تاریخ درج خبر : 1392/06/24
کد خبر : ۸۴۳۴۴
+ تغییر اندازه نوشته -

نقد عکس مرتضی خادمی از عشایر بویراحمد

دست مریزاد. بسیار زیبا و زلال ثبت شده انسان و نوع زندگی و باورها و حتا پشت قصه ی پشت نگاهشان در این وادی . و بسیار حرفها نگاه تر و پر قصه ی مرد این خانه که همه اهل و عیالش مهر سکوت زده اند بر لب ،در برابر شیئی غیر که میان ایشان  قرار گرفته و همزبانی آنور دوربین ، چنان نافذ شده که حتا بیننده عکسش نیز زیاد دوام نمی آورد تا از تیزی آن برهد ، بیش از چند ثانیه کسی قدرت زل زدن در این چشمها را ندارد . ببینید . بلافاصله در پی نگاهی ملایم تر چشم میدوانیم و فقط در سه لحظه باز نگاهمان در نقطه ای دیگر قفل می شود . نگاه دو دختر به ترتیب و نگاه چشم خیره به زمین مادر در انتهای قاب ، واعجبا ! چشمی که تقریبا بسته است و تصویری که واضح نیست اما براحتی نگاهش حس میشود ، شاید دلیل اینست که درست چشم و ابروی دو دختر از آن ایشان بوده و ما پیشتر دیده ایم . هم در شباهت و هم در نوع نگاه به خلقت ! و اما ، مرد دیگر خانه ، کوچکترین عضو ، با اینکه هنوز کودک و در بغل مادر است و تصویرش در ناواضحی حساب شده ی عکاس قرار دارد ، اما درست نکاه دیروزهای پدر را دارد و دقیقا فردایش همین نگاه پدر از آن اوست . در نگاه پدر حرفهاست ، سکوتی که درست معنای دوصد گفته چون نیم کردار نیست . تنها یک آن گره خوردن نگاهی به این نگاه  الحذریست برای نزدیک نشدن به اقلیم این مرد و حریم خانواده اش ، نگاه ساختنی و ژست نیست  و در نهایت سادگی اتفاق افتاده اما جهان بینی و جایگاه این مرد را در تمام خلقت بخوبی می نمایاند . اساسا مردی است کم حرف و کاملا عملگرا ، زندگی عشایری و خاصه اقلیم کوهستانی خشونتی نهان و قدرتمند به وی داده که به همان اندازه هم احساس تکیه گاهی و امنیت را می شود از او انتظار داشت . ایده آلیستی که به ترجمه ی ساده ی خویش یا هیچی یا همه چی از اطرافیان انتظار دارد . سرش به کار خویش است تنها رکن او سادگی در زیست و رها بودن از هر تعلقی است و انگار همه ی انرژی اش را آماده ی جانفشانی نگهداشته ، در پس این نگاه دردی است به قدمت سیلی دردناک مغول که تا همین الان هم جایش بر صورت این مردم مانده ، دردی که تصویر مردی نهایتا سی و پنج ساله را پنجاه ساله خط بر چهره نشانده و همینطور زنی که در ماوای اوست . تکیه ی عکاس بر وضوح تصویر مرد بر مابقی اعضای خانواده که آنها نیز از عناصر بصری این عکس بوده و  جایگاه خویش را حتا در محوی خودخواسته ی عکاس به تعریف آورده اند ، اعمال حاکمیت بلامنازع مرد سالاری مبتنی بر حقیقت کاربردی و غریزی انسان است ، سکوت و ادب دیگران ، بعنوان انسانهایی مستقل گرچه به ظاهر رگه ای از دیکتاتوری را در نگاه اول از ذهن عبور می دهد ، لیکن با نگاهی عمقی تر لبخند رضایت مادر و آرامش مانای دختر کوچکتر را در کنار تشویش خاص سن دختر بزرگتر اما با طیب خاطر را می بینیم که سکوت حاکم بر این افراد را از زهر تلخ اجبار می رهاند ، تنوع رنگ لباس آدمها و مدل نیز مطمئنا حاکی از گستردگی محدوده ی نگاه پدر و یا وجود اختیار در انتخاب توسط خودشان را بازگو می کند . مبادی آداب اجتماعی بودن در کنار نظم و مرتب بودن شخصی در طبیعتی که تنها خداست که خدایی می کند و هیچ اجباری وجود ندارد ،مخاطب را با اندک تاملی به عمق باور و  قانونمندی این اجتماع سوق می دهد . وجود مرتب بودن موی سر و لباس مرد در آن شرایط ، تنها تعلق همراه او یعنی بسته ی سیگار و فندک کنارش در جیب پیراهنی با رنگ درخشان و مهمتر از همه با یقه ی باز که روی تن پوشی محجوب پوشیده شده ، موارد بسیار قابل تاملی است که کاراکتر این مرد را منحصر بفرد نموده . مردی که تنها یکی از مردان قومی است که با این ویژگی ها و در نهایت سکوت صرفا آرامش در بستر طبیعت را برای خویش برگزیده اند و شاید تنها مامن شان نیز همین باشد . لیک این پتانسیل به گاه کوچ بیشتر نمایان و یا درجنگاوری ها که اگر در طول تاریخ بالفعل شده حقیقت این ریشه در خاک و تنومند مردمان را چون غرش برنوهایشان ترک بر سقف آسمان اندازی این سکوت را دو چندان نمایان می نماید.

Untitled-1

و اما ، نوع ترکیب بندی و استفاده از اولین همترازی مخاطب با سوژه که با انتخاب زاویه تراز شکل گرفته ، می توانست با اندکی تغییر و متمایل به پایین ، این عظمت درونی را در ناخودآگاه مخاطب ایجاد نماید . چرخش چشمی که از نقطه ی اول نگاه مخاطب ، یعنی نگاه مرد اتفاق می افتد اگر از نقطه ی الف طلایی یعنی راست بالا ( کمی پایینتر از جای فعلی در نقطه ی مقابل) آغاز و پس از آن با چینش سایر عناصر که همان نگاه دختر و مادر می بود ، در دو نقطه ی طلایی دیگر از چهار نقطه ی موجود در قاب ، ادامه می یافت و با تشکیل مثلثی مجددا به نقطه ی اول باز می گشت ، انرژی عکس را بسیار بیشتر از وضعیت کنونی می نمود و بعبارتی عکس گیرا تر می شد و مخاطب زمان بیشتری را برای دیدن عکس صرف می نمود بدون اینکه خستگی احساس کند و یا جذابیت عکس کم شود . کمی عمق میدان بیشتر با استفاده از قابلیت لنز واید و دیافراگم بسته تر ، که نزدیکتر شدن عکاس به موضوع و به تبع آن نزدیکتر نمودن مخاطب به این اصل را باعث می شد نیز اتفاق ویژه ای می شد که البته با استفاده از چیدمان مبتنی بر فورگراند ( شیوه ی خاص استاد حسن غفاری و بسیاری از بزرگان عکاسی دنیا ) به تنوع بصری خاص که فقط از هنر عکاسی بر میتابد را ایجاد می نمود که بی شک زیبایی نهانی را که بدون احساس کردن حالتی غیر عادی و حس نمودن دوربین، بعبارتی دیدن  چیزی غیر از آنچه ما به چشم می بینیم می شد و خودبخود تنوعی قدرتمند را خلق می نمود. اعمال دقت بیشتر در کنترل رنگ و میزان نور نیز ، برخورداری بیشتر از قدرت تاثیر گذاری و زیبایی شناسانه ی رنگ را فراهم می نمود و کیفیت کارت پستالی که امروزه دیگر چشم پ.شی از آن جایز بنظر نمی رسد . در آخر ضمن تبریک به هنرمند خالق این اثر بخاطر مهمترین اصل و رکن در عکاسی ، که همان دید در عکاسی است و دیدن این لحظه و اشراف بر این چیدمان آگاهانه ، امید به ادامه ی این مسیر و ثبت تمام لحظات این قوم تا ابد مهر سکوت خورده را دارم و آرزوی شنیدن ناله ی دردها و عزتمندی قومم را بواسطه ی اینگونه ثبتها در گوش و چشم تاریخ می نمایم . نگاهت ستودنی و حضورت همیشه استوار و سبز باد ، هنرمند.

این را هم بگویمت مرتضی نازنین . تقدیمت که بدانی کارت ارزشمند و ادامه ی کارت ارزشمندتر خواهد بود و ایمان بیاوری به همه ی داشته هایت که داشته ی همه مان است و امروزه ار باورش نکنیم و قدرش را ندانیم ، مجبور به اطاعت از فرمایگان بی چیزیم تا باز هم در بغض بمانیم و در حسرت سکوتی که مردانه هق هق مردانه امان سقف آسمان را بشکند و آرزو به دل. زنده باشی و هماره رهپوی .( ککام و بوم).

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مرتضی خادمی می‌گه:

    عکاس استاد حسن غفاری؟!!!!! یعنی چی این جمله؟ خبری یا سوالی؟
    استاد غفاری استاد من هستند ولی این عکس مال استاد نیست

  • صدران می‌گه:

    عکاس استاد حسن غفاری

  • اسحاق آقایی می‌گه:

    درود استاد
    قطعا نقد اثار هنرمندان استان در ارتقاع سواد بصری اونها تاثیر گذار خواهد بود
    سپاس

  • صادق می‌گه:

    عکس بدی نیست. دیرک مایل سمت راست و نینکه مایل در سمت چپ عکس که به کتف مرد عشایر چسبیده، به همراه نور زیاد پشت سر مرد عشایر ، و نوری که از پشت به سمت بیننده هجوم می آورد و قطع نامناسب دستها باعث قطع ارتباط بینده با عکس میشود. چوبی که دقیقا بالای سر مرد خارج شده و دنباله چراغ نفتی نیز زوایدی هستند که دیدن عکس را آزارنده می کند، آزاری که بیننده ممکن است تشخیص ندهد به چه دلیل است. خط سفیدی وسط نی پشت سر بانوی عشایر با همه عکس به رقابت برخاسته است. میزان تارشدگی پس زمینه تصویر ناکافی است ، و به همین دلیل پس زمینه با سوژه اصلی که در فکوس است و عکاس آگاهانه یا نا آگاهانه آن را هدف فوکوس قرار داده، در رقابت بالایی است.

200x208
200x208