تاریخ درج خبر : 1392/06/24
کد خبر : ۸۳۸۸۰
+ تغییر اندازه نوشته -

حسن غفارى؛ عکاس هنرمند

سایت استان: دکتر مهدی غفاری

پیشگفتار
این نوشته سخنى ست درباره ى حسن غفارى از عکاسان شناخته ىِ کشور. نخست یادى ست از گذشته ى عکاس و شاهدى بر خودساختگى اش سپس نگاهى ست به بارزترین سوژه در آرشیو تصاویر او از دیدگاه نویسنده بى آنکه دیگر سوژه ها در سایر کارهایش نادیده گرفته یا کم اهمیت شده باشند. آنگاه جداىِ از آثار به آفریننده ى آنها پرداخته شده تا با توجه به شناختِ از نزدیکِ نویسنده با عکاس، بخشى از ویژگى ها و دلایل موفقیّتش مرور شده باشد و در آخر با یک جمع بندىِ کوتاه او چنان نامیده شده که سزاوارِ اوست، درست به سان آنچه که بر پیشانىِ این نوشته نشسته است؛ عکاسِ هنرمند.
بر اساس آنچه که گفته شد این نوشته نه نقد عکاس و عکس هایش که توصیف و تعریفى از فعالیت حرفه اىِ او از نگاه یک مخاطبِ آشنا و پیگیر است. از سوى دیگر بررسىِ تکنیکىِ نمونه اى از تصاویرِ عکاس براى پاسخ دادن به این پرسش که تا چه حد مى توان غفارى را عکاسِ عکس هاى خوب دانست(در اینجا خوب الزاماً به معناى با اهمیت، اثرگذار، فراگیر، مشهور و ارزنده نیست)، کارى ست بر عهده ى اهل فن و دیرآشنایانِ عکاسىِ حرفه اى.

یکم؛ عکاسِ خودساخته!

سالهاى پایانىِ دهه ى شصت بود. من و حسن همشاگردى بودیم. مشغول به تحصیل در رشته ى علوم تجربى، سرِ کلاسِ درس و پشت یک نیمکت. هرقدر که من پابندِ کلاس و درس بودم او دلبسته ى عکاسى بود. پیش از این او ژنِ علاقه مندى به فن را از خانواده به ارث برده و در طرح کادِ دانش آموزى به عنوان شاگرد در عکاسىِ هنر به مدیریت آقاى شاپور رفیعى تجربیاتى کسب کرده بود. در همان سالهاى دانش آموزى بیش از مدرسه دغدغه ى انجمن سینماى جوان را داشت؛ انجمنى که آن روزها گاهى تنها عضوش یعنى “حسن” همه کاره اش بود.
او از آن آدمهایى نبود که گردن خم کند یا بندى را بر گردنِ خود تاب آورد با اینهمه در بسیارى اوقات این دوربین ٣۵ میلى مترىِ انجمن بود که از گردنش آویزان و او را به هر راهى که مى خواست مى بُرد. عکس هاى”حسن” به سان همان سالها سیاه و سفید بودند. در آن وانفسایى که نه نظام آموزشى به شناخت استعدادها و زمینه سازى براى رشدشان کارى داشت و نه کسى جز به قالب هاى “یا سیاه یا سفید” رایجِ آن روزها مى اندیشید، “حسن” تنها کسى بود که توانست به نداى درون خود پاسخ دهد و فارغ از همه ى سختى ها و تردیدها آرزویش را براى دیگران به تصویر کشد. او در این کار چنان پیگیر و سِمِج بود که توانست نظر موافقِ همه حتى مدیران و آموزگاران سخت گیرِ دبیرستان را با خود همراه کند. همه پذیرفته بودند که او باید عکاس شود پس آنچنان که به دیگران سخت مى گرفتند کارى به کار او نداشتند.

عکس شماره 1

عکس شماره 1

در میان انبوه عکسهاى آغازین، تصویر سیاه و سفیدِ نیم رُخ از یک پیرمرد روستایى( میرسالارِ پدربزرگ؛ عکس ١ ) توانست نظر داوران یک جشنواره ى عکاسى را به خود جلب کرده اولین جایزه را براى “حسن” به ارمغان آورد. همه ى اینها زمینه اى شد براى تصمیم جدى تر او در آینده اى که پیش رویَش بود. یکى دو سال بعد کنکور هنر را پشت سر نهاد و در رشته ى کارشناسىِ عکاسى وارد دانشگاه هنر شد تا براى تحقق آن آرزوى همیشگى( عکاسىِ حرفه اى) نخستین گام ها را با اطمینان خاطر بیشترى بردارد.
در آغازِ راه او از همه ى دنیا جز عشقى که دلش را به تپش وامى داشت و به راهش مى بُرد هیچ در بساط نداشت. همه چیز را از “صفر” شروع کرد. تنها و تنها خودِ او بود که توانست با کار و کار و کار پیش از این “صفر” قرار بگیرد و عددِ زندگى اش را بسازد. در عکاسى او از “هیچ” به بسیارى “چیزها” رسید. اینک مى توان ادعا کرد که حسن غفارى یک عکاس خودساخته است.

دوم؛ عکاسِ انسان محور!

اگر بتوان عکاسان حرفه اى را بر اساس وجهِ غالب در سوژه هایى که انتخاب مى کنند به گروه هاى مختلفى تقسیم کرد از آنجایى که وجه غالب در آرشیوِ تصاویرِ غفارى “انسان” است مى توان او را یک عکاسِ انسان محور نامید.
البته تعداد تصاویرى که او از موضوعات متفاوتى چون طبیعت جاندار و بى جان بدون حضور یا ردِپایى از انسان ثبت کرده کم نیستند اما آنچه به عکاسىِ او معنا و مفهومِ متمایز کننده اى داده همین نگاهِ انسان محورِ اوست. این نگاه را مى توان به عنوان مرکزِ توجه عکاس در دلِ بیشتر تصاویر او به خوبى دید. با نگاهى کلى و کلان نگر به مجموعه کارهاى عکاس به نظر مى رسد که هسته ى تفکر و تمرکز او در همه ى مراحلِ ساخت تصویر مانند انتخاب سوژه، تعیین زاویه ى دید و نوردهى، کادربندى، زمان بندى و ارائه ى تصویر به مخاطب، “انسان” و واقعیتِ حضور او در جهان است. بر همین اساس مى توان عمده ى مجموعه تصاویر او را در یکى از سه گانه هاى زیر قرار داد؛
١. تصاویرى که بیان کننده ى بینش جهان نگرِ عکاسَند و مبنى بر دو گانه ى طبیعت و فرهنگ. اگر آنچه را که ساخته ى انسان نیست و انسان را نیز شامل مى شود، طبیعت بنامیم و همه ى آنچه را که ساخته پرداخته ى انسان و محصول اراده، رفتار و اِعمال سلیقه ى اوست فرهنگ بدانیم، این مجموعه از تصاویر، تعامل( همزیستى) یا تقابل( برخورد) این دو را به نمایش مى گذارند. به عنوان نمونه انسان خود بخشى از طبیعت است اما باورهاى او بخشى از فرهنگ. برخى باورها در تعامل با انسان و همزیست او هستند و برخى دیگر در تقابل و برخورد با او.

 

عکس شماره 2

عکس شماره 2

٢. تصاویرى که بیان کننده ى بینش ملى نگر عکاسند و مبنى بر دو گانه ى سنّت و تجدّد. عکاس در جامعه اى به دنیا آمده، قد کشیده، درس خوانده و کار کرده که پس از یک و نیم قرن آغاز تجدد در آن همچنان در گیر و دارِ رویارویىِ سنت و مدرنیته به سر مى بَرَد. جامعه ى ایرانى در دهه هاى اخیر شاهد ظهور و بروز تغییرات عمده و پدیده هاى گاه منحصر به فردى در تمام حوزه هاى فرهنگ شامل سیاست، اقتصاد، اجتماع و از جمله ادب و هنر بوده که از رویارویىِ سنّت و مدرنیته به وجود آمده اند. این رویارویى گاهى به تسلیم و تقلید( به ویژه در تکنولوژى و فن)، گاهى به تعامل و گفت و گو، گاهى به مقاومت و برخورد و گاهى نیز به ترکیبى متناقض از این سه منجر شده است به نحوى که پس از چندین دهه، فرهنگى چندگانه و موزاییکى را به وجود آورده است. مجموعه تصاویرى که در این دسته قرار مى گیرند این رویارویى و تغییرات اجتماعىِ ناشى از آن را به نمایش مى گذارند.

عکس شماره 3

عکس شماره 3

٣. تصاویرى که حاصل بینش بومى نگر عکاسند و ارائه دهنده ى بخشى از آخرین شیوه هاىِ سنّتىِ معیشت، هویّت و ریشه هاى فرهنگى در ایران. حسن غفارى متولد اواخر دهه ى چهل در ایل بویراحمد واقع در یاسوج، فرزندِ خانواده ایست که هر سه نحوه ى معیشت و زیستِ کوچ روى، کشاورزى و شهرنشینى را تجربه کرده اند. او نیز مانند بسیارى دیگر از فرهنگى چندگانه برخوردار است. به گویش لرى و زبان پارسى سخن مى گوید، تحصیلات دانشگاهىِ خود را در رشته ى مدرنِ عکاسى تا مقطع کارشناسىِ ارشد پیش برده و سالهاست در کلان شهر تهران زندگى مى کند اما عمده ى فعّالیّتِ حرفه اى خود را وقف ثبت و ساخت تصویر از انسانِ ایرانىِ کوچ رو و روستانشین کرده است. به تصویر کشیدن ایلات و عشایر و ثبت مجموعه عکس هاى بسیار از طوایف و اقوامِ روستانشین به عنوان بخش کمتر دست خورده و اثرگرفته از فرهنگ مدرن در ایران آنچنان در آرشیوِ کارىِ غفارى نمود دارند که مى توان او را در کنار اندک عکاسان نام آشناى دیگر یکى از مطرح ترین و پرکارترین عکاسان ایلات و اقوام ایران دانست.

عکس شماره 4

عکس شماره 4

سوم؛ عکاسِ حرفه اى!

فرصت هاى چندین ساله ى همشاگردى، دوستى، گاهى همراهى در سفرهاى عکاسى و هم صحبتىِ بسیار با “حسن غفارى” این امکان را براى نویسنده ى این سطور فراهم آورده تا بخشى از ویژگى هاى او را به اجمال بیان نماید. ویژگى هایى که توانسته اند در این سال ها موفقیت هاى بسیارى براى او به ارمغان آورده و او را به عنوان یک عکاسِ بِنام مطرح کنند؛

١. غفارى یک عکاس اخلاق مدار است. تکرار عکاسى از انسانها در سال هاى پیاپى سبب نشده تا براى او انسان در حد یک کالا یا چیزى در اختیار عکاس قرار بگیرد. او این را حق هر کسى مى داند که براى ثبت تصویرش توسط عکاس همینطور حق نشر و نصب در نمایشگاه هاى عکاسى دست به انتخاب بزند که اجازه دهد یا مانع شود. او به فرهنگِ انسانى که سوژه ى عکس مى شود و باورهاى این انسان حتى وقتى با آنها موافق نیست احترام مى گذارد، همچنین به رابطه و قول و قرارداد معنوى و نانوشته اى که میان او و انسان هاى سوژه شکل مى گیرد پایبند و متعهد مى ماند.

٢. بدون هرگونه توضیحى باید گفت که غفارى عاشق عکاسى ست. او زنده است که عکس بگیرد.

٣. عکاسى نه تنها “نام” که “نان” او نیز هست. او یک عکاس حرفه ایست.

۴. در همه ى این سالها به سه اصل وفادار بوده و هست ؛ پُرکارى، بردبارى و احترام به فرهنگ سوژه.

۵. او از آن دسته عکاسانى ست که به حداقل مداخله در ثبت و ساخت تصاویر باور دارد گویى که یک تصویر ایده آل براى او تصویرى ست که بیشترین شباهت و کمترین تفاوت را با واقعیتِ سوژه دارد. با این فرض که بتوان عکاسى را در قالب مکاتب مختلفِ عرصه ى ادب و هنر تحلیل و طبقه بندى کرد( که تا حدِ زیادى شدنى نیست) مى توان غفارى را یک عکاسِ رئالیست( واقع گرا) نامید. به عقیده ى او انتخاب سوژه، کادربندى، نوردهى، زاویه ى دید و تعیین زمان در مراحل مختلف تهیه ى عکس به اندازه ى کافى دست عکاس را براى دخالت باز گذاشته که بیش از آن مجاز یا لااقل مورد پسند نباشد. بر اساس این عقیده و تا جایى که به عکاس مربوط مى شود هیچ یک از این انتخاب ها نباید از آنچه در حال و هواى واقعیت مى گذرد و بخشى از حقیقت را شکل مى دهد فراتر رود. بر این اساس اگر بیننده با دیدن تک عکس یا مجموعه تصاویرى از حسن غفارى دوگانه هاى بسیارى چون زیبایى یا زشتى، روشنى یا تاریکى، رشد یا عقب ماندگى، پیشرفت یا پسرفت، هماهنگى یا ناهماهنگى، ترتیب یا شَلَختگى، هارمونى یا بدآهنگى، استقلال یا وابستگى، دوستى یا دشمنى، صلح یا جنگ، جنبش یا جمود، بى دردى یا درد، سلامت یا بیمارى، مهربانى یا خشونت، رفاه یا فقر و … را حس مى کند، هیچ یک از اینها به عکاس برنمى گردد. اینها یا بخشى از واقعیتِ سوژه در زمان و مکان عکاسى اند یا از برداشت هاى فردى و شخصىِ بیننده ناشى مى شوند. همچنان که همه ى سوژه ها براى دوربین یکسانند، غفارىِ عکاس( عکاس حرفه اى مستند اجتماعى) نیز مى کوشد تا جایى که امکان دارد و مى تواند در ثبت و ساخت تصاویر بى طرف باشد.

۶. مصطفى ملکیان از روشنفکران نامىِ ایران و نظریه پرداز پروژه ى “عقلانیت و معنویت” دو عمل مهم یک روشنفکر را تقریر(بیان) حقیقت و تقلیل(کاهش) مرارت مى داند. حسن غفارى با این اندیشمند ایرانى و نظریات راهگشایش چندان آشنا نیست با اینهمه فارغ از این تعاریف در عملِ عکاسانه ى خود به ویژه از ایلات و عشایر جنوب ایران با توجه به اصل عدم مداخله ى عکاس در ثبت تصاویر توانسته بخشى از حقیقت زندگىِ آنها را در معرض دید بنهد و گاه مستقیم یا غیر مستقیم اندکى از مرارت ها و دردهایشان بکاهد. با وارد شدن به دهه ى سوم فعالیت حرفه اى، او مى تواند به تقویتِ خودآگاهِ این ویژگى در خود پرداخته، گام هاى بعدى براى رسیدن به مقام یک عکاس روشنفکر را یکى پس از دیگرى بردارد.

چهارم؛ عکاسِ هنرمند!

وقتى هر کسى که دوربین برمى دارد و عکس مى گیرد را نمى توان عکاس نامید، هر عکاسى را نیز نمى توان هنرمند دانست. به کار بردن این واژه که درونِ خود دربردارنده ى قضاوتى ارزشى و متمایز کننده است به دقّت و شواهد بیشترى نیاز دارد. نگاهى به زندگىِ عکاسانه ى حسن غفارى و کارنامه ى بیش از دو دهه عکاسىِ حرفه اىِ او از هر دو جنبه ى کمّى و کیفى به اندازه ى کافى چنین شواهدى را در اختیار ما قرار مى دهد. شواهدى که به ما اجازه مى دهند فارغ از چند و چونِ منتقدینِ سخت گیر او را اینگونه بنامیم؛ عکاسِ هنرمند.

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ف نعمتي می‌گه:

    درودبرشما خوبها همیشه ماندگارند

  • عبدلعلی غفاری می‌گه:

    درود بر همه شما . زنده باشید . ای کا ش من هم یک عکاس بودم !!!!!!

  • ناشناس می‌گه:

    خانم روایی :با سلام .نام و چهره ی شما یاداور بهترین اتفاق زندگیمه.زمانی که بعد از چند سال تحمل سختی ها از زبان شما شنیدم که قراره صاحب یه دختر بشم خوش به حال انسان هایی چون شما که به یاد ماندنی میشوند…..

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    منم لذت بردم. از عکس های حسن غفاری و هم از یادداشت دکتر غفاری. چه خوب که به مصطفی ملکیان ارجاء دادین دکتر. گفتم شاید خودم به تنهایی ارادتمند شان در استان باشم!!

  • کیا جاوید از یاسوج می‌گه:

    درود بر شما که خیلی زیبا به واقعیات و ظرافت هایی که هر کسی اونها را نمی بیند می پردازید.درود بر حسن غفاری که آینه زیبایی از یک انسان ارزشی و اخلاق مدار است انشاءالله شاهد رشد و بالندگی بیشتر ایشان و همه ی انسان های ارزشی باشیم.

  • مهدی غفاری می‌گه:

    درود بر هنرمندانِ عزیز ( آقایان مختاری، اسماعیلی و آقایی ).
    از لطف شما سپاسگزارم.

  • اسحاق آقایی می‌گه:

    درود جناب اقای دکتر
    بی شک حسن غفاری یکی از تعتبارهای هنر این مملکت هستش
    و شک نداریم که اثار ایشان دایره المعا رفی خواهد بود برای شناخت فرهنگ فولکلور استان
    رشد و بالندگی هنرمندان و هنر استان مدیون زحمات ایشان هستش

  • حسین اسماعیلی می‌گه:

    درود جناب دکتر غفاری
    حدود دو سال است که با نام حسن غفاری آشنا شده ام اما در این دو سال به اندازه یک عمر با روحیات عکاسانه و آفرینش های تجسمی او انس و الفت گرفته ام و بسیار آموخته ام، من این افتخار را دارم که آنچه را که حسن در ثبت زندگی ایلات و شیوه زندگی سنتی به تصویر می کشد، لمس کنم و سالها به این شیوه زندگی کنم( ایل قشقایی ) ؛ این است که حسن غفاری برای من حیاتی دوباره است و هیچگاه کهنه نخواهد شد؛ زیرا او آینه ای از گذشته را آنچنانکه باید فرا روی من قرار میدهد؛ پاینده باشد.
    … و سپاس از قلم شیوای شما بزرگوار که با آن بیگانه نیستم.
    ارادتمند؛ حسین اسماعیلی

  • محمد مختاری می‌گه:

    گستره ی ابعادش در طول عمر تکوین و پهنا عرض موثر حضور استاد حسن غفاری در این وادی بی مثال نگارگری ، که بی شک ترجمان نقش هنر خالق بی همتای کائنات است ، چه خوب مخاطب را به سادگی درک این عظمت سوق میدهد و حسی ناب از جنس غرور می آفریند . با اینکه من سراسر این مسیر را در همراهی ای متجانس پویده ام ، باز هم از نظربازی ای عاقلانه و ریاضی از منظر کاوشگری دقیق در گذشته ی پر بیکسی غوری کردم و باز هم یادم آمد که هیچ ، دقیقا هیچ ، هماورد نهان پر تلاطم عاشق سرشار از استعداد همه ی ما نشود . که اینش نکوتر و حسن مثالی بی مثالش . دست مریزاد دکتر و همیشه جوهری باد قلمت .( اینو بی زمت بزارید )

  • محمد مختاری می‌گه:

    قلم زیبا و رمزگشایانه ی ساده دکتر مهدی غفاری ، با همه ی گستره ی ابعادش در طول عمر تکوین و پهنا عرض موثر حضور استاد حسن غفاری در این وادی بی مثال نگارگری ، که بی شک ترجمان نقش هنر خالق بی همتای کائنات است ، چه خوب مخاطب را به سادگی درک این عظمت سوق میدهد و حسی ناب از جنس غرور می آفریند . با اینکه من سراسر این مسیر را در همراهی ای متجانس پویده ام ، باز هم از نظربازی ای عاقلانه و ریاضی از منظر کاوشگری دقیق در گذشته ی پر بیکسی غوری کردم و باز هم یادم آمد که هیچ ، دقیقا هیچ ، هماورد نهان پر تلاطم عاشق سرشار از استعداد همه ی ما شود . که اینش نکوتر و حسن مثالی بی مثالش . دست مریزاد دکتر و همیشه جوهری باد قلمت .

200x208
200x208