تاریخ درج خبر : 1392/06/27
کد خبر : ۸۶۸۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -

ما هم از قره قاج ممنونیم *

سایت استان: امید نوروزی اصل

1- نام نیک بهمن بیگی را به سالیان دور، از معلمان و فرهنگیان شنیده بودم اما با خواندن آثارش ارادتم روز به روز به او فزونتر شد. در فرجه های تحصیلی سالهای 77 و 78 و در تردد میان دهدشت و اصفهان دو کتاب شیرینش ( اگر قره قاچ نبود و بخارای من ایل من) همراه همیشگی ام بودند. سیمای معلم بزرگ را می یافتم گاه در میان کلمات و جملاتش و گاه با چرخیدن نگاهم به سوی پنجره اتوبوس که دشت ها و تپه ها و جبال سمیرم و یاسوج را قاب می گرفت. هر سیاه چادری و گله و رمه ای از عشایر چه آنها که هم چنان در کوچند و چه آنها که به تخت قاپو تن دادند مرا به دنبال کردن ردپای بهمن بیگی به شیب ملایم رویا و خلسه می لغزاند. در خلال این سالهای نزدیک هر از گاهی ترجیح می دهم برای مسافرت به شیراز از مسیر خلوت و زیبای نورآباد – بوان – دشمن زیاری به مقصد برسم که هر لحظه اش پر میشود ذهنم از تصویر این معلم بزرگ که سنگها و بوته ها و درختان و دست اندازهای این منطقه او را بهتر از همه می شناسند.

2- ” هنوز جوان بودم که دیده به دنیا گشود. هنوز پیر نشده بودم که جان به جان آفرین سپرد”. این جمله را بهمن بیگی نه در فراق فرزند جوانش علی – که هم نیک بود و هم زیبا – نوشت بلکه در رثای فرو ریختن بنای عزیز و محترم آموزش عشایرش بود که انفجار انقلاب آن را بر سرش آوار و با تنی زخم خورده، آواره و دربدرش نمود تا به قول خودش – در کتاب طلای شهامت- در آن بلبشوی بی مهار “بعد از هفت بار فرار یکبار قرار” گیرد در منزل عبدالعلی و رزای منتظمی. که البته سفارش دوستی به آقای موسوی اردبیلی و سفارش اردبیلی به آقای مهدوی کنی جانش را از آن مهلکه نجات داد. انقلابیون پر خروش خدماتش را – به محرومترین ایرانیان – در جهت تحکیم حکومت سلطنتی ارزیابی نمودند!

3- مصالح اولیه برای ساخت بنایش، یک چادر، دو زیلو، یک تخته سیاه و اندکی گچ سفید بود و در ادامه با جان کندن و عرق جبین و خون دل خوردن، طی طریق کردن راههای مخوف، صعود به قله های صعب و رفیع، فرود به اعماق دره ها و در آمیختن با محرومان عشایری و ایلی و چانه زنی با کارگزاران حکومتی بنایی معظم پی افکند که تا سالها از باد و باران گزندی نیافت اما آوازه ای جهانی یافت.

3- بهمن بیگی هم قلبی بیدار داشت و هم ذهنی خلاق. او به جای برپایی دبستانهای متمرکز و پرشاگرد، مدارسی کوچک و سیار در سفیدچادرهایی برپا نمود تک معلمی، که همراه عشایر در مدار و قرار باشند و به جای استفاده از معلمانی شهر نشین به تربیت نسلی از جنس عشایر پرداخت تا از زوزه ی گرگ و کفتار گرسنه و رعد تیر و تفنگ نهراسند.

4- با اینکه در زمانه ی کنونی نهاد های آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور همچنان بی هدف به آزمون و خطا مشغول اند و هنوز تکلیفشان با نظام آموزشی ، منابع درسی ، رشته ها ( بخصوص علوم انسانی) ، دولتی و خصوصی بودن ، پذیرش جنسیتی ، جنسیت معلمان و اساتید ، تفکیک یا تشریک جنسیتی و …. نامشخص است و کیفیت آموزش به نازلترین شکل ممکن رسیده است اما تجربه بهمن بیگی که -در فقدان آنچه زیرساخت نام دارد-تحولی شگرف به بار آورد ما معلمین را به امید وا می دارد که روزی و زمانه ای خواهد رسید برای ساختن همه ی آنچه که به سختی تخریب شده است.

5- همنشینی – و البته به نظر من حظ وافر بردن- با آثار داستانی بهمن بیگی (بخارای من ایل من ، اگر قره قاج نبود، به اجاقت قسم، طلای شهامت) توصیه ی همیشگی من به همه دوستان خصوصا معلمین است.
*عنوان مطلب از نوشته ی عبدالحسین زرین کوب اخذ شده است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شهرام جمشید نژاد می‌گه:

    مهندس جان آموزش وپرورش ما بخصوص استان ما از بهمن بیگی ها خالی شده نمیدانم آیابی بی سکینه ای دیگر باید وجود داشته باشد یانه؟فکر می کنم هزاران بی بی سکینه ی دیگر هم بهمن بیگی نخواهد ساخت چون…

  • اسماعیل می‌گه:

    عالی بود…….. خوب است این جمله را از استاد اضافه کنم و به توصیه های ایشان گوش جان فرا دهیم
    استاد بهمن بیگی:
    به پا خیزیید روز و شب گاه و بیگاه درس بخوانید درس بدهید درس بخوانید و درس بدهید

  • غلامرضا پناه می‌گه:

    از قلم شیوا وحق شناسی تان سپاسگزرم ازصاحبان اندیشه که در دیارم زیست می کنند بسیارمسرورم

  • علی می‌گه:

    دکتر جان سلام عالی بود امیدوارم حداقل چند نفر مثل شما دراین استان پیدا بشه که سطح معلومات خیلی بالایی داشته باشن عملکرد خوب بیانگر بزرگی ومنش انسان است بهمن بیگی انسان بزرگی بود وجدا ازحضرتعالی نهایت تقدیر وتشکر رامی نمایم امیدوارم درتمامی مراحل زنذدگیتان موفق وسربلند باشید.

  • ایمانی می‌گه:

    درود و سپاس بسیار عالی بود
    درس بخوانید و درس بدهید…

  • محقق اینده نگر می‌گه:

    اقای نوروزی ان موقع صداقت در کلام و گفتار بود اما امروز ریا وتملق چاپلوسی که اموزش پرورش را به پرتگاه نزدیک میکند برایم سخت است که بهمن بیگی را در کنار …………….. اموزش وپرورش فعلی بنویسم اموزش وپرورش نیاز به انقلاب درونی دارد انقلابی مسولیتی امروز هرکه نفوذ دارد ولو هیچی از اموزش بلد نباشد به صندلی مسولیت تکیه میزندوای از دست متملقان چاپلوس

  • غریب می‌گه:

    عملکرد خوب بیانگر بزرگی ومنش انسان است بهمن بیگی انسان بزرگی بودودرتاریخ خواهدماند

  • بهلول می‌گه:

    آفرین بر شما آقای نوروزی اصل
    عشق و امید و خلسه ی بهمن بیگی ، سیاه جادر و دانش آموزانی تکیده و معلمینی از جنس همان دانش آموزان بود . او از محیط و طبیعت اطرافش با همه ی سختیها مطلب میگرفت و بازخوردش را در قالب آثار جاودانه ی “اگر قره قاچ نبود یا بخارای من ایل من و …” به ثبت رساند . اما خیلیها به میزان دریافت خودشان ، از جملات زیبای این انسان وارسته عاشق ، به نفع خود بهره برداری نموده و عده ای هم او را در اوایل انقلاب تکفیر نمودند . یادش همشه گرامی باد و روحش شاد

  • طوبی می‌گه:

    سلام واقعا” قشنگ بود استاد نوروزی پدر من بازنشسته اموزش وپرورش هست که قبلا تو دانش سرای شیراز درس خونده همیشه از خاطرات بهمن بیگی برامون میگه

  • سالمیان می‌گه:

    بسیار لذت بردم مهندس جان

  • محسن می‌گه:

    مطلب جالبی بود بویژه قسمت اولش خیلی نوستالژیک بود . این فضا برا من هم اتفاق افتاده است .

200x208
200x208