تاریخ درج خبر : 1392/07/02
کد خبر : ۹۲۵۶۵
+ تغییر اندازه نوشته -

نقش باورهای فرهنگی در توسعه اقتصادی استان

سایت استان: دارا کریمی نژاد*

امروزه پرورش و تقویت آگاهانه ی ارزش ها و باورهای فرهنگی برای حفظ هویت مستقل فرهنگی ضرورتی انکارناپذیر است و در کنار این امر مهم و حتی برای پاسداری از آن لازم است واقعیتها و مبادی فرهنگی توسعه را بررسی نماییم و از تجارب ملل توسعه یافته در جهت اعتلاء فرهنگ جامعه استفاده کنیم.

مقدمه :

امروزه پرورش و تقویت آگاهانه ی ارزش ها و باورهای فرهنگی برای حفظ هویت مستقل فرهنگی ضرورتی انکارناپذیر است و در کنار این امر مهم و حتی برای پاسداری از آن لازم است واقعیتها و مبادی فرهنگی توسعه را بررسی نماییم و از تجارب ملل توسعه یافته در جهت اعتلاء فرهنگ جامعه استفاده کنیم. در نظر بسیاری از اندیشمندان، موفقیت جوامع توسعه یافته به نوعی از باورها و هنجارهای موجود در آن جامعه یا زمینه مناسب برای رشد این باورها و سنتها وابسته است . حدود چهار قرن به طول انجامید تا با طی دوره های رنسانس ونهضت اصلاح دینی و روشنگری، زمینه های فکری و فرهنگی مناسب برای توسعه مغرب زمین مهیا شد . در سراسر دوران مذکور نوعی خردگرایی با تکیه بر واقع گرایی و آینده نگری مشاهده می شود و برخی از عناصر فرهنگی مثل حاکمیت نگرش علمی بر باورهای فرهنگی ، توجه معقول به دنیا و مسائل مادی ، اعتقاد به برابری انسانها و نظم پذیری جمعی، از نتایج محسوس این زمان به حساب می آیند. بشر امروز، دیگر فرصت تجربه آن دوره های پرماجرا را ندارد و ناچار است نکات عمده مثبت آن را با معیارهای عقلانی بشناسد و از آنها بهره برداری کند. شناخت بعد فرهنگی توسعه از یک سو امکان گزینش مزایای فرهنگی دیگران را فراهم می سازد و ما را قادر می سازد تا در مقابل فرهنگ قاهر و سلطه جوی غرب از ورود عناصر نامناسب و زوائد فرهنگی جلوگیری نماییم و از سوی دیگر ، با چنین شناختی می توان وجوه متعدد یک توسعه پایدار و راه رسیدن به جامعه سالم را مشخص ساخت. بازنگری فرهنگ خودی با معیارهای عقلانی و از موضع آگاهی ، زمینه ی نقادی سنتها و ارزش ها را مهیا می کند .

– بیان مسأله

استان کهگیلویه و بویر احمد دارای موقعیت مناسب جغرافیایی ، معادن و منابع طبیعی فراوان و نیروی انسانی مستعدمی باشد . با وجود این که منطقه ای بالقوه غنی است اما آمار و اسناد نشان می دهد جزء فقیرترین و محروم ترین مناطق کشور است که سرمایه گذاری ها و کمکهای دولتی هم نتوانسته گره از مشکلات اقتصادی آن بگشاید و همانگونه که به باور جامعه شناسان امر توسعه ، توسعه ی جامعه نیازمند تغییر و تحول در بنیان های فرهنگی جامعه است ،به نظر می رسد که توسعه نیافتگی استان را باید در بنیادهای فرهنگی آن جستجو کرد. تجربه ممالک موفق هم نشان می دهد که توسعه در جایی رخ می دهد که نهادهای اجتماعی آن ظرفیت توسعه پذیری داشته باشند . بنابراین برای رسیدن به اهداف توسعه اقتصادی ، در انتخاب استراتژیها و تلاشها لازم است بیش از همه بر رفع مشکلات فرهنگی تمرکز نموده و به اولویت های فرهنگی توجه شود که این مسئله با توسعه تفکر علمی ، تحول فکری و درک منطق اقتصادی امکان پذیر می باشد زیرا هیچ جامعه ای نمی تواند بدون گذر از مرحله تحول فرهنگی ، فکری و آماده سازی افکار عمومی به توسعه اقتصادی نایل شود. پیشرفت و توسعه ، حاصل نگرش خاصی به عالم است و بدون ایجاد این نگرش خاص ، پیشرفت و ترقی ممکن نیست که این نگرش خاص بیانگر لزوم وجود یک «فرهنگ مناسب» برای توسعه است . یعنی عامل فرهنگ از جایگاه ویژه ای در توسعه برخوردار است که بی توجهی یا کم توجهی به آن تمام برنامه های توسعه را با ناکامی مواجه خواهد ساخت . بنابراین لازم است به صورت خاص رابطه فرهنگ و توسعه را کاملا شناخته و در برنامه توسعه به آن توجه شود . از دیدگاه پارسونز مهمترین وجه و اساس توسعه ، توسعه ی فرهنگی است که بدون انجام آن امکان ندارد توسعه واقعی در حوزه های مختلف نیز تحقق پیدا کند .و ضرورت دارد قبل از حرکت به سمت توسعه ، سنت ها ، ارزش ها ، هنجارها ، نگرش ها و رفتارهای فرهنگی مناسب برای تحقق توسعه را در جامعه ایجاد کرد . در این راستا لازم است در ابتدا به شناسایی و تقویت سنت ها ، ارزش ها ، هنجارها ، نگرش ها و رفتارهای فرهنگی مناسب برای توسعه جامعه ، تلاشی سنجیده و سیستماتیک انجام شود ، ؛زیرا فرهنگ و اقتصاد دارای خاستگاهی یگانه اند ،خاستگاه هر دو جامعه است و لذا نسبت این دو را باید در خاستگاه آنها کاوید . جامعه را می توان نوعی نظام اجتماعی به حساب آورد ، زیرا نظام ، مجموعه ای هدفمند و متشکل از عناصر و اجزای دارای مناسبات متقابل است . در جامعه نیز افراد ، دارای روابط متقابل اند و نظام اجتماعی ، نتیجه این مناسبات متقابل است . در واقع نظام اجتماعی معلول ، مناسبات اجتماعی است . مناسبات اقتصادی انسانها ، از جمله مناسبات اجتماعی آنها محسوب می شود .
از آنجا که جامعه ما به عنوان یک جامعه در حال توسعه و در حال گذر از ساخت سنتی به ساخت مدرن است می خواهیم بدانیم نوع تصور مردم استان از آخرت گرایی ، تقدیرگرایی و چگونه است ؟این باورها چه تأثیری بر توسعه نیافتگی اقتصادی استان دارد؟همچنین برخی موانع که از لحاظ فرهنگی در شکل دهی الگوهای ذهنی و سرمشق رفتاری (pattern) نقش دارند و توسعه اقتصادی استان را شدیداً تحت تأثیر قرار داده اند ، مشخص شوند.

ضرورت تحقیق

این تحقیق در پی شناخت تأثیر نوع تصور مردم کهگیلویه و بویر احمد از آخرت گرایی ، تقدیرگرایی بر توسعه نیافتگی اقتصادی استان می باشد که شناخت و تأثیر این هنجارها و باورها می تواند برای برنامه ریزان امر توسعه استان مؤثر واقع شود ، لذا می توان در این تحقیق کارکرد کاربردی قائل شد.
به طور کلی اهمیت و کارکرد مطالعات مربوط به نوع تصور مردم از هنجارهای فرهنگی (آخرت گرایی، تقدیرگرایی ) را می توان در مورد زیر خلاصه کرد: بدینگونه که:
1-اهمیت بررسی و نوع تصور مردم از هنجارهایی مثل آخرت گرایی، تقدیرگرایی و در آن است که با مطالعات مربوط به جامعه شناسی توسعه ارتباط تنگاتنگی دارد.
2-شناخت میزان نوع تصور مردم از این هنجارها و باورها و تأثیر آن بر توسعه نیافتگی اقتصادی استان ابزار مفهومی ارزشمندی است .
3-پرورش و تقویت آگاهانه ارزش ها و باورهای فرهنگی مثبت برای حفظ هویت مستقل فرهنگی ضرورتی انکار ناپذیر است.
4-ضرورت دارد قبل از حرکت به سمت توسعه ، سنت ها ، ارزش ها ، هنجارها ، نگرش ها و رفتارهای فرهنگی مناسب برای تحقق توسعه را در جامعه ایجاد کرد.
5-اگر عناصری در فرهنگ بومی باشد که نسبت به توسعه عکس العمل منفی نشان دهند این امر مانع توسعه منطقه می گردد.

اهداف تحقیق

بطور کلی در هر مطالعه علمی در باب پدیده ها و واقعیت های اجتماعی ابتدا این سؤال مطرح می گردد که هدف از این شناخت و بررسی چیست؟
به طور ویژه اهداف تحقیق حاضر به شرح زیر است:
1-شناخت هنجارهای بومی در استان مثل تصور مردم از آخرت گرایی ، تقدیرگرایی .
2-بررسی تأثیر این نوع تصور از هنجارها بر توسعه نیافتگی اقتصادی در استان.
3- شناساندن باورهای منفی ومثبت فرهنگی .
4- حذف موانع باورهای منفی توسعه به ویژه توسعه اقتصادی .

جامعه آماری، واحدآماری، تعیین حجم نمونه :
– جامعه آماری:
جامعه آماری این پژوهش افراد 20 ساله وبالاتردر استان کهگیلویه و بویراحمد می باشند .
واحد آماری:
واحد آماری یا واحد تحلیل این تحقیق فرد یا افرادی 20 ساله وبالاتر هستند که در استان زندگی می کنند .

رابطه باورهای فرهنگی و توسعه یافتگی در آراء جامعه شناختی :
مطالعه وبررسی تطبیقی آرا ء عمده جامعه شناسان در زمینه باورهای فرهنگی که می تواند باورهای فرهنگی موضوع تحقیق حاضر را نیز شامل شود و ارتباط آن با توسعه یافتگی اقتصادی به باورهای آدمیان ما را به یک رهیافت کلی رهنمون می کند که لازم است به اختصار بدان پرداخته شود.
دیدگاه جامعه شناسان مکتب کلاسیک :

-1-ماکس وبر(1864-1920)

وبر از جمله جامعه شناسان مکتب کلاسیک می باشد که در مورد فرهنگ و توسعه نظریه پردازی نمود .این جامعه شناس آلمانی با تبیین ریشه های ظهور سرمایه داری ، عوامل مؤثر و تشکیل دهنده نظام سرمایه داری در مغرب زمین چگونگی توسعه یافتگی وصنعتی شدن جوامع غربی را تبیین نموده و در این تبیین عناصری چون عقلانیت را مورد بحث قرار داده است.وبر بر زندگی عقلانی انسانی در جامعه تأکید دارد . این پویش عقلانی شدن جهان به این معنی است که قدرت به میزان زیادی از دست رهبران سیاسی سنتی خارج شده و در اختیار نظام دیوان سالاری و سازمان های رسمی که بیش از پیش تبلور عقلانیت بوده قرار گرفته است.محور اصلی بحث وبر آن چنان که در اثر معروفش تحت عنوان ” اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری” بر می آید، شناسایی وریشه های ظهور سرمایه داری است واین که چرا نظام سرمایه داری وبه دنبال آن توسعه صنعتی در مغرب زمین محقق شد و در سایر جوامع چنین نظامی به منصه ظهور نپیوسته است .وی برای نیل به این مقصود و ریشه های نظام سرمایه داری به مطالعه تاریخی به خصوص از منظر توجه به مذهب ، اخلاق و اصلاحاتی که در آن بوجود آمده بود می پردازد.وبر به این رهیافت تأکید می کند که محقق شدن نظام سرمایه داری در مغرب زمین نیازمند روحیه ای خاص و به تعبیری ،زمینه ای اخلاقی،روانی ،اجتماعی و فرهنگی خاص بوده که جوامع غربی با همراه شدن باچنین زمینه و روحیه خاص توانسته اند به نظام سرمایه داری و در نهایت جامعه ای صنعتی دست پیدا کنند.(تلخیص:ازکیا 1384-151)
ماکس وبر از راه تحقیق درباره توسعه اقتصادی در نظام سرمایه داری و مذهب پروتستان به این نتیجه رسید که سه بدعت عمده در اصول فکری مسیحیان پروتستان وجود داشته که موجب شده پروتستان ها پیشگام نظام سرمایه داری تلقی گردند ، این سه بدعت عبارتند از :
1- منع هرگونه واسطه میان خالق و مخلوق
2- دخالت عقل در ایمان
3- کوشش برای بهبود معاش و یا رسالت کار
از نظر وبر ، بدعت سوم نقش اصلی را در توسعه اقتصادی نظام سرمایه داری ایفا کرده است . به نظر او اخلاق پروتستان که از مردم دعوت می کند ، از تنبلی و سستی در کار اجتناب کنند و با کوشش ، جوامع خود را صنعتی نمایند ، یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اقتصادی نظام سرمایه داری بوده است. همین بینش است که گردآوری مال و ثروت را مکروه نمی داند همچنانکه صرفه جویی و امساک را همواره می ستاید.
عده ای به تقلید از عقاید ماکس وبر برای کشورهای جهان سوم ، عناصری از فرهنگ را برشمرده اند که بسیار فراتر از عقاید ماکس وبر است و با ملاحظه عناصر فرهنگی در فرهنگ غرب ، آنها را برای کشورهای جهان سوم ضروری دانسته اند . به عنوان مثال می توان به برخی از این عناصر اشاره نمود.
1- نگرش مطلوب نسبت به دنیا و مظاهر آن
2- نگرش و برخورد علمی با مسائل و اهمیت دادن به نقش عقل
3- اعتقاد به برابر بودن انسان ها و احترام به حقوق دیگران
4- لزوم نظم پذیری جمعی
5- عدم تعارض فرهنگی در جامعه
6- اعتقاد به توسعه

2- دیدگاه مکتب نوسازی و رابطه توسعه و فرهنگ :

دیدگاه نوسازی به عنوان یکی از دیدگاه های غالب در ادبیات توسعه مطرح می باشد . جامعه شناسان مکتب نوسازی در مفهوم نوسازی معمولا به ابعادی چون تفکیک و تمایز اجتماعی نقش ها و دگرگونی در کنش ها و غالب شدن کنش های عقلانی و منطقی در بین افراد جامعه توجه دارند .نوسازی ، دیدگاهی است که در پی تبیین موانع درونی وداخلی در کشورهای جهان سوم می باشد. به تعبیری این نظریه معتقد است ساختارهای درونی و داخلی جوامع را آماده و مستعد پذیرش پویش های نوسازی سازیم. الگوی عملی آنها تجربه تاریخی مغرب زمین و کشورهای پیشرفته وتوسعه یافته غربی است و بر مبنای دیدگاه تطوری ای که از آن بر خوردارند ونیز به واسطه ایده ال و کمال مطلوب شمردن آنچه که در مغرب زمین محقق شده است ، به نوعی الگوی توسعه و متجدد شدن غربی را پذیرفته و با عنایت به سازوکارهای درونی کشورهای توسعه یافته که زمینه ساز توسعه یافتگی و متجدد شدن آنها شده است،فقدان تحقق این سازوکارها رادر کشورهای غیر غربی و توسعه نیافته جستجو می کنند. همچنین بر مبنای جستجو وپژوهش خود،که برخاسته از مدلهای غربی است ،به ارائه راه حل و نسخه نویسی در خصوص این کشورها می پردازند. طرفداران این دیدگاه عناصری چون خردورزی وتعقل گرایی،نظم داشتن،سازمان داشتن،مشارکت،تقدیرگرانبودن،محاسبه گر بودن و عناصر دیگر را به عنوان خمیر مایه های اولیه جریان نوسازی بر می شمارند وسطوح تحلیل خود را با توجه به وضعیت موجود ،بدون توجه به گذشته تاریخی آنها در قالب سه سطح خرد، میانی و کلان قرار میدهند.در سطح خرد بر عواملی چون زمینه های روانی ، امتیازهای فردی ومتغیرهایی چون وجود روشنفکران و مروجین،تجار،انسانهای حاشیه ای، جوانان و نوگرایی آنها ، بنگاه داران و غیره تأکید دارند. در سطح میانی بر عواملی چون وجود مدارس ،کارخانجات وسازمانهای تولیدی،شرکت های تعاونی ،انجمن ها و گروهای پیشرووهادی و غیره متمرکز می شوند.در سطح کلان نیز بر چگونگی نظام ارتباطات،نظام آموزشی ،نظام بوروکراسی دولتی و ارتش ،شهر نشینی،صنعتی شدن و غیره توجه می کنند.در قالب این دیدگاه کارهای تجربی زیادی هم صورت گرفته است در این زمینه می توان از کارهای تجربی “آلکس اینکلس –و دیویداسمیت”،”کاردانیل لرنر”،در خاور میانه تحت عنوان گذار از جامعه سنتی ،”کارلئونارد دوب”-“اورت راجرز”را نام برد،که در بحث های نظری این دیدگاه به آنها خواهیم پرداخت . از لحاظ تجربی وروش شناختی می توانیم بگوییم که متغییر های مستقل مورد نظر این نظریه در خصوص متغیر وابسته یعنی نوسازی در سطوح فردی و جمعی عبارتند از:
– میزان همدلی و اعتماد به یکدیگر و یا به برنامه ها وسیاست های خاص
– میل به پیشرفت و موفقیت
– میزان ودرجه آینده گرایی در مقایسه با حال گرایی و به خصوص گذشته گرایی
– وقت شناسی و اهمیتی که به عنصر زمان داده می شود و بر داشتی که از آن وجود دارد
– پذیرش خطر(ریسک پذیری)
– عمل گرایی و ارزشی که برای کار و عمل قائل هستند
– عام گرایی در برابر خاص گرایی
– فعال بودن در مقابل انفعال گرایی و تعهد نسبت به کار و عمل
– دنیا گرایی
– میزان تقدیر گرایی و عدم تقدیر گرایی
– استقلال فردی و عدم وابستگی به دیگران به خصوص نزدیکان
– تفسیر و درک فرد از تغییر و تحول
– میزان حساب گری فرد
– خوش بینی و بد بینی
– تجربه گرایی
– نظم و وجدان کاری
– توجه به ابتکار و خلاقیت و کارهای یدی
– نقش پذیری و بر خورداری از شخصیت انتقالی
با توجه به سطوح مطرح شده و متغیر های مورد توجه در بحث نو سازی،می توانیم مراحل زیر را در انجام مطالعات مربوط به نوسازی مورد توجه قرار دهیم.
1- طرح مسأله که در آن ویژگی های جوامع سنتی و مدرن بر شمرده خواهند شد،با تأکید بر جامعه مورد مطالعه.
2- در این مرحله بر مبنای ویژگی های تعیین شده از دو جامعه سنتی و مدرن تیپ های دو جامعه مشخص خواهد شد.
3- در مرحله سوم به تجربی کردن تیپ های مشخص شده می پندارند.
4-با کار تجربی میزان نوسازی در جامعه مورد مطالعه مشخص خواهد شد.
5- در مرحله نهایی به ارائه عوامل مؤثر در جریان نوسازی می پندارند ، عواملی که می تواند در سطوح خرد،کلان ومیانی مطرح شود.
-پایه های نظری دید گاه نوسازی :
دیدگاه نوسازی در ادبیات توسعه و علوم اجتماعی به دلیل اینکه بر خاسته از دیدگاه گسترده و غالبی چون دیدگاه ساختی –کارکردی بوده است و طیف وسیعی از اندیشمندان این حوزه را به خود مشغول داشته است ، از گستردگی و وسعت بالایی بر خوردار است.
– حوزه نظریه های نوسازی روانی :
نظریه پردازان این حوزه ،واحد تحلیل و مطالعه خود را در سطوح میانی و عمدتا فردی قرار داده اند .به عبارتی واحد تحلیل آنها نظام های شخصیتی افراد در جوامع سنتی و مدرن است. نظریه پردازان این حوزه نقطه شروع نو سازی را در نو سازی انسان و نظام شخصیتی او می بینند و معتقدند که با تحقق نو سازی و نو شدن انسان سایر جنبه های نوسازی یعنی نوسازی اجتماعی ،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی ظهور پیدا می کنند و کاری به ساخت های پهن دامنه اجتماعی ندارند، بلکه متمرکز بر کنش ها ، رفتارهای فردی و بین فردی در سطوح خرد و میانی هستند و به این دلیل نظریه پردازان این حوزه بیشتر از منظر روان شناسی اجتماعی به مسائل مربوط به نو سازی می نگرند. در این حوزه نظریه صاحب نظرانی چون دانیل لرنر – اینکلس و اسمیت –مک کله لند- وراجرز-مورد بررسی قرار گرفته است.

1-2 اینکلس و اسمیت

اینکلس و اسمیت نیز از جامعه شناسانی هستند که به ابعاد روانی تغییر اجتماعی و نو سازی توجه دارند. به عبارتی نقطه شروع تجدد و نو شدن را در نو سازی انسان می دانند و انسان و معیار هایی را بر می شمارند. اینکلس می گوید که:((خصوصیت بر جسته انسان نو دو جنبه دارد:یکی داخلی و دیگری خارجی،یکی به محیط وی مربوط می شود و دیگری به وجه نظرها ، ارزشها و احساسات او))
آنها عناصر محیطی را در قالب متغیرهایی چون شهری شدن ،تعلیم و تربیت،ارتباط توده ای ، صنعتی شدن،سیاسی شدن،کار در کارخانه و غیره می بینند و برای معیار های درونی در خصوص انسان نو و مدرن به ویژگی ها و معیار های زیر توجه دارند:
-آمادگی انسان برای قبول و پذیرش تجربیات تازه و استعداد او برای ابداع و تغییر
– بر خورداری از عقاید آزاد و توجه به تنوع عقاید و آگاهی از اختلاف آنها با یکدیگر
– معطوف بودن او به حال و آینده تا به گذشته و بر خوردار بودن از وقت شناسی و نظم و انظباط
– تمایل داشتن به برنامه ریزی و سازمان دهی امور
– کار آمد بودن یا داشتن ایده و توانمندی تسلط بر محیط
– قابل محاسبه دانستن جهان
– احترام به دیگران
– اعتقاد به علم و تکنولوژی
– احترام به برابری و رعایت حقوق دیگران

2-2دیوید مک کله لند :

در میان دیدگاه های روانی مربوط به نوسازی و توسعه دیدگاه مک کله لند در ادبیات توسعه و نوسازی کرارا مطرح شده است. او کارخود را با این پرسش شروع می کند که چرا برخی از کشورها بر خوردار از توسعه اقتصادی هستند و برخی دیگر فاقد توسعه یافتگی هستند . او به دنبال عوامل مفقوده ای است که موجب توسعه نیافتگی شده است. در جستجوی این عوامل مک کله لند مساله انگیزش را در نظریه نوسازی در قالب ویروسی ذهنی تحت عنوان ((میل و نیاز به پیشرفت))مورد توجه قرار داده و معتقد است که این از کشفیات روانشناسی در خصوص توسعه و رشد اقتصادی است. و این ویروس ذهنی را ((روش خاصی از فکر کردن می داند که نسبتا کمیاب است، ولی هنگامی که در شخصی این ویروس حادث می شود وی را وادار می سازد که به شیوه ویژه ای پشتکار داشته باشد.))در ذهن شخص این ویروس نمودار اندیشه هایی است که سروکار آنها با ((خوب انجام دادن کاری ))و یا ((انجام دادن کاری به نحوی بهتر از پیش است )):یعنی کاراتر ، سریع تر و با زحمت کمتر و با نتیجه و غیره می باشد.مک کله لند برای تبیین تجربی کار خود ادبیات دوره های مختلف و کشورهای مختلف را بررسی کرده وبه این نتیجه میرسد که در ادبیاتی که ویروس((میل به پیشرفت )) حضور داشته ،شاهد رشد و توسعه اقتصادی آن ملت نیز بوده ایم . وی بین “نیاز به پیشرفت “و تولید ناخالصی ملی در جوامع معاصر قائل به نوعی همبستگی است.مک کله لند یافته های خود را نزدیک به اندیشه ماکس وبر در خصوص اخلاق پروتستان وروحیه سرمایه داری می داند. به نظر مک کله لند درونی سا ختن “میل به پیشرفت” از طریق فرایند جامعه پذیری از همان اوایل زندگی افراد باید صورت گیرد و سپس از طریق آموزشهای لازم و مطبوعات و سایر نوشته ها این میل را باید تقویت کرد. او در خصوص تقویت این نیاز و میل که خود از آن تحت عنوان ویروس ذهنی نام برد و مواردی چون:1- رهبری هر کشور باید با هر وسیله ممکن عقیده و انگیزه برای توسعه را افزایش دهد،2-برگزاری دوره های آموزشی برای تقویت انگیزش بازرگانان ، 3-ضرورت آموزش عالی زنان در کنار آموزش مردان ،را به عنوان توصیه هایی جهت رشد و توسعه اقتصادی مطرح می کند. به نظر مک کله لند “میل و نیاز به پیشرفت ” را نباید تنها عامل لازم برای نوسازی تلقی نمود ،بلکه باید آن را به عنوان عامل کلیدی در نظر گرفت. نیز باید توجه داشت که انگیزش به نوسازی از لحاظ روانشناسی دارای دو جنبه است که یکی از آنها فضیلتی شخصی ،یعنی میل به پیشرفت،و دیگری فضیلتی اجتماعی است،یعنی علاقه به سعادت دیگران و در نهایت معتقد است که برای احراز موفقیتهای اقتصادی به دو عنصر روانی نیاز است که یکی از آنها میل به اثبات برتری خود بر دیگران است و دیگری نیاز به بالا بردن سطح رفاه عمومی است.مک کله لند در خصوص شرایط اجتماعی مؤثر در نیاز به موفقیت به عواملی چون آموزش در خانواده ،طبقه اجتماعی و والدین،تحرک اجتماعی و ایدئولوژی اشاره می کند.

2-3- اورت راجرز :

در میان نظریه پردازان توسعه و نوسازی از راجرز می توانیم به عنوان جامعه شناسی نام ببریم که با تأکید بر متغیرهای فردی و مربوط به نظام های شخصی افراد ،در قالب بحث خرده فرهنگ روستایی به پویشهای نوگرایی در میان روستاییان پرداخته است .در اینجا به اختصار به اندیشه او اشاره می کنیم.به نظر راجرز تغییر چیزی جزاندیشه و نظری نیست که فرد آن را جدید و نومی پندارد و شیوع به معنای فرآیندی است که اندیشه و نظری نواز منبعی منتشر و اشاعه می یابد و قبول یک اندیشه به معنای تصمیم به تحقق بخشیدن کامل آن است.راجرز با توجه به تعدادی از مطالعات خود چنین نتیجه گرفت که در بعضی از فرهنگها عموما زمینه برای نوآوری نسبت به فرهنگ های دیگر بیشتر است . به نظر او فرایند قبول یک اندیشه نو که متضمن یادگیری آن اندیشه و همچنین تصمیم گیری درباره آن است ، در پنج مرحله عینیت می یابد:1)آگاهی 2)علاقه 3)ارزشیابی 4)آزمایش 5)قبول آن اندیشه نو.به نظر راجرز کسانی که اندیشه نوعی را سریع می پذیرند هر یک از این مراحل را نیز با سرعت پشت سر می گذارند و بر عکس کسانی که دیر می پذیرند هر یک از این مراحل را نیز به کندی پشت سر می گذارند . به نظر او معمولا افرادی که خیلی زود تغییر یا روحیه جدیدی را می پذیرند ،از سایرین جوان ترند وپایگاه اجتماعی بالاتری دارند .همچنین به نظر راجرز نوآوران در آغاز خود را کجروانی می شناسند که پا را از نظام اجتماعی خویش فراتر نهاده اند ،همچنانکه دیگران نیز چنین تصوری را در مورد آنها دارند ، ولی خود را با گروههایی که رفتار آنها را درست می دانند هم هویت می دانند.راجرز ماموران بهداشت ،فرهنگیان و کارآموزان ترویج کشاورزی را به عنوان اشاعه دهندگان و ناشران ایده های جدید می داند . در نهایت اینکه راجرز در تحلیل خود متمرکز بر ویژگی های فردی،روانی وانگیزشی است و معتقد است که از لحاظ روانی باید نوعی آمادگی در افراد برای پذیرش تغییرات نو وجدید وجود داشته باشد که آنها را تحت عنوان وجهه نظرها مطرح می کند. وی معتقد است که عناصری چون انگیزه ها ،ارزشها و وجهه نظرها- در قالب خرده فرهنگ دهقانی – عناصر اصلی و کلیدی برای فهم رفتار به شمار می آیند . به نظر راجرز عناصر خرده فرهنگ دهقانی،عناصری اند که مانع نوآوری و پذیرش تغییرات در جوامع روستایی می شوند و به تعبیری مانع تجدد و نوسازی اند . این عناصر عبارتند از:
1- عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی
2- فقدان نوآوری
3- تقدیر گرایی
4- پایین بودن سطح آرزوها و تمایلات
5- عدم توانایی چشم پوشی از منافع آنی به خاطر منافع آتی
6- عدم توجه به عنصر و اهمیت زمان
7-خانواده گرایی
8- وابستگی به قدرت دولت
9- محلی گرایی
10- فقدان همدلی
بنا بر این با اتکاء به نظریات جامعه شتاسانه ایی که در بخش تئوری و نظریه پردازی تحقیق به آنها پرداخته شد ، تأثیر باور های فرهنگی را بر توسعه نیافتگی اقتصادی استان در تحقیق حاضر به بوته آزمایش گذاشته می شود.
فرضیه های تحقیق :
1-به نظر می رسد بین متغیر تصور از تقدیر گرائی نزد مردم وتوسعه نیافتگی اقتصادی استان ک وب رابطه وجود دارد.
2- به نظر می رسد بین متغیر تصور از آخرت گرائی نزد مردم وتوسعه نیافتگی اقتصادی استان رابطه وجود دارد.

– گزارش یافته ها :

در این فصل به بحث و نتیجه گیری درباره نتایج به دست آمده از آزمون فرضیات می پردازیم.
بحث ونتیجه گیری درباره متغیر تقدیرگرایی
برای سنجش تقدیرگرایی چندین سؤال از ابعاد متفاوت طرح کردیم.از جمله اینکه: کسی از بدبختی به خوشبختی نمی رسد مگر آنکه خودش عوامل بدبختی را دور کند.
– اگر آدمی خود را در معرض خطر قرار دهد و آسیب ببیند قضای خداوند و قانون اوست واگر از آن بگریزد آن هم قانون خدا وتقدیر اوست.
– قضای الهی یک عامل محدود کننده برای انسان به شمار نمی رود .
– هر چه پیش آید خوش آید .
– چوفردا شود،فکر فردا کنیم.
– حوادث و سرنوشت انسان ها از پیش تعیین شده است.
– آدم ها در تغییر قضاوقدر و سرنوشت خود هیچ نقشی ندارند.
– ما بازیچه دست روزگاریم.
این گویه ها با طیف لیکرت سنجیده شدند و اکثریت بالای پاسخگویان با جواب دادن به گزینه های خیلی زیاد و زیاد این سؤالات را مورد تأثیر قرار دادند. بنابراین ثابت می شود جامعه مورد مطالعه یک جامعه سنتی است که در آن باورهای فرهنگی در توسعه نیافتگی اقتصادی آن نقشی بسزا دارند.” تقدیرگرایی” از مسایل دیرینه‌ای است که در تمام تمدن‌ها به‌صورت یک مسأله بارز مطرح بوده و علاقه نوع انسانها به سوی آن کشیده شده است. این مسأله که آیا انسان در انجام کارها مختار است و زور و فشاری پشت سر آن نیست و یا اینکه مجبور است و در حقیقت عوامل مرئی و نامرئی او را به سوی هدف خاصی سوق می‌دهند از قدیم الایام مورد توجه همه یا اکثریت افراد بشر بوده و هر یک از آنان در حدود استعداد خود به تحلیل آن پرداخته است. به هر حال هر انسانی که بهره‌ای از تفکر دارد، مایل است بداند که نقشه زندگی انسانها، به دست خود آنها ترسیم می‌گردد ویا طراح و برنامه‌ریز، کس دیگری است ؟ تفسیر رایج و عوامانه این است که دست تقدیر به عنوان یک عامل نامریی و مرموز، گریبان هر انسانی را گرفته و از بدو تولد تا لحظه مرگ او را به همان جهتی که می‌خواهد هدایت می‌کند و انسان خواه ناخواه، همان مسیر را طی کرده و هیچ‌گونه حق انتخاب ندارد. ضرب المثل‌هایی از قبیل «هرچه باداباد» ، «هرچه پیش آید خوش آید» ، «این نیز بگذرد» و نظایر آن، تصادفی در زندگی روزمره ما جا بازنکرده است. تکرار این عادات فکری، انسان را از تلاش و کوشش باز می‌دارد. درچنین شرایطی فرد به موجودی کاملاً شکست خورده مبدل می‌شود. باید ببینیم چرا داشتن همت و پشتکار که در ضرب المثل «از تو حرکت از خدا برکت» تجسم می‌یابد در فرهنگ ما کم رنگ تر شده و فرد را از عرصه زندگی واقعی دور می‌سازد. در هر حال تقدیرگرایی «پدیده ای اجتماعی» است که ریشه در تجربه‌های تاریخی و مسایل سیاسی دارد وا درمان آن نیاز به واکاوی ریشه‌ها و پیامدها دارد. همچنان که از دیدگاه نظریه پردازان مکتب نوسازی توسعه ، همچون اورت راجرز هم بر این نکته تأکید دارند که “عناصر خرده فرهنگ دهقانی مانع نوآوری و پذیرش تغییرات در جوامع می شوند وبه تعبیری مانع تجدد و نوسازی هستند و یکی از این عناصر را تقدیر گرایی می داند”.(ازکیا:1377)155)
همچنین “اینکلس و اسمیت” از جمله جامعه شناسان مکتب نوسازی هستند ،که به ابعاد روانی تغییر اجتماعی و نوسازی توجه دارند. اینکلس می گوید که “خصوصیت برجسته انسان نو دو جنبه دارد : یکی داخلی و دیگری خارجی ، یکی به محیط وی مربوط می شود و دیگری به وجهه نظرها ، ارزش ها و احساسات او”. (همان ص 111)
همچنین ماکس وبر،از جامعه شناسان مکتب کلاسیک هم سه بدعت عمده را در تفکر پروتستان مهم دانسته که موجب شده نظام سرمایه داری در غرب شکل بگیرد:
1- منع هر گونه واسطه میان خالق و مخلوق
2- دخالت عقل در ایمان
3- کوشش برای بهبود و یا رسالت کار

از نظر وبر ،بدعت سوم نقش اصلی را در توسعه اقتصادی در نظام سرمایه داری ایفا کرده است به نظر او اخلاق پروتستان از مردم دعوت می کند، از تنبلی و سستی در کار اجتناب کنید و با کوشش ، جوامع خود را صنعتی نمایند و همین امر یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت اقتصادی نظام سرمایه داری بوده است.
آنچه از این فرضیه بدست می آید، باتوجه به اینکه همه مردم منطقه مسلمان اند و دین اسلام مردم را به عقل ، تفکر ، کار و کوشش ( لیس الانسان الی ماسعی ) دعوت کرده ولی باز هم باورها و سنت های رایج بیشتر بر تقدیر گرایی تأکید دارند و اکثریت مردم تقدیرگرا هستند.
-بحث و نتیجه گیری در مورد متغیر آخرت گرایی
برای سنجش متغیر آخرت گرایی سؤالاتی با طیف لیکرت مطرح نمودیم از جمله اینکه:
– توجه به دنیا زمانی مذموم است که در جهت آخرت نباشد.
– برای دستیابی به آخرت باید از دنیا گذشت.
– کسی که دنیا را ندارد ،آخرت را هم ندارد.
– انسان نباید وقتش را برای امور دنیوی صرف کند.
– آباد کردن این جهان و جمع آوری ثروت و خود داری از خرج کردن، راه رستگاری است.
– زندگی چه تلخ و چه شیرین ، سرانجام مردن را در پی دارد ، پس خیلی حرص نخوریم .
– مالی را که کسی جمع می کند برای آینده دیگران است وخود فرد سودی نمی برد .
– جهان مادی و همه تعلقات دنیوی بی اعتبارند و هر چه هست ،آخرت است.
– توجه به آخرت موجب رکود، خمود و عقب افتادگی فرد می شود.
اکثریت جامعه آماری با جواب دادن به گزینه های خیلی زیاد و زیاد این گویه ها را مورد تأیید قرار دارند . بنابراین همچنان که در فرضیه قبل اشاره شد به دلیل سنتی بودن جامعه مورد مطالعه و وجود هنجارها ، ارزشها ، سنت ها ، باورهای موجود آخرت گرایی را می توان متغیری دانست که با توسعه نیافتگی اقتصادی جامعه مورد نظر رابطه دارد.
به نظر جامعه شناسانی همچون ماکس وبر که محقق شدن نظام سرمایه داری در مغرب زمین را نیازمند روحیه ای خاص و به تعبیری زمینه ای اخلاقی ،روانی،اجتماعی و فرهنگی خاص می داندکه جوامع غربی،همراه شدن با چنین زمینه و روحیه ای خاص توانستند به نظام سرمایه داری و در نهایت جامعه ای صنعتی دست پیدا کنند. به نظر وی انجام وظایف دنیوی در هر موقعیتی ، تنها شیوه زندگی مقبول خداست و خواسته خدا حفظ این ویژگی است . چنین اندیشه ای زمینه پس انداز هر چه بیشتر و در نهایت سرمایه گذاری ریسک پذیری را فراهم نمود و از طرفی، همراه شدن با مؤلفه هایی چون قدرت حسابرسی دقیق و نظم سازمانی توانمند ناشی از عقلانیت ، نظام سرمایه داری غرب را بوجود آورده اند. وبر بر مبنای نوع کنش ها و روابطی که در بین افراد وجود دارد ، گروههای جماعتی و انجمنی را از یکدیگر تفکیک می کند و معتقد است روابط در جماعت به صورت بسته است. و روابط در انجمن بصورت باز است. وبر روابط جماعتی را متکی بر احساسات ذهنی متعاملین اجتماعی می داند. جایی که احساسات ذهنی به صورت سنتی و عاطفی نمایان می شوند و روابط انجمن را در قالب روابط عقلانی جایی که توجه به منافع و مصلحت بر احساسات ذهنی برتری دارند در نظر می گیرد. (ازکیا:1377:79)
بنابراین با توجه به مطلب فوق جامعه آماری مورد مطالعه که متناسب نوع جامعه جماعتی وبر است یعنی مبتنی بر احساسات و عواطف می باشد، متغیر آخرت گرایی می تواند در توسعه نیافتگی اقتصادی جامعه مؤثر می باشد. مسلما وقتی در جامعه ای تأکید بر بی وفایی و بی ارزش بودن مال دنیا و حداقل معشیت گذاشته شود تا جایی که دنیا گرایی تقبیح شود و به افراد کم درآمد وعده بهشت در دنیای دیگر داده شود، این ضدیت در باورها و هنجارها ی مردم منطقه آنها را که علاقمند به کار زیاد ، پس انداز و سرمایه گذاری هستند دلسرد می نماید و نمی توان همانند ممالک پیشرفته انتظار کار و تلاش فوق العاده و خطر جویی (اقتصادی) از مردم داشت.
از طرف دیگر این فرضیه هم از نظر نظریه پردازان مکتب نوسازی در حوزه نظریه های نوسازی روانی مورد تأیید قرار می گیرد . این نظریه پردازان، واحد تحلیل و مطالعه خود را در سطوح میانی و عمدتاً فردی قرار داده اند. به عبارتی واحد تحلیل آنها نظامهای شخصیتی افراد در جوامع سنتی و مدرن است. اورت راجرز از جمله نظریه پردازان نوسازی،با توجه به مطالعات خود چنین نتیجه گرفت که:در بعضی از فرهنگها عموماً زمینه برای نوآوری نسبت به فرهنگ های دیگر بیشتر است. وی همچنین به عناصری چون : انگیزه ها،ارزش هاو وجهه نظرها در قالب خرده فرهنگ دهقانی اشاره دارد(ازکیا:1377)115)
آنچه مسلم است این است که وجود چنین باورهایی در جامعه یکی از مهمترین دلیل توسعه نیافتگی اقتصادی منطقه را موجب شده است. بنابراین فرهنگ سازی ، آگاه نمودن و جامعه را به سمت عقلانیت سوق دادن مهمترین پیش نیاز هر نوع توسعه در جامعه می باشد.

5 -خلاصه و نتیجه گیری نهایی :

در این بررسی سعی شد که به مطالعه نمونه هایی ازباورهایی فرهنگی که برتوسعه اقتصادی استان تأثیر گذار هستند بپردازیم. به همین منظوراز منظر جامعه شناسی به تلفیقی از نظریات جامعه شناسان مکتب کلاسیک از جمله “ماکس وبر” و جامعه شناسان مکتب توسعه از جمله “راجرز” در مورد فرهنگ و رابطه آن با توسعه استفاده نموده ودر نهایت فرضیات تحقیق را به آزمایش گذاشتیم.
در کل بیش از نیمی از پاسخگویان این تحقیق، معتقد به سرنوشتی از پیش محتوم و باور به تعیین آن توسط نیروی ماوراء الطبیعه هستند.آنچه از یافته های پژوهش منتج می شود این است که 75/67 درصد پاسخگویان به تقدیر گرایی و 75/75 درصد پاسخگویان به آخرت گرایی اعتقاد بالایی دارند.ضریب همبستگی بین تصور از تقدیرگرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی57/ درصد است و فرضیه اول که مربوط به رابطه معنی دار به تصوری که مردم از تقدیر گرایی در امور دارند ، توسعه نیافتگی اقتصادی با 95/ اطمینان تأیید می گردد.
در فرضیه دوم تحقیق که عبارت بود از وجود رابطه میان تصور از آخرت گرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی ضریب همبستگی کندال 37/0 و در ضریب همبستگی اسپرمن 489/0 می باشد که نشانگر وجود رابطه مستقیم بین دو متغیر است بدین معنی که بین نوع تصور از آخرت گرایی در نزد مردم و توسعه نیافتگی اقتصادی رابطه وجود دارد. بنابراین این فرضیه در هر دو سطح معناداری 05/0 و 01/0 مورد تأیید قرار می گیرد.
پیشرفت و توسعه، حاصل یک نگرش خاص به عالم است و بدون ایجاد این نگرش خاص، پیشرفت و ترقی ممکن نیست و این نگرش خاص بیانگر لزوم وجود یک (فرهنگ مناسب) برای توسعه است . بنابراین عامل فرهنگ از جایگاه ویژه ای در توسعه برخور دار است . بی توجهی و کم توجهی به آن تمام برنامه های توسعه را با ناکامی مواجه خواهد ساخت . بنابراین لازم است به صورت خاص رابطه فرهنگ و توسعه را کاملاً شناخته و در برنامه های توسعه به ان توجه کافی مبذول داشت.
بدیهی است توسعه و رشد باید در این دنیا صورت گیرد و این مسأله با به کارگیری عقل، به منظور تسخیر نیروها و منابع موجود در طبیعت به نفع بشر، ممکن می شود. حال اگر انسانها زندگی و حیات این دنیا را مذموم بدانند طبیعتاً این دیدگاه، در اعمال و افکار آنان اثر می گذارد . مگر نه اینکه رفتارها و اعمال انسان در این دنیا ناشی از فرهنگ و بینشی است که بر شخصیت او حاکم است؟ و مگر غیر از این است که رفتارهای پایدار خاص متعلق به انسان نتیجه و متأثر از فرهنگی خاص است . اگر این مطلب را بپذیریم و رفتارهای انسان را معلول طبیعی افکار و اعتقادات او بدانیم به ناچار این را هم باید قبول کنیم که اعتقاد به مذموم بودن دنیا در رفتار انسان مؤثر است و این امر واضحی است که اگر کسی دنیا را فی نفسه مذموم ( نامطلوب ) بداند ، سعی و تلاش به منظور حداکثر استفاده ممکن از منابع موجود در طبیعت نمی کند و هرگز برای دستیابی به سطح بالاتری از رفاه مادی به تلاش فوق العاده دست نخواهد زد. بلکه به حداقل اکتفاء خواهد نمود کسی که چنین کند به توسعه دست نمی یابد چرا که یکی از ابعاد توسعه، تلاش برای حداکثر استفاده از منابع موجود و سعی در دستیابی به سطح بالاتر از رفاه مادی است‌. بنابراین به عنوان اولین شرط برای توسعه اقتصادی باید استفاده از دنیا را نامطلوب ندانیم. رواج قضا باوری در دنیای پر تکاپو و تلاش طلب و سر شار از رقابت امروز عملا منسوخ است، به ویژه که بینش اسلام به ما دستور می دهد:«لیس الانسان الا ماسعی» و«هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون»؟در نهایت آنچه از این پزوهش به دست می آید، این است که نوع تصور از برخی باورهای فرهنگی موجود در فرهنگ مردم و توسعه اقتصادی نه تنها تعارض وجود دارد ،بلکه می توانند توسعه ستیز هم باشند.

-پیشنهادات اجرایی:

-تاثیر برخی باورها و عناصر فرهنگی منفی به عقیده نویسنده زنگ خطری برای توسعه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی می باشد، در صورت بی توجهی می تواند توسعه نیافتگی در همه ابعادرا موجب شوند ، بنابراین لازم است با بررسی ها و مطالعات محققانه و علمی، مسائل موجود در فرهنگ جامعه بررسی شود، سپس در قالب سیاستهای اصولی و برنامه ریزی های جامع توسط مجریان امرعملیاتی شوند.
– از آنجایی که باورهای فرهنگی نقش اساسی در شکل گیری توسعه همه جانبه استان داشته و دارند، از همین رو ،شناخت باورهای فرهنگی مثبت و منفی می تواند زمینه ساز توسعه باشند .بنا براین با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش و متناسب با فرهنگ موجود برای اجرای هر نوع توسعه ای می توان برنامه ریزی نماییم.
-باز اندیشی کامل و همه جانبه در فرهنگ و شناسایی نکات مثبت و منفی باورها ،ارزشها ،هنجارها و سنتهایی که در افکار و اعمال افراد رسوخ کرده است.
– نگرش معقول و مطلوب نسبت به دنیا از پیش نیازهای فرهنگی موثر بر توسعه است :
بدیهی است توسعه و رشد باید در این دنیا صورت گیرد و این مسأله با به کارگیری عقل، به منظور تسخیر نیروها و منابع موجود در طبیعت به نفع بشر، ممکن می شود. حال اگر انسانها زندگی و حیات این دنیا را مذموم بدانند طبیعتاً این دیدگاه، در اعمال و افکار آنان اثر می گذارد ؛ مگر نه اینکه رفتارها و اعمال انسان در این دنیا ناشی از فرهنگ و بینشی است که بر شخصیت او حاکم است؟ و مگر غیر از این است که رفتارهای پایدار خاص متعلق به انسان ، نتیجه و متأثر از فرهنگی خاص است . اگر این مطلب را بپذیریم و رفتارهای انسان را معلول طبیعی افکار و اعتقادات او بدانیم به ناچار این را هم باید قبول کنیم که اعتقاد به مذموم بودن دنیا در رفتار انسان مؤثر است و این امر واضحی است که اگر کسی دنیا را فی نفسه مذموم ( نامطلوب ) دانست، سعی و تلاش به منظور حداکثر استفاده ممکن از منابع موجود در طبیعت نکرده و هرگز برای دستیابی به سطح بالاتری از رفاه مادی به تلاش فوق العاده دست نخواهد زد. بلکه به حداقل اکتفاء خواهد نمود و کسی که چنین کند به توسعه دست نمی یابد چرا که یکی از ابعاد توسعه، تلاش برای حداکثر استفاده از منابع موجود و سعی در دستیابی به سطح بالاتر از رفاه مادی است‌. بنابراین به عنوان اولین شرط برای توسعه اقتصادی باید استفاده از دنیا را نامطلوب ندانیم.
– اعتقاد به توسعه از عوامل و پیش نیازهای فرهنگی موثر بر توسعه اقتصادی است ‌:
اعتقاد به توسعه به این معناست که مردم واقعاً باور داشته باشند که باید توسعه پیدا کنند چرا که توسعه یک انتخاب است و فقط در سایه چنین باوری است که میتوان به اهداف توسعه رسید. اعتقاد به توسعه با عقیده به جبر و اینکه انسان را در برخورد با پدیده ها، عاری از اراده و اختیار بدانیم در تناقض است . چرا که توسعه یک انتخاب است و انتخاب مسأله ای است که بدون داشتن اختیار ممکن نیست ؛ بدین جهت اگر جامعه ای معتقد باشد که تلاش افراد آن، تأثیری در سرنوشت آنها ندارد، این جامعه در راه توسعه گام بر نخواهد داشت و به علاوه مشکلات دوران گذار را نیز نمی تواند تحمل کند.بنابراین برای تحقق رشد و توسعه وضعیت مردم و دست اندرکاران از سه بعد باید روشن باشد،آنان باید: – بدانند – بخواهند – و بتوانند

فهرست منابع

-آزاد ارمکی، ت.،1378، جامعه شناسی جامعه شناسی ایران، تهران، مؤسسه نشر کلمه.
-آزاد ارمکی، ت.،1376، نظریه های جامعه شناسی، تهران، سروش.
ازکیا،م،137،جامعه شناسی توسعه،تهران،کلمه
بیکر، ت.،1377، نحوه انجام تحقیقات اجتماعی، ترجمه، هوشنگ نایبی، تهران، روش.
– باتامور، تی،بی.، 1367، طبقات در جوامع جدید، ترجمه احمد مجدالدین، تهران، دانشگاه شهید بهشتی.
-بیرو، الف.،1366، فرهنگ علوم اجتماعی،ترجمه باقر ساروخانی، تهران، مؤسسه کیهان.
-ناببی، اِ.،1381، روش های تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه رضا فاضل، تهران، سمت (دو جلد).
-توسلی، غ.، 1369،نظریه های جامعه شناسی، تهران، سمت.
-توسلی، غ.، 1380، جامعه شناسی دینی، تهران،سخن.
تأمین، م.،1373، جامعه شناسی قشربندی و نابرابری های اجتماعی، ترجمه نیک گهر، تهران،توتیا.
-ترنر، ج.، 1382،ساخت نظریه جامعه شناسی، ترجمه، لهسایی زاده، شیراز،نوید.
جانسون، ر.، 1379، تحلیل آماری چند متغیری کاربردی،ترجمه نیرومند،مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد.
-دورکهایم، الف.، 1374، قواعد روش جامعه شناسی، ترجمه علی محمد کاردان، تهران، دانشگاه تهران.
-رفیع پور، ف.، 1370، کندوکاوها و پنداشته ها، تهران، شرکت سهامی انتشار.
-رفیع پور، ف.،1378، آناتومی جامعه،تهران، شرکت سهامی انتشار.
-رفیع پور، ف.، 1379، توسعه و تضاد، تهران، شرکت سهامی انتشار.
-ریتزر،ج.، 1377، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه ثلاثی، تهران، انتشارات علمی.
-ساروخانی، ب.، 1373، روش های تحقیق در علوم اجتماعی، تهران، انتشارات سمت، جلد اول و دوم.
-ساروخانی، ب.، 1382، تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، تهران، سهامی انتشار.

*مدرس دانشگاه و پژوهشگر مسایل اجتماعی(دانشجوی دکترای جامعه شناسی)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • پوری فیض الهی می‌گه:

    مطمئنا یک نفر نصفشو هم نخونده. ا وه چه حالی داشته طرف. ظاهرا دکتراست.راستی محمود جان خدایی خودت خواندیش

  • جمشید می‌گه:

    دکتر جان عذر می خوام ولی ظاهرا خودت و ارام یک سایت خبری -تحلیلی را با جلسه ی دفاع پایان نامه اشتباه گرفتید . کار جالبی نیست .لااقل بزن توی سایت های جامعه شناسی یا متناسب با فضای سایت مطلب بزن . قرار نیست به هر قیمتی عکس تون رو سایت بمونه . با سپاس

  • کاردان می‌گه:

    مقاله علمی و جالبی بود لذت بردم.دستت درد نکند دکتر

200x208
200x208