تاریخ درج خبر : 1392/07/01
کد خبر : ۹۱۷۲۹
+ تغییر اندازه نوشته -

سفر روحانی به نیویورک

سایت استان: صادق زیباکلام

کمتر مقطعی ظرف 34 سال گذشته را می‌توان به یاد آورد که این همه فضای بین‌المللی در هیجان تب و تاب وضعیت ایران با غرب و مشخصا امریکا بوده باشد. ظرف 72 ساعت گذشته دست‌کم 20 مورد بوده که رسانه‌های بین‌المللی یا نمایندگان‌شان در تهران پیرامون تحولات اخیر و تغییرات احتمالی آینده میان ایران و امریکا با من تماس گرفته‌اند. تایید خبر رد و بدل شدن پیام‌های مودت‌آمیز میان روحانی و اوباما، شایعه تبریک سال نو یهودی‌ها از سوی رییس‌جمهور و وزیر امور خارجه، آزادی شماری از زندانیان سیاسی، اعلام رییس‌جمهور ایران مبنی بر داشتن اختیارات تامه پیرامون مذاکرات هسته‌یی، اظهار تمایل رییس‌جمهور فرانسه و نخست‌وزیر انگلستان نسبت به دیدار با دکتر روحانی در نیویورک، اظهار امیدواری ویلیام هیگ وزیر امور خارجه انگلستان بر از سر‌گیری روابط با تهران، لغو برخی تحریم‌ها از سوی دادگاه‌های اروپا، اظهار تمایل رییس‌جمهور امریکا نسبت به دیدار با روحانی در نیویورک، رد نکردن کلی احتمال دیدار اوباما و روحانی در نیویورک از جانب دکتر ظریف و… سبب شده‌اند که یک حالت صبر و انتظار توام با امیدواری و شاید مهم‌تر از همه یک احساس خوش‌بینی در میان بسیاری از ناظران به وجود‌ آید. همین احساس که گویا تغییر و تحولات جدیدی در ایران به وقوع پیوسته و تغییرات بیشتر هم در شرف اتفاق افتادن است از جمله دیدار رییس‌جمهور ایران با همتایش در امریکا، سبب شده خیلی از رسانه‌ها و ناظرین توجه‌شان به سمت و سوی ایران بالاخص سفر آقای روحانی به نیویورک و احتمال ملاقاتش با رییس‌جمهور امریکا و اینکه آیا گشایشی در گره کور بن‌بست مذاکرات هسته‌یی میان ایران با 1+5 سرانجام به وجود خواهد آمد یا نه، باشد.مشابه این وضعیت تا حدودی بعد از دوم خرداد 76 و انتخاب آقای خاتمی هم به وجود آمده بود. با یک تفاوت بسیار مهم میان وضعیت آن روز و امروز. امروز به نظر می‌رسد روحانی توانسته تا حدود زیادی اعتماد و حمایت سایر مسوولان را هم به دست آورد. شاید این تفاوت باعث شود که این‌بار وضعیت فرق کرده و نتایج بهتری از سال 76 به بار آید. تفاوت مهم دیگری که به نظر می‌رسد میان وضعیت امروز با دوران خاتمی به وجود آمده در ارتباط با نگاه رهبران غرب به ایران است. نگاه غربی‌ها در 16 سال پیش به ایران متاثر از نگاه از بالا به پایین بود. به‌زعم برخی از رهبران غربی در آن روز، از ایران (و سایر کشورها) یک سری انتظارات و توقعاتی می‌رفت و آنها هم باید به آن انتظارات و توقعات گردن می‌نهادند. اما به واسطه تحولات زیادی که در این 16 سال بالاخص در خاورمیانه رخ داده، آن پارادایم به نظر می‌رسد از بسیاری جهات دچار تغییر و تحول شده. تا آنجا که به ایران مربوط می‌شود، غربی‌ها متوجه شده‌اند که صرف انتظار یک طرفه و توقعات یک‌سویه از ایران، و اینکه اگر آن انتظارات برآورده نشد از طریق تحریم‌ها ایران را مجازات کرده و تحت فشار قرار دهیم تا تسلیم شده و «اطاعت» کند، خیلی جواب نداده و نمی‌دهد. به تصدیق بسیاری از مقامات و کارشناسان غربی، ظرف یک دهه گذشته سنگین‌ترین و جدی‌ترین تحریم‌ها علیه ایران به‌کار گرفته شد و اگر چه تاثیرات مخرب بر اقتصاد ایران و زندگی مردم وارد آورد، اما باعث نشد تا ایران پرچم سفید را بالا ببرد. بالاخره و با وجود همه فشارها تهران توانسته تا به امروز سر پا بایستد. تحریم‌ها جدای از آنکه مشکلات و تنگناهای زیادی برای ایران به وجود آورد بدون آنکه نتیجه مورد انتظار غرب عایدش شود، در عین حال باعث اعتراضات زیادی هم در خود غرب شده. کم نبودند نویسندگان، صاحب‌نظران و کارشناسان غربی که در اعتراض به دولت‌های متبوع‌شان تحریم‌های علیه ایران را غیراخلاقی، غیرانسانی و از نظر وجدانی غیرقابل دفاع خواندند. اعتراضات داخلی بر غرب، سر پا ماندن و تسلیم‌ناپذیری تهران و بالاخره ستمی که به مردم ایران می‌رود باعث شده است مسیر تحکم و فشار خیلی پاسخ‌های مطلوب غرب را به همراه نیاورد. بنابراین آنان از انتخاب دولت جدید در ایران استقبال کرده و امیدوارند تا بتوانند با این دولت به یک توافقاتی برسند. مشکل غربی‌ها البته فقط در کم‌اثر بودن تحریم‌ها نیست. واقعیت تلخ برای غربی‌ها آن است که اگر تحریم‌ها قرار بوده مانع از توسعه و پیشرفت‌های برنامه هسته‌یی ایران شود، در عمل این اتفاق نیفتاده. ظرف یک دهه گذشته و با وجود تحریم‌ها ایران توانسته به هر قیمتی بوده برنامه‌های هسته‌یی‌اش را به پیش ببرد. بنابراین برای غربی‌ها دو گزینه بیشتر نمانده: تحریم‌های بیشتر؛ حمله نظامی. هر دو این گزینه‌ها به زبان آسان هستند اما در عمل بسیار مشکل و دردسرآفرین. تحریم‌های بیشتر به جز اینکه فشار بیشتری بر مردم ایران وارد کند، بعید به نظر می‌رسد که حاصل دیگری برای غرب در پی داشته باشد. دست‌کم ظرف 10 سال گذشته این‌گونه بوده و عمده تاثیر منفی تحریم‌ها روی مردم بوده و خیلی کم دولت را به دردسر جدی انداخته. البته ظرف دو سال اخیر که تحریم‌ها صادرات نفتی و بانک‌های ما را هدف گرفتند دردسر‌های سنگین و کاملا جدی برای نظام به وجود آمد. اما نکته مهم آن است که با وجود همه دردسر‌های جدی و سنگینی که تحریم‌ها برای نظام به وجود آوردند، آن انتظار مطلوب غربی‌ها همچنان اتفاق نیفتاد. بنابر‌این گزینه تحریم‌های جدید جدای از همه مشکلات و مصایبی که برشمردیم خیلی هم رویش ننوشته که باعث تسلیم ایران شود. گزینه نظامی از تحریم‌ها هم نامعلوم‌تر و دردسرآفرین‌تر است. درباره سوریه که یک هزارم توان و بنیه ایران را ندارد، به علاوه بیش از دو سال جنگ داخلی توان رژیم بشار اسد را خیلی کاهش داده و باعث شده که بسیاری از مناطق کشورش را از دست دهد و نتواند آنها را از مخالفین بگیرد، معذلک و با وجود همه اینها غربی‌ها سرانجام گزینه نظامی را کنار گذاشتند. می‌توان حدس زد که درباره ایران آن دغدغه‌ها و ملاحظات چندین و چند برابر می‌شود. گزینه نظامی، یا جمله معروف اوباما که «گزینه نظامی هم روی میز قرار دارد» بیشتر یک ژست سیاسی و دیپلماتیک است تا یک واقعیت و تهدید جدی. بنابراین نه تحریم‌های بیشتر و نه تهدید نظامی به نظر نمی‌رسد انتظارات غربی‌ها را برآورده کند. و دقیقا از اینجاست که آنان از انتخاب روحانی این‌گونه استقبال کرده و امیدوارند با آمدن ایشان، دریچه تازه‌یی در مناسبات میان ایران و غرب از جمله گشایشی در بن بست مذاکرات هشت ساله با 1+5 به وجود‌ آید. می‌ماند کلامی هم درباره خودمان. گفتن اینکه غربی‌ها به این نقطه رسیده‌اند که سیاست فشار و تحریم نتایج مطلوب‌شان را به بار نیاورده، صد البته به معنای آن نیست که متقابلا ما پیروز میدان بوده‌ایم. اگر نگاه جامعی به وضعیت اقتصادی‌مان بیندازیم، ریختن همه بار مسوولیت (آن‌گونه که اصولگرایان بیان می‌کردند) بر گردن احمدی‌نژاد و «سوءمدیریت» را عامل همه نابسامانی‌ها دانستن، همانند داستان معروف سر فرو بردن کبک در برف است. ‌ای کاش واقعا اینچنین می‌بود و همه مشکلات و نابسامانی‌های اقتصادی ما به واسطه سیاست‌ها و در نتیجه سوءمدیریت احمدی‌نژاد می‌بود. اما بدبختانه این‌گونه نیست. این درست است که تحریم‌ها باعث نشد که سر ما خم شود، اما روی دیگر سکه بهای سنگینی است که مردم و اقتصاد ملی کشور برای تحریم‌ها پرداخته‌اند. بنابراین این فقط غربی‌ها نیستند که به دنبال تغییری در بن‌‌بست میان ایران و غرب هستند، ما نیز اگر بیشتر از آنها نباشیم خیلی کمتر هم نیستیم. بنابراین چشمان منتظر و دعاهای ما هم بی‌صبرانه بدرقه راه سفر «روحانی» به نیویورک است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208