تاریخ درج خبر : 1391/10/06
کد خبر : ۸۱۸۳
+ تغییر اندازه نوشته -

پیوند تنگاتنگ فرهنگ با رسانه‌های نوین

جوامع امروزی که بیش از هر چیز متأثر از فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی هستند، برای بقا در سطح بین‌المللی چاره‌ای جز آراسته شدن به این فناوری‌ها متناسب با فرهنگ خود ندارند. تغییراتی را که این فناوریهای ارتباطی می‌توانند در جهان به وجود آورند نباید تنها به عبارت “دهکدۀ جهانی” مک لوهان تقلیل داد، زیرا این رسانه‌ها امروزه علاوه بر آنکه ساکنان کرۀ زمین را مانند ساکنان یک دهکده به ایجاد ارتباط و آگاهی از اخبار و رویدادهای جهانی سوق می‌دهند، در شکل کیری  هویت و فرهنگ جوامع مختلف نیز نقش اساسی ایفا می‌کنند. عنصر مهمی را که در تحلیل و تبیین نقش فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی باید به آن توجه ویژه کرد بحث فرهنگ و هویت جوامع مختلف و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متقابل آنها است.

مهمترین نکته‌ای که امروزه در بحث فرهنگِ رسانه‌ای شده می‌توان مطرح کرد این است که فرهنگ با رسانه‌های نوین پیوندی تنگاتنگ پیدا کرده است، تا جایی که می‌توان گفت این رسانه‌ها نقشی تعیین کننده در فرهنگ و کردارهای فرهنگی ایفا می‌کنند و از حد رسانه و قالب انتقال دهندۀ پیامهای فرهنگی بسی فراتر می‌روند. از نظر پست مدرن‌ها، رسانه‌ها و فرهنگ،  صورت بخش و شکل دهندۀ همۀ اشکال، روابط و کردارهای اجتماعی‌اند، و برداشت ما از خودمان، جهان، جامعه و واقعیت‌های بیرونی به طور کلی محصول چارچوب‌های رسانه‌ای – فرهنگی است.

اگر فرهنگ را به تعبیر تیلور ” آن کل پیچیده‌ای که دانش، هنر، باور، قوانین، اخلاقیات، رسوم و هر گونه قابلیتها و عادات دیگری که انسان به عنوان عضوی از جامعه فرا گرفته است” بدانیم، در چند دهۀ اخیر فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی(رسانه های نوین) بر این فرهنگ در جوامع مختلف به شیوه‌های متفاوتی تأثیر گذاشته‌اند.

رسانه‌ها با نقشی که در جامعه‌پذیری و هویت بخشی به افراد جامعه دارند فرهنگ را آنگونه که می‌خواهند به تدریج تغییر می‌دهند، از آن جایی که این فناوریهای ارتباطی چه از نظر تکنولوژیک و چه از جنبۀ محتوایی بیشتر توسط جوامع پیشرفتۀ اروپایی و آمریکا طراحی و تولید می‌شود لذا تأثیرگذاری این جوامع بر سایر جوامع در این دهکدۀ جهانی کاملا ملموس است. در این میان آمریکا که قدرت رسانه‌ای برتری دارد برای حفظ سرکردگی و به نوعی هویت بخشی به خود در سطح بین‌المللی با تعریف “دیگریِ” خودساخته دست به ارایه گزارشهای خبری، برنامه‌های ترکیبی و تولیدات سینمایی فراوانی می‌زند، بطوریکه یکی از مقامات اروپایی در جریان مذاکرات بر سر سهمیۀ تولید فیلم در اوایل دهۀ 1990 چنین گفته است: ” آمریکا باید به ما اجازۀ حیات بدهد. هدف ما نجات تنوع در فرهنگ اروپا است تا فرزندان ما بتوانند کماکان زبانهای فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی را در فیلمها بشنوند و همه فقط انگلیسی حرف نزنند.” نکته قابل تامل در این جملۀ مقام اروپایی برابر دانستن حق حیات با تنوع فرهنگی از طریق تولیدات فرهنگی توسط رسانه‌ها است.

بحث درمورد تأثیر فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی (رسانه‌های نوین) حول محور فرهنگ و هویت فرهنگی – ملی می‌چرخد. امروزه در جهانِ جهانی شدۀ رسانه‌ها هر کسی نیاز دارد بداند کیست و به چه فرهنگ و ملیتی تعلق دارد، و این مهم میسر نمی‌شود مگر اینکه همۀ جوامع رسانه‌های نوینِ متناسب با فرهنگ خود داشته باشند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • درنا می‌گه:

    بیمان?

  • yaghoub moradian می‌گه:

    من تا حدی با با شما هم نظرم اما شما در این مفاله تاثیر رسانه را مطلق می بینید و تا حدود زیادی مخاطب را منفعل.
    که استوارت هال سه دسته رمز گشایی را توسط مخاطبان مطرح می کند که شامل رمزگشایی مسلط – هژمونیک, توافقی و متضاد یا تقابلی که درمورد اول مخاطب محتوا فرهنگ مسلط را کامل می پذیرد. در مورد دوم مخاطب برخی از محتواها را می پذیرد و در مقابل برخی مقاومت نشان می دهد. در مورد سوم مخاطب معنای کاملاً متضاد از محتوای فرستنده رسانه ها برداشت می کند و حتی به قول جان فیسک که فرهنگ مقاومت مطرح می کند که لزوماً محتوای رسانه ها همانطوری که فرهنگ مسلط (آمریکا) منتشر می کند لزوماً مخاطب همان برداشت مورد نظر را از محتوای رسانه ها دریافت نمی کند و این بسته به خود مخاطب است که آن فر هنگ مسلط را قبول کند یا نکند.
    مطالبی که شما رایه دادید تا حدود خیلی خیلی زیادی به نظریه مارپیچ سکوت شبیه است که انتقادهایی مطرح شده به این نظریه در رد مطلب شماست. نظرات شما تا حدودی به مکتب تحول انگیزی ارتباطات که مک لوهلن مطرح می کند نزدیک است و خیلی تحت تاثیر وی قرار گرفته اید و سایر ابعاد را به صورت تک بعدی دیده اید. لازم به ذکر است بحث هویت مندی فقط به رسانه ها محدود نمی شود و عوامل زیادی در هویت مندی دخیل است.

    • پیمان باقرپور می‌گه:

      یعقوب جان سلام
      1- با تشکر از توجه شما که مطلب را خوانده و نقد کردی
      2- البته با توجه به گفتگوهای مجازی (فیس بوک)نقدهای شما موارد دیگری بود…که الان خبری از آن نقدها نیست.
      3-مواردی را که شما بیان کردی از نظر علمی درست و به جاست اما اینکه در رابطه با نقد این مطلب درست باشه یا نه جای بحث دارد.نکته اصلی که من خواستم بیان کنم این است که فناوری های ارتباطی (رسانه های نوین) “به تدریج” فرهنگ جوامع را تغییر می دهند و کسانی که قدرت رسانه ای بیشتری دارند تاثیرگذاری بیشتری در این تغییر در سطح بین المللی ایفا می کنند.
      در این اینکه امروزه مخاطب فعال هست شکی نیست ولی آیا این باعث میشه که ما تاثیر گذاری رسانه ها را در ابعاد مختف نادیده بگیریم؟؟
      در مورد بحث هویت بخشی کاملا مسلم است که عوامل مختلفی نقش دارند ولی من با توجه به اقتضای این مطلب کوتاه فقط خواستم به نقش رسانه اشاره کنم
      مجددا با تشکر از دوست عزیزم یعقوب(سالار)

  • lمجتبی ابراهیم نزادی می‌گه:

    من دررابطه مطالب شما در بالا عینا باشما هم عقیده هستم وبه تائثر گذاری بشدت قوی معقوله به نام رسانه بر فر هنگ ملل که گاه بی گاه بعث ایجاد فرهنگ وخورده فرهنگهای متعارض با فرهنگ مللتها شده وضربه مهلکی را به پیکر ه جوامع وارذ اورده است

  • حسین می‌گه:

    مختصر و مفید پیامی را که میخواسید رساندید
    تشکر

200x208
200x208