تاریخ درج خبر : 1392/07/11
کد خبر : ۹۹۰۱۷
+ تغییر اندازه نوشته -

“آن سو تر از سیاست”

سایت استان: امید نوروزی اصل

( مطلبی احتمالا بدون خواننده !)
امکان زیستن هست ولی این گونه زیستن زندگانی نیست (آلدوس هاکسلی)
در میان معرکه سیاست- “نرمش قهرمانانه ی” مخالفان دیروز اصلاحیون- اعتدالیون- رفسنجانیون، جهت حفظ موقعیت خود و تلاش مذبوحانه اهالی موسوم به اصلاحاتچی در سهم بردن از تقسیم غنائم ناگهانی نازل شده – پرداختن به موضوعی متافیزیکی- اخلاقی، معلوم نیست بتواند خواننده ای بیاید یا نه. نه این که گروه سومی که خواننده بالقوه این مباحثند موجود نباشند بلکه اتفاقا جماعتی بسیارند اما شگردهای بازیگران دو گروه اول و رو کردن تهورانه و جسورانه ی آس های ته جیبشان به صورت دیدارهای عمومی و خصوصی با سردمداران، لابی گری، بست نشینی، نامه نگاری و سخنوری و انباشته نمودن فضای رسانه ای از آن باعث می شود که اولا: چنان جذابیتی به میدان معرکه گیران داده شود که متحیرانه رقابت پرشورشان را نگریستن و پشت گوش خود را خاراندن هم فال است و صد البته هم تماشا. دو دیگر این که مطالبی از این دست در میان هیاهو برای همه چیز، لابد گم و گور خواهد شد. می توان آرزو نمود: چنین مباد!
***
یکی از مفاهیم کلیدی و مشترک در همه ی ادیان که تحقیق و تتبع چندانی در مورد آن نشده مفهوم برکت است. این اصطلاح البته در زبان محاوره ای مسیحیان مومن بیشتر به کار می رود. اما مفهوم آن چیست؟ برای درک آن سه مفهوم را باید از هم تفکیک نمود: نعمت، رزق و برکت. هر سه از داده های خداوند به بشرند اما تفاوتی ظریف بین آنها وجود دارد. نعمت شامل دارایی است که خداوند به شخص عطا نموده است. اگر بخواهید نعمت داده شده به شخصی را محاسبه نمایید باید تمام اموال او را جمع ببندید. این نعمت مادی آن شخص را مشخص می نماید اما رزق این نیست. رزق آن بخشی از این اموال است که شخص از آنها لذت می برد. اگر شخصی ده قالی داشته باشد ولی تمام عمر روی دو قالی خوابیده باشد آن دو تا رزق ایشان بوده و هشت تای بقیه رزق نبوده است. پس رزق آن است که شخص از آن انتفاع می برد و نه اینکه نگهبانش باشد. برکت با رزق نیز متفاوت است. سه نفر را در نظر بگیرید. اولی 10 کیلو عسل داشته باشد و دومی 20 و سومی 30 کیلو. اما هر کدام فقط یک کیلو را بتوانند مصرف نمایند. این یک کیلو رزق هر کدام از آنهاست اما آن 9 و 19 و 29 کیلو برای آنها نعمت بوده اما رزق نبوده است. حال سوال این است: آیا یک کیلو عسل مصرف شده توسط هر کدام، به یک اندازه به آنها مزه داد؟ این مزه کردن برکت زندگی است. قدما معتقد بودند رزقها به انسانها یک نوع مزه نمی دهند. ابوالفرج اصفهانی در کتاب “اغانی” روایتی شنیدنی دارد که به فهم موضوع کمک می کند. ایشان نقل می کند هارون الرشید عباسی – بزرگترین امپراطور روزگار خودش- و همسرش زبیده شبها با لباس مبدل به کوچه و بازار و میان مردم می رفتند تا وضع زندگی آنها را ببینند. از کنار تون حمامی گذشتند.- تون حمام به نوعی شاید بدترین جای دنیا باشد! جایی که آب حمام را گرم می کنند و علاوه بر حرارت، بوی شگفت انگیز خیلی بدی دارد- از لای در نگاه کردند دیدند پیرمرد و پیرزنی در تون حمام زندگی می کنند و ظرف آبی و مقداری نان خشک جلویشان است. نان را در ظرف می خیساندند و لقمه ها را مرد در دهان زن و زن در دهان مرد می گذاشت. هارون به زبیده گفت چه می بینی؟! زبیده شعر عربی بلندی گفت که مضمونش این است: “اینها لذتی می برند که شاهان و شاهزادگان در آرزوی این لذت می میرند و هیچ وقت به این لذت نمی رسند.”
به نظر سنت گرایان حقیقتا مومن، خدا به این زندگی برکت می دهد. اون از نان خشکش لذت می برد و عده ای از چلوکبابشان محروم از لذتند. خلاصه کلام این که نعمتها دو بخشند: آنهایی که رزق ما هستند و آنهایی که رزق ما نیستند. و رزق ها نیز دو دسته اند: رزقهای بی برکت که انسان از آنها لذت نمی برد و رزقهای با برکت که به انسان لذت می دهند.
چکیده ای از ماجرای نمایش” فاوست” گوته هم اینجا ذیربط خواهد بود: در نمایش گوته ،دکتر فاوستس یک پزشک و دانشمند عالی رتبه ای است که همیشه از زندگیش ناراضی بوده است. شیطان به نزدش می آید و می گوید حاضرم با تو معامله ای بکنم: روحت را می خرم و در ازای آن بیشترین لذت را در این جهان به تو می دهم. با مذاکرات فراوان دکتر قبول می کند اما می پرسد من از کجا بفهمم که تو به قولت وفا می کنی؟ شیطان می گوید هر وقت به بیشترین حد لذت بردن رسیدی آنگاه روحت را به من بده. (منظور قبض روح نیست. بلکه صاحب اختیار شدن روح است). فاوستس می گوید من از کجا بیشترین لذت را بفهمم؟ شیطان می گوید: وقتی که آن قدر در حال لذت بردن هستی که خطاب به زمان بگویی: “ای زمان از حرکت بایست.” به هر حال معامله صورت می گیرد. فاوستس از هر لذت قابل تصور بهره مند می شود و سرانجام فریاد می زند ای زمان از حرکت بایست و شیطان می آید و می گوید من به وعده ام وفا کردم و آمده ام تا روح تو را بگیرم…
به نظر آلدوس هاکسلی- نویسنده کتاب معروف “دنیای قشنگ نو” – بسیاری انسانهای سنتی بودند که هر چند در گلیمی با خانواده می خسبیند و نان خشک در آب ترید می کردند و قوتشان همین بود، اما بدون این که روحشان را با شیطان معامله کنند به حالتی و خلسه ای سرشار از لذت می رسیدند که می گفتند: ای زمان از حرکت بایست!
***
به نظر نمی آید ما انسانهای شبه مدرن (!) به چنین لذتی دست یافته باشیم که بگوییم ای زمان از حرکت بایست اتفاقا دقیقا برعکس است می تازیم تا امتیازی دیگر ولو به هر قیمتی اضافه نمائیم. غنیمتی دیگر تا نعمتی افزونتر. می گوئید نه؟ محتوای رسانه ها را یک بار دیگر بنگرید. زندگی روزمره را نگاه بفرمائید. اصلا چرا اونجا؟ چرا به بیرون؟ به درون خود! همون که اسمش را می گذاریم وجدان؟ بگذاریم خودش در مورد صاحبش قضاوت نمایید… خدا کند در این وسط برکتی هم نصیب شود…

تکمله: تعریف و توصیف مفاهیم ذکر شده ( نعمت ، رزق و برکت) برگرفته از مکتوبات استاد مصطفی ملکیان- فیلسوف اخلاق مدار ایرانی- است. لذت خواندن اثار ملکیان را در هر فرصتی غنیمت شمارید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208