تاریخ درج خبر : 1392/07/10
کد خبر : ۹۸۲۶۸
+ تغییر اندازه نوشته -

«بررسی و شناخت استعدادها، توانایی ها و تنگناهای توسعه گردشگری استان»

سایت استان: محمد زرین*

(سخنی با مسئولان گردشگری استان به مناسبت هفته گردشگری)

 «من رویایی در سر دارم» !

  من در رؤیاهایم روزی را می بینم که در آن روز، همه ی کسانی که با حوصله، صفحات زرّین  کتاب ایران را یک به یک ورق می زنند، ناگاه به فصل ناخوانده و زیبایی برمی خورند که سرزمینی ناشناخته را به رخ می کشد.

سرزمین ریبایی که هنوز می شود از لذت دیدار و گردش در طبیعت بکر و جذابیت چشم اندازهای مسحور کننده اش، کتاب ها نوشت و تصویرها بر بوم نقاشی کشید، و چه بسا آنان که حتی یک بار این مناظر خیره کننده را دیده اند، تا سالیان سال، خاطراتشان را نَقل و نُقل مجالس خود کنند.

در رؤیای من، گردشگری دراین دیار کهن، چنان کولاک می کند که سرنوشت همگان، دستخوش تغییر خواهد شد. روستاییانی که چراغ خانه ی امیدشان به کورسویی گراییده که فقر و عدم توجه و رسیدگی بزرگترین علت آن است، دوباره بارقه های شادی و امید در دلشان درخشیدن می گیرد. رنگ خودباوری و پشتکار، رنگ پیشرفت و تحوّل، رنگ تغییر، رنگ رونق و درآمد، می شود رنگ های رنگین کمان زندگیشان.

آری، این رؤیای من و شاید همه ی هم استانی ها و هم شهری هایم باشد که گرچه شیرین و دلنشین است، کمی دور از ذهن و دسترس می نماید. اما من بر این باورم که رؤیای جوانان عجیب و گنگ نیست، چه رسد رؤیا پردازی برای پیشرفت این استان جوان!
من به روزگاری می اندیشم که طبیعت این دیار، راهزن طبیعت گردان شده و راه را بر سفر اکوتوریست ها به شمال و صرفا مناطق شناخته شده ی ایران، سد می کند.
من به اشتغال هزاران جوان سرخورده ی این سرزمین، آن هم تنها و یا بیشتر، به واسطه ی توریسم، و به مسأله ای به نام ترافیک گردشگر می اندیشم و آرزو دارم اندیشه هایم، باورپذیرتر جلوه کنند.

حال باید پرسید: اما …. مسیر تحقق این رویا چگونه است؟ صاف و هموار یا سنگلاخ و پر آسیب؟ آنچه ملموس است، ” رهرو فراوان است، اگر راه هموار بوده باشد” !

و یا به قول پروین: «عیب از راه رفتن نیست، ره هموار نیست» !

ولی افسوس که مسیر پیشرفت و رونق، نشان از هموار بودن ندارد.

* «چالش ها، موانع و مشکلات صنعت گردشگری استان»

در یک نگاه کلی، موانع توسعه را می توان در دو دسته جای داد:
۱) ملّی                            ۲) محلّی

۱) موانع ملّی: مشکلاتی هستند که تقریباً در کل کشور، سد راه توسعه و گسترش صنعت گردشگری می باشند.«مانند تبلیغات سوء و منفی علیه کشور عزیز ما در دنیای بیرون» یا نبود بعضی آزادی های اجتماعی مطلوب گردشگران جوان کشورهای غربی و یا محدودیت های دست و پا گیر بیهوده برای توریست داخلی، علت هرچه هست باشد، اما نتیجه، گاه به شکل فیلمی در حد و اندازه هالیوود ظاهر می شود مانند فیلم ۳۰۰.
جدا از دنیای سیاست، بسیار دیده می شود که تصویر جغرافیایی ایران در گوشه ای از یک سایت یا سی دی گنجانده می شود که بسیار دور از واقعیت است. مانند یکی از اطلس های معروف که تصویر نمونه ایران را کاروانی از شتر در بیابان نمایش داده است، همین و بس!
پس برج های شمال تهران چه می شود؟طبیعت بهشت گونه ی مازندران و گیلان، کجا قرار می گیرد؟ جایگاه استان زیبای ما کجاست؟
از سوی دیگر نشان دادن چهره ای خشن از مردم کشورمان که معمولاً بلافاصله پس از سفر هر گردشگر به ایران، تغییر کرده و واقع بینانه می گردد!
۲) موانع محلی: اصل بحث ما در این حوزه است و همه ی مصیبت هایی را در بر می گیرد که انحصاراً در استان ما یافت می شود. از جمله:
۱) کوههای بلند و همت نه چندان بلند! آری جغرافیا. گزافه نیست اگر بگوئیم عدم توسعه ما مستقیماً معلول جغرافیای ماست. چگونه؟

    –  نخست به لحاظ واقع شدن. اگر کشورمان را به شکل آدمیزادی تصور کنیم ما نقش آپاندیسیت آن آدم را داریم. تلخ است اما حقیقت! سر آن آدم، شمال است، قلب او تهران، تبریز و مشهد دستان راست و چپ ولی ما در مسیر اصلی نیستیم خصوصاً پس از دو اتفاق از محورهای مواصلاتی به دور افتادیم، یکی انتقال پایتخت از شیراز به تهران و دیگری اختراع ماشین. چرا که تا روزگاری که وسیله نقلیه ی ما انسان ها، چهارپایان بودند، هموار بودن یا نبودن مسیر مسأله نبوده و این چهارپای آهنین که به دنیا آمد، دیگر ما از اصلی به فرعی پرت شدیم شبیه آنچه در فیلم روانی ساخته آلفردهیچکاک اتفاق می افتد.
طبیعی است گردشگری یعنی حرکت و حرکت یعنی راه و هنگامی که کوه های بلند بشوند سد راه، ایستایی است که در پس کوه ها ریشه می دواند و اینگونه است که باید چون فرهاد تیشه برداشت و به جان کوه افتاد تا به رؤیای شیرین توسعه رسید. در اینجا ضمن سپاس از همه ی تلاشگران عرصه راه و راهسازی در استان، باید گفت آری. باید کوه کند و راه گشود تا گردشگر پای در راه نهد و دیگر هیچ.
«رو، پای به راه در نِه و هیچ مپرس، خود راه بگویدت که چون باید رفت»!
پس همت بلند بداریم و راه گشایی کنیم تا بتوانیم زیبایی های همین کوه ها را خود و دیگران به تماشا بنشینم.
از علت العلل بودن جغرافیا گفتیم ولی عوامل دیگری نیز در عقب افتادگی های کنونی بی تأثیر نبوده اند.

–       توسعه اجتماعی، که البته این پیشرفت نیز در نبود راه اتفاق نمی افتد.

–       تبادل فرهنگی، که خود سبب زدوده شدن آسیب های فرهنگی، تعصبات آزاردهنده، سنت های اشتباه، یکنواختی و ده ها مصیب دیگر می شود. ولی بی راه، به بیراهه می رود.

–       سرمایه گذاری از هر نوع، باید مسیر دسترسی داشته باشد و توسعه زیر ساخت های گردشگری هم از همین دست سرمایه گذاری است. در مقابل می بینیم که ساخت تأسیسات گردشگری نیز اگر بصورت دستوری و آمرانه در جایی اتفاق بیافتد که مسیر تردد گردشگر نباشد، نتیجه ای جز ورشکستگی به بار نخواهد آورد.

–       نگاه منطقه ای به مسأله توسعه، از دیگر مشکلات و موانع محلی به شمار می آید. اگر استان را چهارفصل می نامیم، باید چهار گوشه ی آن را برای پذیرایی از میهمانان گردشگر در همه ی فصول سال، آماده ومهیا کنیم. ما خوشبینانه اظهار می کنیم که آنچه تاکنون توسعه شهرستان های استان را نامتوازن کرده است، تعمدی نبوده و نیست و اگر نه این استانِ چهار فصل را، نام دیگر بباید. طبق گفته ها، قرار بود دو ماه گرم سال به مناطق خوش آب و هوا و دو ماه سرد سال به مناطق گرمسیری توجه شود نه اینکه فقط یک شهرستان برای هر چهارفصل آماده شود و توازن سرازیر شدن بودجه و رونق و پیشرفت در استان بر هم ریزد، «چنین مباد»!

–       امنیت، یکی از مهم ترین مباحث محلی است که البته اثرات فرا منطقه ای نیز در بر دارد. اگر کمی واقع گرا و با انصاف باشیم و بتوانیم خودمان را جای گردشگر و مسافر بگذاریم، به راحتی می توانیم این مسأله را درک کنیم که آن ها به چه می اندیشند!

 صرف این احساس که: “من به شهر و دیاری قدم می گذارم که همه با هم فامیل هستند و در اتحاد، و اگر به هر علت به کسی اعتراض کردم، ممکن است ده ها نفر همزمان از وی حمایت کرده و با من درگیر شوند و به من یا خانواده ام آسیبی وارد شود، چه کنم؟” سر آغاز ایجاد نوعی عدم امنیت است که این امر، مانع ورود گردشگر است. اصولاً بنده بر این باورم که تکرار تصویر عشایر به عنوان مردان مسلح می تواند تاثیر منفی بر جذب گردشگر داشته باشد. پس اگر در آن سرزمین، هر مرد از عشایر یک اسلحه به دوش دارد، تکلیف من که بی سلاح هستم را روشن می کند. آیا بهتر نیست تصویری مهربان تر از عشایر در اذهان بگنجانیم؟ همچون تصویر عروسی ها، سازها، سوارکاری و …! نوع نگرش باید تغییر یابد و ما مسئول تغییر دیدگاه غیر بومیان هستیم.
سفر به مناطق فرعی را معمولاً گردشگرانی انتخاب می کنند که حس ماجراجویی قوی تری دارند که البته جمعیتشان به نسبت انواع دیگر گردشگران کمتر است ولی اکثریت گردشگران دوست دارند هرجا قدم گذاشتند از هرجهت (جان، مال، ناموس و حرز) در امنیت و رفاه صددرصد باشند و اینجاست که اجرای طرح های فوق العاده برای فصل سفر به استان از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی می تواند به ایجاد امنیت و آرامش لازم کمک کند.
در این میان یک مورد، آری تنها یک مورد کافی است تا حاصل تلاش سال های سالِ بخش دولتی و انتظامی و سایرین را بر باد دهد. مانند مورد درگیری مسلحانه و زورگیری از گردشگر جوان آلمانی، که توسط چند جوانک ناپخته و نا اهل در مسیر …دررفروردین ماه چند سال پیش رخ داد!!!

به قول سعدی :    «ز جمعی چون یکی بی دانشی کرد        نه که را آبرو ماند، نه مه  را »

                              «شنیدستی که گاوی در علفزار بیالاید همه گاوان ده را؟ »

–       ضعف علائم و نشانه ها، یکی از معضلات بسیار جدی در بحث مشکلات محلی است.
در یک مسیر، ضعف راه به دو گونه است:
۱- ضعف در استاندارد راه سازی.
۲-نبود تابلوهای راهنما و علائم.
در حالیکه روستاهای ما هنوز تابلوی نام خود را ندارند، توقع داشتن تابلوی نام و تابلوی فاصله برای سایت های گردشگری، انتظار بیجا و زیادی است!
«دوراهی» ها و «سه راهی» های  بدون نشانه و تابلو بر سر راه گردشگر، به قدری زیاد است که فقط خدا میتواند آنان را هدایت کند وگرنه در اغلب مسیرها از عابر هم خبر و اثری نیست.
این در حالی است که برای خودمان پیدا کردن مسیر دشوار است، چه رسد برای غریبه های نابلد که تقریباً ناممکن می نماید. حل این موضوع ممکن نیست مگر با تشکیل کمیته ای متشکل از سازمان های ذی ربط و چند ماه کار مداوم و کنترل بر روند انجام کار.

–       بیم از اعمال خشونت از سوی بومیان، نگاه بدبینانه به گردشگر، برخورد نامناسب در موارد خاصی مثل بحث های لفظی، وقوع تصادف خودرو، پرخاشگری و …. از سمت افرادی که در تصور خویش، چون بومی منطقه هستند پس حق با آنهاست، از مخرب ترین عوامل در خصوص جذب گردشگران محسوب می شود.

–       کم کاری در امر توسعه ی زیر ساخت ها و تأسیسات مهم گردشگری استان،مسأله ی مهم بعدی است. تقسیم ناعادلانه بودجه بین شهرستان های استان، عدم اجرای به موقع پروژه ها، آماده نکردن هتل ها، رستوران ها، سرویس های بهداشتی در بین راه ها و بخصوص مناطق گردشگری، در شهرستان های غیر از مرکز استان، افق توسعه ی گردشگری شهرستان را دور و دورتر می کند.

«هتل بسازیم تا گردشگر بیاید، یا گردشگر بیاید تا هتل بسازیم»

ظاهرا، سازمان های دولتی با نگاه به بدی آب و هوا، ساخت و ساز در سایر نقاط استان را بی اهمیت پنداشته اند و این دور باطل، خود عامل عدم توسعه است و باید پذیرفت که بحث تعصبات منطقه ای در میان نیست. اگر نمی پذیریم بر مدعا شاهد بیاوریم:
در چندین نقطه از مرکز شهر یاسوج، تاکنون ده ها سرویس بهداشتی عمومی احداث شده در حالیکه در کهگلیویه گچساران حتی یک مورد هم دیده نمی شود.
در کتابچه ها، نقشه ها و بروشورهای استان که سالانه از سوی سازمان گردشگری منتشر می شود معمولاً تصاویر و مطالب، به حوزه مرکز استان و اطراف اختصاص دارد و گاه و بیگاه میان سایر شهرستان ها نیز تقسیم می شود.
ساخت و ساز تأسیسات ضروری مانند (پل، سرویس بهداشتی، آلاچیق، سنگفرش، جاده ی دسترسی، تابلو، تیر چراغ برق و روشنایی و …) در کنار همه ی نقاط نمونه ی گردشگری مرکز استان راه اندازی شده که قابل مقایسه با سایر نقاط استان نیست.
به لحاظ توسعه شهری، ساخت چند پارک زیبا و یا فضای سبز مناسب، نام گذاری معابر، بلوار سازی، مبلمان شهری، استادیوم های ورزشی، زمین چمن مناسب و ده ها مورد دیگر،  باز هم، خاص مرکز استان است که در سایر شهرستان ها کمتر یافت می شود.
«آری، ما حسود نیستیم اما کاش شیرینی پیشرفت و رونق، کام همگان را می نواخت»!!!

* «استعدادها و توانایی های گردشگری»

گرچه استعداد و توانایی های استان زیبایمان قابل برشمردن نیست، ولی به اختصار به بررسی چند مورد می پردازم:
۱) توانایی های ‏طبیعی جهت اکوتوریست،
۲) قابلیت های مورد توجه در حوزه ی اجتماعی، مردم‏شناسی و فولکلور،
۳) توانایی‏ در حوزه ی گردشگریِ تاریخی، معماری و اشیاء،
۴) استعدادهای استان در زمینه تورسیم ورزشی.

 * توانایی های طبیعی استان در زمینه اکوتوریست

عواملی چون واقع شدن استان در میان رشته کوه های زاگرس، داشتن عنوان پرآب‏ترین استان در حوزه ی جنوب غرب و حتی جنوب، برخورداری از پوشش گیاهی و جنگل‏های انبوه در قسمت وسیعی از استان، رودخانه‏های پرآب، آبشارهای دائمی و فصلی، زیست‏گاه‏ های جانوری، غارهای طبیعی، پدیده‏های زمین شناسی و چینه‏شناسی، وجود مناطق وسیع سردسیری در استان، مرغزارها و گلزارهای فراوان در نقاط مختلف استان از اسفند ماه تا خرداد ماه و خلاصه آفرینش تابلوهای بی‏نظیر از سوی نقاش چیره دست طبیعت را می‏توان بهترین استعداد برای جذب هرچه بیشتر طبیعت گردان دانست.
در کنار این پدیده‏های خدادادی و انحصاری در منطقه جنوب غرب، دو عامل دیگر هم به عنوان کاتالیزور به یاری ما خواهد آمد:
۱. استان‏های همجوارمان همچون استان‏های بوشهر، فارس، اصفهان، خوزستان و حتی یزد که از مسیر اقلید به شهرستان بویراحمد می‏رسد، که کمتر از چنین مواهبی برخوردارند.
۲. بررسی‏ها نشان می‏دهد که گردشگران رشته ی طبیعت‏گردی به لحاظ تعداد، از سایر گردشگران فراوان‏ترند. خصوصاً در سال‏های اخیر که دسترسی خانواده ها به اتومبیل شخصی، جمعیت دوستداران طبیعت و طبیعت‏گردان را فراوان‏تر نموده است.

* در حوزه اجتماعی، فرهنگی و فولکلور

در این زمینه به راستی می‏توان ایل قشقایی را برنده اعلان کرد. چرا که از چند دهه قبل، همزمان با پرداختن به آموزش‏های لازم، بزرگانی از آنان همچون «محمد بهمن بیگی»، با نگارش و قلم توانای خود، به معرفی تاریخ و فرهنگ قوم و ایل قشقایی به خوبی همت گماشت و نام و آوازه ایل خود را جهانی کرد. انجام مصاحبه‏های فراوان از سوی رسانه های داخلی‏ و خارجی‏، برگزاری مراسم گوناگون، همکاری با سازمان‏های فرهنگی، البته به تحصیل این توفیق کمک شایانی نمود.
در زمینه ی پوشش و لباس، آداب و و رسوم، موسیقی سنتی، شعر و غزل نیز به ثبت و شناسنامه‏دار کردن فرهنگ و ریشه ی قومی خود اهتمام ورزیده و با تمرکز بر روی این استعداد و توانمندی ها، همه ساله در جذب گردشگر داخلی و خارجی و صدور محصولات فرهنگی و صنایع دستی خود، نقش مؤثری را ایفا نموده اند.
به عنوان مثال، در حوزه موسیقی در دهه چهل خورشیدی، همکاری اهل موسیقی قشقایی با مرکز بزرگ «حفظ و اشاعه موسیقی اصیل ایرانی»، آثار موسیقایی آنان را ماندگار نمود.
بعد از ایل قشقایی می توان ایل بختیاری را هم موفق‏تر از خودمان بدانیم چرا که آنان نیز در حوزه اجتماعی و فرهنگی و فولکلور گام‏های بلندی برداشته‏اند.
البته ناگفته نماند که برای دستیابی به این پیشرفت، نزدیکی ایل قشقایی به شیراز و دسترسی ایل بختیاری به اصفهان از مهم‏ترین توفیقات بود. عاملی که ما بدان دسترسی کمتری داشتیم.
اما می توان با داشتن برنامه‏ای مدون و پشتوانه علمی لازم، به این مهم دست یابیم چرا که استعداد استان ما در جذب و جلب رضایت توریست، انکار ناپذیر است.
برگزاری سمینارهای فرهنگی، دعوت از عکاسان خبره، سینماگران، مستندسازان، جامعه‏شناسان، اساتید مردم‏شناسی و حمایت از هنرمندان استان که در این حوزه توانایی دارند، می‏تواند ما را در رسیدن به این هدف یاری بخشد.

حوزه ی گردشگریِ تاریخی، معماری و اشیاء

احداث «موزه مردم شناسی» در هر یک از شهرهای استان جهت معرفی البسه، ابزارآلات، سازها و سایر وسایل زندگی سنتی هم به حفظ و صیانت از فرهنگ فولکلور و هم به توسعه ی گردشگری کمک می کند و جای تأسف دارد که هنوز موزه ای که وسایل و اشیاء تاریخی شهرستان را به نمایش بگذارد در برنامه ها گنجانده نشده است.
در اکثر شهرهای تاریخی به لحاظ در دسترس بودن آثار تاریخی، رشته ی معماری یا مرمت در دانشگاه های آن دیار تأسیس شده که این نیز برای شهرستان کهگیلویه یک آرمان است.

* در زمینه ی گردشگری ورزشی

به نظر می رسد بتوان در شهرستان های گرمسیری، رشته های ورزشی همچون: کوه نوردی، صخره نوردی، غار نوردی، قایق سواری و اسکی روی آب (به لحاظ وقوع دو سد کوثر و مارون)
و در شهرستان های سردسیر استان: رشته های اسکی، کوه نوردی و سوارکاری را رونق داده و بواسطه آن جذب گردشگر نمود.
حال با توجه به اینهمه استعداد و در نظر گرفتن آمادگی استان جهت جذب و پذیرایی از گردشگران، این آژانس ها هستند که با بررسی و سنجش امکانات زیر ساخت ها و مراکز رفاهی می توانند به طراحی و برنامه ریزی تورهای پنج یا شش روزه به مقصد استان، اقدام نمایند.

* «راهکارهای رفع چالش ها و عوامل مؤثر بر رشد صنعت گردشگری استان»

به برخی از راهکارها در خلال متن اشاره گردید اما به صورت گذرا می توان موارد دیگری را نیز اضافه نمود:
۱) رفع حصارها و آزاد کردن حوزه گردشگری از پیچ و خم های اداری و غیرضروری،
۲) حمایت مادی و معنوی از بخش خصوصی در همه ی زمینه های مرتبط با صنعت (ساخت و ساز، نگهداری اقامتگاه ها، رستوران ها و کافه ها، حمل و نقل و …)،
۳) استمداد از دهیاری ها و بخشداری و توجیه آنان جهت مشارکت در نصب تابلوی راهنما و تابلوی معرفی مناطق دیدنی درکنار آبادی ها، پاکیزه نگاه داشتن اماکن و مناظر نمونه گردشگری مورد توجه توریست و اجرای طرح فوق العاده در ایام سفر،
۴) حمایت از سازمان های مردم نهاد (NGO) و علاقه مند به فعالیت در زمینه ی گردشگری و از همه مهم تر، به خدمت گرفتن راهنمایان گردشگری)،
۵) تعامل میان سازمان میراث فرهنگی گردشگری با اداره راه استان جهت بهبود راه های دسترسی به نقاط نمونه و مورد توجه گردشگری،
۶) ایجاد زمینه همکاری و دعوت از نیروهای متخصص و با تجربه از سایر استان ها و دوری از بومی گرایی متعصبانه در حوزه گردشگری،
۷) حمایت از سرمایه گذاران خصوصاً از سایر استان ها جهت سرمایه گذاری و تقویت صنعت توریست،
۸) محور قراردادن رسانه های تصویری خصوصاً تلویزیون ملی در برنامه ها (کمک گرفتن از مستندسازان برای تهیه مستندهای طبیعت) و پخش آن در ساعت های پر مخاطب تلویزیون،
۹) شرکت فعال در نمایشگاه های گردشگری داخل و خارج از کشور که در آن حجم بالایی از اقلام تبلیغاتی (پوستر، سی دی، کتابچه و…) میان بازدیدکنندگان توزیع می گردد،
۱۰) دوری جستن از تنگ نظری ها، تبعیض های ناروا و تغییر نگرش های منطقه ای در امر توسعه صنعت،
۱۱) استفاده از نیروی انسانی توانا، خلاق و اثرگذار در خارج از چارت سازمان اداری (همانند عکاسان حرفه ای و آماتور، روزنامه نگار در حوزه گردشگری، اداره کنندگان سایت های مختلف)،
۱۲) به روز رسانی سایت های اینترنتی ،تأسیس سایت های مربوطه و لینک دادن به سایت های صاحب نام در عرصه ی گردشگری با کمک گرفتن از نیروهای متخصص خارج از سازمان،
۱۳) انجام کار فرهنگی خصوصاً در سطح مدارس از طریق برگزاری نمایشگاه های عکس، مسابقه انشاء، اردوهای توجیهی دانش آموزشی، برگزاری برنامه در صف مدارس از سوی نماینده سازمان و …!

با ذکر این عوامل و نگاهی به چالشها می توان یک فرمول ساده نوشت :
                 

                     (چالشها استعدادها) برابر است با توسعه گردشگری استان

 

**********************************

*نقش گردشگری در توسعه پایدار عشایری و روستایی در استان

به چند علت، مقوله ی گردشگری روستایی در استان باید بیشتر اهمیت یابد:
۱) این استان از مشکلات زیادی از جمله فقر، توسعه نیافتگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رنج می برد،
۲) راهکارهایی که تاکنون جهت فقر زدایی در استان به کار رفته، نتوانسته اند رنگ فقر را از چهره استان خصوصاً روستاها بزدایند،
۳) تاکنون اگر روستائیان ما درآمدی داشته اند تنها از طریق کشاورزی و دامداری بوده، در صورتی که در جوامع پیشرفته و حتی در حال پیشرفت، ‌«گردشگری» در اکثر نقاط روستایی کشورها به ریشه کنی فقر کمک شایانی کرده است تا جایی که می توان گفت توسعه پایدار بدون توجه به مقوله گردشگری روستایی، عملاً ناممکن است.
امروزه تأثیرات چند جانبه گردشگری بر کسی پوشیده نیست. علاوه بر جنبه اقتصادی این صنعت، جهانگردی و گردشگری روستایی می تواند تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مهمی را در منطقه میزبان ایجاد کند و از طریق توزیع عادلانه درآمدها، اشتغال زایی و کاهش فقر، سبب بالا رفتن میانگین رفاه و سلامت عمومی گردد. در اکثر مناطق کشور، اگر شهرها به روستاها جهت توسعه ی گردشگری کمک کنند، سود اصلی این امر عاید خودشان می گردد چرا که هزینه های زندگی شهری از جمله معظلات اجتماعی ناشی از حاشیه نشینی به طرز چشم گیری کاهش می یابد. باید توجه داشت که استانی مانند این استان، بافت اجتماعی روستایی، در آن جمعیت غالب است و می توان قاطعانه گفت: گردشگری، مهم ترین راه برای احیاء روستاهاست.
از آنجا که بخش اعظم استان در کوهستان ها احاطه شده است، به نظر می رسد اهمیت دادن به مقوله ی گردشگری روستایی آن قدر ضروری است که جا دارد بخشی از فعالیت سازمان گردشگری برای این موضوع تعریف گردد. با توجه به اینکه استان ما استانی تازه تأسیس است، بنابراین هنوز به طور کامل با زندگی روستایی وداع نکرده و به زندگی شهری واقعی نیز، سلام نگفته است و اینچنین برزخی، شایسته ی اینهمه استعداد و طبیعت زیبا در این استان نیست.

چه نیکوست اگر با اقداماتی هرچند ابتدایی، زمینه ی آغاز فعالیت را در این حوزه بزرگ فراهم نمائیم. برخی از این اقدامات عبارتند از:
۱) اختصاص دادن یک یا چند خانه روستایی برای اقامتگاه گردشگران به روستاها و و اعطای پروانه بهره برداری به این اماکن،
۲) آموزش یک یا چند نفر از اهالی روستا در جهت یاری رساندن و راهنمایی گردشگران به عنوان راهنمایان محلی (Local guide)،
3) تهیه نقشه راه ها و مسیرهای روستا، ایجاد بانک اطلاعاتی روستاها و در اختیار قرار دادن آن برای استفاده گردشگران و آژانس های مسافرتی.
****
رشته گردشگری روستایی به عنوان یکی از حوزه های رو به پیشرفت صنعت گردشگری، خود دارای گرایش های متعددی است که بسیاری از این گرایش ها، قابل توسعه یافتن در استانمان را دارد. از جمله:
– گردشگری کشاورزی با نگاه به زمین های کشاورزی روستائیان و با انجام فعالیت هایی مانند (اقامت در مزرعه، کمپ، منزل کشاورز یا باغبان، بازدیدهای آموزشی و فروش محصولات مزرعه)،

  – گردشگری سبز، با محوریت مناطق ییلاقی جهت علاقه مندان محیط زیست،
– گردشگری غذایی، امکان پذیرایی از گردشگران علاقمند به غذاهای طبیعی و روستایی، نمایش پخت نان روستایی با گندم کامل، سبزی های طبیعی و میوه های کوهی، همچنین برگزاری جشنواره ها و فستیوال های غذای روستایی (مثل آنچه به عنوان جشن آش در زنجان برگزار می شود) را فراهم می کند،
– طبیعت گردی یا اکوتوریسم، توانمندی طبیعی این استان که پیش از این ذکر شد، (چه در حوزه چرام، سی سخت، پیرزال، لنده و چه مارین و دیل و خامی)، تکرار پذیر نیست و می تواند یک گردشگر را بارها و بارها و هر بار به سمت وسویی بکشاند. در آینده ای نه چندان دور، با صنعتی شدن بیشتر کشور، گردشگران به دنبال مکان هایی خواهند گشت که کیلومترها از ترافیک و آلودگی های صوتی و آلودگی هوا به دور باشند و با صدای آب و پرنده ها در دامنه کوه، دمی بیاسایند. پس ما هریک باید با همت بلند، خود را آماده پذیرایی از جمعیت چشمگیرطبیعت گردان نمائیم.
– گردشگری ماجراجویانه و اکتشافی، در این زمینه می توان با ایجاد بستری برای جذب گردشگران علاقه مند به ماجراجویی جهت شرکت در برنامه های کوچ ایلات و عشایر، یافتن گیاهان کمیاب دارویی، صخره نوردی، غارنوردی به کمک روستائیان و دعوت و همکاری با صاحبان مشاغل خاص در روستاها مانند چوپانان، کشاورزان، دامداران و …، به این صنعت کمک ارزشمندی نمود.

 – گردشگری با محوریت موضوع خاص، جذب گردشگران علاقمند به رقص های محلی، جشن های عروسی، آئین های سوگواری، حتی مراسم خرافی روستاییان، حضور در محافل دوستانه و فامیلی آنها و شنیدن داستان ها و افسانه های ناب و شرین از تاریخ سرزمین و اسطوره هایشان و همچنین بازدید و بررسی معماری خاص روستایی، یکی از اقدامات مهم در جهت رونق اقتصادی و فرهنگی در استان است.

* پیشنهادات قابل اجرا برای کمک به امر توسعه گردشگری روستایی

۱) اعلان عمومی به روستاها و درخواست همکاری از روستاییان جهت آموزش نیروهای متخصص به عنوان راهنمای محلی- آشپز غذاهای محلی، نوازنده و یا خواننده ی آهنگ های محلی در روستا،
۲) شناسنامه دار کردن، نصب تابلو و انجام تعمیرات لازم در چند خانه روستایی جهت امر اسکان گردشگر و اختصاص دادن خانه هایی با سبک سنتی و یا معماری خاص یک دوره ی زمانی و … به سازمان گردشگری،
۳) جمع آوری اطلاعات، شماره تلفن ها، مشخصات مباشرین و ارائه ی آنها به صورت بروشور به آزانس های مسافرتی، سازمان گردشگری و باجه های راهنما
۴) ایجاد زمینه اجتماعی لازم برای حضور گردشگران در آئین های روستایی مانند آنچه در بالا ذکر شد، با رعایت شئونات لازم و حفظ حرمت های طرفین،
۵) تهیه اطلس مصور از روستاهای استان توسط یک سازمان خبره مانند گیتا شناسی یا موسسه سحاب.
با پتانسیل عظیمی که برای این کار وجود دارد می توان با ارائه ی برنامه ی مدون و آینده نگری صحیح در جهت شناخت و رشد استعدادهای استان، بر فقر چیره شد و شاید بتوانیم خوشبین باشیم که دیگر، جوانان روستایی و شهری بر سر هیچ با یکدیگر درگیر نمی شوند. چرا که تبعیض طبقاتی و تفاوت در درآمدها و عدم رسیدگی در جهت بهبود وضعیت آموزش، بهداشت،  مسکن، کشاورزی و …، میان این دو گروه از بین رفته و کمبودی حس نمی شود تا خودش را به صورت خشونت های بیجا و خطرناک و ایجاد ضررهای جانی و مالی، نشان دهد و حتی با ایجاد اطمینان خاطر برای روستاییان بابت ریشه کنی گیاهان دارویی و بوته های سردسیری در زمان مشخص و جلوگیری از نابودی گونه های کمیاب و خاص گیاهی و دارویی و همچنین داشتن بازار مناسب برای فروش، می توانیم هرچه بیشتر در رشد و رونق استانمان سهیم باشیم.
سازمان ملل متحد از طریق سازمانهای زیر مجموعه خود مانند (UNDP) در سال های گذشته، برنامه هایی برای توسعه روستاها با محوریت گردشگری تدوین نمود که مشارکت در آن و پیگیری مصرانه و مشفقانه ی آن می تواند به این امر سرعت بخشد.
تعیین جایگاه صنایع دستی در توسعه گردشگری استان
در این مورد هم به طور گذرا تنها می توان گفت برخی از رشته هایی که علاقمندان در ۴ سال گذشته به آنها اشتغال یافته اند، سنخیت چندانی با هویت فرهنگی و محلی استان ندارد (مانند گل آرائی، سفال گری، منجوق دوزی و…)، چرا که صنایع دستی امری وارداتی نیست و باید حداقل رگ و ریشه هایی در پیشینه ی زندگی روستایی یا شهری آن سرزمین از آنها دیده شود.
(مانند گلیم بافی، گبه بافی، سیاه چادردوزی، نخ ریسی، قالیبافی، منزل آرایی روستایی و …).
لذا امید آن می رود که با کمک گرفتن از صاحبان اصلی صنایع دستی و هنرهای بومی،  یعنی روستائیان و عشایر جهت کسب آموزش و تدریس شیوه های کار آنان، محصولات روستایی و عشایری را به تولید انبوه رساند و با بازاریابی صحیح نسبت به گسترش فروش و صادرات هنر بومی،  به اهداف اقتصادی و فرهنگی دست یافت.
این بود چکیده ای از حاصل تجربه و مطالعه این حقیر، امید که مقبول اهل فن افتاده باشد و در زمان و مکان صحیح به طور مؤثر و مناسب، مورد استفاده قرار گیرد.

 

                 به امید زدودن فقر اقتصادی و فرهنگی به کمک گردشگری

 *مدیریت آژانس مسافرتی، ایرانگردی و جهانگردی آریوبرزن

 ******

منابع و مأخذ:
در بخش گردشگری روستایی از سرفصل های کتاب «اصول برنامه ریزی توسعه گردشگری روستایی» نوشته آقای زاهد قادری (چاپ انتشارات سازمان شهرداری ها) و همچنین جزوه آموزشی سازمان UNDP در استان مربوط به سال 83 استفاده شده است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • غیربومی دلسوز می‌گه:

    خیلی متن جالبی بود و منو ترغیب کرد تا بیام و از نزدیک منطقه رو ببینم ، اما بزرگترین دغدغه ی مسافر اینه که آیا در شهرهای کوچک با طبیعت زیبا ، آیا مکانی برای اقامت اونها وجود دارد یا خیر؟ !
    سپاس

  • فرشیدعزیزی می‌گه:

    عزیز دل! تا زمانی که حداقل فاصله شنا کردن مرد با زنش کنار دریای شمال حداقل 150متر است امکان ندارد گردشگری رواج پیدا کند . تا آزادی شادی کردن و راحتی پوشش و رقص و آواز برای گردشگر نباشد اوضاع همینه. متاسفانه چهارتا گردشگر بهبهانی و گچسارانی و دیلمی و این طرفا که غذاشون رو از شهرشون باهاشون میارن برای مسئولین استان و مردم منطقه یک سراب گردشگری درست کرده. گردشگری که پول میاره با رهگذری که ما گردشگر مینامیمش زمین تا آسمان تفاوت دارد.

  • فرهاد می‌گه:

    درود بر محمد عزیز و قلم شیوات که حق مطلب را ادا کردی

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    نگاه جامع و راهبردی بود آقای زرین عزیز. درود. البته به ویرایش نیاز داشت . اغلاط تایپی و نگارشی آن کم نبود.

  • با ذکر منبع در لور نیز بازنشر شد.

  • سید مصطفی عبدالهی می‌گه:

    محمد جان شیرت بگم کم گفتمه.
    زیبا قلم-مستند- علمی
    عالی عالی عالی به قول بچه ها ایول.

200x208
200x208