تاریخ درج خبر : 1391/10/04
کد خبر : ۷۹۹۷
+ تغییر اندازه نوشته -

“حسن‌ غفاری” با عکاسی زندگی می‌کند

حسن را سالهاست که می شناسم. سالها شاید کم باشد، حسن را آنقدر می‌شناسم که نتوانم راجع به دنیای هنر عکاسی‌اش راحت چیزی بگویم. و این دنیا همان ساحت است، ساحت حسن غفاری در هنر عکاسی. شاید به ملاحظه‌ی هبوط مشترک و شکل گرفتن شخصیتمان از اوان کودکی تاکنون که برای نخستین بار راجع به وی قلمی میکنم، مشقم سخت باشد چون شاید هیچکس دیگر در این وادی چون ما یگدیگر را نشناسد و این در حالیست که هیچکدام‌مان بیشتر از نیمی از خودمان را نمی‌شناسیم. از شبهایی که تا صبح چندمین روز را در تاریکخانه‌ی انجمن سرکرده و نگاتیوهای سیاه و سفید سفر مشترکمان را شسته و چاپ و نسبت به هم حسادت و گه‌گاهی هم شیطنت و نور دادنی به کاغذی و بلکه نگاتیوی گرفته تا گرفتن جایزه‌های کشوری در اردوهای دانش‌آموزی و انجمن،که گویی مملکتی و جماعتی گرد هم آمده‌اند تا این رقابت پسر عمویی را شاهد باشند! و ادامه دادیم با هم زندگی را و درس را هر کداممان معلمی و البته شاید منه همیشه بیشتر خواه طمع کرده و به یک فریم راضی نشده و بیست و چهار فریم را انتخاب کردم و همان آغازی شد برای هرکی “سی” خودش و البته بقول قول “حسنش” که تا دین دنیا هم اگر کسی فریادرس آخر جمع کردن جنازه‌مان  باشد هم خود خودمانیم. القصه اینکه مشق اولم چرا اینست؟ براستی که گردهای لایت موهای شکسته‌مان آنقدر کمرمان را خم کرده که دیگر مجالی برای آن رقابت شیرین همراه حسادت را نداشته باشیم، و بی‌شک سختی این مشق بر من بود، و من، منه قلم چرخان و قلمزن، و صد البته که نوشتن آنقدر سخت نیست برای چون منی! و لیک موضوع سنگین است. بی هیچ اغراقی.  و خود خواسته آغاز می کنم . فتو بلاگش را باز و از آخرین عکسی که میبینم شروع میکنم. یعنی اولین عکس، یعنی دقیقاً همین عکس و خود را رها از تمام آنچه سالهاست به عنوان معلم از نقد و تحلیل عکس به دانشجویان می‌گویم، نه که آنان چیز بی‌ارزشی است، که یقیناً تکنیک کشف زیبایی شناسی در هنر از این طریق حادث می‌شود و غایت یک اثر هنری به خلق حس در مخاطب است که اتفاق نخواهد افتاد مگر خالق آن اثر با درک آن حس و اشراف غریزی و اکتسابی از همین شیوه‌ها آن حس را به تجلی درآورده و بی‌شک هنر در مفهوم عام همین تجلی محسوس نامحسوس است و هنرمند این تجلی‌گر..

اما من، همانگونه که با حسن زندگی کرده‌ام با عکسهای حسن هم زندگی میکنم. و به سادگی می‌توانم از میان هزاران عکس حتا اگر تعداد انگشت شماری از عکسهای حسن در آن میان باشد آنان را بشناسم که البته عامل  این اتفاق  ویژگی بارز عکسهای حسن است و بعدش من. و این یعنی متفاوت بودن نگاه حسن و به عبارتی سبک کار او. پس به راحتی به این نتیجه می‌رسیم که حسن صاحب سبک است. این صاحب سبک بودن مترادف همان نگاه یونیک داشتن به هنر عکاسی توسط اوست. اگر پیشتر عنوان کردم از آخرین عکسی که اینجا گذاشته و یعنی اولین عکسی که میبینیم، بین اولین و آخرین فاصله ایست به اندازه ی عمر و تنها ویژگی یکسان نمودن این فاصله چیزی جز همان سبک نیست. بی‌شک علقه‌ی شخصی به موضوع ممکن است عکسهایی خاص را بیشتر بپسندد، ولی آنچه مسلم است ماندگاری و تأثیر‌گذاری عام این سبک و نوع نگاه است که مخاطب وسیعتر و حتا کاربردی‌تری را بوجود می‌آورد و این دقیقاً مترادف گسترده بودن مخاطب و تأثیرگذاری بیشتر هنرمند به پیرامون خویش است. مطمئنم که این نوشته برای خود حسن هم جالب خواهد بود و آنانکه حسن را از نزدیک می‌شناسند و خلق و خوی منحصر بفردش را می‌دانند خوب می‌توانند عکس‌العمل وی را راجع به این مطلب را در ذهن مجسم کنند و آن چیزی جز خنده‌ای که بهمراه این جمله خواهد بود نیست: “خیلی جدی گرفته‌ای طرف، برای خودم اونقدر مهم نیست که تو زغال سنگ سوزوندی براش”. و این درست همان چیزی است که من به آن استناد می‌کنم برای وارد شدنم به تحلیل نگاه و پس از آن تکنیکی آثار حسن غفاری. در تمام عکسهای حسن روح زندگی وجود دارد همانگونه که خودش آدم سرزنده ایست و اگر بقول خودش این حرفها را جدی نمی گیرد نه به معنای بی‌ارزش دانستن آنهاست. که حسن با عکاسی زندگی می‌کند نه زور می زند با عکاسی زنده بماند. یعنی اینکه او با تمام وجودش در پی چیزی می‌گردد و هر نشانه ای از آن گمشده می یابد آن را تصویر می‌کند، روح سیراب از حقیقت سرشار از طبیعت او بسیار سخت پسند و در عین حال قانع به کوچکترین نشانه از زندگیست. همین اندازه لازم است تا اثری هنری خلق و هم خودش به اوج لذت برسد و هم با انتقال آن حس به مخاطب که در حقیقت تمام ژنوم انسانی در پی گمشده ای واحد اند و با گرفتن این حس به حض بصری میرسند را ایجاد می‌کند. طبیعت یعنی منتهای حقیقت. چونان خاک که مصداقی تمام و کمال از این مدعاست و ما ابوالبشر پیچیده و پر رمز و راز و فاتح کهکشانها در هر شکل و موقعیت، آخرین نقطه‌ی هدف ما همین خاک شدن است و این است تمام فلسفه‌ای که بشر هر روز بیشتر آنرا می‌پیچاند تا به آن نرسد و با خودفریبی ای دل‌انگیز خود را از حقیقت دور می‌کند و از گمشده‌اش دور تر. و حسن بشدت ناتورالیست است و طبیعت‌گرا و البته نقطه ی تمایزش از این شیوه و صاحب سبک خاص بودنش چیزی نیست جز اینکه طبیعت را تمام وکمال می‌خواهد و نه طبیعت صرف را، یعنی طبیعت و زندگی. زندگی، حتا آنجا که در تلخ ترین عکسهایش تلاش برای زنده ماندن به نام زندگی نقش بسته. همین حقیقت‌یابی روح حسن که در نگاه عکاسانه‌اش بروز و جلوه نموده باعث دیدی وسیع در وی شده است. مهمترین ویژگی طبیعت نامحدود بودن و وسیع بودن آنست و انسان فراری از دلتنگیهای خودساخته که با نگاه کردن به بیکرانه‌ی دریا به آرامش میرسد از این ویژگی طبیعت نادانسته استفاده می‌کند.

آنچه در همین و بیشتر عکسهای حسن مشهود است عمین بیکرانگی است و اگر تکنیکی‌تر بخواهیم به سبک حسن در این ویژگی بپردازیم، استفاده بسیار و البته بسیار زیبا از لنز “واید” است. لنز واید که زاویه ی دیدی بیشتر از چشم ما دارد و دارای ویژگی منحصر بفرد القای حس گسترده‌گی در سوژه می‌شود نخستین استفاده‌ی بجا و برخورداری از خاصیت عمق میدان زیادش، پرداختن به جزئیات و نشان دادن آنها را در آن گستردگی به بهترین شکل ممکن می‌سازد. اعوجاج خاص لنز واید که درصورتی عیب بحساب نمی‌آید و از بهم ریختن خطوط عمودی و افقی که هر کدام خاصیتی ویژه و تعریف شده در ناخودآگاه ما دارند و از بهم ریختنشان عدم تعادل و سکون ایجاد میشود ، در صورتیکه صحیح و هنر مندانه استفاده شود تبدیل به قابلیتی قدرتمند میشود و دست هنرمند عکاس را بسیار باز تر برای انتقال معنا می‌کند. آنگونه که در تمام عکسهای حسن بخوبی استفاده و ما براحتی شاهد آنیم .کشیدگی خاص این لنز در زاویه ای خاص و البته متناسب با موضوع عکس را از حالت سکون خارج و به آن حس حرکت و پویاپی  می‌افزاید و بی‌شک تفاوت مرده با زنده در همین سکون و سکوت و پویاییست و آنچه همه‌ی ما گمشده داریم ، همان است که زنده بودن را فریاد بزند و حسن با این استفاده‌ی هنرمندانه و استادانه در بیشتر عکسهایش حرکت را به پویا ترین شکل خود حتا در ساده ترین موضوعات به تصویر کشیده است. این زندگی نه به این واسطه تنها که در عمق و بک‌گراند عکسهایش همیشه بواسطه‌ی چیدمانی آگاهانه از موجود و یا حتا شیئی در همراهی موضوع اصلی که همیشه در طلایی‌ترین نقطه ی قاب آورده میشود به کل قاب، حس زنده بودن و آوازی کوک از زندگی را هدیه می‌کند و به عبارتی در عکسهای سبک حسن همیشه حرکت وجود دارد و آنهم به زیباترین شکل ممکن موضوع. حتا موضوعات بی‌جان چنان خلاقانه در ترکیب بندی چیده مان می‌شوند که حرکت بصری آن که کاملاً نامحسوس و با استفاده از ساده ترین عناصر بصری موجود در سوژه مثل خطوط و نقاط و سطوح ایجاد و جان بخشی می‌کنند. و اما شاید مهمترین ویژگی این سبک را که جزئ لاینفک و درست متمایز کننده‌اش از طبیعت‌گرایی صرف باشد، حضور قوی زندگی در طبیعت است، که قوی‌ترین این حضور را با حضور سوژه‌ی انسانی در آثار حسن شاهد هستیم. با این توضیح که منظور از طبیعت صرفا آنچه در خودآگاه ما از این واژه تعریف می‌شود نیست و محدوده‌ی عام تر آن در ناخودآگاه و تمام طبیعت پیرامون و دست ساز بشر، حتا شهرها و حتا کارخانجات صنعتی نیز می‌شود. این حضور بی‌شک کاملا یونیک و مختص حسن غفاری در آثار عکاسی است و تا کنون کمتر و یا بهتر است بگوییم در بین سایر عکاسان کشورمان و بسیاری از کشورها بی‌سابقه بوده است. اگر دقیقتر به عکسهای حسن نگاه بیندازیم در چهره ی تمام آدمهای حسن نوعی بی‌آلایشی میبینیم، نوعی زلالی که شاید کمتر کسی قادر است در مقابل دیگران؛ چه رسد به دوربین عکاسی آن را در نگاهش که اولین و قوی‌ترین پل ارتباطی انسانهاست به دیده آورد. نیل به جاودانگی و بهره گرفتن از الگوهای ذهنی همیشه آدمها را در تیپ و ژست‌هایی بسیار متفاوت از کاراکتر خودشان قرار می‌دهد و این یعنی از اصالت افتادن حس حقیقی عکس و دور شدنش از حقیقت و ارضا نکردن مخاطب، و معجزه حسن و سبک خاصش که بی شک از نوع ارتباط خاص خود با سوژه است. و احساس سمپاتی‌ای که به دلیل نوعی ویژه و ناب از اتصال قوی‌اش به طبیعت و گمشده‌ی همه ی ژنوم انسانیست، چنان آدمها را جلوی دوربین عریان می‌کند و شخصیت حقیقی‌شان را عیان، که گویی آن لحظه‌ی نابیست که روبروی آینه با خود خلوت و هر آنچه در درون ماست را فقط و فقط برای خود عیان می‌کنیم. به زبانی سوژه های انسانی حسن روبروی دوربین خود را نمی‌بینند و خود را مقابل آینه ای زلال و داوطلبانه می‌پندارند. در نتیجه تصویری آمیخته با بخشی از حقیقت وجود سوژه و حس خاص هنرمند عکاس در آن لحظه ثبت و تبدیل به آهی از نهاد نوع یکسان و ژنوم واحد انسانی می‌شود به نام عکسی از حسن غفاری.

و رنگ، اگر موسیقی را غذای روح بدانیم که البته به اعتقاد من این تعریف از پیش دستی اهالی موسیقی بوجود آمده نه حقیقت آن که در تصورم این غذا چیزی نمکی تواند باشد. مگر رنگ و موسیقی را رنگ روح میدانم که در شرایط مختلف حسی ساز کوک دیگریست و رنگ دیگری! اما رنگ همان اندازه مهم است که غذا و روح سرگشته و حیران و حقیقتگر بشر در پی آنست. ترکیب‌بندی رنگی عکسهای حسن که با در نظر گرفتن آنچه تعریف ناخودآگاهی مشترک من و حسن  که متأثر از انبوه  هزار رنگ ناب طبیعت و لباس سراسر رنگ متناسب با روز و سن و مناسبتی که فرهنگ ایلیاتی امان برای مادرانمان دوخته و کاملاً خاص و البته عجیب متنوع و جزیی لاینفک از زندگی ماست، می‌باشد که البته رازی آن را بسیار بسیار ساده و قدرتمند پر کاربرد و در بهترین حالتش کرده است. آن راز چیزی جز استفاده از انبوه رنگها، اما آنقدر درست و بجا و متناسب با سوژه بسان لباس مادرانمان که در هر سن و هر ماه از سال و هر مناسبتی کاملاً متفاوت و آنگونه زیباشناسانه در طول قرنها استفاده شده که در عین کاربرد ویژه ی خود یعنی، القا و حتا تزریق حسی خاص به ناخودآگاه مخاطب، از زیبایی منحصر بفردی نیز برخوردار است و در عین حال که اصلاً دیده نمیشود، یعنی مطلقاً جلف نیست. الهام گرفته و بعبارتی ترکیب‌بندی رنگی در عکسهای حسن و سبکش، استفاده‌ی بسیار و ارائه در نهایت بی‌رنگیست.

به هین عکس نگاه کنید و شایه به هر عکسی از حسن دم دستتان است، رنگ بیرنگ برف و در عین رنگ زندگی، چهره‌های مصممی که اصلاً دیده نمی‌شوند و با چه قدرت و تلاشی حرکت پر‌رنگ زندگی را با خطوط مورب خود و طنابهایشان که در عین حال از لطافت خطوط منحنی نیز برخوردارند، زندگی در عمق و انتهای بیکران طبیعت و وسعت آن که در لنز وایدش هویداست و صد البته هزاران ویژگی منحصر بفرد دیگر که بازگفتنش مجال زندگی کردن با آن عکس را آز آدم می‌گیرد.

مشق اول را همین جا به پایان میرسانم و در عین اینکه این تنها سیاه مشقیست بر آغاز این دفتر به گواه آنچه همه روزه از کپی و یا بهتر بگوییم علاقمندان و طرفداران سبک حسن در آثار بی‌شماری که از سراسر کشور به جشنواره‌ها ارسال می‌شود. خواهد بود، و شاید در این مرحله با ادبیات منحصر بفرد خود حسن بهترین اسمی که می‌توان برایش گذاشت این است: عکسی از حسن غفاری.

لینک عکس: http://hasan.akkasee.com/19309#sendCommentForm

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208