تاریخ درج خبر : 1392/07/05
کد خبر : ۹۵۲۷۸
+ تغییر اندازه نوشته -

مراقب فرصت طلبان باشیم

سایت استان: م.افسر

آنچه در این مقال می خواهم بگویم رنجنامه ایست که مدتهاست مثل خوره به جانم افتاده و ول کن هم نیست. در آن مجال که سخن گفتن از درختان بیهوده می نمود و عنان بدست فرصت طلبان افتاده بود ، فکر نفس کشیدن برای دیگران هم در نظرشان بسیار سخت و سنگین بود. انتخابات 24 خرداد 92 خود دلیل قاطعی بود بر خستگی و کسالت و دلبریدگی محض مردم از تفکری که به جایشان تصمیم میگرفت ، می اندیشید و حکم صادر می کرد.

600

مردمی که در تاریخشان به آزادگی و آزاد اندیشی و تعقل و تفکر شهرت داشتند و همیشه مورد تاخت و تاز ترک و عرب و چنگیز و یونان بودند که هویتشان را به تاراج ببرند ، اما نه تنها موفق نشدند که مغلوب فرهنگ و زبان و هویت مردم این خاک شدند . فرصت طلبان در طول این 8 سال هرآنچه در چنته داشتند رو کردند ، اما غافل از آن بودند که آنچه به دنبال مصادره کردنش بودند ، چیزی بود که با گوشت و پوست و خون مردان و زنان این مرز و بوم آغشته شده و هرگز نتوانستند و نمی توانند آن را از صاحبان اصلی اش باز ستانند.

اکنون که دوباره فرصتی بدست آمده هوای تازه ای تنفس کنیم و در هوای اعتدال و امید روزهای خستگی زای گذشته را به فراموشی بسپاریم دوباره همان فرصت طلبانی که ترس از دست دادن قدرت بیمناکشان کرده ، به انواع تلبیس و حیل متوصل شده و از هیچ کوششی برای خارج کردن دلسوزان واقعی مردم از صحنه فروگذار نمی کنند. بساط ترکیبات و واژه هایی مثل افراطیون ، فتنه گران ، خوارج و امثالهم دوباره پهن شده و فرزندان دلسوز این مرز بوم که خطر را می دیدند و هشدار می دادند ، متهم به خیانت می شدند تا دست دزدان رو نشود و به راحتی کار و بارشان جور باشد ، آنها که با قلب حقیقت مورد غضب قرار گرفته بودند و در قلب و فکر مردم جایی نداشتند و ندارند ، اکنون دوباره حیله ای تازه اندشیدند و با پیش کشیدن واژه ای به نام افراطیون سعی در حذف اندیشمندان و متفکران واقعی دارند.بزرگی می گوید : به من بگو چه می اندیشی تا بگویم که هستی.

آنچه میدانیم این است اندیشه ای امتحان خود را پس داده و نشان داده که نه تنها نمی تواند سعادتی برای این مردم به ارمغان بیاورد بلکه سالها این مملکت را به قهقرا برده و تاکی شود که برگردیم به نقطه قبل و بعدها بنگریم چه چیزها از دست داده ایم. حال به قول معروف مومن دوبار از سوراخ گزیده نمی شود و آزموده را آزمودن خطاست ، دیگرنباید اشتباه این 8 سال را تکرار کنیم و وقت درس گرفتن و عبرت آموختن است.

هر روز خبری مبنی بر اختلاسهای متعدد به گوش می رسد و جالب است که تمام این ارقام بالای 1000 میلیارد است. باید پرسید که این همه سرمایه این مردم چگونه به تاراج رفته و کسی خبردار نشده؟ مگر این مردم همان قوم امانتدار و پاکنهاد نبودند که در طول تاریخشان کوچکترین سابقه ای در تضعیف حتی دشمن خود و خوردن حق دیگری نداشتند ، پس چه شد که یکدفعه مختلس و کج دست از آب درآمدند. این فرهنگ از کجا سرچشمه می گیرد و ریشه اش در کجاست ؟ چه کسی بانی این تفکر کثیف بوده و باید با او چه کرد؟ آیا می توان به راحتی از کنار این مساله رد شد و همین طور عده ای غارتگر به چپاول اموال مردم بپردازند ؟

گفتمان اعتدال آن نیست که دوباره عرصه را به کسانی بدهیم که امتحان خود را پس دادند و هیچ گلی بر سر این مردم نزدند بلکه دقیقا عین اعتدال است که با محوریت تحزب اوضاع بدست مدیران لایق و کاربلدی باشد که رنج مردم را کشیده و با درد آنها زندگی کرده اند نه کسانی که تنها تعبیرشان از آزادی ولنگاری بوده و اعتدال، باقی ماندنشان بر مسند قدرت است.

در مراسم معارفه استاندار جدید متاسفانه افرادی مشاهده می شدند که بیم آن می رود دوباره بر مسند قدرت جلوس کنند و باز روز از نو و روزی از نو و دوباره همان آش و همان کاسه باشد و مردم حسرت حضور خود در پای صندوق رای و حمایت دولت اعتدال و امید را بخورند. صد البته با سابقه ای که از آقای دکتر روحانی داریم و برنامه ها و مدیرانی که به کار گماشته خصوصا جناب آقای دکتر خادمی ، امیدواریم همانطور که خود آقای خادمی در مراسم معارفه شان گفتند ، از مدیران کاربلد استفاده کرده و حقیقت را فدای مصلحت قوم گرایی نکنند و با تکیه بر مولفه های شایسته سالاری و خردورزی و دانایی و توانایی تدبیری بندیشند که این استان از ورطه تفکر قبیله گرایی خارج شده و انشاالله سرمشقی باشد برای مدیران و جوانان لایق این استان.

به غیر از مشکلات عدیده اقتصادی و فرهنگی که گریبانگیر استان ما شده ، در حوزه گردشگری،  استان کهگیلویه و بویراحمد می تواند یکی از قطبهای گردشگری در کشور باشد ، اما متاسفانه استانداران قبلی هیچ تدبیری برای این مهم نیندیشیده و از این پتانسیل استان هیچ استفاده ای نکردند. ساماندهی کردن دفاتر خدمات مسافرتی ، هتلها ، رستورانها و خصوصا پارکهای که خوابگاه گردشگران بسیاری شده که وارد این استان شده و از مناطق تفریحی و تاریخی این استان استفاده کرده و در نهایت بدون اینکه ریالی عاید این استان و مردمش بشود تنها زباله های خود را برای مردم به ارمغان آورده و با ایجاد ترافیک خصوصا در مرکز استان از این موهبت الهی استفاده کرده و متاسفانه مردم ما تنها تماشاگر این وضعیت هستند و حسرت نصیب آنها می شود ، امیدواریم با منع پارک خوابی مسافرین وساماندهی هتلها و دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری و حمایت از آنها ، در رونق و حمایت از صنعت گردشگری که دومین صنعت درآمدزا در سطح دنیا می باشد ، خدمتی بزرگ در راستای اشتغالزایی در استان بنمایند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • حسین فریدون می‌گه:

    در جواب افسر منظورم این بود که ایشان درسته یک ناقد ادبی خوب هستند ولی مقاله نوشتن یک موضوع مجزا است که می طلبد جداگانه در ان مورد مطالعه بفرمایند . در ضمن همانطور که شعر لحظه ای نداریم ،مقاله ی لحظه ای هم صیغه ی جالبی نیست . ساختار مقاله مشکل دارد شما با فرصت طلبی در فضای سیاسی استان شروع میکنید و بعد با بحث گردشگری که دغدغه ی همه و بویژه شما می باشد تمام میکنید و قس علیهذا……………این قدر هم بد نقد نباش شاید من نتوانم مقاله بنویسم چه ربطی به ضعف مقاله ی شما داره . نقد مقاله هم مثل نقد شعره

  • حسین فریدون می‌گه:

    ماشاالله جان مقاله ات ضعیفه با یه موضوع شروع می کنی بعد کاملا بی ربط تمومش می کنی .بحث گردشگری یه مقاله مجزا می طلبه حالا تو دغدغه ی همه پی را باید مقاله نویسی را بری مطالعه کنی . نقد شعر اینجا به کار نمیاد

    • افسر می‌گه:

      دوست عزیز من قصد نوشتن مقاله نداشتم فکر نمیکنم هیچ نشانه ای از شعر در اینجا باشه. این تنها نوشته ای بسیار ساده و لحظه ای بود.دوستان خردمندی مثل شما بیایند وبنویسند علمی و درست وحسابی محض اینکه ناتوانی امثال بهنده ثابت شود.

200x208
200x208