تاریخ درج خبر : 1391/11/13
کد خبر : ۹۷۴۳
+ تغییر اندازه نوشته -

آسیب شناسی«فقر» در استان کهگیلویه وبویر احمد

در هر جامعه ای، در راستای تحّقق وعنیت یافتن دو شاخص مهم«رشد» شناسایی وعوامل مولد پدیده «فقر» امری الزامی وضروری است. به ویژه اگر این جامعه از نوع جوامع کم پیشرفت وتوسعه نیافته باشد، آسیب شناسی فقر با همۀ ابعاد آن امری کاملاً حیاتی است. در این رهیافت، تعریف وریشه یابی فقروانواع آن ،خود میتواند به ایجاد بستر مناسبی برای شکل گیری تحولات همه جانبه ی جامعه مدد بزرگی است. نکته قابل توجه این است که از نظرعامۀ مردم، فقر تنها فقر اقتصادی است.شاید یکی از دلایلی که در نظر عامه، فقط فقر اقتصادی برجسته وجلوه گر شده این باشد که معمولاً این نوع فقر برای همه ی عموم ملموس تر وعینی تر است. این در حالی است که نارسایی ونقصان درحوزۀ اقتصاد فقط یکی از انواع فقر است و«فقر» کماکان درسه چهرۀ اقتصادی “، فرهنگی” وروحی” ظاهرمی شود. در این جستار می آئیم تا فقر وانواع آن را در حوزۀ جامعه تطور(تحول یافته) نیمی سنتی ونیمی متجّدد، استان کهگیلویه وبویراحمد بررسی وآسیب شناسی نمائیم.

 الف: فقر اقتصادی: قبل از هر چیز باید متذکر شد که از آغاز که اقلیم کهگیلویه وبویراحمداولین اجتماعات کوچک قبیله ای را درخود جای داد تا کنون این خطّ در راستای تکامل اجتماعی سیری پرفراز ونشیب را طی نموده تا به دنیای امروز قدم نهاده است. در گذشته این استان کوچک به دلیل موقعیت جغرافیایی خود وپاره ای دلایل سیاسی وفرهنگی، نسبت به استانهای دیگر همجوار خود، دوری گزید. این خلاء فاحش ارتباطی، استان ذکر شده را از«تراوش فرهنگی»محروم ودچار حیاط ایستایی نمود. در نتیجه در این فضای بسته،امکان تحرکان اجتماعی تامدتها مقدور نگردید. قطعاً درچنین فضایی، عدم اطلاع از تکنولوژی مادی وفرهنگی روز،خلاء فاحش درحوزۀ رسانه ها وارتباطات وپایین بودن سطح تخصص علمی ودانش عمومی، همه از بدیهیات آن روز وآن جامعۀ سنتی بسته می باشد.چنین مردمانی حتّی اطلاعات آن چنانی از ظرفیتها وپتانسیل های انسانی وطبیعی خود نداشتند. این درحالیست که هنوز هم شاهر فقر فزایندۀ« بویژه فقراقتصادی» در این دیار هستیم. اگرعلم«اقتصاد» را تخصیص منابع وامکانات محدود به نیازها ومطالبات نامحدود تعریف نمائیم، به نظر می رسد که همواره چند درصدی از افراد یک جامعه فقیر وبی بضاعت خواهند ماند. این در حالیست که طیف وسیعی از مردم این خطر از معضل معشیتی به شدت رنج می برند بطورکلی پاره ای ازدلایل فقر اقتصادی در این استان را میتوان اینچنین ذکر کرد. 1: عدم تخصیص ظرفیت ها وپتانسیل طبیعی، مادی این خطر بطور عادلانه به نیازها ومطالبات عموم در این دیار. 2: کمبود فاحش فضای اشتغال برای متخصصین وتحصیل کرده ها. 3: نبودن زیر ساخت کافی برای توسعه بخش خصوصی وعدم استفاده بهینه بخش های خصوصی ودولتی از پتانسیل های جوانان متخصص. 4: نبودن زیر ساخت برای تبدیل اقتصاد سنتی به اقتصاد نوین وبروز وکار آمد در حوزۀ عشایری.

ب: فقر فرهنگی: گاهاً فقر اقتصادی محصول کاستی ونقصان درحوزه های فرهنگی وروانی جامعه است. ایست گرایی اجتماعی، فقر رسانه ای، پائین بودن سطح دانش عمومی واختصاصی همه خود می تواند از مظاهر فقر فرهنگی باشند.جامعۀ استانی ما با توجه به اینکه برخلاف گذشته از تحّرک وپویایی خاص برخورداراست، درحوزه های رسانه ای تأثیر پذیری فرهنگی وتحرکات اجتماعی قابلیت وانعطاف خاصی دارد. اما نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که باید بایک عزم جدی فرهنگی، سازوکارهای جدید به پیکرۀ نهاد اجتماعی خود تزریق نمائیم. پاره ای از این دلایل فقر فرهنگی در استان: 1: فقر رسا نه ای (الکترونیک) در لایه های پائین جامعه که معمولاً اقشار کم درآمد جامعه عشایری درحوزۀ سنتی را شامل می شود. 2: عدم شناخت از آخرین دستاوردهای سخت افزاری ونرم افزاری روز دنیا. 3: نبود سازوکارهای اجتماعی وفرهنگی برای خود شناسی وکشف خلاقیتها. 4: نبود زیرساخت رسانه ای برای اطلاع رسانی.

ج: فقر روحی: کاستی های روحی، یأس، ناامیدی، رزائل اخلاقی وغرائز نفسانی وغیره همه از مظاهر فقر روحی محسوب میگردد. جامعه ای که مبتلا به فقر روحی است باید با توسعه فرهنگی سعی در تغییر سازوکاریهای نهاد اجتماعی آن شود به این معنا که ساز وکارهای جدید به شاهرگ حیات اجتماعی آن جامعه تزریق گردد. باید براین حقیقت فنا ناپذیرانگشت صحه گذاشت که کرامت انسانی، بزرگواری روح غنای اخلاقی وروحانی مردم استان کهگیلویه وبویراحمد همواره امری بدیهی بوده وهست چنانچه تاریخ شهامت وشجاعت مردمان این خطّه را به بهترین وجهی ستوده است. اما متأسفانه پاره ای ایست گرایی درحوزه های عشیره ای، خشکی وانجماد در برابر نوگرایی وگاهاً یأس وناامیدی که در این دیار محسوب است، خود فقر روحی است. پاره ای از دلایل فقرروحی دراستان: 1: نبود سازکارهای فرهنگی برای ایجاد بلوغ عاطفی وتبدیل تفکر خشک ومنجمد به تفکر خمیری، انعطاف پذیر وگویا. 2: عدم وجود زیر ساخت برای تغیر معماری چنسیش وچپیدمان ساختارهای تصاویر ذهنی کارآمددرحوزه های سنتی. 3: نبود زیرساخت فرهنگی زدودن خصومت ورقابتهای منفی درحوزۀ طیف سنّتی. در پایان باید به این امر اذعان نمود که کهگیلویه وبویراحمد برای فتح قلۀ تکامل اجتماعی به یک مهندسی اجتماعی با تکیه بر طرح واجرای نقشهای دقیق وسنجیده ی اجتماعی نیازمبرم دارد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • shahin2 می‌گه:

    من هم از سایت خوب استان تشکر میکنم و با خانم بویراحمدی هم یه جورایی موافقم که اگه آقای پرندوار دلایل ریشه ای رو بیشتر توضیح میدادن خیلی بهتر بود .
    بحرحال فرهنگ ما نیاز مبرم به انسانهایی با تفکر انسانیتی و پیشرفت فرهنگ و کمرنگ تر شدن فقر در استانمان دارد .اگر یکم این مدیران عشق ریاست دست از سیاست بازی غلطشون بردارند تمام ضعف های مدیریتی پاک خواهد شد…
    از آقای پرندوار و دیگر عزیزانی که به فکر فقر و دیگر مشکلات ناشی از فقر در استانمان تلاش میکنند تشکر میکنم.

  • فرهنگ و رسوم ما نهفته در توکل و تفکر ماهاست ،فرهنگ عشیره ای استان نیازمند به یه شوک قوی است که بتواند از حالت کما در بیاد .از آقای پرندوار هم تشکر میکنم بابت کلیات متنشون اما اگه یکم ریز جزئیات و باعث و بانی فقر در استان را به طور کلی هم اشاره میکردند کاملتر میشد.

  • 52zxv می‌گه:

    خیلی جالب بود

  • 52zxv می‌گه:

    خیلی جالب بود اما یکم اگه مسئولین و خود مردم همکاری و همیاری کنند مشکلات ناشی از فقر در استانمان حذف میشود،انشا،اله…

200x208
200x208