تاریخ درج خبر : 1392/06/21
کد خبر : ۸۰۵۲۶
+ تغییر اندازه نوشته -

عقلانیت متاع کمیاب در توسعه یافتگی استان

dara

سایت استان: دارا کریمی نژاد

گویا واژگان محروم ترین، فقیر ترین، توسعه نیافته ترین را به بند ناف استان کهگیلویه و بویر احمد گره زده اند. براستی چرا؟ و با چه توجیهی استانی که قریب یک چهارم نفت صادراتی را تامین می نماید، پر آب ترین استان بعد از استان های شمالی است، به اندازه 60 کشور جهان گیاهان داروئی دارد، پر جاذبه ترین مکان های گردشگری و بالاتر از همه دارای نیروهای انسانی نخبه بوده و …… اما چرا باید منحوس ترین واژگان فوق را یدک کشد؟

هضم و تفهیم این معما بسیار دشوار نیست.. در حالیکه دغدغه پیشرفت، توسعه یافتگی در همه جای کشور ادامه دارد و استانهای هم ردیف ما راه خود را پیدا کرده، ولی ما در نزاعهای فبیله گرایی و شبه سیاسی خود غوطه وریم. اگر ریشه مشکلات قبل از انقلاب را به نظام گذشته نسبت دهیم، و این سه دهه را به جنگ و کم توجهی دولتها بدانیم آیا صورت مساله را پاک نکرده ایم ؟ آیا مسئله در افکار و گرایشها و تفکرات ماست یا اینکه ما نمی توانیم با هم کار کنیم، هماهنگ باشیم، یکدیگر را قبول کنیم، به هم احترام بگذاریم، تفاوتهای یکدیگر را بپذیریم، از هم حمایت کنیم …خشونت طلبی ، درگیری و نزاعهای دسته جمعی، جو گیری، زود عصبانی شدن، عدم تحمل و مدارا نسبت به هم، کتمان کردن حقایق، کم تدبیری، به ملایم ترین نقدها، عکس العملهای کهکشانی نشان دادن در قضاوت نسبت به افراد خیلی انصاف نداشتن، سیاه و سفید دیدن و…. رسوباتی است که سالهاست در افکار و رفتار و شخصیت ما اثر گذاشته اند و علیرغم زندگی در دنیای مدرن و استفاده از فناوری و دانش جدید نتوانستیم ازاین خصوصیات رهایی یابیم…..وبه قولی (( افکار مدرن داریم ولی شخصیت مدرن نداریم)) همچنانکه دکترسریع القلم : مشکل عمده توسعه‌نیافتگی ایران را نه در افکار که «در شخصیت پرورش نیافته ایرانیان» می‌داند و می‌نویسد: «مشکل ما چگونگی تبدیل فکر به عمل است. مشکل ما ناتوانی در سیستم ساختن است…

دو پایه متدولوژیک تمدن غرب، سامان‌دهی و تشکل از یک طرف و ظرفیت نقدپذیری افراد از طرف دیگر است. ما در هر دو مورد ضعیف هستیم»به تبع ازاین جمله می توان گفت مجموعه رفتارهای فوق ریشه در فرهنگ قبیله گرایی و استبداد تاریخی جغرافیای فرهنگی استان ما دارد . خلقیات قبیله ای و بحثهای خرد ذایل کن و ضد توسعه سردسیری و گرمسیری به راحتی اجازه حذف غیر خودی را نهادینه می کند. بنابر این دیرینه بودن فرهنگ استبدادی و بی توجهی به علم ، روش علمی و تفکر علمی و عدم درک واقعیت های جامعه وعدم تحول در شخصیت وتوسعه سیاسی واز همه مهمتر عدم آماده سازی فرهنگی و عدم تحول درشخصیت افراد، همه از سری عواملی هستند که در توسعه نیافتگی استان نقش داشته و دارند. لذا به نظر می رسد تا ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر ندهیم ساختارهای اقتصادی واجتماعی و سیاسی استان ما متحول نخواهد شد. حال سئوالی که وجود دارد این است که مسئولیت این تحول با کیست ؟ علاوه بر بالا بردن سطح کیفیت آگاهی عمومی مردم که بر عهده نویسندگان و دانشگاهیان خواهد بود ، با توجه به فقدان نظام رقابتی حزبی و نبود احزاب با مرامنامه و اساسنامه ، این مسئولیت با دولت است. دولت با انتخاب نماینده خود که مسئولیت استان را با سمت استاندار به فردی مدیر و مدبر در حد ریاست جمهوری واگذار می نماید. کیمیایی که سالها است استان ما از آن بی بهره بوده و گویا استان ما محل تجربه اندوزی و کارگاه آزمایش خطای دولتهای گذشته بوده .استاندار مجرب با مدیریت کارآمد با جذب بودجه و سرمایه گذاری در زمینه های اقتصادی،اجتماعی،آموزشی،بهداشتی استان را متحول نموده با توسعه انسان محور در تحول شخصیت جامعه منشا اثر خواهد بود.به همین خاطر است که انتخاب استاندار انتخاب یک فرد نیست بلکه انتخاب قافله سالار توسعه استان است. بی جهت نیست که بر همه نخبگان فرض است تا در این زمیته حساسیت به خرج دهند. واقعیت آن است شور و نشاطی که بعد از انتخابات 24 خرداد با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید به آرزوی گشایشی در حل مشکلات استان به وجود آمده ، با بحثهای پیرامون انتصاب استاندار می رود تا در همین ابتدا نگرانی هایی را ایجاد نماید. بحثهایی که باید حول این باشد که چه برنامه ای برای توسعه کوتاه مدت و بلند مدت با توجه به پتانسیلهای استان وجود دارد، بر محور سهم خواهی و متاسفانه همان تقسیم بندیهای قبیله ای است. انتشار اخبار و تحلیلهای برخی سایتها و روزنامه ها هم دردامن زدن به این تشویش و نگرانی افزوده است. تیتر زدنهای اختلاف افکنانه، تعریف و تمجیدهای ریاکارانه، زیر سئوال بردن سابقه افراد و…نشانه های همان اختلال شخصیتی است که در اول مقاله به آن اشاره گردید. کسانی که سالها برمرام و عقیده خود ثابت قدم بوده و از خار مغیلان نهراسیده و خود را به متاعی نفروختند افراطی و گوشه نشینان کنج عافیت نشین را اعتدال نامیدن کمکی به تلطیف فضای استان نمی کند. معنا و مفهوم اصطلاحات رادرست بکار بردن از رسالت قلم است، چون قلم توتم ماست پس آن را ارزان نفروشیم. عقلانیت حکم میکند و آیندگان ما را بازخواست خواهند نمود که به سهم خویش در توسعه استان سهیم باشیم.

*مدرس دانشگاه و دانشجوی دکترای جامعه شناسی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رضا می‌گه:

    سلام کریمی نژاد عزیز . من خودم شاهد صحبت هخای شما بودم که تو مدرسه ی غیر انتفاعی آقای کشوری بود . جواب دادن هم قضیه اصلاح ابرو و. کور کردن چشم است . امید وارم اصلاح کنید

  • دارا کریمی نژاد می‌گه:

    رضا جان اگر یک نفر گواهی بدهند که بنده در یک جلسه خصوصی همچنین حرفی زدم به شما جایزه خواهم داد،در ضمن این سخن دور از عقلانیت و غیر منطقی نیست که من برای گرفتن رای در جامعه ای که بصورت قبیله ای رای می دهند آشکارا مخالفت نمایم و خوشبختانه عده زیادی از هم طایفه ای هایم صرفا به همین دلیل به من رای نداند وآکاهان می دانند بیشتر رای من هم فکری بوده ولی در جلسات خصوصی که هیچ نفعی نداشت از احساسات قومی صحبت نمایم؟این سخن تناقض دارد و با منطق و عقلانیت هم خوانی ندارد.

  • رضا می‌گه:

    سلام استاد.یادمه خود شما توی شورای چهارم شهر دهدشت تو سخنرانی عمومی ات علیه قوم گرایی صحبت کردی . ولی تو یه جلسه خصوصی رو اون تاکید می کردی و سعی داشتی از احساسات قمی سواستفاده کنی. حرف زدن و تئوری پردازی راحته ما باید در عمل تغییر بکنیم

  • م.حسن پور می‌گه:

    درود بر شما جناب کریمی نژاد وتشکر از نوشته زیباتون. اگر ما انتخاب استاندار را به دولت بسپاریم ،فردای آن روز دولت متهم میشه به اینکه فردی را گماشته که درک درستی از شرایط استان نداره.اگر هم از نیروهای داخل استان مشورت بخواهد نتیجه آن چیزی میشود که امروز شاهدش هستیم در انتخاب استاندار بومی.واین نتیجه همان ساختارهایی است که از استاد سریع القلم نقل کرده اید.

200x208
200x208