تاریخ درج خبر : 1392/06/18
کد خبر : ۷۸۰۱۰
+ تغییر اندازه نوشته -

شهر خوب یافتنی نیست، ساختنی است

سایت استان: مجید جوادی

یاسوج ، شهر دره ها و رودخانه ها، شهر دشت و دامنه ها،شهر تپه ها وجنگل ها،شهر چشم انداز و منظره ها، شهر آبشار و بشار. شهری که از آن به عنوان پایتخت طبیعت نام می برند،شهری که هر چه دارد از طبیعت است و وامدار طبیعت است و مدیون جغرافیای طبیعی آن،شهری که نماد و معرف خوبیهایش را از سرزمین خود به ارث برده است و دریغا، که کمتر ردپایی از شایسته ساختن و آباد کردن در آن به چشم می خورد.

از بلندای دامنه ها که نظاره گر یاسوج می شوی، از راز و رمز آفرینش افسون و از سوء مدیریت مدیران و متولیان این شهر مغموم می شوی. افسوس می خوری از این همه موهبت که در یک منطقه جغرافیایی تجمیع گردیده و به علت عدم تلاش جهت تأمین رفاه شهرنشینان از طریق ایجاد محیطی بهتر و سالم تر ساماندهی نشده است. در جغرافیای شهری ایران زمین کمتر جایی را می توان یافت که دامنه های پوشیده از جنگل، تپه ها،دره ها و رودخانه ها با هم و یکجا شهری را در آغوش کشیده باشند ولی چه فایده! کاش یاسوج چنین شرایطی نداشت! حداقل درد و افسوس هم نبود، چون درد و افسوس زمانی است که ظرفیت،توانایی و فرصت به صورت بالقوه وجود دارد ولی در اثر سهل انگاری و عدم داشتن برنامه و هدف به واقعیت در نمی آید، چون به دنبال یافتن بوده ایم و نه اهل ساختن. به شهرهای کویری ایران که مسافرت می کنید در مسیر سفر هر چه می بینید کویر است و بیابان لم یزرع،دریغ از حتی تپه ای و رویش بوته ای،ولی پس از طی آن همه مسیر خشک و لم یزرع قدم به حوزه شهرهایشان که می گذاری ،شهر سراپا طراوت است و نشاط،سرسبزی است و آبادانی،انگار که شهر پر است از چشمه ساران ومیادین شهرها از فوران آب فواره ها چشم و دل بیننده را به نوازش و خستگی را از روح و جسم او بدر می آورد و دل مسافر کوچ کرده از یاسوج، سرزمین پایتخت طبیعت، را به درد می آورد، زیرا او از استعدادها و در عین حال کمبودهای شهرخود غبطه می خورد و یک سئوال بدون پاسخ آزارش میدهد که چرا با آن همه داشته ها کالبد شهر ما این همه بی روح و رنجور است؟

یاسوج شهری است که تا واردش نشده باشی زیبا به نظر می رسد ! شهری که مسافران از جای جای مملکت بسویش می آیند، تا در مسیر جاده های چهار سوی منتهی به شهر با طبیعت سحر انگیز و دلنوازش هم آوایی کرده ، روح خود را صیقل دهند و خستگی را از تن بدر نمایند، ولی همینکه وارد شهر ما می شوند می بینند میادینش به صحرای کویر می ماند ! باورمان نمی شود که ما 10 درصد آب های جاری کشور را داریم و شهرمان بی آب و طراوت است، اما شهرهای کویری که آب مورد نیازشان باید از قنات و یا فرسنگها دورتر تأمین گردد، آنهمه سرسبز و باطراوتند. از رودخانه خروشان بشار هم خجل نمی شویم که جوشان و غلتان درون شهر بی دست و پایمان عبور می کند و دریغ از کمی ساماندهی و بهره برداری از این نعمت شگرف، بشار که بشارت دهنده آبادی و آبادانی باید باشد، تبدیل گشته به فشار! آری فشار روحی و روانی شهروندان به علت بی تفاوتی و عدم مدیریت مناسب مسئولین ذیربط، همانهایی که باید مسئول و پاسخگوی دوران تصدی مدیریت خویش به شهروندان باشند ،ولی دریغ از ذره ای مسئولیت پذیری،پتانسیلها و ظرفیتهای نهفته در جغرافیای طبیعی شهر یاسوج از جمله تپه جنگلی(پارک جنگلی نگوئیم، چون فاقد امکانات درخور یک پارک میباشد)رودخانه بشار، آبشار یاسوج،تل دراز(تپه دراز)،تنگه مهریان، که هر کدام به تنهایی می تواند با مدیریت صحیح و تخصیص اعتبار لازم چهره ی شهر را متحول و چشم اندازی بی نظیر ارائه نماید و به تأمین رفاه شهروندان بینجامد.

چقدر برایمان سخت شده است که تصور نمائیم تپه جنگلی دارای امکانات سیاحتی،اقامتی ، رفاهی و خدماتی، آماده ارائه خدمات به گردشگران و شهروندان گردیده و با احداث تله کابین حدفاصل پارک جنگلی به آبشار یاسوج ،گردشگران و شهروندان از امکانات و خدمات ایجاد شده از تفریحی سالم برخوردارند ، رودخانه بشار ساماندهی شده و دریاچه های مصنوعی در مسیر رودخانه ایجاد گردیده، فواره های میادین شهر قد برافراشته اند،روسازی آسفالت خیابانهای شهر انجام، و چاله ها برطرف گردیده اند. چقدر دشوار شده است تصور کردن اینکه هزینه های عمرانی با بکارگیری نیروهای واجد صلاحیت در امور اجرایی خدمات شهری به هدر نمی رود و با نظارت بر امور از انجام کارهای فاقد کیفیت و چندباره کاریها اجتناب میگردد.

رویای هر شهروند، و نه هرساکن، این است که شهری داشته باشد که در آن متولیان خدمات شهری با داشتن هدف، برنامه ریزی و هماهنگی با هم در راستای ارائه خدمات به تقابل وضدیت روی نیاورند و سالانه شاهد حفاری پیاده روها و خیابانهای شهر و دور ریختن درآمدهای ناشی از وصول عوارض پرداختی توسط شهروندان نباشد. شهری که در آن نیروی انتظامی اش هنگام اعمال قانون برچسبهای دودی کنده شده از شیشه های وسائط نقلیه را جلوی شهروندان در سطح خیابان رها نکنند. شهری که در ان حافظان طبیعت ،خود به دشمنان طبیعت تبدیل نگردند.

شهری که در آن امور شهری و شهرسازی به اهلش سپرده شود و یا اگر چنین نباشد دست کم با صاحبان فن مشورت گردد.از واکنش های شتابزده و تصمیمات احساسی و ناآگاهانه پرهیز گردد و تبعات شهرسازی،اجتماعی، اقتصادی و روانی کارها در آن لحاظ گردد.

شهری که در آن میدان معروفش پس از چند سال تغییر و تخریب در انتظار بهسازی و بازسازی و صرف هزینه درآمدهای وصول شده از عوارض پرداختی توسط شهرنشینان ، جلوی چشم متولیان مسئول و شهروندان با مصالح ناجور و عدم کنترل و نظارت اجرا نگردد.و تنها تقاطع غیر همسطح آن از فقر اجرایی بر خود نلرزد .

شهری که در آن یکی از تپه های سرسبزش با درختان چندین ساله جلوی چشم شهروندان و شورای شهر تخریب نگردد. اگر متولیان امرتصور میکنند که طرحشان دارای توجیه میباشد، لااقل بر خویش تقبل زحمت فرموده در نشست خبری از طریق سیمای استان اهداف و توجیه طرح و برنامه شان را به سمع و نظر شهروندان برسانند تا مردم از اضطراب و نگرانی تخریب بخشی از منظر طبیعی شهر و هزینه های سنگین مالی ناشی از حجم تخریب و خاکبرداری و تسطیح و فضا سازی مجدد فارغ گردند.مطمئناً اگر طرحشان از نظر شهرسازی دارای توجیه فنی و اقتصادی باشد شهروندان از داشتن چنین متولیانی مباهات خواهند کرد، هر چند که می شد با تغییر کاربری از اداری به فضای سبز، بدون تخریب تپه، اقدام به ایجاد بوستان و فضای سبز جهت رفاه شهروندان نمود.

شهری که در آن اگر تپه درازش به یغما رفته و بخشی از فضای سبز و درختان چندین ساله اش قطع و به جای آن سازه ها ریشه دوانده اند لااقل از خشک شدن درختان باقیمانده در دامنه هایش جلوگیری و با درختکاری، بخشی از خسارات طبیعی ناشی از تخریب تپه هایش را جبران نمایند

جای تردید نیست که نقش مردم نیز در شناخت حقوق شهروندی خود و تلاش آنها در شکل دهی به سیمای شهر و مشارکت آنها با دولت در حفظ و نگهداری از عرصه های طبیعی و مصنوعی شهر نقشی اساسی است و شهروندان هرگز نباید مسئولیت خود را در ساخت شهری که در آن زندگی می کنند نادیده بگیرند. با این همه این مسئولان و مدیران شهری هستند که از امکانات و توان اجرایی لازم برخوردارند و می توانند بعنوان نمایندگان و معتمدین مردم شعاری را که به دفعات از تربیونهای رسمی و غیر رسمی و اصحاب رسانه نوازشگر گوشهایمان بوده را تحقق بخشند،“یاسوج! پایتخت طبیعت ایران !” تنها اینگونه می توان گفتارها را با کردارها یکسان ساخت آنگاه. خواهیم دید که یاسوج ،نگین شهرهای ایران خواهد شد، زیرا یک شهر خوب هرگز یافتنی نیست بلکه ساختنی است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • امین رایگان می‌گه:

    بسیارزیبا ومفید نوشته اید اقای جوادی امیدوارم مثمر ثمر واقع شود.به عنوان یک هم استانی ازشما تشکر میکنم

200x208
200x208