تاریخ درج خبر : 1392/07/09
کد خبر : ۹۷۵۷۵
+ تغییر اندازه نوشته -

نامه ای به استاندار

سایت استان: سعید کرمی

اِتَّقُوااللهَ فِی عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّکُم مَسئُولُونَ حَتّی عَنِ البِقاعِ وَ البَهائِمِ وَ اَطِیعوا اللهَ وَ لا تَعصُوهُ : از خدا نسبت به بندگان و شهرهایش پروا کنید زیرا دارای مسئولیّت هستید حتّی نسبت به زمینها و حیوانات و خداوند را اطاعت کنید و از نافرمانی او بپرهیزید . نهج البلاغه خطبه 166

استاندار محترم استان کهگیلویه و بویراحمد جناب آقای دکتر خادمی

پس از حمد و ستایش الهی ، و تقدیم سلام به ساحت مقدس قطب عالم امکان ، امام عصر (عج) که بیش از 1100 سال است زمینیان شعار فرجش را سر می دهند و او همچنان در انتظار 313 جوانمرد است ، عرض سلام ، ادب و احترام دارم محضر حضرتعالی که نماینده معتمد دولت و گزینه مورد توافق مجمع نمایندگان استان برای تصدی این مسئولیت خطیر و پیمودن این راه دشوار شده اید ، توفیق و رشد مستمر شما را از خداوند منان مسئلت می نمایم .
اقتضای ادب و عرف کلام آن است که انتصاب شما را به عنوان استاندار جدید استان تبریک گفته و ورود اجرایی جنابعالی را به استان خودتان خیر مقدم عرض نمایم ، پس سنت شکنی نکرده و خدمت شما خوش آمد عرض می کنم ، لذا فارغ از رسوم معمول و سنت های مرسوم ، نظر این حقیر با مقتضیات نامبرده و عرف مذکور کمی متفاوت بوده و چندان موافقتی با آن ندارم ، بدین شرح که ضمن احترام تمام به شخصیت و جایگاه شما و تمام مسئولینی که از طرف دولت محترم و نظام مقدس جمهوری اسلامی معرفی و منصوب می شوند ، بنده معتقدم و تاریخ استان نیز شهادت می دهد که همیشه هر انتصابی مبارک نبوده و الزاما هر قدمی نیز به معنای واقعی کلمه ، خیر نخواهد بود .
اشتباه نفرمایید ،! بنده نیز به عنوان یکی از مردم مظلوم این استان محروم و البته قطره ای از دریای جوانان بیکار این مرز و بوم ، نه تنها از انتصاب شما ناراحت نبوده و نیستم که حتی مدیریت خرد و کلان این استان ، توسط فرزندان بومی را به فال نیک گرفته و از آنجا که باور دارم ” کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ” ، چشم امید به دستاوردهای مثبت این انتصاب دوخته ام ، لیکن در این نگارش از ادبیات تبریک و تمجید و تعارفات تصنعی صرفنظر کرده و به صنعت تملق ، توسل نمی جویم ، چرا که هم اکنون بازار تبریک و خیرمقدم در اطراف شما آنقدر داغ است و چنان در مدحتان می نویسند ، که خوش آمدگویی من نوعی شاید اصلا به چشم نیامده و رقمی نیز محسوب نشود ، و از طرفی تعریف و تمجید مفرط و ستایش بیش از حد مدیران نیز ، بسته شدن فکر آنها را مستوجب می شود که با عرض پوزش ، شما را از این امر نیز بر حذر می دارم ، همچنان که در روایتی آمده است که: “احْثُوا التراب فی وجوه المدّاحین؛ خاک بپاشید به صورت کسانی که خیلی شما را مدح می‌کنند” .
امام علی (ع) نیز به مالک اشتر (استاندار) توصیه می فرمایند : ” بپرهیز از خود پسندیدن و به خود پسندی مطمئن بودن و ستایش دیگران را دوست داشتن ، که اینها همه از بهترین فرصتهای شیطان است تا بتازد و کردار نیکوکاران را نابود سازد ” ، روایات و احادیث زیادی وارد و حکایات پندآموز متعددی نقل شده است که همگی به مذمت تعریف و تمجید کثیر ، و بیان آفات ویرانگر دل بستن به آنها حکایت می کنند ، و چون به امید خداوند شما دارای فضائل ممدوح بوده و عاری از رضائل مذموم هستید ، کوچک شما نیز بیش از این جسارت ننموده و آنها را خطاب به شما عنوان نمی کنم .
علیرغم اینکه شنیده های فعلی از سابقه مثبت جنابعالی حکایت می کنند و پیشینه منقول شما ، روزنه های امیدی را در دلهای خسته این مردم ایجاد کرده است ، لذا فارغ از تمام این اوصاف و صرفنظر از تمام نظراتی که له یا علیه شما عنوان می شود ، تنها آینده اجرایی و عملکرد مثبت و البته کارساز و محسوس شماست که تبرک واقعی انتصاب و خیریت حقیقی قدوم شما را برای این استان تأیید و یا خدای ناکرده تکذیب می نماید .
جناب آقای خادمی ،‌ اگر بخواهم مشکلاتی که در این استان مستعد وجود دارد را نام برده و توقعاتی که قاطبه این مردم مستحق از شما و عملکردتان دارند را عنوان کنم ، نه در این نگارش محدود جای می گیرد و نه در حوصله شما می گنجد ، لذا به نکته های کوچکی از آنها اشاره ای گذرا کرده و مابقی را به واقع بینی و جوهره مدیریت جنابعالی وا می گذارم .
شما به استانی رجعت نموده اید که می گویند 25 درصد از نفت کشور را تولید می کند ، ولی همیشه لقب محروم را بر پیشانی خود داشته و همچنان این صفت تأسف بار را یدک می کشد ، استانی که گچسارانش را بام نفت ایران می نامند ولی تنها بوی گاز ترش (گیس) آن به مردمانش می رسد ، و در جاده منتهی به حرم بی بی حکیمه (س) که به اذعان مسئولین ، استعداد تبدیل به قطب چهارم فرهنگی کشور را دارد و در کنار لوله های نفتی که طلای سیاهش می نامند ،سالانه زائران زیادی به کام تاریک مرگ فرو می روند و خانواده هایی داغدار و یا حتی مقطوع النسل می شوند .
استان چهارفصلی که سرشار از استعداد و مملو از منابع است ، ولی جوانانش مجبورند که استعداد خود را در خیابان ها صرف نمایند ، که از کیفیت تفریحات و اوقات فراغتشان نیز چیزی نمی گویم ، حتما شما هم خوب می دانید و شاید لازم نباشد یادآور شوم که در مرکز این استان حتی یک سینما وجود ندارد ، هر چند که به همت مسئولین ، ساختمان سینمای قدیمی آن تخریب شد و الان گوشه ای از مشکل نبود پارکینگ عمومی در پایتخت طبیعت ایران را حل نموده است ، و بی شک ملاحظه فرموده اید که مرکز این استان در یکی دوتا خیابان خاص محدود شده و سالهاست که کسی موفق به ساماندهی بازار و کاهش حجم ترافیک آن نشده است .
مرکز این استان را پایتخت طبیعت ایران زمین نامیدند و این نام اگر چه شاید مزه ای شیرین تر از کشمش سی سخت داشته باشد ، ولی حقایقی تلخ تر از برنجاس دنا ، کام مردمانش را تلخ کرده است و مناطق حومه همین پایتخت طبیعت ایران ، مملو از کیسه های سیاه زباله و جایگاه تخلیه نخاله هایی است که انگار تحت مسئولییت هیچ مدیری نبوده و منظره زشت و بوی تعفنشان عکس العمل و پاسخگویی هیچ مسئولی را موجب نمی شود .
شما استاندار استانی شده اید که مردمانش هر وقت بخواهند به اداره ای مراجعه نموده و خدای ناکرده خدماتی دریافت نمایند ، حتما لازم است قبلا یکی از دوستان و آشنایانی که احیانا در آن اداره مشغول بکار است را پیدا کرده و مستقیما به او مراجعه کنند و یا حداقل از طرف کسی معرفی و سفارش شوند ، چرا که بعضی از خدمتگزاران این مردم خادمین نیمه خصوصی هستند و آنچنان که باید برای هر کسی بذل مجاهدت و ابراز فعالییت نمی فرمایند ، و این حقیقت بسیار تلخی است که در این استان ، رابطه ها بر ضابطه ها ارجحیت داشته و ضوابط معمولا برای کسانی اعمال می شود که از تیغ سرکش روابط محرومند ، و مردم نیز این معضل را چنان پذیرفته اند که در بیشه اندیشه جوانان تحصیلکرده و بیکار این دیار ، اعتقاد و اعتماد به آزمون های استخدامی ادارات (البته بدون سفارش) جایگاهی نداشته و ندارد .
اینجا بر خلاف ادعاهای برادری و برابری ، تضاد طبقاتی و تبعیض هر روز بیشتر می شود و بر خلاف شعارهای روح نوازی که گوش آسمان را کر کرده است ، امواج مخرب سردسیری و گرمسیری ، همچنان زیر پوست این استان در جریان است ، جالب است بدانید ، من در روستایی زندگی می کنم که تبعیض تا نوک تیر برق ها هم بالا رفته و خیابان های خاصی تمام تیرهایش روشنایی دارد و چراغ های خیابانی دیگر یکی در میان است .
و حقیقتی دیگر این است که اینجا آنقدر آلوده به سیاست های غلط سیاست بازان بی سیاست شده است که اگر منطقه ای کاندید مورد حمایت خود را به مجلس نفرستند و طیف مخالف صندلی سبز مجلس را تصاحب کنند ، تا حدود زیادی از دریافت خدمات و امکانات محروم می شوند و اگر هم محروم نشوند آنقدر در کاغذبازی های اداری گیر می کنند و دچار اخلال می شوند که دریافت هیچ خدماتی به دوندگی آن نمی ارزد و اینچنین است که روستایی گلستان رؤیاها می شود و دیگری گورستان آرزوها .
برادر محترم ، استانی که شما هم اکنون سکان هدایتش را به دست گرفته و بر صندلی مدیریتش تکیه داده اید ، در ادارات و سازمانهایش تغییرات مدیریتی بر تمام کارکنان و حتی آبدارچی آن تأثیر می گذارد و آن هم تغییراتی که فقط و فقط به دلیل حزب پرستی ، قومیت گرایی و رابطه بازی اعمال می شود ، تا جایی که حتی کارمندی را مجبور می کنند که دست بر قرآن گذاشته و قسم بخورد که با مدیر قبلی نسبتی نداشته است ، و در نهایت اصل شایسته سالاری را به انزوا کشیده و تنها شعارش را سر می دهند .
صندلی های مدیریت این استانی که گاها آن را آزمایشگاه و آموزشگاه مدیران نا کارآمد نیز می نامند ، بار سنگین و سوءمدیریت مدیرانی را تحمل و تجربه کرده اند که به اقرار خودشان به میل خود آمده اند و به درخواست همسرشان رفته اند و با افتخار تمام نیز ادعا کردند که هیچ کس قدرت عزلش را هم نداشته و رفتنش کاملا اختیاریست .
اینجا سازمانی به بهانه کمبود اعتبار و تعدیل نیرو ، کارمندانی با سابقه قریب به 4 سال و بالاتر را اخراج می کند و فردای آنروز نور چشمانی را مشغول بکار نموده و در بدو ورود استخدام می نماید و هیچ کس حتی اجازه انتقاد نداشته و اگر خدای ناکرده انتقادی هم بنماید ، به مراجع قضایی ارجاعش می دهند و باید تاوان سنگینش را نیز بپردازد .
اینجا جولانگاه احزاب است و میدان باند بازان ، آسمان بلند و سقف کوتاه این استان از تعصبات بیجای اصولگرایی و اصلاح طلبی و امثالهم سرشار از دود غلیظی است که چشم مردمانش را خیس نموده و نفسشان را تنگ کرده است .
جناب آقای خادمی ، ، اینجا مردمانش از مصاحبه های زیبا و وعده های تحقق نیافته مدیران خوش سخن ، خسته شده اند و باور بفرمایید زیباترین حرف ها و آرمانی ترین وعده ها را شنیده اند ولی افسوس که تنها به درد آرشیو صداوسیما و بایگانی خاطره ها خورده است و لا غیر .
اینجا دیار زاگرس نشینانی است که مشارکت 98 درصدی انتخابات را در کارنامه خود دارند ولی درصد توسعه نیافتگی و جوانان بیکارش در حال سبقت از آمار فوق الذکر است ، حضور همیشه در صحنه و مشارکت آگاهانه این مردم با شور و شعور ، همیشه آنقدر مسئولین استان را به وجد آورده است که بلافاصله جلوی دوربین حاضر شده و طی مصاحبه ای می گویند : ما باید قدردان این مردم باشیم و چنین و چنان کنیم و هزاران حدیث عاشقانه و قول عارفانه نثار مردم می کنند ، ولی قدردانی آنها همیشه به پخش ساز و آواز محلی (مهتر) و آهنگ هایی همچون ” مردیم و با مردانگی ها آشناییم ، فرزند آریوبرزن از کوه دناییم ” خلاصه شده است و دیگر هیچ .
نماینده محترم دولت تدبیر و امید ، جانمایه کلام و عصاره عرض این حقیر آن است که اینجا استانی است نیازمند تغییر و تشنه تدبیر ، قفل های سیاه و زنگ زده ای بر درهای توسعه این استان خودنمایی کرده و چرخ دنده های زنگار گرفته پیشرفت این دیار به کندی حرکت می کنند ، و اکنون نیازمند همان کلیدی است که در انتخابات وعده اش را دادند و محتاج همان تدبیری است که امیدش ، دکتر روحانی بر مسند ریاست جمهوری نشاند .
و اینک شما مسئول اجرای آن وعده ها و اتخاذ آن تدابیر در استان ما و البته سرزمین مادری خود شده اید ، و عموم این مردم نیز منتظرند تا با رویکردی جامع نگرانه و عاری از قومیت گرایی که وعده اش را داده اید ، کلید طلایی دولت یازدهم را به کار گرفته و تدبیری بیندیشید تا امید را در دل بزرگ مردان و شیرزنان این دیار کهن ، زنده کرده و با تلاش مصرانه و ممارست مشفقانه ، این سرزمین سرفراز را از مشکلات عدیده ای که حقا و انصافا در شأن مردمانش نیست ، نجات داده و به جایگاه حقیقی خویش برسانید ، باشد که خیریت قدم و تبرک انتصابتان را ثابت کرده و در سینه تاریخ این استان و حافظه مردمانش ثبت نمایید .
خداوند توفیق عمل به آنچه می گوییم و اخلاص در آنچه می کنیم را به همه ما عطا بفرماید .
و من الله التوفیق

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم می باشد و انتشار آن در سایت استان به منزله تایید تمام یا قسمتی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    کاش استانداران دولتهای نهم ودهم که درانهااستانداربومی هم بودحرف شمارا می شنیدن واستان را توسعه یافته اعلام نمی کردن یاکه خودانهارامستحق ارشاد نمی دانید…

  • محمد می‌گه:

    احسنتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت. mdf بچسب که ای گپل وله

  • ناشناس می‌گه:

    سلام ای دلشکستگان استان سلام ای خستگان اصول نابرابر وسلام ای حرفهایی که درست مثل قصه ها وافسانه ها شیرین به زبان آوردی!!!! آیا ممکن است این کارهای ناصحیح وباورهای غلط که بصورت یک اصل تکرار شده وبه یک واقعیت نزد بعضی ها در حال انجام می باشد به حداقل تبدیل شود.ما امیدواریم شایسته سالاری جای همه ……را گرفته وبه این مردم سلحشور خدمت درخور داده شود.انشاالله

  • نگران می‌گه:

    همش جالب بود و جای تحسین داره ولی انصافا باند بازی و سیاسیون بی سیاست رو واقعا خوب اومدی .
    تو استان ما دوره احمدی نژاد همه اصولگرا بودن ، حالا که روحانی اومده همه شدن اصلاح طلب ، فردا هم دوباره بر عکس میشه

200x208
200x208