تاریخ درج خبر : 1392/07/11
کد خبر : ۹۸۷۰۳
+ تغییر اندازه نوشته -

چه خوش است … !

سایت استان: دکتر علی مندنی پور

چه خوش است مهر ورزیدن به همنوع و هماره از نیکی و نیکویى و نیکان یاد کردن و یار و غمخوار و قدردان محبت های یکدگربودن و همبستگی، همدلی، وحدت و همزیستی مسالمت آمیز و خوشبختیرا برای تمامی پسران آدم و دختران حوا در پهنه گیتی آرزو نمودن و حقوق صاحبان حق را ارج گذاشتن و احساس مسؤولیت را به جان خریدن و پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک را سرلوحه زندگی قرار دادن و شادی و امید آفریدن و مصلحت خلق لله رابرمصالح و منافع شخصی، گروهی، خطی و باندی ترجیح دادن و نعمت بزرگ سلامتی و سرزندگی و نشاط را پاس داشتن و مشرب اخلاقی- انسانی حکیم سخن ، سعدی شیرازی را در قالب زیبا و جاودانه ى ، بنی آدم اعضای یکدیگرند…، دنبال کردن. نخوت و خودخواهی را از خود راندن و با بندگان خدا با انصاف و مروت و مردانگی رفتار کردن و نفس اماره را به بند کشیدن و خود برتر بینی را به فراموشی سپردن و در یک کلام به انسانیت انسان ، ایمان داشتن و به قواعد آن در عمل پایبند بودن.

ای بسا چنین آرزوئی نه از سر واقع بینی که از سر خوش بینی است. چه، خواسته هایی از این دست ، دل خوشی و قوت قلبی بیش نیست و به مثابه داروی مسکنی می ماند برای فراموشی و رویگردانی از ناملایمات روزگار و چشم بربستن بر واقعیات تلخ زمانه در هیبت آسیب هایی چون فقر و نداری، تبعیض، نابرابری، بی عدالتی، خودکشی، مرگ و میر و بیماری های ناشی از فشار عصبی، افت تحصیلی، خواب های آشفته و شب بیداری های جانکاه، تظاهر و ریا، خیل عظیم بی کاران و به ویژه تحصیلکرده های میلیونی بیکار، بی انگیزه و سرگردان و جیره خواران شرمنده و همیشگی پدر و مادرهای آرزومند تجارت اعضای بدن، مهاجرت های بی رویه و ناخواسته به قیمت ویرانی روستاها، اعتیاد به روان گردان ها و معضل خانمانسوز مواد مخدر، جرم و جنایت، رشد حلبی آبادها، فرار مالیاتی، قاچاق (کالا و اسلحه)، کم فروشی، گران فروشی، تورم لجام گسیخته، تخلفات رانندگی، آمار بالاى تلفات جاده ای، زندانهای لبریز، کلاهبرداری، خیانت در امانت، چک بی محل، اختلاس، ارتشا، خشونت، آدم ربایى، سرقت، جیب بری، زورگیری، فسق و فجور، آلودگی هوا، هجوم ریزگردها، فحشا، بیسوادی، خرافه گرایى، فال بینی، دعانویسی و رمالی، حاشیه نشینی، طلاق و جدایى، اختلافات زناشویى، دختران فراری، فرار مغزها، رنگ های زرد، تن های دردمند و رنجور و بیمار، ناداوری ها، عشق های پژمرده، دوستی های سست بنیان، اختلاف فاحش طبقاتی، نظام آموزشی ناکارآمد، وضعیت بحرانی بهداشت و درمان و تأمین اجتماعی نارسا، فساد اداری، ناامنی، انحرافات اخلاقی، بحران ارزش ها، متلاشی شدن بنیان خانواده، گام های سرگردان و بی هدف، بغض های در گلو مانده، افزون طلبی های بی حساب و کتاب، قانون شکنی، قانون گریزی و ده ها آسیب ویرانگر… زنجیره ای معیوب که بی شک همگان در گسستن تدریجى حلقه های زنگ زده، پوسیده و ترک برداشته ى آن در خلال زمان تا به امروز نقش داشته و در این میان مسؤولیت مسؤولان امور و در رأس آنها نمایندگان مجلس ، این امانت داران قسم خورده ی مردم ، عظیم تر و کفه ترازوی نامه ی اعمال شان بسی سنگین تر و در نتیجه تعهداتشان در پاسخگویى صادقانه به موکلانشان افزون تر.

مدام با خود کلنجار رفته و با آه و افسوس می گوییم ای کاش می شد گذشت و فداکاری و ایثار را در قاب زیبا و قالب ارزشی سالهای اوایل انقلاب و جنگ جای داده و برای همیشه آن را به نظاره می نشستیم. ای کاش با هم مهربان تر و رو راست تر می بودیم و شعاع دایره ی این شبه زندگی را هر روز بر یکدیگر تنگ و تنگ تر نمی کردیم؟ چه می شد نه در میدان سخن بلکه در میدان عمل آنگونه که باورهای اعتقادیمان نیز بدان صحه گذاشته هرآنچه را که بر خود روا نداشته بر دیگران نیز روا نداریم. چه خوب بود اگر می شد عالمی نو را بنیاد و آدمی تازه قالب می زدیم و برای خواست، اراده و رأی و نظر شهروندان ارزش قایل بوده و خود را قیم و همه کاره مردم نمی پنداشتیم. چه می شد در هیبت گندم نمای جوفروش ظاهر نشده ، شاخ نمی زدیم و به تناوب شاخه عوض نمی کردیم و ثابت قدم بوده و در همه ی احوالعقلانیت را به جای احساس می نشاندیم؟ چه خوب می شد همنوعان را برای همیشه دوست می داشتیم و نه فقط در فصلی خاص. چه می شد به خودباوری می رسیدیم و عادات ناپسندی چون خودباختگی، خودگدازی و خود کم بینی را از خود دور کرده و توان، لیاقت، استعداد و داشته هایمان را در عرصه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی دست کم نمی گرفتیم؟

چه می شدآدمها«ابزار» آزار یکدیگر نمی شدند؟ و در بیان، قدم و قلم خویش جانب انصاف را مراعات و در داوری هایمان حریم حرمت دیگران را پاس داشته با دوستان مروت و با دشمنان مدارا پیشه می کردیم. چه می شد کم گوئی و گزیده گوئی را سرلوحه رفتارمان قرار داده و به وعده و وعیدهای خویش به مصداق کلام زیبای «لا دینَ لِمَن لا عَهدَ لَه» پایبند بوده و عادت زشت فرصت طلبی را از خود رانده و پیوسته بدهکاری های مردمی مان را بخود یادآوری و با شجاعت هرچه تمام تر و در کمال شفافیت مسؤولیت پیامد رفتار، گفتار و کردارمان را در جایگاه های مختلف جوابگو بوده و پذیرا می گشتیم؟ چه می شد به وظائف قانونی مان عمل کرده و محور اساسی تمامی کارهایمان را«قانون و اخلاق حسنه» قرار می دادیم و لاغیر.

ما را چه شده است اینچنین به این زندکی کسالت بار و ملال آور دل خوش کرده و محو تماشای تصاویر فریبنده ی دنیای خاکی این عجوزه هزار چهره و عروس هزار داماد گردیده و چنین بی رحمانه درخت عاطفه ها، برادری ها و دوستی ها را در حالیکه بر شاخه نشسته ایم بن می بریم؟!

از خود پرسیده ایم چرابهاینجا رسیده ایم که هنرمان وصله پینه کردن و شاخ و شانه کشیدن برایضعیف تر از خود و از آن طرف کرنش و تعظیم تمام قد در مقابل صاحبان قدرت و مکنت و کاشتن تخم کین، حرص و طمع، حسادت، رقابت منفی، چشم و هم چشمی، استفاده سوء از مقام و موقعیت، نان را به نرخ روز خوردن، مجیز گفتن و بر مرکب جهل و نادانی و خودپسندی سوار شدن، چهار نعله تاختن و حیثیت و جان و مال مردم را بی محابا لگدکوب کردن شده است؟ چه می شد به حق قانونی مان قانع بوده و سهمی بیش از حق خود طلب نمی کردیم؟ تا کی به بندگان خدا فخر فروخته و آنان را لایق مشورت نمی دانیم؟ ما را چه شده است؟ جز سخن خود سخن دیگری را برنتافته، منطق غیرخودی را به باد استهزاء گرفته و جز بینش، منش و روش خاص خود را برنتابیده و مدام به دیگران سرکوفت زده برآنان خرده گرفته و انگ می زنیم؟ مرز این خودشیفتگی تا کجاست و این همه تاخت و تاز، تظاهر و خودنمائی و خود بزرگ بینی برای چیست و برای رسیدن به کدام هدف؟

تا کی با بکارگیری ادبیات سخیف آمرانه و دستوری در جایگاه صاحب حق و در جامه ی «طلبکار»نقش ناصح زمان را ایفاء و فرهنگ و هویت را دستمایه قرار داده، آن را به سخره گرفته، خود را عقل کل پنداشته و در حالیکه خود به نماد افراط و افراط گری در شهر شهره ایم، در کمال بی انصافی نسنجیده و بی محابا مخالفان فکری مان را به تندروی و افراطی گری متهم کرده و به جای وحدت، تشتت و به جای همدلی تخم تفرقه و اختلاف پاشیده، ناخوانده حکم رانده، ناشنیده به داوری نشسته و نادیده محکوم می کنیم؟ تا کی معیار قضاوتمان بر مدار دوستی، رفاقت، وابستگی های قومی، قبیله ای، خطی، باندی، جغرافیائی،گذشته تاریخی و باورهای مشترک می چرخد؟ در چنین چرخه بیهوده و باطلی جایگاه توسعه متوازن و پایدار کجاست؟

تفکر سنتی در جوار تظاهر به تجددخواهی کجای این دو با هم همخوانی دارند؟ تا کی خود را تنها«سهامدار بهشت» قلمداد کرده و در ذهن معیوب خویش نقشه ى جهنم را برای دیگران ترسیم کرده و آنان را بدهکار و وام دار خود پنداشته و کوثر و نعماتش را فقط برای خود، وابستگان و دوستان همسو و بدبختی و رنج و دردسر را برای دیگران طالبیم؟ تا کی دست و زبان و قلم و قدم و اندیشه مان نه در جهت خدمت که در راستای اذیت و آزار و ویران کردن شخصیت و هتک حرمت هم نوعان به کار گرفته شده و تخریب و تحقیر مظاهر فرهنگی این مرز و بوم را رویه ناپسند خود قرار می دهیم؟ تا کی در پوستین زرق و ریا نقش بازی کرده وباورهای دیرپای اعتقادی را به آتش کشانده و شاهد شلیک بی وقفه دروغ و بهتان نسبت به یکدیگرباشیم؟

چگونه می توان دیدگان را بر واقعیات موجود بست، به حق کشی فرمان داد، حق دیگران را نادیده انگاشت و از حقیقت روی گردانید و به پرستش مردگان و رنجش و عذاب زندگان دلخوش گشت و با ابزار جهل و خرافه شاهد دست و پا بسته ی تیغ کشیدن بر چهره ی عدالت، این مظلوم همیشه یتاریخ بود؟ تا کی با خط کش خود ساخته و کج و معوج و رنگ رو باخته و با نگاه تنگ نظرانه و خرد زایل کن به جدایى شهروندان و تقسیم آنان به «درجه یک» و «درجه دو»، خودی و یا غیر خودی دل مشغول بوده وبه زعم خویش آنان را با چوب تکفیر از متن جامعه رانده،بی خبر از همه جا و ناخواسته در صف ناراضیان قرار داده و به خیل کژاندیشان وبدخواهان بیفزاییم ؟ ما را چه شده است؟ به کجا چنین شتابان؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • فریدون هاشمی می‌گه:

    سلام بر استاد ارزشمند و بزرگ مان که خود با تنگ نظری ها ضربه ها خورده و تسلیم نشده است. به امید روزی که علم و دانش و روح بزرگت در بالاترین سطح جامعه باعث افتخار ایل لر باشد. اگرچه هم اکنون نیز اینگونه هستی.

  • ناشناس می‌گه:

    در این دوره ای که من و شما زندگی می کنیم راه نجات معنویت ، بصیرت و عمل به موقع است کاش بعضی ها بصیرت داشته اند و بعضی ها معنویت وبعضی ها هم عمل به موقع ، عده ای هم هستند که هیچ کدام را ندارند.

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر دکتر مند نی پور

200x208
200x208