تاریخ درج خبر : 1392/06/26
کد خبر : ۸۵۷۴۳
+ تغییر اندازه نوشته -

استاندارى؛ چه کسى و چگونه؟

سایت استان: در روزهای گذشته اخبار و اتفاقات مربوط به انتخاب استاندار در هر کوی وبرزن بر سر زبانها بود. آقای دکتر مهدی غفاری، از زاویه ای  دیگر به موضوع پرداخته است که متن این یادداشت در پی می آید:

8598

پیشگفتار؛
این روزها داغ ترین خبر و بحث در سایت هاى خبرىِ استان، موضوعِ انتصاب استاندار از سوى وزارت کشور است. موضوعى که به کشمکش میان فعالینِ سیاسى بَدَل شده و از هر سمت و سویى، کسانى مطرح و به وزارتخانه معرفى شده اند. به این بهانه نوشته ى زیر تنها جهت یادآورىِ یکى دو نکته خدمتِ پى گیرانِ عزیز ارائه مى شود.

١.
با این فرضِ مهم که دغدغه ى فعالینِ سیاسى – اقتصادى – فرهنگى در انتصابِ استاندار توسعه ى همه جانبه و متوازنِ استان است، در برابر این انتخاب دو پرسش مطرح مى شود؛ یکى اینکه ” چه کسى استاندار شود بهتر است؟ ” و دیگرى آنکه ” چگونه استاندارى براى این توسعه لازم است؟ ”
بدیهى ست که این دو پرسش نه تنها از اهمیت برخوردارند بلکه به تمامى با هم مرتبطند با اینهمه نکته ى مهم در این زمینه این است که ” پاسخ به کدام پرسش در اولویت قرار دارد؟ به نظر مى رسد که اغلبِ فعالینِ این روزهاى جامعه و رسانه اولویت را به پرسشِ ” چه کسى ” داده اند و جار و جنجال هاى این روزها نیز بر سرِ پاسخى ست که مى کوشد تا با تعیین مصداقى مشخص، نه تنها براى این پرسش جوابى بیابد بلکه راه را براى عبور از هفتخوانِ دولت و تکیه بر صندلىِ قدرت و مدیریت در استان باز کند. صاحبِ این قلم نیز اگر خود را در این وادى همرنگِ جماعت کند و نخواهد که خلاف آمدِ جَوّ سخنى بگوید و از یاد نبَرَد که بر اساسِ قانونى نانوشته همه حقِ بازى در چهارچوب هاى موردِ پسندِ نظام را ندارند، بر مبناى شناختى که از آقایانِ نامبرده دارد، سلیقه اش این است؛ ” رَختِ استاندارى به تنِ آقاى موسوى برازنده تر از دیگران است همچنان که جاى وکیل و حقوقدانِ شناخته شده اى چون دکتر مندنى پور به نمایندگى از مردم در مجلس خالى ست”.
علیرغمِ این سلیقه ى شخصى که دلایلى نیز در توجیهِ خود دارد، نگارنده مى داند که در دموکراسى ( مردم سالارى )، اولویت با پرسشِ دوم است. وقتى به تاریخِ تحولاتِ سیاسى برمى گردیم مى خوانیم که تا پیش از دموکراسى، مهمترین پرسش در سیاست این بوده که ” چه کسى براى تصدىِ قدرت و حاکمیت لایق ترین است؟ ” اما با توسعه ى عقلانیت و خردورزى در این عرصه و رسیدنِ بشر به این جمله ى کلیدى که ” قدرت فساد مى آورد و قدرتِ مطلقه، فساد مطلقه! “، پرسش نیز عوض شد. حالا به جاى این پرسش که ” چه کسى به حکومت لایق تر است؟”، سؤالِ دیگرى خود را به تمامى در جامعه ى انسانى عرضه مى کرد؛ ” چگونه باید حکومت کرد؟ ”
تجربه ى تاریخى به انسان آموخته بود که حکمرانىِ خوب از ساختار و چگونگىِ حکومت ناشى مى شود و نه از ویژگى هاى شخصى و اخلاقىِ شخصِ حکمران. بعد از سالها مرارت و تلخى و هزینه هاى گزاف، انسان یاد گرفته بود که اگر قرار است تحولى صورت گیرد، این تحول پیش از هر چیز باید در ایده ها و بیش از هر چیز باید در ساختارها شکل بگیرد. تغییرِ شخصیت ها در عرصه ى قدرت لازم است اما کافى نیست. تغییرِ شخصیت و شخص ها اگر برآمده از تغییر در بینش و نگرش نباشد و براى مدیریتِ خود، برنامه اى عملى و قابلِ طرح در عرصه ى عمومى نداشته باشد و خود را با آهنگِ توسعه ( مبتنى بر حقوقِ بشر و دموکراسى ) هماهنگ نسازد، راه به جایى نخواهد برد.

٢.
بنا به گزیده اى که گفته شد، اگر بپذیریم که در سیاست ” چگونگى ” از ” چه کسى” مهم تر است، اینک نوبتِ طرح این نکته است؛
علیرغمِ دقتِ نظر در عملکردهایى که آقایان در گذشته داشته اند ( با از یاد نبردنِ این نکته که در مقاطعى و بنا به دلایلِ سیاسى و خطى و جناحى، امکانِ حضور در مدیریت ها از برخى سلب شده بود )، همینطور جایگاهى که امروزه از آن برخوردارند، پرسشِ اساسى این است؛
” برنامه ى عملىِ آقایان براى خروج استان از آنچه بسیارى از مردم، بن بستِ فراگیر مى خوانند، چیست؟ ”
” آقایان با کدام اولویت هاى کارى مى خواهند استان را به مسیرِ توسعه بازگردانند و پیش ببرند؟ ”
” صِرفِ اینکه همگى ادعاى اصلاح طلبى دارند ( که حتماً همینطور است ) کافى نیست؛ قرار است از کدام ایده ها و برنامه ها و از کدام اشخاص و گروه ها در معاونت ها و مشاوره ها و فرماندارى ها استفاده کنند؟ ”
” آقایان قرار است با کدام برنامه ها و کدام مصداق هاى عینى، چرخه ى نان آورىِ استان را به حرکت درآورند و نامِ نامىِ استان را آنچنان که در خور و شایسته است، اعتلا بخشند؟”
” برنامه و ایده ى حضرات براى فرهنگ و هنر چیست؟ فارغ از شعار قرار است با گردشگرى چه کنند؟ براى صنایعِ مرتبط با کشاورزى و نفت و گاز چه پیشنهاداتِ عملىِ دارند؟ ”
استاندار منتصبِ دولت است و مجرىِ سیاست هاى او اما در مواقعى که میانِ منافعِ منطقه اى و مصالحِ دولتى تناقض پیش مى آید، آقایان چه راهى را در پیش خواهند گرفت؟”
( به این پرسش ها مى توان افزود و افزود … پرسش هایى که باید از سوى مخاطبانِ خویش پاسخ هایى در خور بیابند. )

٣.
دوستى داشتم که در دوره ى اصلاحات مدیرِ کلِ یکى از ادارات بود و در مقایسه با بسیارى از همترازانِ خود، به نسبت موفق و کارآمد. دورانِ مدیریتش که تمام شد، از او پرسیدم؛
– مدیر بودن چه حس و حالى دارد؟
در پاسخ گفت؛
– اگر از چگونگى اش مى پرسى و تجربه ى شخصىِ من را مى خواهى بدانى، تو که تصویر سازى ات خوب است، نقاشى را تصور کن که مى آورند مى گذارندَش پاىِ یک تابلو. نه یک تابلوى سفید و تمیز بلکه تابلویى که پیش از تو کسانى دیگر هم حالا به فراخورِ چیزهایى که بلد بوده و نبوده اند، به اندازه یا بى اندازه، درست یا نادرست، نقاشى یا خط خطى اش کرده اند. حالا کاش قصه همین بود. کار جایى سخت مى شود که با بندهایى نامرئى و نادیدنى دست و پاى تو را هم مى بندند بعد قلم مو را مى گذارند توى دهانت. اگر شانس بیاورى که چشمهایت را باز مى گذارند و اگر بخت و اقبالت کج باشد که همان را هم از دست مى دهى. حالا تو مى مانى و یک چنان تابلویى و هزار توقع و انتظار و آرزو…
از تعریفِ سختگیرانه ى آن دوستِ خوب هم اگر بگذریم، نباید از یاد ببریم که مدیریتِ خوب ( مدیریتى که به بهبودِ شاخص هاى علمى در اغلبِ حوزه ها منجر شود ) کارى پر زحمت و هزینه بر و طاقت فرساست.
آن کسى که قرار است در این جایگاه بنشیند، نه تنها باید این توان را در خود ببیند بلکه باید در این زمینه صاحبِ ادعا باشد و دستِ پُر از برنامه هاى کلان و کاربردىِ خود را براى قضاوتِ عموم مردم و نخبگانِ جامعه رو کند تا به اغلبِ آنها بفهماند که براى به دوش کشیدن این بار و ایستادن پاىِ تابلوىِ استان ” چند مرده حلاج است؟ “

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    ای بابا! عمل بی امل درست است!! شرمنده تصحیح بفرمائید جناب آرام

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    منظورم امل بی عمل است که اشتباه تایپی رخ داده

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    از پرسش چه کس به چگونه کسی رسیدن فرسنگ ها راه وجود دارد که از معبر پر سنگلاخ درون شخص می گذرد. مسئله درونی یا سابجکتیو است و مهمترین چالش دموکراسی در کشور ما جدا از مسئله ی ساختارهای قانونی مربوط به ساحت روانی ماست. گذشتن از حب و بغض ها، عشق و نفرت ها، آرزوها و همه آنچه به ساحت احساس تعلق دارد کاری ناممکن نیست اما دشوار است. کنش بی خواهش و امل به عمل به تعبیر هندو ها چاره درد است اما واقعا آسان است؟؟؟

  • ملت می‌گه:

    مردم سیدباقررا می خواهند…

  • غیرت می‌گه:

    عقل، تاریخچه، همه، علم، قلم، کاغذ، زمان و دل میگویند….. “سید باقر موسوی”

  • پویا می‌گه:

    همه ما می دونیم که سید باقر فقط برای مردم کار میکنه و امتحان خودش رو پس داده ونمایندگان استان توجه کنید که میزان رای ملت است شماها باید به ندای مردم گوش کنید که همین مردم شماها رو نماینده خود کردن شما با این کارها مردم را پسیمون نکنید

  • ناشناس می‌گه:

    باسلام،مردم عزیزاین رابدانیددولت اصول گرایى رخت بربسته است،خداروشکرکه چپاول اموال بیت المال تمام شد.سیدباقراصلاح طلب ناب محمدى است ومیتوانداستان راازبحران دربیاورد.

  • کاظم نقاره خونه ای می‌گه:

    این تجره ای است که می توانست اتفاق نیفتد.اما حالا که رخ داده،آثارش را شش ماه دیگه خواهید دید.این کارها شبیه کارهای خوانین در زمان پهلوی است.بالاخره نمایندگان تصمیمی گرفتند،اما چنین نیست که آنها استاندار را نصب کنند.لذا تقابلی که دوستان درست کردند به ضرر همه تمام خواهد شد.

  • از استان می‌گه:

    کسی که بتونه استان را از این ورطه سقوط در قالب برنامه نجات بده نه به شونشینی و برنامه سیاسی بخواه وارد استان بشه/ در نتیجه در این بین خادمی بهترین گزینه است

200x208
200x208