تاریخ درج خبر : 1392/07/09
کد خبر : ۹۷۷۴۴
+ تغییر اندازه نوشته -

“مدیریت یا ریاست کردن مسئولان استان؛ مسئله این است “

سایت استان: حیات اله بهرامیان*
همه ما می دانیم که مردم کشور ایران در میان سایر ممالک دنیا خوشبختانه از ضریب هوشی بسیار بالایی بهرمند می باشند که اگر مسئولین مملکت بتوانند راه پیشرفت و ترقی را هموار نمایند و دچار سیاست زدگی و توجه به باند بازی و مسائلی از این طریق نشوند و بجای صرف کردن نیرو و توان و فکر خود جهت حذف رقبای داخلی از فکر و نبوغ خود برای پیشرفت ایران و ایرانیان استفاده کنند جای تردید نیست که این کشور می تواند به یک ابر قدرت تبدیل گردد.

اما صرف نظر از مسائل کلی مملکت هدف ما از این نوشته بیان مشکلات عدیده مدیریتی در استان خودمان می باشد که سالیان درازی است که این کلمه زشت محرومیت را یدک می کشیم و متأسفانه علیرغم توجه خاص دولت به استان های محروم و اختصاص اعتبارات قابل توجهی به این استان هنوز در محرومیت مانده ایم اگر بخواهیم نسبت به استانهای دیگر مقایسه کنیم عمق محرومیت کمتر که نشده هیچ بلکه بسیار عمیق تر و بیشتر هم گردیده از آنجائیکه مدیریت کردن صحیح تنها راه نجات از محرومیت می باشد نه فقط داشتن اعتبار مالی و پولی و متأسفانه هم مسئولین استان و هم مسئولین کشوری تاکنون نتوانسته اند دلایل عدم پیشرفت این استان را شناسایی نمایند و فکر می کنند با سرازیر کردن اعتبار به این استان درد محرومیت درمان می گردد ولی افسوس که این سیاست یک سیاست شکست خورده ای می باشد که سالیان درازی عامه مردم با آن درگیر بوده و باز هم با این سیاست امیدوارند روزی از این وضعیت نا بسامان نجات یابند.

همه می دانیم که درصد بیکاری در استان ما بیداد می کند رشد اقتصادی در این استان منفی است زمینی برای کشاورزی مدرن وجود ندارد صنعتی که بتواند جوانان این استان را که خوشبختانه از هوش و نبوغ بسیار بالایی بهرمند هستند به کارکردن وادار نمایند وجود ندارد در خانواده هایمان یک یا دو نفر جوان بیکار وجود دارد ورشکستگی صنعت گران وتولید کننده گان استان و به زندان انداختن آنها هم باعث نابودی خود وخانواده هایشان گردید وهم باعث ایجاد رعب و وحشت جوانان جویایی کار شده که جرأت رفتن به سوی ایجاد بنگاه اقتصادی و یا تجاری را پیدا نمی کنند تجار وکسبه استان روز به روز ضعیف وضعیف تر می شود و جوانان سردرگم هستند نمی دانند که واقعاً باید چکار کنند تا حداقل از سردرگمی و بیکاری و بطالت اوقات شبانه روز خود نجات یابند بعضی از مسئولین هم در خواب زمستانی مانده اند و توان و نیرو و حتی ابتکار عملی در چنته ندارند که بتوانند باعث کمترین تحرکی بین مردم گردند و دچار روزمرگی شده اند که صبح را ظهر کنند و به مراجعه کنندگان هم جواب منفی دهند دل خوش کردن به چند اداره و شرکت دولتی برای این همه جوان بیکار یک فکر واهی و بیهوده ای است اداراتی مثل دارائی و تأمین اجتماعی که کارشان کسب درآمد برای دولت است هم تعداد اندکی از تولیدکنندگان و تجار و کسبه استان را که بدون هیچ توقعی از دولت مشغول فعالیت هستند را سالانه می دوشند و همه توان خود را بر فشار آوردن به این چند بنگاه وکسبه که بعضی از آنها هم نفس های آخر را می کشند گذاشته اند راستی چه کسی مسئول این همه مشکل و گرفتاری است آیا مردم مقصرند یا مسئولین آیا جوانان تحصیل کرده ای که نیاز به کار برای امرار معاش دارند و سال ها از عمرشان را به تحصیل پرداخته اند یا مسئولینی که توانایی ایجاد شغل را ندارند آیا پدر و مادران که فرزند بوجود آورده اند و اینک فرزندانشان شغل می خواهند مقصرند یا مسئولین همه ما قبول داریم که مملکت دچار مشکل تحریم و مسائل سیاسی بین المللی هست ولی آیا استان¬های همجوار ما دچار این تحریمها و مشکلات نیستند؟ چه عاملی باعث گردیده که نرخ بیکاری استان ما چند برابر استانهای همجوارمان باشد. در حالیکه در تقسیم و اختصاص اعتبارات دولتی به نسبت استان های دیگر سهم بسیار بیشتری نصیب استان ما می گردد جواب همه این چراها در نحوه مدیریت کردن است زیرا در سایر استانها مدیران با تدبیر و ابتکار عمل و استفاده از نیروهای خلاق همان اعتبارات را طوری مدیریت می کنند که باعث ایجاد شغل و رونق اقتصادی گردد ولی در استان ما بعضی مسئولین فقط ریاست می¬کنند و برایشان فقط و فقط رئیس بودن مهم است نه ارائه راه کار برای نجات مردم اکثر مسئولین و یا روشنفکران و حتی عامه مردم این استان دردها را می شناسند و مرتب در سخنرانی ها و مراسمات و اجتماعات مختلف فقط مشکلات را بازگو می کنند. فقر- عقب افتادگی- عدم پیشرفت در صنعت و کشاورزی و دامپروری و نبود زیر ساختهایی برای توسعه صنعت گردشگری نبود صنایع مادر و اعتیاد و بیکاری جوانان بلاتکلیفی و حتی نبودن مراکز تفریحی سالم برای سپری نمودن اوقات بیکاری و صدها مشکل دیگر عوامل عقب افتادگی فرهنگی سیاسی و بخصوص اقتصادی این استان می باشد. و در تمام محافل این عبارات مرتباً رد و بدل می گردند. اما آیا مدیران استان و نخبگان واهل قلم استان تاکنون درمانی برای این همه درد ارائه نموده اند آیا این دردها و رنجها تاکنون توسط شخصی و یا سازمانی ریشه یابی گردیده که حداقل از جایی درمان را شروع کرد. به نظر می رسد که چنین کاری تا کنون انجام نشده و همگان براین عقیده اند که سرازیر کردن منابع مالی و سرمایه ای توسط دولت می تواند به این بیماریها پایان دهد و مشکلات را حل نماید اما آنگونه که افراد صاحب-نظر در عرصه های تولید و صنعت و تجارت و کلاً اقتصادی تجربه نموده اند وسالیان درازی خودشان در مرکز این مشکلات و گرفتاریها حضور داشته و بیشتر از سایرین دچار ضرر و زیان گردیده اند عقیده دارند راه حل مشکلات فوق تنها وجود اعتبارات و سرمایه¬های مالی نیست گرچه منابع مالی نقش عمده و اساسی در حل معضلات فوق دارد ولی به تنهایی جوابگو نمی باشند و باید که راه حل را در جاهای دیگری جستجو کنیم:

1- نبودن فرهنگ کار در استان و ترس از وارد شدن در کارهای تولیدی و تجاری و نبودن فرهنگ کار جمعی و غیردولتی در بین جوانان و نداشتن تخصص¬های عملی فارغ¬التحصیلان دانشگاهی و بالا بودن سطح توقعات بعضی جوانان که بسیاری از آنان بر این عقیده¬اند هر فارغ¬التحصیلی باید در یک سازمان دولتی و در رتبه بالایی مشغول به کار گردد که بتواند در مدت زمان کوتاهی از همه امکانات رفاهی بهره¬مند گردد در حالیکه سازمان¬های دولتی ظرفیت پذیرش درصد بسیارکمی از عزیزان فارغ¬التحصیل را دارد و تعداد کمی از جوانان تحصیل کرده هم که قصد انجام کارهای غیردولتی را دارند بدلیل توقعاتی که دارند و دیده اند که (بعضی افراد با استفاده از رانت ها و پارتی بازیها و بدست گرفتن اموری مثل پیمانکاری راه و ساختمان یک شبه به درآمدهای میلیاردی رسیده¬اند) سالهاست که با ایجاد و ثبت شرکت¬های ساختمانی و رفتن نزد نمایندگان مجلس و مراجعه به ادارات دولتی بدنبال گرفتن پیمان¬های میلیاردی هستند ولی مالکان ورانت خواران بزرگ این اجازه را نمی دهند که آنها از این کار بهره ای ببرند از طرفی بدلیل سوء مدیریتهای بعضی از ادارات اقتصادی و بانکها که کاری با تولید کنندگان استان در طی حداقل 25 سال گذشته کرده اند که اکثر آنها یا ورشکسته شدند و عاقبت به زندان افتادند و مجبور به فروش مال و اموالشان برای پرداخت جرائم نابحق و کمرشکن به بانکها گردیده اند دیگر هیچ انسانی بخصوص جوانیکه کمترین سرمایه ای از خود ندارد و جرأت رفتن به سوی تشکیل واحد تولیدی را ندارد و بیکار بودن و فقر را بر رفتن به زندان و حمایت نشدن و ورشکستگی ترجیح میدهد. چون تجربه ثابت کرده در این استان بانکها فقط اعتباری را که به صورت تکلیفی به آنها اختصاص داده میشود بدون بررسی دقیق و کارشناسانه و طبق میل مسئولیتی که در تصمیم گیریها دخیلند پرداخت می کنند و اگر همان طرحها نیاز به 10%اعتبار اولیه دوباره پیدا کنند تا به به تولید برسند امکان ندارد که حمایت گردند وباید تعطیل شوند شهرکهای صنعتی وسوله های خالی موجود در آنها همه گواه این مطلب می باشد.

2- توقع نابجای بعضی از تحصیلکردهای استان و فعالیت برای کسب مقام ریاست در ادارات استان از آنجائیکه مدیریت کردن علاوه بر کسب علم و دانش نیاز به بهرمندی از قدرت ذاتی مدیریت و تجربه و تخصص دارد و طبق نظر بسیاری از صاحب نظران علم مدیریت 50% علم مدیریت ذاتی است و 50% اکتسابی و در جامعه امروز ما و شرایط ویژه فعلی مملکت ایجاب می نماید که مدیران انتخابی برای حل مشکلات واقعاً از متخصصان با تجربه و مدیران واقعی انتخاب گردند نه اینکه هر برادر یا خواهری که مدرکی بالا اخذ نمود همان روز خود را مستحق مدیریت کردن در استان بداند و با توسل به نمایندگان مجلس و مسئولین استانی و سیاسیون و کسان دیگر سعی کند مدیریت یک سازمان و یا اداره ای را بدست آورند که بدلیل نداشتن تجربه و تخصص کافی مجبور باشند تابع زیردستان قرار گیرند و تا بخواهند که علم مدیریت را یاد بگیرند چند سالی از عمر مردم سپری می گردد ومشکلات نه تنها حل نگردند بلکه چندین برابر به آنها اضافه گردد لذا در این استان که واقعاً در شرایط فعلی نیاز به مدیران خلاق و با تجربه و بخصوص داشتن تجربه کاری در استانهای توسعه یافته داریم انتخاب یک مدیر نا کار آمد ویا کم تجربه تنها به صرف داشتن مدارج دانشگاهی که از سوی یک جناح و با باندخاصی تحمیل گردد صدمات جبران ناپذیری در استان بوجود خواهد آورد که امیدواریم مسئولین عالی رتبه و شخص آقای استاندار با توجه به تجربیاتی که در خارج از استان داشته اند عمق مشکلات و گرفتاریهای مردم و بخصوص جوانان عزیزی که در معرض هزاران خطر هستند را در نظر گرفته وقبل از هر چیز در انتخاب معاونان و مشاوران و مدیران کل فقط خدا و عدالت واقعی و درد و رنجی که در استان وجود دارد و واقعاً قابل بیان در این نوشته نمی باشدرا مد نظر قرار دهند وبه زیر دستان اعلام فرمایند که باید مدیریت کردن را جانشین ریاست کردن در این استان برای نجات از فقر و محرومیت نمایند.

3- توزیع نامناسب اعتبارات استانی: توزیع نامناسب فعالیت های سودآور درآمدزا در بین مردم مشکلی است که عمقی سی وچند ساله دارد ومتأسفانه بدلیل آزاد بودن ادارات در نحوه انجام مناقصات و مزایدها و واگذاری امور سودآور به صورت ترک مناقصه و مزایده به افراد خاص باعث گردیده که در این استان کوچک شکاف طبقاتی آنچنان سریع بوجود آید که گاه مردم به بعضی افرادکه یک شبه چند میلیاردسرمایه بدست می آورند شک کنند که چنین سرمایه ای را از کجا بدست آورده اند واین عمل برای مردم اصیل این استان و مسئولین دلسوزی که صادقانه به مردم خدمت می کنند اصلا وجه خوبی ندارد و شاید باعث ایجاد شک به کار همه مسئولین استان گردد.

4- بی توجهی و بی حرمتی نسبت به سرمایه گذاران بومی و برخورد طلبکارانه مسئولین با سرمایه گذاران بومی و نداشتن اعتماد به سرمایه گذاران بومی و عدم استقبال از طرحها و نظریات آنها و در کل بیگانه پرستی و اعتماد بیش از حد به کسانیکه از خارج از استان یا هدفهای مختلفی به استان می آیند و آنقدر مغرورانه و با افاده با مردم و بخصوص مسئولین برخورد می کنند و متأسفانه تجارب 30 سال گذشته نشان داده که بجز تعداد معدودی از آنها بقیه فقط جهت استفاده از تخفیفات مناطق محروم واخذ تهسیلات راحت و با سوبسید زبان چرب تشریف می آورند و متأسفانه با خام کردن بعضی از مسئولین استانی به هر خواسته ای که می خواهند می رسندو پس از گرفتن امتیازات بسیار فرار را برقرار ترجیح می دهند و به ریش همه ما می خندندواین در حالی که مردم و جوانان بی ادعای استان هیچگاه از چنین الطافی که مسئولین برای غیر استانی ها نشان می دهند بهره مند نمی شوند وتازه بسیاری از مسئولین با سرمایه گذاران بومی به دیده حقارت می نگرند و بدون توجه به تواناییهای آنان بسیار طلبکارانه برخورد می کنند که واقعاً جای تأسف است البته باید عرض کنم که نمونه های از این حرکتها و افرادی که عرض کردم وجود دارد که اگر لازم باشد جهت استحضار خوانندگان اعلام خواهم کرد.

5- مسئله بسیار اساسی و بزرگترین معضل استان عدم توجه به محل مصرف بودجه ها و اعتباراتی است که به ادارات وحتی به دست مردم عامه میرسد و این امر باعث گردیده که هیچ پیشرفت و توسعه ای در زمینه های مختلف در استان بوجود نیاید در واقع استان تأمین کننده منابع مالی استانهای همجوار و حتی تهران باشد این مسئله که سالهاست کسبه وصنعت گران وحتی کشاورزان استان از آن رنج می برند ولی مردم استان و حتی مسئولین هیچ توجهی به این امر مهم در طی سالیان دراز گذشته نکرده اند تنها یکی از استانداران اسبق استان در یک سخرانی فرمودند که این استان همانند یک کاسه وارونه ای است که هر چه اعتبار مثل باران برآن ببارد حتی یک قطره از آن داخل کاسه نمی رود و همه آن به اطراف استان می ریزد واقعاً مثال خوبی فرمودند. در حالیکه تولیدکنندگان استان قادر به فروش محصولات تولیدی خود در استان حتی سایر استانها نمی باشند تمام مدیران و حتی استانداری استان مایحتاج اداری خود را از شیراز و یا اصفهان و یا تهران خریداری می کنندوتنها به بهانه چند درصد ارزان خریدن اقتصاد استان خود را فلج می کنند و حاضر نیستند همان چند درصد سود به یک تولید کننده و یا تاجر و کسبه بومی بر سد که در این استان سرمایه گذاری نموده ومالیات های هنگفتی هم سالیانه پرداخت می نماید برسد و علاوه بر مسئولین، فرهنگ مردم ما هنوز به گونه ای است که برای هر نوع خرید عمده ای که دارند حتی خرید لوازم ازدواج و عروسی فرزندانشان حاضر نیستند خرید خود را در استان انجام دهند. مردم شهرستان بویراحمد از شیراز، شهرستان دنا از اصفهان و شهرستان کهگیلویه و بهمئی از بهبهان وشهرستان گچساران از دیلم وگناوه خریداری می کنند ومتاسفانه میلیارها تومان از پولی را که باید در استان هزینه گردد تا باعث رونق اقتصادی شهر و دیار خودمان گردد به استان های دیگر سرازیر می کنند وعلاوه بر آن در فصل زمستان بخصوص ایام 22 بهمن و تعطیلات احتمالی که در بهمن و اسفند پیش می آید حتی تعطیلات نوروزی سیل مسافران و مردم عادی استان و بخصوص قشر کارمند استان به بهانه رفتن به مناطق گرمسیری و ایجاد تنوعی در زندگی وبه اصطلاح تفریحی کوتاه مدت و یا رفتن به یک سفر زیارتی کوتاه مدت تمام درآمد سالانه خود بخصوص حقوق و عیدی و پاداشهای پایان سال خود که مبالغ بسیار بالایی می باشد را با دستان خود در کسیه کسبه شهرهای دیلم و گنا وه می ریزند و جالب اینکه کالاهایی که بابت زحمت خود می خرند اکثراً اسباب بازی کودکانه مثل ترقه و وسایل آتش بازی یا نهایتاً مقداری استکان و نعلبکی وقاشق و چنگال و لوازم مصرفی بوده که هیچ نوع کالای با دوامی در آنها یافت نمی شود و جالب است که این خریدها اکثر توسط کودکان و خانمها بدون توجه به زحمت و تلاشی که برای کسب این وجوه کشیده شده مصرف شده و با جیب خالی شده از مسافرت بر می گردندو واقعا جای تأسف است که مردم در مصرف درآمد و حتی پس اندازهای خود اینقدر بی توجه می باشند و تاکنون حتی یک بار صدا وسیمای استان برنامه ای که مردم را تشویق به خرید در استان خود نماید نداشته وکوچکترین توجهی به مسائل اصلی این استان ننموده است.

سخن آخر

اینکه اگر جناب آقای استاندار جدید بخواهند مشکلات عدیده و دیرینه این استان را مرتفع نمایند که حتماً چنین می خواهند اینجانب به عنوان عضو کوچکی از خانواده صنعت و تولید استان که بیش از 30 سال شخصاً با همه مشکلات و ناکارآمدی بعضی مدیران و کارشناسان و عدم مسئولیت پذیری بعضی از آنها و خودکامگی در برخورد با مشکلات تجاربی دارم که درصدها مقاله نمی گنجد. توصیه میکنم که با تشکیل کارگروهایی از مسئولین اقتصادی و فعالان بخش خصوصی در همه زمینه ها و شنیدن درد دل فعالان اقتصادی و حتی کسبه¬های جزء و کشاورزان و دامپروران می توان در مدت زمان بسیار کوتاه تمام مشکلات گذشته را شناسایی کرد و برای حل آنها نسخه پیچید و اگر قرار باشد باز هم دل خوش کنید به آمارهای خوشحال کننده بعضی کارشناسان و مدیران که بر اساس آنها استان هیچ مشکلی ندارد و همه چیز آرمانگرایانه در جلسات ارائه می شود و نهایتاً جلسات با این فکر که مشکلات همه حل شده اند تمام شود انتظار هیچ پیشرفت و توسعه واقعی را نداشته باش و بدان که باز هم شهرکها خالی تر و جوانان بیکارتر و مشکلات انبوه تر خواهند شد به امید توجه خاص جناب آقای استاندار در انتخاب مدیران اجرایی و مسئولین استان و بخصوص استفاده از مشاوران بخش خصوصی که امید است راه گشای حل مشکلات استان گردد و جا دارد از تمامی مدیران دلسوز و کارآمدی که صادقانه و بدون کمترین توقعی سالهاست در راه پیشرفت و توسعه استان تلاش می نمایند و هر توسعه و پیشرفتی که تا کنون در استان انجام شده نتیجه زحمات و تلاشهای صادقانه ی آنان بوده، تشکر وقدردانی گردد.

* فعال اقتصادی و مدیرعامل شرکت دنافولاد یاسوج

 

(مطلب منتشر شده، نظر شخصی نویسنده محترم می باشد. انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208