تاریخ درج خبر : 1392/07/07
کد خبر : ۹۶۲۵۹
+ تغییر اندازه نوشته -

آیا مذاکره این قدر ترسناک است؟

سایت استان: فضل الله یاری

هنوز دکتر حسن روحانی در راه نیویورک بود که یک نماینده مجلس به سرعت با یک رسانه همسو با خود سخن گفت تا بگوید آن چه که رئیس جمهور ایران در ارتباط با «اختیار تام» و«امکان مذاکره» گفته درست نیست. گفت روحانی نه اختیار تام دارد و نه با آمریکایی‌ها مذاکره می‌کند. او البته بیش از آن که خبری را بیان کرده باشد هشداری داده بود.هشداری که برخاسته از یک هراس غیر قابل فهم بوده است.

دکتر حسن روحانی به نیویورک رفت، سخنانی گفت که امکان مذاکره با دشمن چندین و چند ساله ایران را تقویت می‌کرد. بعد به مراسمی که گفته می‌شد قرار است با رئیس جمهور آمریکا رو در رو شود نرفت و سپس در اقدامی تاریخی و البته شوک آور با باراک اوباما از طریق تلفن مذاکره کرد. این اتفاقات اگر چه در نیویورک در حال انجام بود اما موازی با آن‌ها اتفاقاتی در ایران نیز در نوسانی زیگزاگی رخ می‌داد که گویی هراس از گفت وگو،علت اصلی آن بوده است.
برخی ابتدا از اختیار تام روحانی در این موضوع هراسناک شدند و با گمانه زنی‌ پیرامون احتمال مذاکره با آمریکا در این سفر به شدت واکنش نشان دادند. پس از غیبت دکتر روحانی در مهمانی دبیر کل سازمان ملل و روبه رونشدن با اوباما، نفس راحتی کشیدند و از فرط هیجان زبان به تحسین از «اقدام انقلابی» روحانی گشودند. از این که این دیدار صورت نگرفته بود، آشکارا ابراز خوشحالی می‌کردند و علی رغم تفاوت روش و منش رئیس جمهور در این سفر با سفر‌های محمود احمدی نژاد همان توصیف‌هایی از روحانی کردند که در هشت ساله گذشته از محمود احمدی نژاد و «اقدامات شجاعانه» وی در نیویورک کرده بودند. اما گویی این شادی دیری نپایید. پس از اعلام ناگهانی مذاکره ی رئیس جمهور ایران با باراک اوباما به ناگهان گویی که اقتدار و عزت ملی لگدمال شده باشد واکنشی تلخ از خود نشان دادند.
«اقدام عجیب بی فایده و بدون دستاورد روحانی در گفت وگوی تلفنی با اوباما»، «امتیازی که بالاخره از روحانی گرفت»، «هیات ایرانی نباید در پازل کاخ سفید قرار می‌گرفت»،«به آمریکا سپردن سر، شما را / شما را زندگانی، مرگ ما را»، «گفت وگو با مقامات آمریکایی از عهده رهبران بی کفایت عربی هم بر می‌آید»و…. از جمله واکنش‌های شتاب زده برخی از افراد و رسانه‌های این طیف سیاسی داخل کشور است.واکنشی که با احساسات مقامات اسرائیلی از این اتفاق، تشابه و هماهنگی عجیبی دارد.(که البته در قاموس خود این افراد و رسانه‌ها می‌تواند گناهی نابخشودنی باشد).
اکنون این سؤال خود را نشان می‌دهد که دلیل این همه هراس از گفت وگو با دشمن چیست ؟ و البته با نگاهی به وضعیت سه دهه گذشته سؤالات دیگری نیز خود را به رخ می‌کشند که: مگر در کارنامه مقامات جمهوری اسلامی مذاکره با صدام حسین بعثی وجود ندارد ؟ مگر سران جمهوری اسلامی بارها در کاخ فرزندان ابن سعود – که روزی حجاج ایرانی را به خاک وخون کشیدند و بنیانگذار نظام گفته نیز بودند که اگر از صدام بگذریم از آنها نخواهیم گذشت- به ملاقات و مذاکره با آنان نپرداختند ؟ مگر در تاریخ اسلام و شیعه – که عادت کرده اند همه تحولات کنونی را با آن شبیه سازی کنند- مذاکره با کفار وظالمین و حتی صلح با آنان وجود ندارد ؟
***
در روزهای گذشته بسیاری از مردم نیز با پیگیری تحولات نیویورک به گونه ای هیجانی و از سر ذوق زدگی خواهان مذاکره با آمریکا بودند چرا که – به غلط یا صحیح- بهبود وضعیت معیشتی خود را به رابطه با آمریکا گره زده اند و از این منظر شاید قابل موضوع هضم باشد، اما این که گروهی نزدیک شدن به موضع «مذاکره» را به شدت نفی می‌کنند از کدام منظر قابل ارزیابی است ؟ آیا دشمن باید تا همیشه دشمن باشد ؟ چگونه می‌توان این وضعیت را تغییر داد؟ به جزمذاکره مگر راهی وجود دارد ؟
هراس این افراد از مذاکره می‌توان دلایل بسیاری داشته باشند از جمله اینکه یا در دشمنی یک قدرت بزرگ با مردم ایران اسراری نهفته است که می‌توان منافع برخی گروه‌ها را تأمین کند و یا اینکه این افراد آن قدر به حقانیت مواضع جمهوری اسلامی ایران اطمینان ندارند، به همین خاطر حضور بر سر میز مذاکره را از همان ابتدا شکست و امتیاز دهی به دشمن می‌دانند.
***
نگاهی به وضعیت موافقان و مخالفان مذاکره تلفنی روحانی با اوباما اگر چه نشان می‌دهد در هر دو گروه رگه‌هایی از هیجان و احساسات وجود دارد اما به نظر می‌رسد با فروکش کردن احساسات و حاکم شدن فضای منطقی با هیچ محاسبه ای،استدلال مخالفان مذاکره نمی‌تواند بر منطق موافقان پیروز شود. چرا که نه تاریخ، نه منطق حاکم بر روابط بشری و نه آموزه‌های ملی و مذهبی ایرانیان،هیچ کدام تائید نمی‌کند که بتوان مساله ای را بدون آن که به سراغ آن رفت حل کرد و در این مسیر اولین گام مذاکره است.به نظر می‌رسد دست مخالفان این موضوع، برای قانع کردن افکارعمومی، خالی است و استدلال‌های احتمالی آنان تنها به درد خود و هوادارانی خواهد خورد که پیشاپیش عزم خود را جزم کرده اند که با هیچ دلیلی قانع نشوند.

*سرمقاله  روزنامه ابتکار- یکشنبه 7 مهر ماه 92

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208