تاریخ درج خبر : 1392/07/07
کد خبر : ۹۶۱۷۶
+ تغییر اندازه نوشته -

نقدی بر قومیت گرایی

سایت استان: مجید خوزان

طایفه گرایی به معنای به کار گماردن خویشان و افراد طایفه در صدر مناصب اجرایی بدون توجه به شایستگی های دیگران برای اداره امور می باشد. طایفه گرایی با هدف تقسیم پست ها و مناصب مختلف به عنوان « غنیمت » در میان خویشان و اطرافیان خود بدون توجه به عواقب منفی اینگونه عزل و نصب ها بر سرنوشت شهرستان تابعه و حتی کل استان، صورت می گیرد.

جهان در قرن 21 وارد فاز تازه ای از زندگی و تعاملات شد، در چنین تعاملاتی هیچ کشوری نمیتواند خود را از این تحولات و تعاملات دور نگه دارد و بی اعتنا و منزوی باشد. امروز کشورها و دولت ها نمیتوانند بر خلاف سیر تحولات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جهان برنامه ریزی و تصمیم گیری کنند. جهانی شدن یک فرآیند واقعی است و به معنای تعامل و نزدیکی بیشتر کشورها، ملت ها و فرهنگ ها می باشد و از دل این نزدیکی، تبعات و نتایج بسیاری متوجه تمام افراد جهانی خواهد شد.جهانی شدن موجب میشود اختیارات دولت های ملی، مسوولین حکومت و قانون گذاران محدود شده و کنترل کامل آنها بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ کاهش یابد. با جهانی شدن ارزشها، فرهنگ، سیاست و ایده ها به شکل سیال به دیگر کشورهای جهان میرسد. ایده ها در سطح ملی، قومی و طایفه ای کاهش و حکومتهای خودکامه و دیکتاتوری تضعیف ودیگر نمیتوان مردم را در افکار منجمد و کهنه نگهداشت و افکار غلط و خودخواهانه را بر آنها تحمیل کرد. با رشد تکنولوژی و فناوری ها، جهان به دهکده ای تبدیل شده که همه از احوال و زندگی همه آگاهند.
حال در این فرایند جهانی شدن جایگاه و خواستگاه قومیت ها و طایفه گرایی کجاست؟ طایفه گرایی مانع پیشرفت است یا نه؟ آثار سوء قومیت گرایی و طایفه گرایی چیست؟ اثرات سوء طایفه گرایی تا کجای جامعه سیر میکند؟ طایفه گرایی تا چه حد به شایسته سالاری لطمه وارد میکند؟
شاید قبل از هرچیز دیگری بتوان قومیت گرایی را بزرگ ترین آفت محیط های کوچک سنتی دانست . چالشی که بیگمان در عصر حاضر عنصری نا متجانس با فضای جهان امروزی به شمار می آید و باتمدن و دنیای مدرن در تناقض است. این عصبیت و برتری‌طلبی در بین طایفه ها است که قوم دوستی ستوده را به قوم‌پرستی مذموم تبدیل کرده و جریان فکری و سیاسی را به‌نام طایفه گرایی و قومیت‌گرایی (پان ناسیونالیسم) ایجاد می‌کند. نمود این فرهنگ مذموم در زندگی امروز بعضی کشورهای جهان سومی و اقوامی در ایران، ازجمله لر ، کرد ، ترک ،بلوچ و …مشاهده میشود. در گیرودار انتخاب افراد برای تصدی مشاغل نمایندگی و یا گزینش ها و عزل و نصب های اداری با وضوح بیشتری مشهود می باشد. بیگمان انتخاب بر اساس چنین تفکر و سنجه ای راه را برای برگزیدن افراد اصلح و انتخابی شایسته تر دشوار می سازد و بروز افکار و اندیشه های نو و جوان را با تنگنا روبرو می کند، تا اینچنین شهر و دیار ما همچنان بعد مسافت میان خود و پیشرفت را به وضوح لمس نماید و نتوانیم خود را همراه کاروان رشد و پیشرفت همگام سازیم.
طایفه گرایی به معنای به کار گماردن خویشان و افراد طایفه در صدر مناصب اجرایی بدون توجه به شایستگی های دیگران برای اداره امور می باشد .طایفه گرایی با هدف تقسیم پست ها و مناصب مختلف به عنوان « غنیمت » در میان خویشان و اطرافیان خود بدون توجه به عواقب منفی اینگونه عزل و نصب ها بر سرنوشت شهرستان تابعه و حتی کل استان ، صورت می گیرد. از مهمترین دلایل گرایش به قبیله و طایفه گرایی در بین خواص و نخبگان نبود نهادهای مدرن و نابسامانیهای سیستمی و اجتماعی این نهادهاست.
از این نیز که بگذریم تاکید همراه با تعصب بر برخی آداب و سنن غلط و ناکارآمد آفت بزرگتری است که قومیت گرایی با خود به همراه می آورد .باورهای نادرست ،اعتقادات دگم وخرافاتی ،حسادت های بیجا ،چشم و هم چشمی های نابجا، پشت هم اندازی و کار گریزی و همواره به امید آینده ها بودن و غفلت از حال ، تقدم منافع فردی بر مصالح جمع، همگی خلقیات ناپسند ماست که سد سدیدی است میان ما و سعادت و پیشرفت.
طایفه گرایی معلول یک بی سامانی اجتماعی است ،وقتی تمام مظاهر جامعه تغییر کند و فرد مایل به حرکت به سوی ساختار جدید است ،اما این ساختار دست نیافتنی است ، اومجبور میشود به ابزارهای سنتی روی آورد. جامعه استان ما با یک بی سازمانی اجتماعی روبروست و اگر نهادهای مدرن اجتماعی رفتار و کردار خود را به درستی و بر اساس ملاکهای منطقی انجام دهند شاهد طایفه گرایی به این شدت نخواهیم بود.
عملکرد ناپخته و وعده های حساب نشده ی کاندیداها در افزایش قبیله گرایی نقش بسزایی دارد. چون مردم یک ایل یا طایفه فکر میکنند در زمان فلان نماینده به آنها توجه نشده بلکه به فامیل و طایفه خودش رسیدگی کرده ، و باید کسی از طایفه خودشان انتخاب کنند تا به خواسته خود و طایفه رسیدگی کند. در صورتی که اگر موازنه برابری فرصت در مناطق مختلف استان صورت گیرد طایفه گرایی کم رنگ و فرد شایسته در راس انتخاب قرار میگیرد.
قبیله گرایی در انتخابات یک نوع ناهنجاری اجتماعی است . در استان ما اگرچه در انتخابات مختلف فرد شایسته را میشناسیم ولی با صرف اینکه وابستگی طایفه ای به ما ندارد او را انتخاب نمی کنیم. این یعنی انحراف از هنجار، از حقیقت و از شایسته سالاری. قسمتی اعظم این پدیده طایفه گرایی نتیجه ساختار نادرست فرهنگی و سیاسی جامعه است. طایفه گرایی موجب محو شدن شایستگی ها و شایسته سالاری است. این پدیده نادرست حتی به افراد تحصیل کرده مثل اساتید دانشگاهها سرایت کرده است، آنها به خاطر به دست آوردن امتیازات شخصی به کاندید طایفه ای رأی می دهد و متأسفانه این خواص به موضوع قومیت گرایی و قبیله گرایی مشروعیت می بخشند. این نتیجه ی بی سامانی اجتماعی است که برنامه ریزان کشوری موجب میشوند.
به قول “کیدنز” ما به جایی رسیده ایم که رفتار سنتی مان در مقابل رفتار نوین قرار گرفته و نه مدرن هستیم و نه سنتی، یعنی گرفتار تناقضی شده ایم که از خصوصیات جهان سوم است و ما مجبوریم در تناقض زندگی کنیم که باید برای حل این تناقض چاره اندیشی کرد.
چگونه میشود ادعاهای مدرن در جامعه داشته باشیم و به مولفه های سنتی هم بپردازیم؟ این تناقضی است که سالیان سال به همراه داریم. اگر به تاریخ مراجعه کنیم می بینیم که جاهایی که تمدن صورت گرفت خبری از قبیله نبود، تمدنهایی مانند عیلام به عنوان قبیله شناخته نشدند و طایفه ای نبودند، یعنی 5000هزار سال پیش بافت قبیله ای نداشتند ولی تاریخ اعراب یک زندگی طایفه ای و قبیله ای بود و آنها چون بیابانگرد بودند و متمرکز نمی شدند و زندگی سختی داشتند در کنار هم برای دفاع از خود به صورت طایفه ای زندگی میکردند.
شاید چندان دور از واقعیت نباشد اگر بگوییم که امروز بزرگترین رسالتی که بر دوش تحصیل کردگان و اهل علم این دیار قرار دارد آگاه سازی ذهن خود و اطرافیانمان برای نفی فرهنگ مذموم طایفه گرایی و قوم گرایی و تبعات منفی آن باشد. لذا با توجه به اینکه دیدگاه‌های قومیتی و طایفه‌گرایی مانع پیشرفت استانمان شده از رسانه ها، دانشگاهیان، فرهنگیان، نخبگان و تحصیل کردها انتظار میرود به صورت اورژانسی با آگاه ساختن هم استانیهای عزیز از اثرات سوء این پدیده زمینه را برای برافراشتن پرچم رشد و ترقی مهیا سازند و شایسته‌سالاری را به‌عنوان کلید عبور از محرومیت در سطوح مختلف جامعه استان ، نهادینه کنند.
در این راستا برای گذر از این پدیده سنتی و برانداز انتظار میرود:

1- دولت در مسیر به روز رسانی و همگام سازی نهادها، با نهادهای روز کشورهای پیشرفته گام بردارد. چون از دلایل مهم طایفه گرایی نبود نهادهای مدرن و به روز در مسیر شایسته سالاری است.
2- رسانه ها از جمله صدا و سیما، روزنامه ها و… از طرق مختلف نسبت به تفهیم اثرات منفی، عواقب طایفه گرایی و لزوم توجه به شایسته سالاری اطلاع رسانی کنند.
3- از برچسب زنی ها و تعبیرهای نادرست و غلط در مورد طایفه ها جدا خودداری کنیم.
4- حس برتری طلبی طایفه ای را به شایسته سالاری منطقی مبدل کنیم.
5- خوب و بد بودن افراد را به طایفه و قبیله منتسب نکنیم.
6- نمایندگان، تصمیم گیرندگان و مسوولین تا حد امکان از وعده های حساب نشده و امکان ناپذیر خود داری کنند، و به جای حل مشکلات افراد طایفه یا هواداران، افراد را با توجه به توانایی و شایستگی انتخاب کنند و وعده هایی که میدهند حساب شده و امکان عملی شدن داشته باشند و به مصالح عمومی بیندیشند.
7- دانشگاهیان، فرهنگیان، نخبگان و تحصیل کردگان در محافل، کلاسهای درس، همایش ها و …تعلیمات لازم را درخصوص برون رفت از معضل طایفه گرایی و محاسن شایسته سالاری تذکر دهند.

.

(مطالب منتشر شده نظر نویسنده محترم می باشد. انتشار آن به معنای تایید تمام یا قسمتی از آن از طرف سایت استان نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ملخ نوکر شما ملخ می‌گه:

    با سلام
    دوستمان به مطالب جالبی اشاره کرد ولی باید به این موضوع توجه داشته باشد که واژه قوم گرایی با طایفه گرایی در sociology یا جامعه شناسی متفاوت است و نباید با واژه های دیگر اشتباه به کار برده شود چرا که اقوام ایران نقش اساسی در تاریخ و تحولات سیاسی کشور دارند از دوره ساسانیان ،صفویان و تاریخ زندیه نقش اقوام مشهود است.

  • قایدرحمت می‌گه:

    سلام… با ذکر منبع در لور منتشر می شود. باید میان دو مفهوم قومیت و طایفه تفاوت قایل شویم. در لری قوم به معنی فامیل است و شاید معادل طایفه باشد اما در زبان فارسی و مخصوصا بیان جامعه شناسی قومگرایی با طایفه گرایی دو مفهوم متفاوت هستند.

200x208
200x208