تاریخ درج خبر : 1392/06/18
کد خبر : ۷۷۴۶۹
+ تغییر اندازه نوشته -

احقاق حق؟!!

سایت استان: نوروز پرندوار

در پی سخنان نمایندۀ مردم کهگیلویه و بهمئی در مقام مخالف با کابینه دکتر روحانی و پی آمدهای آن در فضای رسانه ای و مجازی و بازتاب آن در سایتها و اظهارنظرهای متفاوت دربارۀ سخنان ایشان و حتی پخش تصاویردوران نوجوانی نمایندۀ مذکور با کروات در کنار لباس روحانیت ایشان در حال حاضر بر تبلت های نمایندگان در مجلس و درج در قسمت اخبار پربیننده در برخی سایتها از جمله سایت عبرت نیوز و درج مطالبی با این تیتر که لرها و مردم حوزۀ انتخابیه باید سخنان نمایندۀ خود را پاسخ دهند و ارسال صدها پیامک با تعابیر و مضامین مختلف در خصوص چماق و تقسیم بندیهای قوم لر به کوچک و متوسط و بزرگ و همچنین نگرانیهایی که از این بابت مخصوصأ در میان تحصیل کرده گان دانشگاهی و حوزوی و شاغلین ادارات در رسته های مختلف و حتی صنوف مختلف استان کهگیلویه و بویراحمد چه در استان و چه در خارج از استان در سراسر کشور و حتی اقوام لر در خارج از استان کهگیلویه و بویراحمد ایجاد شد. بر آن شدم که به عنوان یک معلم کوچک و سرباز فرهنگی نظام جمهوری اسلامی و شهروند کهگیلویه ای که هم با سوابق ایشان آشنایی کامل دارم ، مطالبی را به عرض ملت بزرگ ایران ، مسئولین دلسوز و منتقدین محترم نمایندۀ کهگیلویه و بهمئی برسانم انشاالله که مورد توجه قرار گیرد.

1544

 

همگی بر این مهم واقفیم که ملت بزرگ ایران متشکل از اقوام مختلف فارس ، کرد ، لر ، عرب ، ترک ، بلوچ ، ترکمن ، و… با لهجه ها وحتی زبانها و دین و مذاهب مختلف و آداب و رسوم بعضأ متفاوت در کنار هم تحت عنوان امت واحدۀ ایرانی اسلامی برادروار با عرق ملی و میهنی واحد و عشق به خاک و وطن خویش پرچم کشور یک پارچۀ ایران را سرافراز و باشکوه برافراشته و از کیان آن دفاع و به آرمانهای آن وفادار و به نام ایران عشق می ورزند. هر کدام از آحاد اقوام مذکور قبل از اینکه خود را به نام قوم خود بنامند و بخوانند به نام ایرانی فریاد می زنند و هر کدام حاضرند جان خویش را فدای استقلال و آزادی میهن خود نمایند هر کدام از این اقوام در بخشی از گسترۀ پهناور و دوست داشتنی ایران ساکنند و هر کدام دارای سوابق و پیشینه ای درخشان دراعتلای نام ایران و فرهنگ ایرانی بوده اند و بعضأ در میان این اقوام کسانی هم بوده اند که بنا به موقعیت فردی یا سازمانی و اجتماعی خود تأثیرات منفی یا مثبتی را شخصأ در اجتماع خود به جای گذاشته و واکنش های مختلفی را هم در پی داشته باشد.

قوم لرقومی است که هم اکنون ساکنین سه استان لرستان ، چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد را تشکیل و بخش وسیعی از استانهای خوزستان ، بوشهر ، فارس ، ایلام ، کرمانشاه ، همدان و اصفهان را نیز شامل می شود ، این قوم مانند سایر اقوام ایرانی از این قاعده مستثنی نبوده و نخواهد بود و در دامن خود فرزندان فراوانی را پرورش داده که گاه در قامت یک سرباز سرافراز از میهن خود دفاع نموده و گاه به عنوان یک مدیر خدوم به جامعۀ خود خدمت کرده و گاه در کسوت یک وکیل یا روحانی یا استاد دانشگاه و حتی آیت اله و مرجع تقلید منشاء اثر بوده و بعضأ در میان همین قوم کسانی بوده اند که نمرۀ منفی گرفته و متهم به خیانت به ملک و میهن خویش شده اند . کما اینکه در میان سایر اقوام و نژادها چنین بوده است.

چون مردم شریف اما مظلوم کهگیلویه و بهمئی که امروز بدین مناسبت به شکلهای مختلف مورد شماتت قرار گرفته و حتی بعد از سخنان نماینده ایشان در مجلس هنگامی که سایر نمایندگان بنابه هر دلیلی که کلمه ی لر را بر زبان می آورند بلافاصله همهمه و خندۀ نمایندگان و حتی وزرای پیشنهادی را در صحن مجلس در پی داشت ، به این شکل توهین به ساحت این قوم را در مرکز قانونگذاری کشور شاهد بودیم. علی ای حال چگونه باید پاسخ آنها را بگویند؟ و با کدامین ابزار و چه امکاناتی می توانند آن را جواب داده و مافات را جبران کنند؟ لذا به همین دلیل کلمۀ مظلوم را در مورد آنها به کار بردم.

اما سخن من با همۀ منتقدین نمایندۀ کهگیلویه و بهمئی در مجلس شورای اسلامی و نماینده گان محترم مجلس شورای اسلامی و وزرای پیشنهادی و همۀ ملت ایران و کسانیکه از تریبون مجلس صدای این نماینده را شنیدند و یا در جراید و سایتها خواندند ویا در این خصوص مطلب نوشتند، این است که خوبست بدانند آنچه را که یا نمی دانند یا نمی خواهند بدانند ولی خوب است بدانند ، که آقای بزرگواری به عنوان یک روحانی در همین کسوت روحانیت سالها به اندازۀ بضاعت علمی خود درکنار مردم استان بوده و به ترویج و تبلیغ دین پرداخته و همزمان در آموزش و پرورش به عنوان یک معلم به کار تدریس اشتغال داشته است و در سمتهایی چون مسول نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاههای استان انجام وظیفه نموده و در دوران دفاع مقدس به عنوان یک رزمندۀ شجاع و فداکار در میدانهای نبرد حضور یافته است و در این راه نه تنها خود حضور فعال داشته و کارنامۀ درخشانی دارد که برادر ارزشمندی را که راقم این قلم به نیکی می شناسد و بارها با او هم صحبت و هم نشین بوده تقدیم انقلاب نموده و برادر دیگرش در دفاع از میهن سالها در اسارت دژخیمان بعثی بوده است .

آنچه تا اینجا از ایشان گفته آمد واقعیاتی است که بخشی از زندگی ایشان را تشکیل می دهد و غیرقبال کتمان است و همین بخش هم بوده که ایشان را به عنوان یک سید قابل احترام در جامعۀ عشایری استان و حوزۀ انتخابیه در تاریخ زندگی وی و مردم استان به ثبت رسانده است اما همین سید محترم در سه دورۀ کاندیداتوری ایشان قبل از ورود به مجلس در یک رقابت آزاد در میان همین مردم خود را عرضه کرد. همین مردم شریف و مظلومی که امروز به خاطر عملکرد ایشان به انحاء مختلف مورد شماتت قرار گرفته اند ، نسبت به ایشان در جایگاه نمایندگی مجلس شورای اسلامی اقبالی نشان نداده و رقبای ایشان را بر وی ترجیح دادند. و در تمام آن سه دوره هر دور نسبت به دور قبل از آراء کمتری برخوردار گردیده تا اینکه در آخرین مرتبه مجموع آراء مکتسبۀ ایشان در حوزۀ انتخابیه گچساران حدود 2500 رأی بوده است .

در همۀ این دوره ها استدلال عمومی مردم قریب به این مضمون بوده است که ایشان گرچه رزمندۀ شجاعی است یا مبلغ دینی خوبی است و یا معلم موفقی در تدریس و حتی مسئول مؤثری در فلان نهاد بوده است و از این بابت هم قابل احترام و قابل تحسین و تقدیر است و تلاش ایشان ستودنی است . اما در حوزۀ وکالت در مجلس و قانونگذاری در سطح کلان جامعه چنین توانایی را در ایشان تشخیص ندادند . به همین دلیل اقبال عمومی مردم را بدست نیاورد و در این میدان موفق نبود و از مردم نمره قبولی نگرفت . اما اینکه چگونه در دوره های بعدی به چنین جایگاهی راه پیدا می کند باید نه از مردم بلکه از متصدیان و دست اندرکاران انتخابات پرسید !!

وقتی بی توجه به افکار عمومی و توانائیهای فردی ایشان با ابزار رد صلاحیت همۀ رقبا را از میدان بدر کردند ! و خط و نشان کشیدند ! و آدرس دادند ! در چنین فضای غیررقابتی نتیجه این می شود که آنچه را که مسئولان خواستند مردم نجیب و شریف هم با نجابت خودشان اطاعت کنند ! آیا همین مردم شریف اگر در اعتراض به رد صلاحیتها به خیابان می آمدند و با یک راهپیمایی مسالمت آمیز ناخوشنودی خود را از متولیان وقت انتخابات در رد صلاحیت کاندیدهای مورد نظرشان که همگی از ایشان مقبولیت وتوانایی بیشتری داشتند ابراز می کردند ، مورد ضرب و شتم قرار نمی گرفتند ؟ و نهایتأ فتنه گر و ضدانقلاب خوانده نمی شدند؟ و یا اگر در انتخابات شرکت نمی کردند و تحریم می نمودند ، به عنوان ضدنظام و عامل بیگانه معرفی نمی شده و بنیادشان بر باد نمی رفت ؟ چرا مردمی که نه به تشخیص خود که به آدرس شما انتخاب کردند حال باید مورد شماتت قرار گیرند ؟ چرا کسانیکه عرصه را بر مردم تنگ کردند و میدان انتخاب را از مردم گرفتند و سلیقۀ خود را به خاطر ابزارهای در اختیار بر مردم تحمیل کردند ، نباید حالا پاسخ گو باشند؟یا آنها مخاطب منتقدین باشند ؟ آیا افکار عمومی مردم را در سه دورۀ قبل بررسی نکرده بودند ؟ حتی در دورۀ اول نمایندگی ایشان ملاحظه نکردند که مردم ایشان را در دورۀ نمایندگی وی موفق نیافته به شدت ناراضی هستند؟ چرا برای بار دوم با رد صلاحیت رقبا مجددأ قدرت انتخاب را از مردم سلب کردند؟ ومردم را از آنچه میخواستند محروم نمودند ؟ حالا باید از نمایندگان محترم مجلس پرسید اگر با سخنانی توهین آمیز که در شأن نمایندۀ مجلس شورای اسلامی ایران نیست خاطر نمایندگان و ملت شریف ایران مکدر میشود قصور از کیست ؟ قوم لر ؟ یا مردم کهگیلویه و بهمئی ؟ یا آقای بزرگواری ؟ یا دیگرانی که به نام … با بهای سنگین زمینه حظور ایشان را در این جایگاه فراهم کردند ؟ هم شما و هم ما همگی معتقدیم که قانون فصل الخطاب است. قانون را هم که شما نمایندگان محترم تصویب و نظارت می کنید. ملت ایران و قوم لر عمومأ و مردم کهگیلویه و بهمئی خصوصا هم تابع همین قانون هستند ! بر اساس همین قانون مصوب مجلس ، انتخابات برگذار و کاندیدها تأیید یا رد صلاحیت می گردند . حال شخصی که بر اساس قانون مصوب مجلس محترم وارد مجلس شده است و از تریبون عمومی مجلس سبب وهن مجلس و مسئولین نظام می شود. چگونه باید با آن برخورد کرد؟ آیا باید صرفأ به او خندید و حوزۀ انتخابیه و موکلین و قوم لر را به تمسخر گرفت ؟ وبا نشان دادن عکس دوران نوجوانی ایشان در صحن مجلس ودرج درسایتها با خنده های تحقیر آمیز موکلینش را تحقیر وخجل کرد ؟ یا آن را به حساب آزادی بیان محسوب و از مصونیت نمایندگیش مایه گذاشت ؟ یا اینکه به حرمت مردم و قانون مجددأ اعتبار نامۀ آن را مورد ارزیابی قرار داد؟ قضاوت با شماست؟

اما گلایه ما از شما بزرگواران و نمایندگان ملت این است که به جای خنده باید گریه می کردید که چرا از تریبون مجلس برآمده از خون هزاران شهید آن هم از زبان شخصی در کسوت روحانیت به عنوان ادای دین و به نمایندگی ملتی که مظهر اخلاق و جوانمردی است ودینی که اشرف ادیان وپیامبر آن مبعوث شده برای اتمام مکارم اخلاق است ، این چنین سرمایه های نظام به باد تهمت گرفته شوند. این کار نتیجه کدام عملکرد است ؟ این شخیص را به گواهی تاریخ و انتخابات دوره های گذشته مردم حوزۀ انتخابیه در قامت این جایگاه نیافتند ولی بر اساس قانون مصوب شما نمایندگان محترم در این جایگاه قرار گرفت. که این یا ناشی از ضعف و نقص قانون است که باید این نقص برطرف گردد تا بار دیگر دچار چنین خسارتی نشویم یا ناشی از ضعف اجرای قانون است که باز ناظر بر قانون به حکم قانون شمایید پس در هر دو صورت باید گفت از ماست که بر ماست! یا خود کرده را تدبیر نیست ! به نظر نگارنده گرچه بیانات نمایندۀ محترم کهگیلویه موهن و غیرمنطقی و دون شأن یک نمایندۀ مجلس و حتی قابل پی گیری قضایی است. و اگر قرار است عدالت اجتماعی اجرا گردد باید چنین گردد و احقاق حق شود ، اما همه کسانیکه بستر را به گونه ای فراهم کردند تا ایشان در این جایگاه قرار گیرد و مسئولیتی که فوق طاقت اوست در ان واقع شود مقصرند ! چراکه تکلیف مالایطاق به حکم عقل قبیح است و از هیچ خردمندی صادر نمی شود و با توجه به ظرفیت وتوان ایشان و جایگاه رفیع نمایندگی و مسئولیتهای مترتب برآن جایگاه احتمال چنین لغزشهایی برای ایشان ، بسیار طبیعی است و در پایان بر مردم رشید، آگاه ، فهیم ، دور اندیش و صبور کهگیلویه و بهمئی و چرام و همۀ فرهیختگان و خردمندان این خطۀ سلحشور ، شجاع درود می فرستم و از اینکه به خاطر فعلی که در وقوع و زمینه سازی آن بی تقصیر بوده اند و غیر منصفانه و غیرعادلانه مورد طعن و شماتت قرار گرفته و می گیرند ابراز همدردی نموده و از بانیان آن به پیشگاه خدای عادل شکایت می برم. دکتر نوروز پرندوار

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بی سواد = دگماتیزم می‌گه:

    اقای بیسواد با ادبیات ونگارشی که حضرتعالی ایراد نمودید به حق بر اسمی که برای خویش انتخاب کردی صحه گذاشتی،اگردر فلسفه افرینش انسان از نگاه قران نظربیفکنی خواهی دیدبار امانتی که اسمان وزمین وکوه از ان سرباز زدند چیزی نبوده است جز ” اختیار ” چرا که خداوند انسان را از خوردن شجره ی ممنوعه منع میکند ولی انسان از ان طعام میکند این جزمفهوم اختیاری که خداوند به بشر داده تا انجا که میتواند از دستورش سرپیچی کند بیانگر چه مفهومی میتواند باشد؟وهمه ی ما میدانیم که ” مسئولیت ” در بستر اختیار شکل میگیرد ومعنا پیدا میکند این مقدمه را عرض کردم تا بهترمتوجه ی سخنان اقای پرندوار شوید، ایشان خصوصیات مثبت شخصیتی اقای بزرگواری را بیان کردند ودر ادامه بابیانی دقیق وادبیاتی محترمانه عجز وناتوانی ایشان را در امر خطیر نمایندگی مردم این شهرستان بیان نمودند ومسئولیت انرا متوجه مردم نمیدانندبهتراست متن را بار دیگر بادقت بخوانید وقضاوتی منصفانه داشته باشید ، ایشان دلهای بزرگ ودریایی مردم شهرستان کهگیلویه را ستوده اند که با اینکه نماینده گان ادوار گذشته ی انها را بابی عدالتی رد نمودند باز درصحنه ی انتخابات وارد شدند وبه عقاید جمهوری اسلامی احترام گذاشتند ورای خود رادر صندوق ریختندفراموش نکنید بساری از رای هایی که در صندوقها ریخته شد ازقلم مردمی بود که نماینده ی انهارد شده بود؟ اقای پرندوار در کجای بیانات خویش فرمودند که “مردم “بزرگواری را انتخاب ننمودند؟بیشترازاین لدامه نمیدهم ولی فراموش نکنید که مسئولیت میوه ی اختیاراست وانتخاب هسته ی اختیار……شیرینی یا تلخی این انتخاب بیانگر حقیقت است اگر شیرین است که کام همگان را شیرین میکند واگر تلخ است باید مسئولیت این انتخاب رابپذیریم وبا فکر نکنیم باحرافی وتوهین وادبیات عامیانه یا کلمات قلمبه میتوانیم کام این مردم راشیرین کرده وتلخی را از انها بگیریم ………….

    • بی طرف می‌گه:

      مطلبو با دقت خوندم.ماکه نه اقای دکتر پرندوار را میشناسیم و نه شما اقای بیسوادو,ولی دوست بی سواد ,ببخشید,واقعا بیسوادی. از کجا دلت پره که به دکتر پرندوار بدون درک مطلب فوق حمله میکنی؟به قول دوستمون یه بار دیگه مطلبو بخون,بعد قضاوت بی مغرضانه کن.دکتر پرندوار کارش درسته.دوست عزیز اصلا بیخیال کل مطلب دکتر پرندوار, حداقل غیرت لریت کجا رفته؟دکتر که اول ابهت و اقتدار قوم لر را معرفی کرده. باشد که رستگار شوید. یا علی.

  • مصطفی می‌گه:

    درود بر شما استاد گرامی ..سخنان گرانسنج شما قابل تقدیر و تشکر میباشد…

  • موسی می‌گه:

    من بعنوان یک لرازبویراحمد ازسخنان بزرگواری درمجلس واقعا تاسف خوردم وازاینکه خنده نمایندگان را بدنبال داشت شرمنده شدم وازنوشته های استاد فرهیخته آقای پرندواربه جهت بیان دقیق وارایه مطالب جامع دراین خصوص تقدیرتشکر مینمایم امیدوارم مسولین استانی وکشوری درجهت گزینش صحیح درحیطه قانونی ونه براساس مصلحت اندیشی اقدام نمایندتا شاهداهانت هایی این چنین که چهره قوم شریف لربخصوص مردماس

  • همشهرى می‌گه:

    دوست خوب من مى شناسمت آن هم سألها ست ولى این حرفها چماقى و غیر اخلاقیت نشانه غرض ورزیت است لااقل تورا دانشجویانت مى شناسند و بهتر بود علمى و استدلالى صحبت مى کردى نه عوامانه
    دوست خوبم من م- م را شماتت کردم که چرا دانشگاهیان را به ملاقات فرصت طلبانه نبردى ولى با این نوشته متوجه شدم که دوستانش را بهتر از من مى شناسد و همان بازنشسته ها و پیمانکاران بهترند

  • طرفدارحق می‌گه:

    به نام خدا من با نظر بیسواد موافقم خیلی زرنگی اقای پرندوار طوری نوشتی که هم موحد هم بزرگواری داشته باشی بزرگواری اگه کروات زده نگاه به عکسش بکن ببین چند سالش بوده ده سالش هم نبوده کروات چماق نیست ما انرا بکوبید به سر بزرگواری چیه بابا مثلا شما تحصیلکرده هستیید بخدا وقتی این رفتارها رو میبینم گریه ا م میگیره چرا در استان سعی بر اینه که زیر ابی هم رو بزنیم تازه خود شما رو باید نقد کرد خواهش مکنم از مدیر سایت چاپ کنند

  • دهدشت می‌گه:

    اصلا بهت نمیاد از بزرگواری تعریف و حمایت کنی

  • یک بیسواد می‌گه:

    جناب آقای آرام عزیز،وقتی آدم میبینه که سایتی با این ظرفیت عالی در سطح وسیعی با دنیای از اطلاعات به روز و علمی و منطقی رقابت داره، باید فضا رابرای بهتر شدن هموار کرد. خداوکیلی از این موضوع چه برداشتی باید داشته باشیم؟ علمی بود؟ سیاسی بود؟ نقد بود؟ تمجید بود؟ به شعور مردم کمک کرد؟ به شرایط بهتر انتخاب کردت کمک کرد؟ نمیشه هر مطلبی را چون به موضوعی یا به مسئولی نقد نکرد چون احتمال داره ما را به دادگاه بکشانند یا بداخلاقی جلوه بدهد؟ اصلاً مگه نقد فقط معنای تحقیر و تخریب داره؟ بزرگواری بد گفته باید نقد بشه؟ اون هم باید نقد را بپذیره؟ موحد خوب بوده خوب اون را هم باید تشویق کرد و از خدماتش تمجید نمود. ولی اینکه برای بزرگ جلو دادن یکی به مردم توهین بشه و عملکرد بزرگواری به دهن خودش کوبیده بشه و به سر مردم مالیده بشه که شما را به بیراهه بردند، اصلاً حرف درستی نیست. فکر نکنم شما با این موافق باشید هر حرفی را ولو کمکی به فکر و اندیشه مردم نکنه را منتشر بکنید؟ خدایی کجایی این مطلب جذاب بود یا به منه مخاطب این سایت کمک میکنه تا بهتر ببینم و بهتر بیاندیشم؟ من نمی گویم که این مطالب حتما باید با نظر من جور دربیاد ولی دوست دارم به شعور مردم کمک کنه نه توهین.

  • يك بيسواد می‌گه:

    جناب پرندوار، فکر کنم خودتون هم نفهمیدید که داری دفاع میکنی یا داری کس دیگری را بزرگ می کنی؟ اگر کسانی خط دادند تا بزرگواری قبول بشود، پس داری توهین میکنی به شعور مردم. یعنی مردم کشک و با رد صلاحیت دوستان خانوادگی حضرتعالی، بزرگواری را با فلش نشان دادند و مردم انقالبی ما هم که نمی خواستند انگ ضد انقلابی و … داشته باشند، رأی دادند. بیهوده نفرما، ایشان در ایک رقابت آزاد انتخاب شد. آن کسانی که سرپوشیده فرمودی، ار ارکان اولیه نظام بودند که تصمیم گرفتند بر اساس مصالحی و بر اساس مستنداتی ، بعضی را رد صلاحیت کنند. اگر دور اول عملکرد خوبی از بزرگواری مشاهده نکردی ، چرا به عنوان دایه دلسوز تر از مادر برای مردم کهگیلویه، نقد نفرمودی؟ تغییر مواضع سیاسی از چپ به راست شما را ما در کهگیلویه میدانیم. باید برای بلند جلوه دادن آمثال موحد، بعد از کلی تلنگ تلنگ خوردن بزرگواری، به عنوان نصحیت به نداشتن بداخلاقی یا انحراف سیل تحقیرها به سمت دیگران، خیلی راحت بزرگواری که تا دیروز شیر مرد ایل بویراحمد گرمسیر بود را سر نیست کنی و دوباره بیعت جدیدی ببندی. آدم حسابی، مگه آقایان چه برکتی از بزرگواری دیده بودند که بخوان انگشت نشانه به سمت بزرگواری بکشند تا آرمان هایشان را حفظ کند؟ اصلاً نمی دانم چرا هر مطلبی را باید در این سایت ها منتشر کنند؟ خیلی مسخره آمیز بیان فرمودی و تحلیلت برای خودت خوبه. حیف وقت و قلم و چشم که داره صرف این …. میشه.

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      دوست عزیز سلام
      رسالت سایت استان انتشار دیدگاههای مختلف درباره یک موضوع یا خبر می باشد. شاید این مطلب یا مطالب دیگر با نظر شما همخوانی نداشته باشد و این طبیعی است ولی سعی کنیم بارعایت اخلاق، فضای نقد و دیالوگ را با توهین به شخصیت حقیقی افراد خراب نکنیم. معمولاً باید متن و نوشته را نقد کرد و یا به قول معروف باید دید چه گفته نه چه کسی گفته….
      امیدوارم سایت استان در ایجاد و تقویت فضای گفت و گو گام موثری برداشته باشد.
      موفق و بهروز باشید.

  • حسینی کیا می‌گه:

    نماینده های شهر ما یا در طول دوران نمایندگی خود سکوت میکنند ولو اینکه 16 سال هم نماینده باشند، یا حرفهایی میزندد که همه میگویند زنده باد همان نماینده ای که سکوت کرد…

  • آفرین، خواندنی و جامع بود. این خنده ها هم چماقی بود بر سر مردم لر.

200x208
200x208