تاریخ درج خبر : 1392/07/05
کد خبر : ۹۵۲۶۲
+ تغییر اندازه نوشته -

دموکراسی واقعی اصلاحات در ایران

سایت استان: احسان داورپناه

دموکراسی واقعی اصلاحات در ایران دو بخش اساسی دارد الف) بخش حکومتی ب) بخش مردمی یا همان جنبش اجتماعی که هر دو این گرایشها مشروع و اصلاح طلب هستند و شیوه گذار انها به مردم سالاری مسالمت امیز است. البته پرواضح است که جنبش اجتماعی به معنای شورش اجتماعی نمی باشد. اصلاحات در 8 سال اخیر از بخش حکومتی محروم بوده و فقط بخش جنبش اجتماعی آن در این مدت فعال بوده و با همه سختی ها نقش آفرینی میکرده پیروزی اقای روحانی در انتخابات سال 1392باعث شد جریان اصلاحات دوباره جایگاهی در حکومت پیدا کند ولی این جایگاه نباید ما راغافل کند و متصور شویم که دیگر نیازی به جنبش های اجتماعی نیست باید بدانیم که جامعه مدنی ما که در این 8 سال به شدت ضعیف شده است و باید ان را دوباره بازسازی کنیم وبدانیم که برای شکل گیری جامعه مدنی تنوع گرایی و تکثر گرایی را باید به رسمیت بشناسیم و افرادی که از خیلی لحاظ ها با هم متفاوتنند در زیر پرچم حکومت دور هم جمع شوند و خواسته های خود را دنبال کنند باید متوجه باشیم که حکومتی که میخواهد یک جامعه متکثر داشته باشدباید ظرفیت های خاصی در خود ایجاد کند و احزاب پرقدرت تشکیل دهد بنابرین در حال حاضر که قدرت از دست اصولگرایان خارج شده است افرادی که خود را اصلاح طلب معرفی میکننند واز جامعه مدنی دم میزنند باید بدانند که اصلاحات به دنبال پاک کردن هیچ کس از صفحه روزگار نیست و جریان اصلاح طلبی معتقد میباشد که هرکس باید بر اساس وزن اجتماعی خود قدرت را در دست داشته باشد ایران برای همه ایرانیان است و ما نمیخواهیم کسی را از چیزی محروم کنیم اصلاحات مجموعه ای است از کامیابی ها و ناکامی ها عمده ترین کامیابی جریان اصلاح طلبی فعلی در ایران طولانی بودن طول عمر ان میباشد و حاکمیت گفتمان اصلاحات در جامعه است امروزه میبینیم که در میان افراطی ترین جریان ضداصلاحات هم گفتمان اصلاحات حاکم شده و در جریان انتخابات ها گاه از شعارهای الهام گرفته از شعارهای اصلاح طلبی استفاده میکنند در تاریخ کشورما جنبش های اصلاحی دیگری هم وجود داشته است اما همگی بسیار کوتاه تر از جنبش اصلاحی اخیر بوده اند و ثانیا یکی با شهادت امیر کبیر در حمام فین کاشان و دیگری با کودتای 28 مرداد دچار یک وقفه و مکث طولانی شدند حال انکه جنبش اصلاحی فعلی علاوه بر دوره 8 ساله خود اقای خاتمی در طول 8 ساله احمدی نزاد وحتی بعد از اعتراضات مردمی سال 88 و جنایاتی همچون کهریزک همچنان پایدار مانده و علی رغم تمام تلاش های از پیش تدارک دیده شده برای نابود کردن این جنبش مردمی این حرکت با پیروزی اقای روحانی دوباره در قالب اعتدال دوباره شکوفه داد مسلما در این 8سال که دولت اصولگرا بود همان جنبه مردمی جنبش اصلاحات بود که نگذاشت که عده ای حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنندهمین اعتراض ها و فرهنگ سازی ها بودکه نگذاشت عده ای اشکارا این قصد را بیان میکردند و عده ای دیگر هم بدون اینکه داد بزند و بگویند که ما میخواهیم قانون اساس را تغییر دهیم تا به جای جمهوری اسلامی حکومت اسلامی بگذاریم و فقط بااقداماتی همچون تعطیلی واحد های صنفی مردمی و تبدیل انتخاباتها به انتصابات میخواستند این کار را عملی کنند مثلا همین انتخابات اخیر تهدید کردن اقای خاتمی برای مجبورکردن اوبه عدم شرکت و فشارهای همه جانبه برای ردصلاحیت اقای هاشمی همه با این هدف انجام شد که عملا در این برهه زمانی که بخاطر حوادث بعد ازانتخابات 88 و رفتارهای عجیب و غریب محمود احمدی نزاد ودولتش و فشار های اقتصادی دیوار اعتماد بین قشری از مردم و حکومت لرزان شده بود مردم را ناامیدترکنند و ازحضور در انتخابات دلسرد کنند و با دور کردن مردم از صندوق های رای نقش مردم را در تعیین سرنوشتشان کمرنگ تر کنند بنابرین دلیلی نداشت با ساز و دهل اعلام کنند که خواستار حکومت اسلامی هستند یا همین بحث خانه نشین کردن دلسوزان نظام و در حصر و بند قرار دادن رجال سیاسی و عدم اجازه برگزاری راهپیمایی برای مناسبتهای مختلف من جمله روز جهانی گارگر و خودی و غیر خودی کردن های مکرر وایجاد فضایی مسموم و سرشار از تهمت و بطلان علیه بزرگان همه و همه با هدف دورکردن نظام از دموکراسی دینی و مردم سالاری و سوق دادنش به سمت حکومت اقتدارگرایان بوده ولی خوشبختانه با درایت اقای خاتمی و همکاری اقای رفسنجانی و حضور این بزرگان دربطن جریان انتخابات علی رغم تمام ناملایمت ها و انتخاب اقای روحانی بار دیگر نقش جنبش مردمی اصلاحات برای همگان روشن شد اما من معتقدم مقداری از این تظلم فعلی جریان اصلاحات ناشی ازناپایبند بودن بخشی از جریان اصلاحات به اصول اصیل اصلاح طلبی ودموکراسی خواهی و فرصت طلبی و عدم پایبندی به اداب دموکراسی بوده برخی از اصلاح طلبان که قشر قلیلی نیز می باشند گاهی خود نیز به همان درد اصولگرایان مبتلا میشوند و در سیاست ورزی ناتوان میشوند و برای فهم پدیده ها از مفاهیمی همچون ((صفر و صد))((اهورا و اهریمن ))((نورو ظلمت)) و ((دیو و دلبر )) استفاده میکنندو با اصرار برادله ای همچون هر کس با ما نیست بر ماست و هر کس طرفدار خاتمی هست درست است و بقیه غلط و صفرو صدی کردن مسائل عدم توانایی خود در سیاست ورزی نشان میدهند ویا هم با فرصت طلبی و استفاده از فضای مجازی به صورت تمام و کمال در مقابل کوچکترین مسائل قد علم میکنند و ناخواسته تزریق کننده درجه ای از انگیزه و همگرایی به جریان اصولگرایی میشوند تا انها نیزبا تمام قوا و با استفاده از صدا وسیما به حمایت از خود به منظور عقب نشینی جریان اصلاحات بسیج شوند اینان گاه مبارزه سیاسی را تبدیل به یک دوئل میکنند و در این دوئل ها نمی توان از طرفین بحث تقاضای استدلال داشت نمبتوان کمترین توقع امتیاز و عقب نشینی را داشت حتی اگر بدانند در اشتباه محض میباشند نتیجه این چنین بحث هایی جز حذف یکی از طرفین نمیباشد و تاریخ سیاسی ایران هم مملو از قهرمانان مبارزه سیاسی است که در منطق مبارزه شان چیزی جز مطالبه همه یا هیچ نبود در حالی که در جدل های سیاسی طرفین ضمن انکه مطالبات صددرصدی خود را مطرح میکنند در عمل اماده مذاکره هستند و در صورت کوتاه امدن طرف مقابل بر روی مطالبات 50 و 60 درصدی تمرکز میکنند مثال این مسئله حادثه ای در دانشگاه زنجان بودکه ماجرای هوسبازی یک استاد خطاکار نسبت به یک دانشجوی دختر بی دلیل ابعاد ماجرا را از سطح یک فساد و جرم فردی در دانشگاه را مبدل به یک پرونده ملی می کنند تا جایی که در روز تحصن دانشجویان سطح مطالبه خود از ان ماجرا را تا سطح عزل وزیر بالا میبرند طبیعی است تا وقتی که ما اصلاح طلبان از دل یک خطای فردی مطالبات ملی را به نفع خود و بر علیه جناح مقابل به مردم پمپ میکنیم و ازخطای خود دانشجویان حاضر در این قضیه که برای استاد مذکور با دام زمینه خطا را فراهم کرده اند میگذریم قوه قضاییه هم باید با تحت شعاع قرار دادن اصل جرم درصد گوشمالی کسانی در اید که فرصت طلبانه کوشیدند ازان پرونده در جهت تامین منویات سیاسی خود بهر برداری کنند به طور کلی برخی اصلاح طلبان نابخردانه و گاهی عامدانه با انتساب پرونده ها و مسائل از شخص به کلیت اصولگرایی و گاه نظام به صورت طبیعی محافظه کاران را تحریک و تهیج به قرار گرفتن پشت سر خاطیان ان پرونده ها میکنند البته من قبول دارم اصولگرایان در موارد مشابه بدتر از این را انجام میدهند ولی به قول محمد خاتمی(( اگر قرار باشد ما هم شبیه انها برخورد کنیم چه فرقی است بین ما و انها)) انتظار داشتیم با رهبری جریان اصلاحات توسط اقای خاتمی و صحبت های ایشان در روز بعد از انتخابات و پیروزی اقای روحانی این بد اخلاقی ها را از جانب اصلاح طلبان دیگر شاهد نباشیم ولی متاسفانه در همین مدت محدود و چند ماهه بعد از پیروزی اقای روحانی این رفتارها کمتر که نشده اند بلکه شدت هم گرفته اند اولین مورد از این موارد را در حین جشن و شادی های خیابانی بعد از پیروزی اقای روحانی شاهد بودیم توهین به اقای جلیلی کاندید شکست خورده که خود اقای خاتمی به این شعارها واکنش دادند و فرمودند ((پایی که امروزاز شادی در جشن انتخابات و فوتبال بر زمین کوبیده میشود به برکت پایی است که در جبهه ها جامانده)) و ((باید یاد بگیریم به مخالفانمان بد و بیراه نگوییم و گرنه چه فرقی است بین ما و انها )) و((این پیروزی برای ما تمرین دموکراسی خواهی خواهد بود)) تا شاید اصلاح طلبان بدانند که باید حرمت اسم اصلاح طلبی را نگه دارند و بدانند که به بهانه بدبودن انها در 8 سال گذشته و به اسم انتقام حق ندارند هر حرفی بزنند و هرکاری بکنند ولی مدتی نگذشته بود که رفتار برخی از اصلاح طلبان نشان داد که انها معنی دموکراسی را بد فهمیده اند و به جای مفاهیم والای دموکراسی ان با گردش قدرت از سوی اصلاح طلبان به سمت اصولگرایان و برعکس به صورت متناوب اشتباه گرفته اند به این صورت که طی مراسم معرفی کابینه در مجلس نماینده شهرستان کهگیلویه طی نطقی در مجلس صحبتهایی را بیان داشتند نطقی که در وهله اول نحوه بیان مناسبی نداشت و برخی مسائل محتوایی ان هم بسیار تاسف اور بودند و بسیاری از مردم را ناراحت کردند هرچند معتقدم ان نطق قسمت های خوبی هم داشت به هر صورت بررسی دقیق این نطق از حوصله این متن خارج است ولی چیزی که بسیار بدتر بود واکنش غیر منطقی برخی از اصلاح طلبان این استان بود نقد هایی شد که چه عرض کنم بیشتر شبیه فحاشی بود لفظ هایی که دل هر انسانی رابه درد می اورد ایا این فحاشی ها ان هم به صورت گسترده درفضای مجازی چیزی جز همان لفظ مشهور اقای بزگواری یعنی((چماق ))نبود ولی اینباراز نوع نرمش و از سوی اصلاح طلبان مگر حرفای اقای خاتمی تکلیف را بر همگان مشخص نکرده بود؟ ایا این بداخلاقی ها و بزرگنمایی و کش دار کردن این مسئله جز برای حذف همیشگی ایشان از سیاست نبود؟ مگر ما نمیگوییم گه اصلاح طلبیم و مخالف حذف افرادیم؟اما اخرین مورد که امیدوارم واقعا دیگر اخرین مورد باشد مساله خانم الهه راستگو در شورای شهر تهران بود خانمی که با لیست اصلاح طلبان وارد انتخابات شد ولی به قولی هم برای انتخاب ریاست شورای شورای شهر و هم برای انتخابات شهردار تهران به گزینه مطلوب اصولگرایان رای داد و به همین خاطرتوسط اصلاح طلبان از ((حزب اسلامی کار)) و از ((مجمع زنان اصلاح طلب)) اخراج شد اخراج ایشان و تهاجم رسانه ای شدید بر علیه ایشان به بهانه نادیده گرفتن انضباط تشکیلاتی توسط ایشان بوده وحتی برخی ایشان را به خریده شدن رایشان توسط اقای قالیباف متهم کردند اما ما باید بدانیم که این مسئله که هر کس عضو حزبی بود باید درهمه مسائل و رای گیری ها تابع نظر آن حزب باشد خیلی وقت است که در غرب به عنوان یک قاعده همیشگی شناخته نمیشود اگر چنین بود شاید دیگر نیازی به رای گیری برای مصوبات مجلس نبود و تکلیف همه مصوبات بر اساس تعداد نمایندگان هر حزب و جناح از پیش معلوم بود. چنانچه که در مورد کسب مجوز حمله به سوریه گروهی از نمایندگان هم حزبی نخست وزیرانگلیس هم به این درخواست نخست وزیر جواب رد دادند و مهمترازاین با این قبیل اقدامات ازادی عمل نمایندگان را سلب میکنم برنده نشدن نباید به نادیده گرفتن قواعد مبارزه دموکراتیک منجر شود و بخش از ادب دموکراسی درک ادب شکست است این کارها ها نشان دهنده عدم مدارای سیاسی درون یک گروه سیاسی مدعی حمایت از مدارای سیاسی و اعتدال و میانه روی است شاید یادشان رفته است که در زمان انتخابات سال 88 در میان ستاد های میرحسین موسوی ستادی به اسم اصول گرایان حامی میر حسین بود ایا اصولگرایان باید بخاطر زیر سوال بردن انظباط تشکیلاتی انها را اخراج میکردند با اینکه مسلما میدانیم که حساسیت انتخاب ریاست جمهور بسار بیشتر از حساسیت انتخاب شهردار تهران است ودر ضمن رسانه های اصلاح طلب بدانند که چنین رفتاری از سوی انها این گمان را ایجاد میکند که رهبران اصلاح طلب در ایران از رسانه های خود برای فضاسازی برای اعمال مجازات حزبی و سیاسی بهره میگیرند امری که خود به خود اعتبار همگانی این رسانه ها را که در رعایت بی طرفی است مورد تردید قرار میدهد وجالبتر سکوت همین رسانه های اصلاح طلب در قبال حرکت مشابه عباس جدیدی کشتی گیر سابق تیم ملی و قهرمان جهان در جریان انتخاب رییس شورای شهر تهران بود که به نقل از خبرگذاری ها تا چند روز قبل از رای گیری رای خود را چمران(کاندید اصولگرایان) اعلام کرده بود، اما در روز رای گیری به مسجد جامعی(کاندید اصلاح طلبان) رای داد .پرویز سروری از اعضای محافظه کار شورای شهر تهران در مصاحبه با خبرگذاری مهر گفته بود((“یکی از ورزشکاران شورا” به خاطر وعده هایی که اصلاح طلبان به او داده اند به قول خود برای رای دادن به مهدی چمران، رقیب آقای مسجدجامعی عمل نکرده است)).و برخی سایت های محافظه کار در همان وقت، دلیل تغییر رای آقای جدیدی را امیدواری به کسب سمت معاونت نظارت شورای شهر تهران با حمایت اصلاح طلبان دانسته اند و جالب است که همان چند روز بعد اقای جدیدی با حکم مسجد جامعی به همین سمت منتصب شد و برخی از همین افرادی که راستگو را خائن می نامند چرخش رای او را نشانه منش پهلوانی او دانستند پر واضح است که اگر باز هم برخی اصلاح طلبان برتکرار این مدل رفتارها اصرار ورزند محصولی جز سلب اعتماد عمومی و افزودن بر تجربه های شکست خورده چیزی در کارنامه شان اضافه نخواهد شد و در اخر سخن خود را با این جمله سید بزرگوار محمد خاتمی به پایان میبرم

(( زبان صلح را به کودکان بیاموزیم باید بچه‌هایی تربیت کنیم که به غیر از حذف به باهم بودن هم بیندیشند))

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208