تاریخ درج خبر : 1392/06/26
کد خبر : ۸۶۰۲۹
+ تغییر اندازه نوشته -

نگاهی جامعه شناختی و حقوقی به مجازات اعدام در ملا عام

سایت استان: دارا کریمی نژاد*

مقدمه : روز پنج شنبه، 3 نفر از متجاوزان به عنف، در دهدشت میدان 180 دستگاه در ملا عام به دار آویخته شدند .
رویدادهایی این چنین، باعث می شود در ذهن این پرسش به وجود آید که آیا مجازات در ملاء عام، باعث کاهش جرایم خشنی مانند تجاوز به عنف و قتلهای خشونت بارشده و یا رویه خشونت بار اجرای مجازاتهایی مانند اعدام و قصاص در ملاء عام، باعث ریختن زشتی این مجازاتها، مرگ و نابودی اشخاص (از جمله متهمان) در میان مردم می شود.

5392

 

برخی را عقیده بر این است کهاعدام در ملاءعام درجه میزان تحمل آدم کشی را در جامعه افزایش داده و موجب عادی شدن جنایت، تقویت روحیه قساوت، انتقام و نفرت می‌شود و کسانی که خواستار این اقدام در ملاء عام هستند، می‌گویند: «اعدام در ملأعام برای امنیت روانی کشور خوب است»،‌ «اثربخشی اعدام‌های در ملاعام زیاد است» و «اعدام در ملأعام آسیب جدی به مردم یا کشور وارد نمی‌کند.» و برخی دیگر حذف اعدام ذر ملا عام را از سوی برخی کشورها نوعی پرستیژ اجتماعی تلقی می‌کنند. «باید با مجرمان برخورد جدی شود و اینگونه همه می‌فهمند که کشور صاحب دارد و این‌طورنیست که هر کسی هر کاری دلش خواست، انجام دهد.اگر در پیشگیری اولیه موفق نبودیم، مجبوریم برای گسترده‌تر نشدن این حوادث به سمت این نوع از اعدام‌ها برویم. « گاهی امنیت روانی جامعه به خطر می‌افتد. در همین زمینه برای بازگرداندن امنیت روانی به جامعه می‌توان از این نوع اعدام استفاده کرد.» «آنچه قوه قضائیه انجام می‌دهد، همان چیزی است که مردم انتظار دارند. انتظار مردم این است که قوه قضائیه با اشرار و کسانی که می‌خواهند امنیت جامعه را مخدوش کنند، برخورد کند. کسانی هم که می‌خواهند، امنیت جامعه را مخدوش کنند در قانون برای آنها اشد مجازات تعریف شده است.

گمان می رود مسئولان مربوطه بایدبیشتر از عواقب خطرناک آن با خبرشوند. در کشورهای صنعتی این موارد با مشاوران و جامعه شناسان و روان‌شناسان بحث می‌شود و حتی به آن‌ها اجاره می‌دهند تا در فضای رسانه‌ها به این موارد از دیدگاه علمی پرداخته شود در حالی که متاسفانه این فضا در جامعه ما مهیا نیست.

در این مقاله سعی می شود از دیدگاه جامعه شناختی و حقوقی به این مساله پرداخته شود و باب گفتمان علمی با صاحب نظران باز شود.
رویه فعلی برای اعدام و مجازاتهای سالب آزادی
تعیین مکان و محل مجازات بر عهده قاضی است و برخی از رویه های قضایی اخیر، چنین شده که قاضی ترجیح می دهد مجازاتهای سالبه حیات را در محل وقوع جرم، در ملاء عام و یا در نزدیکی محل وقوع جرم و در معابر و میادین شهرها انجام دهد.
هر چند برخی از مجازاتهای سالب حیات که برای بعضی از جرایم دیگر مانند حمل مسلحانه، خرید و فروش و نگهداری مواد مخدر، نیز صادر می شود در محل زندگی محکومان به وقوع می پیوندد که نشان می دهد رویه قضایی مجازات در ملاء عام، تنها برای جرایمی مانند قتل و یا تجاوز به عنف، مصداق ندارد. بلکه به مجازاتهای مربوط به جرایمی مانند جرایم مربوط به مواد مخدر نیز تسری یافته.
حکم شرعی مجازات در ملاء عام
در قرآن کریم برای برخی از مجازاتها از جمله اجرای حد جلد (تازیانه) برای مجرمانی که مرتکب زنا شده اند؛ اعم از زن و مرد، توصیه شده است گروهی از مومنان جمع شوند و نظاره کنند. با این حال، اجرای مجازاتهای شرعی مانند قصاص در ملاء عام، بیشتر در سنت مورد تاکید قرار گرفته که از نگاه عالمان شرع، دلیلی برای ادامه آن در زمان غیبت است. هر چند تعدادی از فقهای امامیه معتقدند اجرای حدود، در زمان غیبت، میسر نیست، بلکه باید به تعزیر، یعنی مجازاتی کمتر از حد، اکتفا کرد.
ملاء عام چیست؟
در شرع و حقوق، تعریف دقیقی از ملاء عام ارائه نشده، بلکه ملاء عام را در مخالفت با مفهوم حیطه خصوصی افراد شناسایی می کنند. در اصل می توان گفت ملاء عام، فضایی است که اطلاع افراد از آن، بدون اجازه شخص، ممکن است. مانند کسی که در خیابان حرکت می کنند و بدون اجازه وی، دیگران می توانند نظاره گر او باشند. برخی از حقوقدانان معتقدند با چنین تعبیری، محیطهایی مانند فضای رسانه های کاغذی، الکترونیکی و مجازی نیز ملاء عام تلقی می شود.

اما از منظر علم جامعه شناسی این پدیده چگونه تحلیل می شود؟

1- درباره تاثیر برپایی مراسم اعدام در ملاء عام، می توان گفت: نتایج اکثر تحقیقات به عمل آمده از اثرات برگزاری این مراسم‌ها، بیانگر آثار منفی و عواقب وحشتناکی در جامعه است. دیدن فیلم‌های با محتوای پرخاشگری، گرایش افراد به پرخاشگر بودن را افزایش می‌دهد. از دیدگاه روان‌شناسان و جامعه‌شناسان اجتماعی این کار منجر به افزایش رفتارهای پرخاشجویانه و گرایش به پرخاشگری در جامعه می‌شود

2- این کار تقویت روحیه قساوت، انتقام، نفرت و حتی گرایش به ارتکاب جرم است، با برگزاری چنین مراسم‌هایی در اجتماع به این نتیجه می‌رسیم که مسئولان در این زمینه، کار کار‌شناسی نکرده‌اند در واقع اگرچه کسانی که این حکم را برای مجرمان صادر می‌کنند، از نظر علم قضات و مقام حقوقی مسلط بر کار هستند اما قطعا تخصصی در زمینه روان‌شناسی و جامعه‌شناسی ندارند

3- هدف اصلی مسئولان از برپایی چنین مراسم‌هایی عبرت گرفتن مردم است، متاسفانه باید گفت عبرتی در کار نیست و این اقدامات بیشتر روحیه مردم را جریحه‌دار می‌کند و موجب پرخاشگری آن‌ها می‌شود

4- درباره اثر بازدارندگی برپایی مراسم اعدام در ملاء عام، تحت هیچ شرایطی این اقدام اثر بازدارندگی ندارد، ممکن است آن لحظه ترسی را در میان مردم ایجاد کند اما قطعا افراد متخلف با دیدن چنین تصویری سعی می‌کنند به گونه‌ای عمل کنند که گرفتار نشوند، از سویی موجب می‌شود تا انتقام جویی نسبت به فردی که گرفتار شده است، در سایرین ایجاد شود

بنابر این از منظرعلم جامع‌شناسی چنین کاری تایید نمی شود، چون از دیدگاه جامعه شناختی این کار اساسا افزایش و گرایش به پرخاشگری را در جامعه مهیا می‌کند. برخورد برخی از حاضران در مراسم اعدام در ملا عام که ساعت‌ها وقت صرف می‌کنند و حتی در این مدت بگو و بخند می‌کنند، وقتی مراسم اعدام در فرایند زمانی در مکان‌های مختلف تکرار شود نوعی بی‌توجهی را در انسان‌ها ایجاد می‌کند، نتیجه این می‌شود که تاثیر روانی خود را از دست می‌دهد و همانند گاوبازی یا مشت زنی در سایر جوامع می‌شود که انسان‌هایی که از دیدن صحنه‌های خشونت‌بار لذت می‌برند از دیدن صحنه اعدام فردی لذت می‌برند. تکرار این مراسم به افراد کمک می‌کنند تا خصلت‌های پرخاشگرانه خود را بروز دهند . زمانی مردم از ریختن خون حتی حیوان ناراحت می‌شدند اما هم اکنون در مراسم اعدام انسانی حضور می‌یابند در واقع آنچه در حال رخ دادن این است که سطح نگرش مردم از بازی با خون حیوانات به خون آدمیزاد تغییر می‌یابد و گرایش به خونریزی و کشتن انسان‌ها همانند تماشای آن بهنجار می‌شود و در برنامه بلند مدت گرایش به آدم کشی و قتل با برگزاری چنین مراسم‌هایی عادی شده و زمینه‌ساز عادی سازی جرم در جامعه می‌شود. اصولاانسان‌ها از برنامه‌های هیجانی استقبال می‌کنند، این اقدام درجه میزان تحمل آدم کشی را در جامعه افزایش داده و موجب عادی شدن جنایت می‌شود.

اما از نظر علم حقوق:

برخی فقها حقوقدانان مجازاتهای اعدام و قصاص را در ملاء عام موثر می دانند و برخی می گویند نتیجه عکس دارد و از ارکان مجازات نیست و نباید در خیابان و میدان، مجرمان را مجازات کرد

در خصوص مجازاتهایی چون قصاص و اعدام و مجازاتهای سالبه حیات، یک فلسفه کلی داریم که جنبه ترهیبی و ترذیلی مجازاتهاست که عبرت آموزی در نظام کیفری اسلام منبعث از همین قاعده است. اشخاص دیگر یا به تعبیری مجرمان بالقوه با دیدن مجازات، متنبه بشوند و دست به ارتکاب این جرایم نزنند. اجرا در ملاء عام جزء رکن مجازات نیست و جزء اختیارات قاضی است و چرا این اعدامها و قصاص ها در ملاء عام هستند یا نیستند، این برمی گردد به بازتاب رسانه ای جرم، جرایمی بازتاب رسانه ای پیدا می کنند مانند فاجعه تجاوز گروهی به خمینی شهر اصفهان متجاوزان به عنف را در ملاء عام اعدام کردند. این جرایم به گونه ای بود که احساسات عمومی را جریحه دار کرده بود، قاضی نیز تحت تاثیر اجتماع است، یکی از اهداف اصلی مجازاتها، پاسخگویی است، مجازات باید به جامعه پاسخگو باشد و قاضی بگوید من مجازات کردم. جامعه باید به این آرامش برسد که اشخاص مرتکب جرم، به این کیفیت مجازات شدند. در زمان گذشته و صدر اسلام حداقل گروهی از مومنین ۳ یا ۴ نفره یا بیش از دو نفر جمع می شدند که خبر رسانی کنند. امروزه در بازتاب رسانه ای، صرف وجود رسانه های عمومی به عنوان پیشگامان اطلاع رسانی و درک، کفایت می کند. به نظر می رسد وجود رسانه ها به عنوان چشم و گوش اجتماع، در زمان مجازات، کفایت می کند. سیاست جنایی و کیفری نیز بر همین اساس است. اگر این مجازاتها در زندان برگزار شود این حسن را دارد که در یک محیط بسته است، اعدام در ملاء عام، مستلزم فراهم کردن ساز و کار فراوان و فراهم کردن امنیت است، چهره قشنگی به اجرای مجازات نمی دهد، تا مدتها آن محل در خاطره مردم، بازتابی از خشونت دارد. اعدام در ملاء عام باعث ترویج خشونت در ذهن اشخاص می شود. میدان، محل اجرای مجازات نیست، چرا که همه قشری از کودک و نوجوان عبور می کنند که مصلحت نیست آنها ببینند. حضور اطفال در جلسات دادرسی کیفری ممنوع شده، چه برسد به محل مجازات. اجرای مجازات به این کیفیت، حالت خاصی را دارد. بازتاب بدی دارد. بهتر است بحث سرعت اجرای مجازاتها توام با دقت را مد نظر قرارداد، نه در ملاء عام بودن آنها را. با وضعیت فعلی رسانه ها، کیفیت اجرای مجازاتها به سرعت می تواند منتقل شود. حسن دیگر هم عدم اجرای مجازاتها در ملاء عام دارد این است که خروجی فیلم و عکس این مجازاتها به دست بیگانگان نمی افتد که سوءاستفاده کنند. قصاص یک فلسفه جدایی دارد و اگر دقیق تفسیر شود، همه می پذیرند. ولی وقتی در ملاء عام و جمعی مجازات انجام شود و بازتابهای رسانه ای عام داشته باشد، بهانه به دست کسانی می افتد که به وهن دین و مجازاتهای شرعی می پردازند.

بنابراین به نظر می رسد روش حاضر نیاز به تعامل بین رشته ای بین قضات و جامعه شناسان و روانشناسان دارد.لذا توصیه می شود که درچنین تصمیم‌گیری‌هایی که بعد روان‌شناسی و جامعه‌شناسی دارند ،حتما از دید یک متخصص به مساله نگاه کنند؛‌ شاید این افراد در زمینه فعالیت خود از تخصص‌های لازم برخوردار باشند اما قطعا مواردی که با جامعه و روان انسان‌ها رابطه مستقیم دارد باید با همفکری و همراهی متخصصان حوزه همراه باشد .

حال اگر مسئولان فکر می‌کنند برگزاری مراسم اعدام در ملا عام یعنی کشتن انسان‌ها در مقابل انسان‌ها عبرت آموزی در بر دارد، باید بگوییم بیش از 90 درصد تاثیرات این مراسم عواقب خطرناکی دارد. برپایی این مراسم تنها به مجرمان می‌فهماند که باید در ارتکاب جرم خود دقیق‌تر عمل کند تا به دست قانون نیفتند، ‌ دستگاه‌های مسئول در بررسی و صدور حکم قطعا تخصص دارند اما تصمیم برای برپایی اعدام در ملا عام بر عهده جامعه‌شناسان است چرا که تاثیرات آن در ‌‌نهایت گریبان گیر جامعه و جامعه‌شناسان می شود.

ودر نهایت اینکه اگر اعدام در ملاء عام کاری از پیش می برد ، امروزه نباید شاهد این موج گسترده از جرم و جنایت باشیم.

*مدرس دانشگاه و پژوهشگر مسایل اجتماعی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مسعود می‌گه:

    به طور کلی در رابطه با مجازات اعدام در ملاء عام چه مستند قانونی وجود دارد؟ قاضی پرونده طبق چه ماده ای فرد را محکوم به مجازات در ملاء عام می کند؟ طبق اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها باید مجازات در قانون قید شود.و حال فردی که محکوم به مجازات اعدام می شود فقط باید جانش گرفته شود نه حیثیتش … لذا در مجازات در ملاء عام مجازات بیشتری بر محکوم تحمیل می شود که خلاف اصول مسلم حقوقی است و غیر قانونی

  • اصغر کاظمی می‌گه:

    با سلام خدمت همه ی شهروندان
    بسیار خوشحال از این گفت و گو در سایت استان شدم. این سایت جزو اولین ها بود که نظرات آن را تا به آخر دقیق خواندم.
    نکاتی خدمت دوستان و خدمت دکتر دارا کریمی نژاد به عرض می رسانم:
    -به نظر من در اجرای مجازات اعدام به صورت علنی حد افراط و تفریط جایز نیست و اینکه بگوییم اصلاً باید اعدام در ملا عام باشد و یا اینکه اصلا در ملا عام نباشد. بنا به دلایلی که به قول دوستمان مخالفان و موافقان اعدام به آن اشاره داشته اند، بایستی در برخی از زمانها وجود نداشته باشد و در برخی از زمانها با توجه به نوع جرم و رابطه آن با وجدان عمومی جامعه بایستی اعدام در ملا عام وجود داشته باشد.
    -ای کاش آقای دکتر که این بحث را شروع نمودند (و باعث خیر شدند) و البته یک پاسخ مستند و مستدل هم داشتند در بحث وارد شوند و به یک جمع بندی دیگر نیز برسند تا افرادی نظیر ماریه 19 ساله بتوانند وارد تحلیلهای جامعه شناختی و حقوقی شوند و با شور و شوق بیشتری به مباحث رشته ای خود داشته باشند تا در نهایت ماریه های زیادی در کشور بتوانند الفای تحلیل اجتماعی را تمرین و یاد بگیرند.
    -از این فرصت ارائه گزارش و نظرات دوستان استفاده می کنم و کتابی را با نام «بررسی وضعیت مجازات اعدام» که به همت نگارنده این نظر و سایر همکارانم در مرکز پژوهش معاونت برنامه ریزی دادگستری استان قم چاپ شده است، معرفی می نمایم.
    در این کتاب به نظرات مخالفان و موافقان اعلام و همچنین مطالعه تطبیقی و نوع نگاه به اعدام در کشورهایی نظیر مصر به پرداخته شده است.
    و در بخشی از این کتاب نیز به مطالعه میدانی در مورد نظرات مردم قم در مورد مجازات اعدام و… پرداخته شده است.
    پژوهشگر مسائل اجتماعی و معلم رشته جامعه شناسی

  • الهه می‌گه:

    با سلام
    اعدام در ملا عام موافقان ومخالفانی داره که هرگروه دارن از نظریات خودشون دفاع میکنن،در صورتی که باید این مساله از هر دو بعد مورد برسی واقع بشه،که این بحثی عمیق وکارشناسانه ست
    قطعا این عمل هم اثار منفی داره هم مثبت،حتی داروهایی که زندگی یک انسانو نجات میده بی عارضه نیست،وحتی مصرف بیش از حدش ممکنه باعث مرگ یا مختل شدن کار طبیعی بدن بشه، پس لازمه تعادل برقرار باشه ودر مورد ارایه ی نظرات یه کم منعطف بود،اعدام در ملا عام مربوط به جرایم خاص و در شرایط خاص ودر مکان خاص تا جایی که امکان داره شرایطی به وجود بیاد که آثار مخربش در جامعه کمتر بشه که این خودش نیاز به برسی کارشناسانه وهمکاری هم مقامات قضایی و هم جامعه شناسان و روانشناسان داره ،با این شرایط اعدام در ملاعام دو جرم. سرقتهای مسلحانه و تجاوز به عنف که باعث صلب اشایش و امنیت عمومی و ایجاد رعب و وحشت در جامعه میشه رو قبول دارم

  • پرهام می‌گه:

    سلام-اگه تمایل به تبادل لینک دارید لطفا آدرس وبلاگ و وبسایت اینجانب رو لینک نموده تا وب شما را لینک نمایم.متشکرم.

    KAVIREBIDAR.IR

    KAVIREBIDAR.BLOGFA.COM

  • ماریه 19 ساله می‌گه:

    به نام یگانه قاضی مطلق..
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دکتر دارا کریمی نژاد…به قول قدیمی ها خدا قوت استاد…امروز با خواندن این مطالب و نظرات شما تشویق شدم که به عنوان عضوی از این جامعه نظرم را اعلام کنم..
    امروزه با اعدام این افراد در ملا عام،چند نفر از جمعیت72 میلیونی سرزمینم کم شد اما با کدامین استذلال قانع شوم که همین امروز چند نفر دیگر با اینده ای هدیه به چوی های دار،و با قدم هایی سست که شانه های چهار پایه ی سرد اعدام را لمس میکنن متولد نخواهند شد.ایا با این اعدام امثال این افراددر ملا عام،فساد اخلاقی و تنش های اجتماعی جامعه من حل میشود.!!؟؟ایا بهترین راه،برای حل مسله پاک کردن صورت مسله است.!!؟ به نظرمن ،مشکل اصلی امروزه جامعه من،رایج شدن مسایل جنسی و بی قیدی های روزمره است…اگر حکم به اعدام ب اشد چند نفر باید اعدام شود!!؟؟ ما فراموش کرده ایم که گاهی برای ثمر بخش بودن یک باغ باید فقط ان را مقداری اصلاح کنیم نه اینکه درخت بیمار را از ریشه برکنیم..مسوولان برای ثمر بخشیدن و بهبود یافتن این درختان بیمار چه چاره ای اندیشیده اند…!!؟؟ ایا مردم با دیدن این صحنه ها،عبرت میگیرند!!؟ ایا با اعدام در ملا عام فساد اخلاقی ریشه کن میشود!!؟؟ گمان نمیکنم…!!!!!! فقط درختان بیمار از ریشه کنده میشوند..!! این صحنه ها همگی تاثیراتی کوتاه و نتایج اندکی برای روح و روان مردم دارند.وتکرار ان جز قصاوت قلب و روحیه ای خشن چیز دیگری به با،ر نمی اورد…مثل روزهایی که به قبرستان میرویم و میان سنگ قبر. های کوچک و بزرگ قدم میزنیم و گاهی مرگ پر میکند تمام حجم جسم و روحمان را به خودمان قول میدهیم که دیگر ادم خوبی باشیم اما این تاثیر فقط تا عصر همان روز است.ازفردا همان قصه ی تکراریه روز از نو روزی از نو..!!! تحلیل من به عنوان جوانی 19 ساله این است که انجام دادن فساد اخلاقی دلیل، دارد،،…!!!چرا باید فساد اخلاقی برای یک جوان از سرزمین پارس که پاک دامنی شعار کوروش کبیرش بود تبدیل به یک سرگرمی و هیجان شود..!!!؟؟ یادمان نرود که حضرت علی (ع ) میفرمایید اگر نفست را به کاری مشغول نسازی او تو را به کاری مشغول میسازد..!! وبه نظر من امروزه جوانان،مشغول به کاری شدند که کارفرمای روزهای بیهودگیشان به انها دستور میدهد!! نبود شغل مناسب،بازار کار راکد،جبهه گیری های گروهی،و سیاسی،ضعیف بودن سطح ماالی خانواده،خفقان سیاسی حاکم بر جامعه در چند سال گذشته،ووو…….همه و همه میتواند در افسار گسیختگی یک جوان ایرانی موثر باشد…و حال من با نظر استاد فرهیخته ام دکتر کریمی نژاد موافقم که.باید به جای کشتار دسته جمعی در ملا عام، ایجاد رعب و وحشت در میان عموم کمی هم جسم و روح علتهای ان را کالبد شکافی،کنیم..
    به امید ایرانی سبز….

    • مهرآئین می‌گه:

      آفرین برشما، کاملاً بانظرتان موافقم، اعدام مجازاتی ظالمانه وقرون وسطائی است وبایدبه کلّی ازجامعۀ مامحو شود؛ چه رسدبه اجرای این مراسم نفرت انگیز!!

  • وکیل و مشاور جقوقی می‌گه:

    ضمن تشکر از دوستان که در این موضوع مهم و حساس مطلب نوشتند و نظر دادند من هم لازم دیدم نظر خویش را از دیگاه حقوقی بیان نمایم.
    قانونگذار برای حفاظت و حراست از کیان جامعه، اعمالی که نظم عمومی را مخدوش کرده و موجب سلب امنیت و آسایش وآرامش روانی مردم می شوند، جرم انگاری نموده و اصل بر این است که برای آن ها مجازات های متناسب با جرم انجام شده را در نظر بگیرد.
    با توجه به شدت و اهمیت جرم انجام شده درجه ی مجازات متفاوت خواهد بود فی المثال برخی مجازات ها سالب آزادی، برخی سالب حق و برخی سالب حیات فرد مجرم هستند. یکی از مجازات های مندرج در قانون مجازات اسلامی که متضمن سلب حیات از فرد خاطی می باشد، اعدام است.
    در دسته بندی جرایم در قانون مجازات اسلامی، جرایم به پنج دسته ی حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و مجازات های بازدارنده تقسیم می شوند. طبق این دسته بندی دو نوع اعدام وجود دارد: اعدام حدی و اعدام تعزیری
    اعدام حدی، مجازات برخی جرایم مستوجب حد از جمله محاربه، رجم و افساد فی الارض می باشد و اعدام تعزیری، مجازات برخی جرایم مستوجب تعزیر از جمله جرایم مربوط به مواد مخدر و مجازات های مندرج در قوانین خاص مانند قانون مبارزه با مفاسد اقتصادی می باشد.
    وقتی مرجع صلاحیتدار به یکی از دلایل مطرح شده در قانون حکم اعدام مجرمی را صادر کند، دادگاه بدوی صادرکننده ی حکم موظف است پس از قطعیت حکم و ابلاغ آن، حسب مورد به محکوم علیه یا وکیل وی، رونوشتی از حکم قطعی را طی نامه ای که متضمن تصریحات لازم باشد به همراه اسناد مربوط برای اجرا به مرجع قضایی مجری حکم ارسال کند و سایر موارد مندرج در آیین نامه ی نحوه ی اجرای حکم قصاص، رجم، قتل، صلب، اعدام و شلاق موضوع ماده 293 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب1382 برای اجرای حکم رعایت می شود.
    نکته ی حائز اهمیت در مورد مجازات اعدام این است که آیا در نظر گرفتن چنین مجازات سنگینی که با زندگی یک انسان در ارتباط است، واقعاً اثر بخش است؟ و مهم تر اینکه اگر این حکم به تشخیص قاضی صادر کننده در ملأ عام انجام شود واقعاً تاثیری بر کاهش میزان جرایم دارد؟
    مجازات های در نظر گرفته شده برای کلیه ی جرایم در درجه ی نخست باید دارای اثرتنبیهی برای فرد خاطی و در مرحله ی بعد باید اثر بازدارندگی برای مجرم و سایرین داشته باشد.
    اجرای حکم اعدام در ملا عام موافقان و مخالفانی دارد.
    از نکات مثبت این اقدام می توان به التیام خاطر بازماندگان و شاهدان عینی حوادث و امیدواری آن ها به اجرای عدالت و همچنین تثبیت قدرت حکومت مرکزی اشاره کرد و نقش تنبیهی و بازدارندگی چنین اقدامی را نیز نمی توان نادیده گرفت.
    اما در کنار این محاسن اندک، می توان ایرادات اساسی بسیاری به این نوع مجازات وارد کرد. اولین مسئله ای که به ذهن متبادر می شود این است که در زمان اجرای حکم به این شکل تمامی افراد حاضر در اجتماع از جمله کودکان و نوجوانان نیز حضور دارند. این امر می تواند موجب تاثیرات منفی عمیق بر روان کودکان شود زیرا کودکان اکثراً از حاشیه آسیب می بینند نوجوانان نیز چون هنوز به تفکر انتزاعی و درک مفهوم عدالت نرسیده اند، از این قضیه الگوبرداری و همسان سازی می کنند و فرض را بر این می گذارند که قدرت، ابزار اعمال خشونت در جامعه است و این امر موجب بروز رفتارهای خشونت بار از جانب آن ها می شود ودر کل می توان گفت این عمل از اقدامات تنش زا در جامعه است که درصد خشونت گرایی را بالا می برد و عوارض و پیامدهای منفی زیادی برای جامعه دارد.
    عوارض جریان یافتن خشونت در جامعه عبارتند از: کم شدن حساسیت تماشاچیان چنین صحنه هایی نسبت به خشونت و پرخاشگری و در نتیجه عادی شدن چنین صحنه هایی و از بین رفتن اثر تنبیهی و بازدارندگی این عمل، زیاده طلبی در پرخاشگری برای ایجاد هیجان بیشتر،ایجاد اضطراب و عصبی کردن تماشاچیان با نشان دادن وجود جرم و جنایت وخشونت در جامعه و ایجاد این تصور که در هیچ جا امنیت وجود ندارد ر نتیجه خدشه دار شدن بهداشت روانی مردم، لذا بهتر است مسئولان و متولیان امر برای جلوگیری از این اشکالات که موجب مختل شدن اداره ی جامعه می شود، تدابیر صحیحی بیندیشند و بدون اعمال چنین خشونت هایی راه را بر هرچه بیشتر گستاخ شدن مجرمین و ایجاد رعب و وحشت عمومی ببندند

  • روانشناس می‌گه:

    کسانی که به تماشای صحنه اعدام می آیند، به قصد لذت به دیدن این صحنه می آیند یا به قصد عبرت؟

    شما وقتی جلوی یک نفر، فلان کار را چهار بار انجام دهید، دفعه پنجم دیگر آن کار برای آن شخص عادی شده است و چه بسا خودش هم آن کار را انجام دهد. من تا زمانی که کسی را کتک نزده ام، این کار برایم سخت است اما قوتی یکی دو نفر را کتک زدم، به تدریج این کار برایم آسان می شود. کسی که در عمرش تا به حال به کسی ابراز عشق نکرده، بیان جمله “دوستت دارم” برایش سخت است ولی وقتی چهار پنج بار این جمله را به کار برد، خیلی راحت می تواند به همه بگوید دوستت دارم! کلمات و کارها به تدریج برای ما عادت می شود.

    زمانی بود که اگر کسی معتاد بود، کسی در فامیل و محله به او محل نمی گذاشت؛ اما الان آن قدر مصرف مواد مخدر عادی شده است که قبح اعتیاد از بین رفته است. ما نباید مشاهده صحنه اعدام را به امری عادی بدل کنیم. چه کسی گفته است تماشای این صحنه موجب عبرت است؟ حتی خیلی از خبرهای روزنامه ها موجب یادگیری افراد می شود و بالقوه قابلیت آموزش روش های مجرمانه را دارند.

    وقتی در فیلم های سینمایی روش های دزدی نشان داده می شود، ممکن است بعضی ها از آن روش ها استفاده کنند. سال ها پیش در فرانسه، فیلمی پخش شد که بازیگرش چارلز برانسون بود. در آن فیلم، با استفاده از هلی کوپتر، یک مجرم را فراری دادند. یعنی هلی کوپتر آمد در حیاط زندان نشست و چارلز برانسون را با خود برد. درست یک هفته بعد، در فرانسه با همین روش یک دزد معروف را از یکی از زندان ها بیرون کشیدند! بعد از آن، دولت فرانسه حیاط زندان ها را با تور مسقف کرد.

    می خواهم بگویم تمام کارهای ما، زمینه ساز تکرار آن اعمال از سوی مردم می شود. این طور نیست که مشاهده صحنه اعدام، همه را دچار هراس از اعدام شدن کند و آنها از ترس ابتلا به چنین سرنوشتی، دست از پا خطا نکنند. کسی که همه زندگی اش را باخته، از مردن و اعدام شدن نمی ترسد. اصلاً مردن برای او لذت است و دیدن صحنه اعدام دیگران، بیشتر به کار از بین بردن ترس او از مرگ و اعدام شدن می آید.

  • توحید می‌گه:

    اگر اعدام در ملاء عام کاری از پیش می برد که امروزه نباید شاهد این موج گسترده از جرم و جنایت باشیم. چند وقت پیش یک عکسی دیدم که مال خبرگزاری مهر بود. در اون عکس یک نفر بالای چوبه دارد بود و یک دختر بچه کوچولو هم از پشت پنجره خونشون داشت اونو نگاه میکرد. مسلم بدونید اون دختر تا آخر عمر اون صحنه رو نمی تونه فراموش کنه. من نه میگم اعدام درست هست و نه میگم اعدام غلط هست ولی اینو به جد میگم اعدام در جلوی چشم کوک و نوجوان و زن و مرد یک امر بسیار غلط هست. مخصوصا وقتی با صدای تکبیر همرا باشه. هیچ وقت برای کشته شدن یک انسان نباید هورا کشید و سوت و کف زد. اگر فردی هم مستحق اعدام هست باید بسیار ناراحت بود که چرا یک انسان که میتونسته زندگی سالمی داشته باشه به این روز افتاده.

  • حقوقدان می‌گه:

    اجرای حکم اعدام لازم است. قصد شرع از این که در ملاء عام باشد این است که دیگران از آن متنبه شوند، ولی دیده شده اجرای این گونه احکام در عموم و دیدن مراسم اعدام در ملاء عام باعث مسرت و اجتماع مردم از سر کنجکاوی و تفریح می شود. یعنی عکس آن مطلبی که باعث شده بود مجازات در ملاء عام اتفاق بیفند. مجازات در ملاء عام دلیلی برای خوشحالی مردم نباید باشد، بلکه بحث متنبه شدن مجرمین احتمالی است، دیگر این که مردم عادی بدانند اگر بخواهند پایشان را کج بگذارند، چنین مجازاتی در انتظارشان است. جوانان چون سرگرمی ندارند، یا نمی دانند این موضوع به چه خاطر است، برایشان دیدار از مراسم اعدام و فیلمبرداری و فرستادن آن برای دیگران جالب توجه است. یعنی از اهداف اصلی و اولیه اجرای مجازات در ملاء عام دور شده ایم.

    • مهرآئین می‌گه:

      بااحترام به نظرشما، اما اینگونه نیست وتجربۀ کشورهائی که مجازات اعدام راکنارگذاشته اند، نشانگراین است که مجازات اعدام نه تنها بازدارنده نیست بلکه موجب بیدارشدن خوی توحّش درافرادجامعه می گردد؛ شما بهتراست به جای اینکه خودراحقوقدان معرفی می کردید، اندکی ازعلم روزحقوق دردنیا واهداف مجازات آگاهی پیدامی کردیدوبعدابرازنظر می فرمودید!

  • وکیل دادگستری می‌گه:

    مهمترین رکن اجرای مجازات در اسلام و کلیه مکاتب حقوق کیفری، اثر تربیتی و منع کننده مجرم و سایر افراد از ارتکاب جرم و گناه است. از سوی دیگر نقطه ممیزه اجرای احکام کیفری اسلام، جلوگیری از وهن و اثر منفی در جامعه به ویژه در برابر کفار و سرزمینهای آنهاست. به عبارت دیگر اگر مجازاتی در اسلام اثر وهن آمیز داشته و در اثر اجرای آن، دین مبین اسلام متهم به خشونت و پندارهای غلط در بین مردم شده و به عبارتی آب به آسیاب دشمن بریزد، هیچگاه شارع مقدس اجرای چنین مجازاتی را به مصلحت ندانسته است. این نظر مورد اجماع جمهور فقهای عظام اسلام اعم از شیعه و سنی است. در قضیه اجرای علنی مجازاتها نیز برخی از مفسرین و شارعین کتاب خدا و سنت اهل بیت، اعتقاد دارند که منظور از علنی بودن اجرای مجازات، حضور تعدادی از مومنین از حیث نظارت عمومی بر اجرای مجازات بوده است، و هیچگاه هدف شارع مقدس، اجرای مجازات در آشکار عموم چند ده تا چند نفره مردم نبوده است.یکی از مواردی که می توان از روانشناسی و جامعه شناسی کیبفری از موجبات وهن دین اسلام تلقی کرد، همین موضوع است که افراد بدون داشتن ظرفیتها و تحملهای روحی و روانی، شاهد و ناظر اجرای مجازاتهای سالب حیات نظیر اعدام یا قصاص و یا حتی شلاق باشند. اثر اصلی اجرای مجازات که جلوگیری از ارتکاب مجدد جرم و گناه است، نه تنها تامین نشده، بلکه باعث تجری و گستاخ شدن ناظرین و شاهدین فاقد ظرفیت برای ارتکاب جرایم خشن می گردد. یکی از مشکلات جامعه، امروزی این است که در کالبدشکافی جرایم، صرفا به اجرای مجازات اکتفا و بسنده شده است، در حالی که مهمتر از اجرای محازات از دید جرم شناسی، پیشگیری از وقوع جرم می باشد. اگر ما علل ارتکاب جرم را به علل درونی و بیرون تقسیم کنیم، عدم اشتغال و بیکاری جوانان و نیز عدم وجود سرگرمیهای سالم و کمبود این سرگرمیها در جامعه، موجب رخوت و ناامیدی قشر جوان به ادامه زندگی در جامعه شده است. این معضل را بایستی با معضل گرایش جوانان به مشروبات الکلی و مواد مخدر سنتی و شیمیایی اضافه کرد و به حدی که جوانان با مصرف اینگونه مواد، و زایل شدن عقل و خردشان، مستعدتر و آماده تر برای ارتکاب جرم می شوند. هنگامی که جوانی نسبت به آینده خود، ناامید باشد، از لحاظ روانشناسی، این جوان بسیار پذیرای مرگ و قطع زندگی می شود. حال اگر چنین فردی با این شرایط روحی و روانی و مصرف مشروب یا مواد مخدر، مرتکب قتل گردد، با علم به اینکه مجازات چنین عمل شنیعی اعدام است، به نتیجه دلخواه خود که سلب حیات خود است، خواهد رسید. شاید بتوان افرادی را که محکوم اعدام و قصاص شده و در حین اجرای حکم، چهره خندانی دارند را از این دید، نگریست. با توجه به اینکه در زمان حکومت پیامبر گرامی اسلام و حضرت علی (ع)، که مجریان به حق حدود الهی بودند، محدوده اطلاع رسانی ایشان محدود به شهر اجرای مجازات بوده است، به عبارت ساده تر، هنگامی که حدی از حدود الهی نظیر سنگسار یا قصاص در حال اجرا شدن بود و از شهروندان ساکن آن شهر دعوت به نظارت می گردید، صرفا بخشی از شهروندان ساکن در آن شهر، از اجرای مجازات آگاه می شدند که همگی مسلمان و تابع احکام شریعت اسلامی بودند، اما اکنون با توجه به وجود تکنولوژی پیشرفته اینترنت و رایانه و ماهواره و مخابرات، که اطلاع رسانی درباره جزئی ترین امور افراد یک شهر را قابل گسترش در سطح کره زمین کرده است، بخش قابل ملاحظه ای از کشورهای جهان بنا به دلایلی با اجرای حدود الهی از جمله مجازاتهای سالب حیات مخالفت دارند، اجرای علنی این مجازاتهای اسلامی، با توجه به امکان فیلمبرداری و عکسبرداری و پخش آن در بلاد و کشورهای غیر اسلامی از مصادیق وهن اسلام خواهد بود.

  • داود می‌گه:

    نایب جان با یک تجربه شخصی نمی توان قاعده را زیر سئوال برد.فعلا علم جامعه شناسی و روانشناسی خلاف گفته شما را اثبات کرده و من با نظریه های این علوم و مقاله فوق مواقم چون علم اند نه نظر شخصی.و تناقضی هم نمی بینم.

  • دوست می‌گه:

    باتایب تاحدود زیادی موافقم

  • تایب می‌گه:

    سلام بر اقای کریمی-اعدام مجرمین ومتجاوزان به عنف درملا عام ابزار بسیارمناسبی میباشد حداقل درشرایط کنونی
    اقای کریمی یکباردیگر مطالبتان رامرورکنید تناقض زیادی دیدم
    من سال 69شاهد صحنه اعدام مرحوم ….که مرتکب قتل عمد شده بود روبروی اداره راه وترابری و ان موقع 18 ساله بودم
    ان روز نقطه عطفی در تفکر وزندگیم بود
    اتفاقا اگه بحث عبرت درمیان باشد قاضی مکان خوبی راانتخاب کرده-شما چرافکرمیکنید مردم باحالت بی تفاوتی صحنه راترک کردند وبه فراموشی سپردند
    وقتی صورت مساله ات این باشد قطعا تحلیل وراه کارهایت ازواقعیات دور خواهذ بود
    اگه فکر میکنید که جامعه ماشدیدابیماراست ودچار فراموشی میباشد اتفاقا اعدام درملا عام مشکل فراموشی راحل خواهد کرد -ولو تافردای مراسم.حال پیام اعدام درزندان وتاثیرش براجتماع بسیارکمرنگ خواهدبود
    اماگذر ازان میدان وتداعی ان لحظه متجاوزین به نوامیس رابه فکر وتامل وامیدارد
    شما انتظارداشتید که برگزاری این مراسمات بتواند تخلف را دراجتماع برچیند
    حالا اگه بخواهید متجاوزین دقیق تر عمل نکنند باید صورت مساله راپاک کنیم
    به نظر من اگه اعدام اشرار درملا عام باشد این قدر شاهد اعدام درزندانها نخواهیم بود و90درصد کاهش می یابد
    کمی از واقعیات دوری …………

  • امیر.ر می‌گه:

    تشکر از سایت استان و مطلب بسیار خوب و خواندنی دکتر کریمی منتظر نوشته های دیگر ایشان هستیم

  • نکته: می‌گه:

    سلام مجدد خدمت برادرارجمند جناب آقای داراکریمی نژاد.ابتداباید عرض کنم که اقای کریمی نژاد ازسرمایه های علمی استان می باشند و وجودعلمی ایشان باعث افتخار همه مادراستان هستند.
    وقتی دراستان ما وکشورمان ازوجود چنین سرمایه های علمی ومتعهد استفاده نشود وامور به دست افراد کم تجربه داده شود همین امر باعث ایجاد یک جامعه نابرابر از جهت فرصتها وامکانات وتوسعه ی همه جانبه وووو… می شود.وجامعه ای که ازنخبگان خود بهره نجوید جرم وجرم خیزی در آن دوچندان می شود.
    جناب آقای کریمی نژاد درد هر دوی ما مشترک است اماراهکارها شاید کمی متفاوت باشد.ازمطلب حضرتعالی استفاده کردیم .همانطور که قبلا عرض کردم کلیت بحث شما بجا وعلمی ومنطقی می باشد امانکاتی است که درذهن من جای سوال است.
    1- درخوصوص اینگونه جرایم بایدچگونه عمل کرد تاجنبه ی ترهیبی وترذیلی آن اتفاق بیفتد؟
    2-آیاجامعه ی ما که هنوزراه درازی را در امورفرهنگی وسیاسی واقتصادی درپیش داردمناسب که اجرای این احکام (درملاء عام) را متوقف کنیم ومنتظربمانیم تا جامعه به حدمطلوب برسد؟
    3-آیا اجرای چنین احکامی توامان باتوسعه فرهنگی وسیاسی واقتصادی مناسب بنظرنمی رسد؟
    4-به نظرشما چرا در جامعه ما که ادعای پیشینه ی تاریخی آنچنانی داریم که سرشار از فرهنگ وهنر وتوسعه وووو است وهمچنین ادعای مسلمانی هم داریم تا جای که کشور خود را ام القراء امت اسلامی هم می نامیم ودارای سرمایه های مادی ومعنوی بسیاری نیز هستیم دراین وضعیتی است که مشاهده می کنیم؟؟؟
    5-به نظر شما ضعف اساسی ومشکل عمده منطقه وکشور ما کجاست که امروزه با این همه ادعا وسرمایه هنوز توسعه ی چندانی نکردیم؟
    6-در بحث عدالت وقضاوت وموضوع جرایم در جامعه جدای از جامعه ی بین الملل به همان حداقل دستورات دینی عمل کرده ایم؟
    7-وقتی حکومتمان اسلامی است با آن سابقه ی تاریخی ودینی کشور هم پر است از سرمایه های مادی ومعنوی وانسانی چرا تورم وبیکاری وفقر وفحشا وووووووووووووووووو بیداد میکند؟؟؟
    8-تاکی بایدمصالح اجتماعی قربانی مسایل سیاسی شوند ومسایل سیاسی آفت مسایل دین ودنیای مردم شوند؟
    9- در چنین جامعه ای که امروز مشاهده می کنید دراجرای جرایم مذکور برای حفظ حداقل امنیت وتسلی کسانی که امنیت وشرف وناموس آنها موردظلم واقع شده راهی باقی مانده؟
    10- امیوارم که باحضور نخبگان و استفاده ازتمامی ظرفیتهای مادی ومعنوی وانسانی در استان وکشور بتوان به آینده امیواربودو همچنین امیدوارم با استفاده از امثال آقای کریمی نژاد در سطح ملی ومنطفه ای گامی رو به جلو رو به فردا رو به روشنایی برداریم وبه این خودباوری برسیم.انشاءالله

  • فرزانه می‌گه:

    مشکل مردم ما فقر مادی نیست.. مشکل فقر فرهنگیه به انضمام خشونتی که در روح این آدمها نهادینه شده.. فرق زیادی بین کسی که جنایتی رو مرتکب می شه و کسی که آرزوی جنایتی رو در سر می پرورونه وجود نداره… مردم باید یاد بگیرن تفاوت زیادی بین خالی کردن خشم و انتقام گیری ، با مجازات یک مجرم وجود داره!

  • صادق می‌گه:

    استاد مثل همیشه دردمندانه و عالمانه و به موقع بود.من گرچه با همه مطلب صد در صد موافق نیستم چون خودت همیشه سر کلاس می گفتید مطالب را با نقد بخوانید همه چیز را کورکورنه قبول نکنید.ما شما را معتقد به حل مسایل جامعه و صاحب نظر در مسایل توسعه می شناسیم.

  • دارا کریمی نژاد می‌گه:

    ضمن تشکر و سپاس از نکات نکته سنج و وقتی که برای مطالعه و نوشتن صرف نمودند،مایل هستم دوستان با نام و رشته تحصیلی باب نقد و گفتگو فراهم شود تا بتوانیم با گفتمان علمی کمکی به حل مسایل اجتماعی کرده باشیم.
    1-منابع مقاله در حوزه حقوق کتابهای بی شماری در موضوع جرم شناسی وکیفرشناسی و برای نمونه کتاب جرم شناسی دکتر علی نجفی توانا و کیفر شناسی دکتر علی صفاری و همچنین جستجوی ساده در اینترنت نظر حقوق دانان مخالف و موافق در مورد اعدام در ملا عام وجود دارد.
    در مورد منابع جامعه شناسی هم مجله علمی و پژوهشی انجمن جامعه شناسی و کتابهای نظریه های جامعه شناسی از زوایای متعدد به مسایل اجتماعی نگاه کردند در ایرا ن جامعه شناسانی نظیر دکتر تنهایی و دکتر صدیق سروستانی و قانعی راد و …در این موارد نظر داده اند.
    3-کار جامعه شناسان تبیین پدیدهای اجتماعی است .از نظر جامعه شناسی وقع جرم معلول علتهای اقتصادی و اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی است.هرجه شرایط زندگی در هرجامعه مهیا باشد و فرصتها و امکانات برابر ،میزان جرم کمتر و در شرایطی که جامعه از معنویت و اخلاق و ایمان بالایی برخوردار باشد میزان جرم هم کمتر است. از نظر جامعه شناسی امروزه ما با قاطعیت داریم صورت مساله را پاک می کنیم ،نه ریشه ای مساله را حل می نماییم.هر جند که همین قاطعیت هم نعمتی است که به صورت موقت به جامعه احساس آرامش می دهد و ما منکر این مهم نیستیم.
    می توان گفت تجاوز پدیده ای صرفاً شهوانی نیست…نتیجه فقر و خشم است…قربانی تجاوز روحش تا ابد زخمی و خشمگین می گردد و متجاوز اعدام می شود. اما علل اصلی هیچگاه محو نمی گردد. میدان و خیابان مکان تجارت و رفت آمد پیر و جوان و زن مرد است نه دار زدن مجرمین…مگر اینکه بخواهیم برگردیم به روم باستان که در این صورت بهتر است گرز و سپر دست مجرمین بدهیم و ببر و شیر به زمین ببریم تا تماشاچیان بیشتر لذت ببرند!!

    بدانیم که شهوت و وسوسه قوه جنسی و گرسنگی و فقر در لحظه و مکان خاصی که شرایط فراهم بشه (فقط برای قلیلی که از ایمان و اخلاق قوی برخوردارند)به اندازه ای قوی هست که اعدام سهله ،شدیدترین شکنجه ها را نیز از یاد اکثر افراد میبره. مگه خداوند در قرآن مجید برای مرتکبان چنین اعمال شنیعی وعده سوختن دایم و تا ابد در جهنم را نداده است اما چرا این اعمال باز هم از مسلمانانی که به آخرت و خدا ایمان دارند سر میزند؟ اگه بگویید که آنان ایمان ندارند درست نیست چراکه گفتن اینکه هر فردی بگه من ایمان به خدا دارم خیلی آسانه اما خود را نگهداشتن در چنان شرایطی که ذکر شد کار هر فردی نیست و شاید ماو شما هم که ادعا میکنیم در آن شرایط قرار بگیریم عنان اختیار از کف بدهیم.بد شانسی این جوانان بیکاری بالای 20 درصد و تورم 40 درصدی و نبود شرایط ازدواج است
    4-من این مقاله را برای خوشامد کسی ننوشتم و معتقدم دین اسلام رحمانی و عقلانی است و برای هر عصری مجازاتهای معقول و منطقی دارد و علاوه بر آن به پیشگیری بیشتر اهمیت می دهد تا سزا ،و تفکر تکفیری و سلفی گری برداشت متحجرانه از اسلام من در آوردی است ،منتها چون منزل من نزدیک همان میدان فوق بوده و از ساعت 12شب تا صبح جمعیتی انبوه ،با چای و نوشیدنی شب را تا صبح بسر کردند تا صحنه مجازات را شاهد باشند و اکثرا با حالتی بی تفاوت صحنه را ترک کردند و قطعا اکثر هم حالا فراموش نمودند، وظیفه دانستم مطلبی بنگارم.
    5-من هم با شما هم عقیده ام که جامعه شناسان باید مسایل جامعه را برسی و راهکار ارائه دهند و چون حل هر مساله اجتماعی کمکی است به قاضی و کمتر شدن زندانیان و توسعه جامعه
    نگارنده اگر هم در موضوع جامعه شناسی نظر داده و هم حقوق به این دلیل بوده که تو فیق تحصیل در دو رشته جامع شناسی از کارشناسی تا دکتری(هم اینک) و کارشناسی حقوق به صرف علاقه و نزدیدکی دو رشته را داشته ام.امید وارم با نقد دلسوزانه و علمی شما بتوانیم بیشتر مطالعه و شاید در باز کردن گرهی هر چند کوچک سهیم باشیم.

  • نکته: می‌گه:

    با سلام خدمت جناب اقای کریمی نژاد.مبحثی را که تحت عنوان نگاه جامعه شناختی وحقوقی به اعدام در ملاء عام بیان فرمودید حق مطلب به خوبی ادا نشد.ذکر چند نکته را ضروری میدانم. 1-لصف بفرمایید منابع تحقیقاتی ذکرشده را مشخصا بیان کنید2-نام دانشمندان وروانشناسانی که که دراین خصوص نظریه دادند ذکرفرمایید3-کار جامعه سناسان چیست؟قبل ازوقوع هرجرم وجنایتی آنها چه وظیفه ای به عهده دارند؟آیا فقط بایدهنگانم اجرای حکمهای چنینی به قاضی مشاوره دهند؟جایگاه ونقش مسائل اخلاقی-تربیتی- دینی -جامعه شناسان وووو….کجاست؟؟؟آیاشما به خاطر ترس از مسائل بین المللی برای اسلام وجامعه نگران هستید؟آیا شما نگران خدشه دار شدن احساسات وجریحه دارشدن نظم وامنیت عمومی وروانی مردم نیستید؟آیا فکر نمی کنید برای جرمهای که اخلاق ودین وناموس وشرف وامنیت مردم را نشانه می روند باید هرچه قاطع ترعمل کرد؟اگر اینگونه حکمها به این شیوه اجرا نشود که سنگ روی سنگ بند نمی آید . خیلی نگران مسائل بین المللی نباشید.یقینا تاثیر وعبرت آموزی وبازدارندگی چنین احکامی مثمر ثمرتر است تا مراعات مسائل دیگر.قبول دارم که مسائل هرجامعه ای متاثر از مسائل جامعه جهانی هست وباید تعامل داشته باشیم .اما در اجرای احکام شرع مقدس حداقل به خاطر امنیت جامعه خود ورضای خدا وعبرت اموزی آن باید قاطعانه وبه همین شیوه عمل کرد.آیا آن جامعه بین المللی که شما نگران ان هستید جنایات سلفی ها در سوریه ودیگرجنایتکاران درعراق وافغانستان وپاکستان ومیانمار و اروپا وآمریکا ووووو…… مشاهده نمی کنند؟؟؟؟فقط مانده همین اجرای احکام در ایران ما؟البته در دلسوزی شما شک ندارم ولی واقع بینانه تر باشید وبه فکر مشکلات اساسی مردم فکرکنید واساسی تر به ریشه یابی انها فکر کنید .مشتکرم

200x208
200x208