تاریخ درج خبر : 1391/10/17
کد خبر : ۸۸۰۸
+ تغییر اندازه نوشته -

وجه تسمیه یاسوج

یاسج . یاسچ . یاسیج . یاسوج

بیشتر شهرهای ایران چه شهر های که اکنون نیز آباد میباشد و چه آنهایی که خراب گردیده و از میان رفته آبادیهایی هستند که از روزگاران باستان و از زمانهای کیانیان و ساسانیان یادگار مانده اند از شهر های که در دوره اسلامی یا دهه های گذشته (مانند یاسوج) پدید آمده بسیاری پیش از ظهور اسلام یا در اوایل ظهور آن به شکل دهکده و آبادی کوچکی موجود بوده و پس از شهر شدن باز به همان نام دیرین مانده اند. در ایران کنونی کمتر شهری را میتوان پیدا نمود که نام آنها تازه و از یادگاری های دوره اسلامی باشد: مانند مشهد در خراسان، بار فروش و اشرف در مازندران و …..

می توان گفت که علت دانسته نشدن و روشن نبودن معناهای نامهای باستان چه نامهای شهرها و دیگر نامها یکی از این سه مورد است:

1- در برخی جاها لغت و زبانی که مثلا نام شهری یا کسی از آن لغت برداشته شده از میان رفته و فراموش شده و از این راه است که معنای لغوی آن نام و جهت و مناسبت آن نامگذاری بدست نمی آید از مثل های این قسم ((بابل)) است: این نام در لغت آرامی به معنای ((درِ خدا)) بوده چه ((باب)) به معنای در و ((ال))به معنای خداست ولی مولفان که آگاهی از آن زبان نداشته اند وجه تسمیه آن را چنین نوشته اند که در آن شهر بود که ((تبلبلالسنه) پیدا شده و گروهی به زبان جداگانه سخن گفته اند این است که آنجا بابل نامیده شد

2 – تلفظ و به زبان آوردن برخی از نامها از آنچه در نخست بوده تغییر یافته و از این راه است که معنای لغوی دانسته نمی شود از مثلهای این قسم ((دزفول)) می باشد، زیرا آن شهر در قرن های پیش از اسلام ((اندامشک)) خوانده می شد و آبادی کوچکی از توابع شهر جندی شاپور بوده سپس چون رودی که از میانه یا پهلوی آن میگذشت ((دز)) نامیده شده و در همانجا پل بزرگ و بس با شکوهی بود که کاروانها و مسافران از روی آن میگذشتند و ((دزپل)) یعنی ((پل آب دز)) شناخته می شد این بود که کم کم نام اندامشک از میان رفته آن شهر را نیز به همان نام خواندند و در زبانها تغییر یافته (دزفول) گردید و سید عبدالله شوشتری وجه تسمیه آن را در تذکره شوشتر چنین می نگارد که چون در آن شهر باقلا بسیار می کارند این است که ((دزفول)) نامیده شده چون فول در عربی به معنی باقلا هست و در مورد یاسوج هم همینطور بوده و بیشتر مولفان از روی شنیده ها و اعتماد کردن به گفتار مردم بومی کهگیلویه گفته اند که یاسوج یعنی جایی که گل یاس زیاد میروید که به نظر نگارنده کاملا غلط می باشد و در ادامه بیشتر به آن می پردازیم.

3 – در بسیاری از نامهای باستان که از دو کلمه یا بیشتر ترکیب یافته، یکی از آن کلمه ها خود نام، یعنی علم و اسم خاص چیزی بوده و اکنون آن چیز که مسمای آن کلمه بوده و از میان رفته و ناپیداست و از این راه معنای آن نام مرکب نیز نادانسته می باشد از مثالهای این قسم ((طبرستان)) است: چه در روزگار پادشاهان کیان و یا در زمانهای دیرتر، آن سرزمین نشیمن گروهی بوده که مولفان باستان یونان نام ایشان را ((تپوری)) نگاشته اند و ((تبرستان)) یا ((تپرستان)) که اعراب آن را ((طبرستان)) کرده اند معنای جز((سرزمین گروه تپوری)) ندارد. لیکن در قرنهای دیرتر و پس از ظهور اسلام، که مولفان عرب و فارس پیدا می شوند، از گروه تپوری در طبرستان نام و نشانی نمانده بود و آن مولفان در معنای نام طبرستان دچار سختی گردیده و آنچه دانشمندترین آنها نوشته و پسندیده اند این است که چون مردم آن سرزمین هم در جنگلها و هم در جنگلهای خود((تبر)) داشتند و هر کسی از توانگر و بیچیز ناچار بوده که تبری داشته باشد ،از اینجا بود که آن ولایت را ((تبرستان)) نام نهاده و اعراب ((طبرستان))ش کرده اند.

و اکنون به معنی و پیشینه یاسوج می پردازیم:

یاسج :

یاسج.[سِ] و [سُ] (اِ) تیر پیکان دار و بعضی گفته اند تیریست که پادشاه نام خود رو بر آن نویسند و یاسچ[سُ] هم آمده است.(برهان)

بر گرفته از فرهنگ لغت دهخدا شماره مسلسل :194 شماره حرف « ی » چاپ 1345

تیر(جهانگیری)

تیر دوکاره (غیاث)

نوعیست از تیر در( فرهنگ جهانگیری)

در فرهنگ جهانگیری بمعنی پیکان گفته شده است ولی صحیح آن تیر هست

نمونه ای از شعر هایی که یاسج در آنها به کار رفته است:

نام سلطان خوانده هم بر یاسج سلطان از آنک دل علامتگاه یاسجهای سلطان دیده اند (خاقانی)

یاسجی بر کشید و بر پهلوی بچه راست کرد ،مادرش در پیش امد تا سپر آفت شود چون تیر بر ماده راست کرد نرمیش در پیش آمد تا مگر قضا گردان ماده شود.

یاسج شه که خون گوران ریخت مگر آتش زبهر آن آنگیخت(نظامی)

دست بدار از سر بیچارگان تا نخوری یاسج غمخوارگان (نظامی)

ترکان کمین غمزه تو یاسج همه بر کمان نهاده (خاقانی)

دی یاسجی ز ترکش جانانت گو شده دل را شکاف و یاسج او در میان طلب (خاقانی)

به معنی نیزه نیز نوشته اند( غیاث اللغات)

ابن کلمه گاه بصورت مرکب با افعال ذیل به کار رود:

با بر کشیدن: یاسجی برکشید

با نهادن: یاسج همه بر کمان نهاده

با خوردن: تا نخوری یاسج غمخوارگان

یاسچ (یاسوچ) :

[سُ](اِ)یاسج ..که همان یاسج یا یاسوج هست

کلمه یاسیج (اِ) یاسج (یاسوج) :

عجب دلتنگ و بیمارم زصد بگذشت تیمارم / تو گویی در جگر دارم دو صد یاسیج گرگانی (منوچهری)

اکنون به زبان لری بویراحمدی هم بیشتر یاسیج گفته می شود و حال که کلمه یاسج ، یاسچ ، یاسیج یا یاسوج معنی آن مشخص شد جای سوال هست که چگونه بر این منطقه اسم یاسوج گذاشته اند ! در تمام کتاب هایی که در دسترس نگارنده بوده در این مدت که در این مورد به پژوهش پرداخته ام هیچ مطلبی در هیچ کتابی از یاسوج برده نشده و نام هیچ منطقه ای نبوده است ولی شاید این اسم به زمان کیخسرو و نشیمن کردن او در تلخسرو (چهار کیلومتری یاسوج) و رفتن به دنا بازگردد.

پژوهش و نوشته : امید داورپناه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • کوروش می‌گه:

    با تشکر از اقای داورپناه
    سیج به معنی انگور و مویز هم می باشد و ضمنا اگه معنی تسوج را همو تحقیق کنید شاید کمک کند

  • فرید می‌گه:

    یاسیج درست است چیزی که از اول میگفتند حالا میخان یاسیج کردی کنند

  • به تذکر خانم مینو دهقان، کلمۀ کُردی و لُری یا-سوچ (جای سوزناک از سرما) هم، آلترناتیو بسیار جالبی به نظر می رسد. بر این پایه حتی تفسیر ترکی “بدون گرمای تابستان (یای-سیز)” نیز برای آن محتمل میگردد.

  • یادآوری زاگروس عزیز نظرم را عوض کرد: “خود یاسوجیها بدین شهر خود یاسیز میگویند”. بر این پایه یعنی یاسیز بودن تلفظ یاسوج، اسم این شهر مرکب از دو اوستایی یَئوش (یَئُژ/ یَئُس= پاک) و اَاُذَ (آب بسیار) میگردد و این شهر بدین صفت معروف بوده و هست.

  • نام شهر یاسوج می تواند از ریشه کلمه یاس در زبان کُردی یعنی تخته سنگ بوده و در مجموع شهر واقع بر تخته سنگ باشد. این معنی طبیعی از معنی گل یأس و تیر (یاسج) برای آن است.

  • حکیم می‌گه:

    به نام الله
    جناب آقای داورپناه، در یک تحقیقی که در زمینه ای صورت می پذیرد نتایج باید به صورت روشن و واضح ارائه شود و در صورتی که نتیجه ای به دست نیاید لازم به انتشار مهملات نیست.
    در ضمن سایت استان کهگیلویه و بویراحمد نباید چنین یاوه هایی را بپذیرند.
    با تشکر حکیم
    دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی

  • جسور می‌گه:

    گویند یاسیچ بمعنای تیراندازانبوده وفارسی اصیل است.زمانی که تیمورلنگ حمله کرد در جنگلهای این منطقه اسیر تیراند.ازان بویر گردید وانرا یاسیچ نامیدند از اینکه مغرضانه نمینویسید ممنون. ‘

  • نسرین می‌گه:

    خیلی جالب و مفید بود.ممنون
    هر معنی که بده برای من یه اسم پرمعناست.

  • احسان می‌گه:

    اصلا یاسوج نبوده در اصب یاسیچ میباشد که کلمه ترکی قشقایی میباشد بروید معنی ترکی یاسیچ را پیدا کنید.این اسم هم مثل اسم استان واقعا عجیب و غریبه

    • محمد می‌گه:

      قضیه مادرو پسره رو میگی ؟؟میخوای قضیه رو ترکی لری کنی ؟ ضرر میکنی دوست عزیز

  • مظاهر می‌گه:

    از محقق به خاطر تلاشش در تحقیق تشکر می کنم ، اما سوالی باقی می ماند ، چگونه است که همین یاسوج که در تحقیقتان بدان پرداختید در طی این ۳۰ سال و اندی ناگهان صاحب فرهنگ باستانی شد ؟ خواهشمندم مرا متهم به کم سوادی نکنید ، تمام مکان های باستانی در حوزه یاسوج متعلق به قبل از اسلام است .

  • قاسم می‌گه:

    آفرین جلب بود

  • ناشناس می‌گه:

    نگاه جالبی است از این به بعد به جای شبلیز شولیز گوییم

  • دنا می‌گه:

    از کجا مطمئنید که تنها همین وجه تسیه می تونه موثق و درست باشه, من چیزای دیگه ای هم شنیدم,
    البته این نظر شماست که تحقیق و پژوهش شما جای تقدیر داره. استفاده کردم.
    با سپاس.

  • دوست می‌گه:

    این برمیگردد به نویسندگان مسئولان و که فکر میکنند هر کلمه ای درگویش مردم را باید برگردان فارسی کرد وشاید نمی دانند اسم باید همانگونه که در بین مردم تلفظ وگفته می شود بیان گردد از این چمله در اسامی زیاد است مثلا شولیز را شب لیز میگویند و……..

200x208
200x208