مربوطه عازم بویر احمد میشوند تا فقط بِکُشند .
بویراحمدی ها برای بدست آوردن فرصت به منظور رفتن خانواده هایشان به پناهگاههای کوهستانی به استقبال نیروهای دولتی و دو ایل بختیاری و قشقایی میروند اما برای جنگیدن .
مجادله از اردکان فارس شروع و با تاکتیک پارتیزانی به منطقه ی بویراحمد علیا میرسد که در سنگ منگ امروزی یعنی بالاتر از شهر یاسوج و جاده ی قدیم کاکان بعلت درگیری شدید از طرفین کشتار سختی به جا میماند .
بزرگان بویراحمد خواستار مذاکره میشوند اما شیبانی بدلیل دستور مافوق مجاز به مذاکره نبوده و با قاصدین برخورد بدی داشته است .
این درگیری به عاقبتی چون تنگ تامرادی منجر میگردد که گویا فقط نیروی نظامی تحت فرمان سرلشکر شیبانی 12هزار نفر بوده .
بویراحمدی ها بدلیل جنگ آوری و تسلط بر منطقه ی کوهستانی خویش بر نیروی دولتی و همراهان به شکلی چیره میشوند که جناب رضاشاه 24ساعت تمام در تهران از نعمت خواب وخوراک بی بهره میماند( به نقل ازکهنه سرباز ) .
تا جائیکه جناب سرلشکر شیبانی اقرار میکند که در پایان متوجه شدیم که لهراسب فرمانده ی ما بوده زیرا هر کجا خواست مارا برد .
باز جناب سرلشکر شیبانی در خاطرات خویش اضافه میکند که با توجه به نتیجه ی جنگ و پیروزی بویراحمد بر ما ناچار شدم بر خلاف دستور رضاشاه از چند نفر بویراحمدی سوال کنم که شما برای چه و چرا میجنگید گفتند دولت این همه به بختیاری ها کمک میکند مگر ما چه گناهی کرده ایم که از سرمایه ی خودمان یعنی پول نفت و گاز آن هم به اندازه ی بهای علوفه ی داممان که وسیله ی شعله های برافروخته ی گاز چاهها میسوزند و در نتیجه ما دام هایمان را از دست میدهیم کمک نمیکند .
آقای شیبانی میگوید که باز پرسیدم دیگر چه میخواهید ، گفتند هیچ .
وی اقرار میکند که ( متوجه شدم که من و فرمانده ام یعنی جناب شاهنشاه فریب خورده ی بیگانه هستیم نه این مردم دلاور ودر عین حال ساده دل ) که پس از خاتمه ی جنگ وبرگشت به مرکز به حالت قهر و نگرانی به آلمان میرود و گویا در آنجا بدست روسها به قتل میرسد.
در نتیجه ی جنگ تنگ تامرادی شهر تُلخسرو بنا نهاده میشود و مدرسه ی دولتی در آنجا دایر میگردد که تا سال 1320 یعنی روزگار رفتن رضاشاه از ایران، برقرار بوده وسپس بدست بعضی از همین مردم تخریب میگردد و از آن زمان تا 1343 که کُلنگ یاسوج در نتیجه ی غائله ی جنوب به زمین زده شد شهری در این مکان وجود نداشت .
باز دست به دامن معمرین شاهد و ناظر حادثه ی42-1341ایران و آنچه نصیب بویراحمد شد میشویم . پدیده ای به نام انقلاب سفید با محصولی مهم به نام اصلاحات ارضی ، سراسر ایران را فرا گرفت و نظر جهانیان را جلب نمود. یکی از موانع غیر قابل انکار این پدیده جمع خاصی از طبقه ی روحانی آن زمان و در نتیجه زیان جمعی به نام خوانین موجبات تفاهم مقطعی این دو گروه را در سال 1341 فراهم نمود که با عنایت به پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی در سال 1357 خوانین و وارثین آنان توانستند مدعی تاثیر خود در بنیاد این پیروزی شوند .
به نقل از کتاب خاطرات آقای خلخالی، ایت اله خمینی رهبر مذهبی این پدیده ی تاریخی آخرین پناهگاه خود و یارانش را کوههای بویراحمد مینامد که بیشک ارزش این کوهها به جنگاوران ساکن آنجا یعنی دلاوران بویراحمدی بوده.
شکی نیست که نه آیت الله خمینی از آقای شیبانی خواسته است تا راجع به بویراحمد آن اظهار نظر را داشته باشد و نه آقای شیبانی باعث این تصمیم آیت الله خمینی گردیده است .
هر کس در زمان خود با عنایت به تفکر خویش نسبت به آنچه دیده ، چنین گفته یا نوشته اند .
بهرحال تنها مکان و مردمی که در ایران تا آخرین لحظه بنا به زمان و سلیقه ی مصببین در مقابل حکومت پهلوی به بهانه ی مقابله با اصلاحات ارضی مقاومت نمود و خونها داد بویراحمد بود .
اقدامات مردم قم و کوهمره سرخی و وادی فارس و سایر نقاط ایران را انکار نمیکنم اما با توجه به میزان بهائی که داده شد ه تا دقایق آخر بویراحمد جنگید وکُشت و کشته داد . حال اگر بعضی به منظور انحراف در افکار عمومی ، سربازان به جنگ آمده در بویراحمد را برادر عنوان میکنند یا همه ی این اقدامات را در راستای خواست مطلق خوانین و جنایت ضد مردمی تلقی مینمایند بهتر است از روحانیت مطرح آن روزگار در استان جویا شوند . آخ آخ، که جای حضرت آیت الله ملک حسینی خالی.
شاید شنیدن مختصری از تاریخ مستند 43-1341 به زبان سرلشکر آریانا فرمانده ی نیروهای حمله کننده به بویراحمد به بهانه ی غائله ی جنوب (تاریخچه عملیات نظامی جنوب ) بی فایده نباشد .
وی چنین مینویسد که : ( در یکی از روزهای نیمه ی دوم اسفند ماه سال 1341 از طرف علیحضرت همایونی مامور پایان دادن به غائله ی جنوب گردیدم )
برابر اظهارات مکتوب وی کلیه ی توان دولت شاهنشاهی درجنوب ایران و برابر نامه ی نخست وزیر وقت ، یک هزار نفر از مردم بلوچ در لباس نظامی بصورت دستجات صد نفری و هنگ بیست کرمانشاه و نیروهای اعزامی از ساری و منجیل و لشکر یازده خرم آباد و گردان مهندسی لشکر سه مراغه و همه ی توان هوایی ایران به شیراز اعزام تا غائله ی جنوب یعنی توان بویراحمد را منکوب نمایند .
اما برابر اظهارات همین فرمانده ی کل نیروهای مستقر در جنوب ، مقاومت دلیر مردان بویراحمدی تا سه ماه دوام میاورد و در تمام صحنه های مبارزه رشادت ها از خود نشان میدهند تا جائیکه بعضی از ستون های نظامی تا دندان مسلح ، آنهم به تسحیلات روز و مدرن در مقابل بویراحمدی ، مسلح به تفنگ سرپُر و حداکثر بِرنو تا آخرین عضو خود را هم از دست میدهند و شکست مطلق نصیبشان میگردد .مانند تنگ گجستان
صحنه ی دلاوریهای جان بر کفان بویراحمدی ، یک از یک عجیب تر و حماسی تر بوده اند که در این مقال نمیگنجد .
مع الوصف دولت با تلفات سنگینی در این مبارزه آنهم به کمک جمعی از مردم همین خطه تحت عنوان چریک پیروز میشود نه به قدرت آنهمه نیروی زمینی و هوایی که از سراسر ایران آمده بودند .
سرلشکر آریانا در گزارش خود به شاه (عملیات نظامی جنوب ) بطور مستقیم ناتوانی ارتش برای جنگیدن در مناطق امثال بویراحمد و بطور غیر مستقیم توانمندی جنگی بویراحمد را اقرار میکند مینویسد (آنگونه که در عملیات جنوب مشاهده گردید واحدهای ارتش شاهنشاهی از نظر آموزش – سلاح – ساز و برگ- آمادگی عمل برعلیه قوای نامنظم را ندارد ).
و در گزارش پایان عملیات غائله ی جنوب مینویسد .
( بویراحمد از سویس زیباتر است . منطقه ایست چهارصد کیلومتردر چهارصد کیلومتر ، پوشیده از جنگل و هوای خوب ، چشمه سارهای فراوان ، رودخانه های خروشان ، مردمی باهوش و دلیر )
بله این هم قسمتی از اظهارات کسی که مستقیما با بویراحمد در جنگ بود ودشمن خوانده میشد.
اما انقلاب 1357 و بویراحمد.
لازم است حقیقتی را متذکر شوم که بیش از نیمی از زندگان امروز شاهد آن بوده اند. متولدین بعد از 1357 بدانند که شاید تنها مرکز استانی که در انقلاب سال 1357 شهید نداد فقط یاسوج وشهرستان بویراحمد بوده زیرا دولت شاهنشاهی باتوجه به تجربیات جنگی عدیده با این مردم ، صلاح خود را ، در این دید که با این مردم به طور فیزیکی رویاروی نگردد.
فرماندهی کل نیروهای نظامی مرکز استان در آن زمان آقای حیدربیگی بود ،بعد از انقلاب خودش اقرار نمود که روزی که شما از خیابان پهلوی (طالقانی امروز)به طرف شهرداری (ساختمانی که امروز تخریب میشود) در حرکت بودید من این متن را تلگراف کردم و این جواب را دادند :( ما اینک به زانو نشسته ایم و آماده ی شلیک به راهپیمایان هستیم ولی بی شک همه ی ما کشته خواهیم شد. دستور دهید. جواب: هر طور صلاح است اقدام کنید و من، دستور برپا دادم) به همین دلیل هم هیچ نیرویی که در آن زمان در شهرستان بویراحمد بود بعد از پیروزی انقلاب اعدام نشد تاجایی که ، حسودان ، امروز زمزمه میکنند که بویراحمد در انقلاب چندان فعال نبود .غافل از اینکه یکی از بانیان انقلاب در ایران که نه فقط در استان ، حضرت آیت الله ملک حسینی در یاسوج بویراحمد مستقر و فعال بودند . یادش گرامی باد که به حق، خدامحور ، بود .
پس وای به حال کسانی که درصدد انکار حقیقت هستند که جز تخریب و تحقیر خویش حاصلی نصیبشان نخواهد شد .
بویراحمد یادُم کنید بیشتر سر تَنگ کی دیده بچه لری بِی شاه کُنه جنگ
کِی لُهراس کُر الیاس میره ی گلابی تا صد سال دال بِخره کُشت نظامی
جنگ وابی دو رگِ مَدین کِل کَله قندی هیچکسی مثل بویراحمد نَکِرد جنگی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • امید می‌گه:

    سلام،چرامفسران اشاره نمیکنند کشوربویر(کائیدان چهارده تای بویری)بامرکزیت گوزنان لوداب بودند که پسرتیموروکشتن ودرسال1004توسط شاه عباس تبعیدشدند.

  • س - انصاری می‌گه:

    جناب حسن جان
    تاریخ سازان بزرگ اولا ایدئو لوژی دارند . دوما هدفشان تعریف شده است . سوما در جامعه خود سعی میکنند با روش های دیپلماتیک (سیاسی ) مقاصد خودرا پیش ببرند بعبارت دیگر مطالبات سیاسیشان مقدم بر نظامی گری است . حتی نظامیان برجسته دنیا هم کسانی که سعی کردند بدون خونریزی فاتح شوند در تاریخ ماندگارتر هستند .
    اما غارتگران و دزدان و زور بگیران از همان اول اسلحه خودرا آماده میکنند ،‌ چون با استدلال که نمیشود به مردم گفت مالت را بده ، ناموست را بده . همه میدانند که باید با شمشیر مال و ناموس مردم را گرفت .
    حالا اگر ترازوی شما معیار باشد باید برای افراد شرور و زور گیر و متجاوزین به عنف کتابها نوشته شود چون شحاعتشان از مردم دست خالی و بی پناه بیشتر است . چون میتوانند دست و پای مردان را ببندند و در جلوی چشمشان به نوامیشان …
    برادر سوراخ دعا را سالهاست که گم کرده ای ! .. برایت دعا میکنم …

  • یک شهروند می‌گه:

    جناب آقای حسینی.
    مطلب نوشته شده توسط شما (به فرض درست بودنش) انتقادی را که به تاریخ سرزمین بویراحمد وارد شده است پاسخ نمی گوید. شما به توصیف رخدادهای منطقه و جنگ میان مردم بومی و حکومت مرکزی پرداخته اید. اما موضوع انتقاد چیز دیگریست؛
    1- انتقاد کننده این را مطرح می کند که جنگ مردم بویراحمد با دولت توسعه خواه و ملی (هرچند با بی باکی صورت گرفته باشد) یک حرکت نادرست و در جهتی نادرست بود. آنهم درست در شرایطی که رضاشاه می رود تا کشور را به ثبات و نظم و آراستگی برساند و ایرانی واحد زیر پرچمی ملی بنا کند, مردم بویراحمد بر خلاف جهت تاریخ و در برابر مدرنیت و پیشرفت قدم بر می دارند و پس از آن نیز همچون شما به کشتار سربازان میهن افتخار می کنند.
    2- احداث شهر تلخسرو/کارخانه قند/فرمانداری یاسوج موضوعاتی نبود که در مخیله و فکر مردم بومی بگنجد! اینطور نیست که بگوییم ما آنقدر جنگیدیم تا شهرنشین شدیم! خیر! مشاوران دستگاه حکومت مرکزی این تصمیمات را از بالا اتخاذ می کردند و به همین دلیل بود که با تضعیف دولت مرکزی مردم بومی شهر تلخسرو را ویران کردند. به همین دلیل هنوز که هنوز است مردم بومی قوانین و مقررات شهری را ملاحظه نمی کنند و هر کی به فکر خودش است…همواره تمایلی در درون این مردم وجود داشت که به همان شیوه های سکونت پیشین خود بازگردند.
    3- آقای حسینی! حتی ناتوان ترین موجودات روی زمین هم در زمان دفاع از خود بی باک و متهور می شوند. مساله اساسی که در نقد از گذشته تاریخ ما مطرح است اینست که کدام حرکت و نقش و برنامه مدون و مشخصی از سوی بویراحمدی ها (در قیاس با بختیاری-قشقایی-لرستان و …) در جهت ارتقا نقش و اختیارات بویراحمد در دستگاه مرکزی صورت پذیرفت؟
    4- مگر غیر از این بود که بویراحمدی ها در نخستین انتخابات مجلس ،اقای فرهادی کاندیدای زوری دولت مرکری را به راحتی پذیرفتند؟ بویراحمدی ها به جز واکنشی کور نسبت به دولت مرکزی در کدام مقطع تاریخی از حقوق سرزمینی خود دفاع کرده اند؟
    5- فقط به این سوال جواب دهید که آن تاریخ باشکوه بویراحمد که شما می گویید! اگر وجود داشت, چه شد؟! کجا رفت؟ در کدام مورد تاریخ بویراحمد که شامل پیش از تامرادی می شود و تا هدایتخواه و زارع هم ادامه می یابد, در کدام بخش از این تاریخ قدمی به خیر و صلاح بویراحمد برداشته شده است؟ اوج شکوه این تاریخ که شما از توصیفش خسته نمی شوید سهمی کمتر از یک درصد از نفت و گاز این سرزمین است.
    6- هرچند به موضوع نوشته ارتباط ندارد اما چون دوست ندارم هر کس که از راه می رسد به بهانه دفاع از تاریخ سرزمین با شعور مردم بازی کند می پرسم… شما تنها اسمی که از انقلاب برده اید آیت الله ملک حسینی ست؟!! ایشان بودند که بنیاد انقلاب در شهر یاسوج را فراهم کردند؟!! چه خوب که شما نویسنده تاریخ نیستید! فکر نکنم لازم باشد در این مورد بیش از این به شما یاداوری نمایم.
    زنده باشید.

  • ا.ح می‌گه:

    چرا به این روشنی دروغ میگویید؟! کجا ماموریت شیبانی کشتن و قلع و قمع مردم بویراحمد بوده است؟ همین تاریخهای محلی را بخوان تا ببینی شیبانی چقدر تلاش کرد تا کار به جنگ نکشد.چندین بار واسطه پیش خوانین بویراحمد فرستاد تا از دولت مرکزی اطاعت کنند اما برای حفظ قدرتشان نپذیرفتند.شیبانی شریف ترین فرد نظامی در تاریخ ایران است.برای توجیه جنگ
    تنگه تامرادی این همه دروغ سوار هم نکنید.

  • رحیمی می‌گه:

    نوشته قابل تقدیری بود. ملاک حال آدمهاست.

  • كلاجيك می‌گه:

    در پاسخ به جناب آقای حسینی سلام همه استان جنگیدند نه فقط بویر احمد.

  • عبدالله مردانی می‌گه:

    تاریخ معجونی است از علم و هنر و افسانه . به تعداد همه مورخان می توان تاریخ داشت.
    به تاریخ انسان میتوان با دو نگاه نگریست. نگاه سیاه ، نگاه سفید
    در نگاه سیاه کارنامه انسان مملو است از ظلم ، جنایت ، فساد ، تباهی و استبداد . نگاهی که کل تاریخ را سر شار از بدی و پلیدی معرفی می کند.
    و اما نگاه سفید امیدوار کننده است. در این نگاه بشر در مجموع خوب عمل کرده و به بیراهه نرفته، آدمیان را به هلاکت نکشانده است . هر چند که مرتکب خطا و فساد شده ، ناپاک و نادرست عمل کرده است اما درکل به سمت تعالی رفته است.
    با این وصف اینک باید دید با چه نگاهی به تاریخ بویراحمد نگریسته شده و مورخ کیست و با چه پیشینه و تراوشات فکری در راستای نوشتن تاریخ این منطقه دست به قلم برده است.
    البته هیچ مورخی نمی تواند ادعا کند که شناخت و درکش از تاریخ به مرتبه کمال است و در این بین فقط یک دماغ پر نخوت می تواند مدعی شود که به بالاترین درک از تاریخ رسیده است .
    بهر تقدیر تاریخ بویراحمد همانند تاریخ دیگر مناطق فراز و فرودهای فروانی داشته و از دل تاریخ این منطقه نیزاسطوره هایی قد برافرشته و مایه ی فخر و مباهات شده اند و قطعا نقد این اسطوره ها عکس العملهایی را در پی خواهد داشت . با این حال باید پذیرفت که مجموعه انسانها در گذر زمان به راهی رفته اند که شاید جز آن ممکن نبوده است . پس نمیتوان گفت که تاریخ بویراحمد به راه خود نرفته است . نباید از سیر گذشته آن اندوهناک شد نباید آنرا بد و مذموم پنداشت . چون لازمه زندگی جمعی انسان ایجاب می کند که تاریخ سیر خود را طی کند زیرا آدمیان در بستر تاریخ همانگونه بوده و زندگی کرده اند که آدمیتشان اقتضا کرده است . پس آنچه که در تاریخ بویراحمد اتفاق افتاده طبیعی بوده و نه غیر طبیعی و هیچ علتی جز انسانیت انسانها مایه بروز حوادث تاریخی بویراحمد نشده است . باید بپذیریم تاریخی که بی کفر و بی اشتباه باشد وجود ندارد مگر آنکه انسان انسان نباشد. تاریخ انسان اگر هزار بار تکرار شود جز همین راهی را که رفته راهی دیگری را نخواهد پیمود.انسان همین است که تاریخ نشان می دهد . اگر غیر از این بود که تاریخ دیگری داشت. درست است که دوست نداریم ظلم باشد دوست نداریم فساد باشد اما ساختار وجودی انسان بر مبنای غفلت بنا نهاده شده است و لذا انسان حق اشتباه کردن را دارد و باید چنین حقی را به رسمیت شناخت . بد بودن و خوب بودن آدمیان را باید با قدرتی که در اختیار دارند سنجید. بشر امروز متناسب با قدرتش عمل می کند. قطعا اگر امکانات امروز در اختیار پیشینیان بود اخلاقی تر از امروز نبودند. اگر توپ و تانک و… داشتند چه فجایعی را که مرتکب نمی شدند و بشر را به چه روزهای که نمی انداختند.
    پس با دیدن اندکی خطا و انحراف دیگر نباید گریبان چاک کرد . نباید بپنداریم که جهان پر است از فرشتگان. لذا انتظارات را باید در خور همین آدمیان داشت.
    تاریخ را نه انسانهای آرمانی بلکه آدمیان واقعی ساخته اند . این آدمیان از پلیدی و ناپاکی هیچ گاه تهی نبوده اند . برای انسانهای قدیم هم شیطان همواره در صحنه بوده همچنان که امروز هم در صحنه است لذا آشفتگی های فردی و اجتماعی هیچگاه دور از انتظار نیست.

    • رضا می‌گه:

      از کرامات شیخ ما این است شیره را خورد و گفت شیرین است!!

    • یک شهروند می‌گه:

      بر خلاف نظریه شما نمی شود فجایع تاریخی را با گفتن اینکه تاریخ را آدمهای واقعی ثبت می کنند توجیه نمود. بعنوان مثال وفتی در فاصله ای اندک از سوریه صلح و صفا برقرار است, چرا این انسانهای دردمند باید آنطور در آتش بسوزند؟ چه فرقی میان آنها و دیگران است؟
      نمی شود به همین سادگی که شما گفتید بگوییم که تاریخ همینست که هست! (…..به گفته شما درست است که دوست نداریم ظلم باشد دوست نداریم فساد باشد اما ساختار وجودی انسان بر مبنای غفلت بنا نهاده شده است و لذا انسان حق اشتباه کردن را دارد و باید چنین حقی را به رسمیت شناخت …)
      وقتی بازی به سود من و شما باشد آری! گفتنش راحت است. اینکه بگذار هر فاجعه ای رخ بدهد! اینکه انسان است دیگر… و بر مبنای غفلت زنده است… اما این روش درستی برای ارزیابی تاریخ نیست. این فقط و فقط نگاه کردن منفعلانه تاریخ است.
      بنابراین می شود سوال پرسید که چطور در طول تاریخ به ذهن مردمان ما می افتد که سرزمین های همجوار را غارت کنند, اما به ذهنشان خطور نمی کرد که از دستاوردهای فرهنگی و انسانی آن سرزمن ها نیز با خود توشه ای بردارند؟
      نقد کننده دارد بحث می کند که “ارزش” تهاجمات و مبازرات غرورآفرین مردم سرزمین ما چه بوده است. در تمام نوشته شما پاسخی درخور به این مساله داده نشده است. بلکه گفته اید تاریخ همینست! این را که از قبل هم همه می دانستیم! متاسفانه چرایی مساله همچنان پابرجاست.

  • شبگرد می‌گه:

    آقای احمد،حسن حسینی همیشه جنگهای تامرادی و گجستان از بُعد دلاوری،ستوده اند.

  • احمد می‌گه:

    نظر هر کسی محترم است. اما اینکه سخنان شفاهی ادم با نوشته اش در تضاد باشد برای من قابل فهم نیست.ایشان همیشه جنگهای تامرادی و گجستان را به درستی محکوم میکردند.لهراس را [………] میگفتند.اگر عقیده شان عوض شده چرا اعلام نمیکنند

  • س - انصاری می‌گه:

    دوست و همکار قدیمی ، جناب آقای سید حسن حسینی
    با سلام ، دوستی میگفت : به جای طبیعت باید گفت ،‌ بویراحمد پایتخت سیاست ایران است .
    نه از آن نوع (( مدرسی اش)) که گفته بود ، سیاست ما عین دیانت ماست .
    نه از آن نوع ((علی (ع) وارش )) که فرموده بود ، صداقت بهترین سیاست است .
    بلکه از نوع ((چرچیلی )) اش که میگفت : سیاست آنست که امروز بگویند ، چهل سال دیگر بفهمی .
    بلکه از نوع (ایلخانی اش ) که میجنگیم برای جنگ و میکشیم برای کشتن و […] میکنیم برای […]و همه اینها را میکنیم برای آخرتمان ! و اگر دولت مرکزی قبولمان کرد حکم میستانیم برای همه اینها ! .
    من میگویم از نوع (حسن حسینی وارش ) که هفت رنگش میشود ، هفتاد رنگ .
    چقدر زیبا گفتی زیر هر بلوط یک ….. نهفته است . ای بلا چرا نگفتی حاصل چه چیزی نهفته است . تاکی باید نان را به نرخ روز خورد . یک چیزی میگوئیم اگر ورق برگشت ، آنوقت میگویم حاصل درگیریهای بی ارزش محلی و ظلم و ستم جباران و برادرکشی و …. و اینها منظورم بوده است . اگر ورق برنگشت که مراد حاصل است و مقصود فراهم شده است و لمن الملکی را سرداده ایم …..
    دوست عزیز ، یادت می آید که کوس ادعای [….] را همه بلوطهای بویراحمد شنیده اند ، […………………………………..]؟ چقدر به ریش مؤمنین میخندیدی و مسخره شان میکردی؟ نه فقط این مؤمنین بدبخت و ذلیل را که حتی ائمه و ….
    […………………………………………………………………………….]
    این سرزمین سیاست ، عجب سفله پروراست / کو همرهی که خیمه به جای دگر زنیم

    • محمد مختاری می‌گه:

      راست گویی کاین سرزمین سفله پرور است/ و نیک تر که در پی سفله ای همراه می گردی.
      از سرزمین سیاست رخت سفر ببند/ کاین آب و خاک ندارد جایی برای ولگردی .
      ار همره سفلگی ات گردی در این وادی/بدان که راه نرفته را بایست برگردی.
      اندر سیاست این قوم همی بدان تو که/ عیان است آنچه در پی آن می گردی.
      حسن حسینی که گفتارش استناد تاریخ است/دیگش نیز ملول از دست تو که دنبال نبش قبر می گردی.
      رو سر بنه و بل بیابی حرمت دوستی را / که قلم را حرمتی ایست، ای مدعی همکار فرهنگی.
      ما که نبوده ایم دیروز دوستی تان را / اما انگار سنگ توالت فروختن به از این همرنگی.
      امید که در پیشگاه بزرگ معلمی تان / این ناخلف نکرده باشم بی ادبی و بد شاگردی.

  • حسن غفارى می‌گه:

    حتم دارم ،اگر در نیم قرن پیش به سن وسال اکنونم که در جاى جاى ایران زمین دوربین عکاسى در دست دارم در بویراحمد مى زیستم ،برنو به دست بودم واسب سوار.
    براین باورم دربویراحمد هرگز کسى تشنه وگرسنه نمى شود فقط تهدید مى شود.

  • م-ر می‌گه:

    احسنت برشما که چه زیبا حقایق رانگاشتید.

  • تیزبین می‌گه:

    تاریخ نخوانده ها بخوانند تا بدانند کی بودیم و در کجا بودیم و الان در خانه نشسته و حرفهای صد من یه غاز نزنن. بویراحمد همیشه بویراحمد می ماند…

  • روزبهان می‌گه:

    درود بر سید حسن حسینی از سادات بزرگ بویراحمد و به حق از منش و مرام و راهرو آن پیر بزرگ از دست رفته (حضرت آیت اله ملک حسینی)، جناب حسینی ضمن تشکر از حضرتعالی درخواست میکنم : قلم توانای جنابعالی همیشه از کیان و تاریخ گذشته و دلاوریهای مردان غیور بویراحمد دفاع مینمود اینبار نیز منتظریم که بیشتر عنایت فرمائید تا بتوانیم از محضر شما بیشتر استفاده کنیم ، بی شک روحیات جنابعالی از همان غیرت و مرام بویراحمدی از ابتدای تاریخ این خطه نشات گرفت است و از کوزه همان تراود که در اوست

200x208
200x208